کد خبر: ۲۱۹۱۲
دکتر احمد سیف در گفتگو با فرارو
تاریخ انتشار: ۱۱:۵۳ - ۰۵ فروردين ۱۳۸۸

فرارو-مرتضی اصلاحچی: دکتر احمد سیف اگرچه سال هاست که در خارج ایران زندگی می کند اما به واسطه کتاب هایش برای ایرانیانی که مسائل اقتصادی و سیاسی-اجتماعی را دنبال می کنند شخصی شناخته شده است.
 
او که 20 سال گذشته را در دانشگاه"استانفوردشایر" انگلستان مشغول تدریس بوده است گذشته از انبوه مقالات، تاکنون 16 کتاب به زبان فارسی و 7 کتاب به زبان انگلیسی منتشر کرده است و نزدیک به 10 کتاب دیگر را نیز در دست انتشار دارد.

از کتاب های تالیفی و ترجمه ای او که در ایران چاپ شده اند می توان به "قرن گم شده: اقتصاد وجامعه ایران درقرن نوزدهم"، " تاریخ آشفته یا آشفته نگاری تاریخی؟" ، " اقتصاد ایران درقرن نوزدهم" ، " استبداد، مسئله مالکیت، و انباشت سرمایه درایران" ، " جهان پس از11سپتامبر: استراتژی امپریالیسم درهزاره سوم" ، " جهانی کردن فقر و فلاکت: استراتژی تعدیل ساختاری در عمل" ،" بربریت مدرن: اروپا در هزاره سوم " و "استعمار پسامدرن" اشاره کرد.(لیست کامل اثار او را در انتهای مصاحبه ببینید.)

وی به واسطه مطالبی که در وب سایت شخصی اش منتشر می کند نشان داده است که مسائل جاری در ایران را با دقت دنبال کرده و عمیقا درباره آنها تفکر می کند.

در زمینه وضعیت اقتصادی ایران و عملکرد محمود احمدی نژاد گفتگویی با او انجام دادیم که می خوانید:

-به طور کلی عملکرد اقتصادی احمدی نژاد را چگونه ارزیابی می کنید؟
بهتراز من خبر دارید که ارزیابی این عملکرد چندان ساده و آسان نیست. چون اگربه ادعاهای دولت تکیه کنید تصویری که می دهند با آن چه که دیگر موسسات وابسته به حاکمیت- برای نمونه بانک مرکزی یا مرکز پژوهشهای مجلس- به دست می دهند تفاوت دارد.
 
از سوی دیگر، تا جائی که من خبر دارم ما آمارهائی که مورد توافق همگانی باشد- می خواهد در باره میزان بیکاری باشد یا حتی میزان تورم- دراختیار نداریم. با این همه، آن چه که می توانم بگویم این که آقای رئیس جمهور ازهمان ابتدا شعارهای بسیار جذابی می داد و هنوز هم می دهد ولی با آنچه که می شنویم به گمان من، دررسیدن به اغلب این اهداف موفق نبوده است.
 
از آن داستان بردن پول نفت به روی سفره ها می گذرم ولی ازچند منبع خبر داریم که تعداد کسانی که زیر خط فقر زندگی می کنند افزایش چشمگیری داشته است. خود شما مدتی پیشتر گزارش کرده بودید که از 63 میلیون نفری که درطرح جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوارشرکت کرده بودند، به گفته آقای رئیس جمهور به 53 یا 54 میلیون نفر یارانه باید اختصاص داده شود. به این حساب، حتی به گفته آقای رئیس جمهور درصدکسانی که وضع شان طوری است که باید به آنها « یارانه نقدی» داد، می شود، بین 84 تا 86درصد و این رقم به واقع وحشتناک است. این که بعد، این ارقام را مشتمال دادند و کمتر کردند- چون به واقع دیده بودند که امکان تامین مالی اش را نداریم نه این که وضعیت تغییر کرده باشد تغییری در این واقعیت نمی دهد. 

وضعیت تجارت خارجی- یا اگر دقیق تر سخن گفته باشم، کسری تراز پرداختهای ایران- یعنی واردات منهای صادرات غیر نفتی- به شدت افزایش یافته و به اعتقاد من به مرحله بحرانی رسیده است. در6 ماه اول سالی که گذشت، واردات به ایران 35.5 میلیارد دلار و صادرات غیر نفتی ما هم 9.8 میلیارددلار بود یعنی برای همین 6 ماه ما 25.7 میلیارددلار کسری تراز داریم. دراین رابطه، نه فقط مشکل تامین مالی این واردات هست بلکه این واردات افسارگسیخته مشکلات بسیار اساسی برای تولیدات داخلی فراهم کرده است. 

شمار قابل توجهی از صنایع داخلی درشرایط دشوار بحرانی هستند. واردات قابل توجه شکر، و برنج و منسوجات که مستند شده است و این وضعیت به خصوص در شرایط کنونی که بهای نفت به نسبت بهای بسیار زیاد نفت در تابستان سقوط چشمگیری کرده بخصوص مسئله آفرین است. واقعیت این است که برای تامین مالی این همه واردات دلارهای نفتی نداریم و دیر یا زود باید این واردات افسار گسیخته کنترل شود- یعنی غیر از این چاره ای نداریم- و در آن صورت، به احتمال بسیار زیاد تورم بسیار بیشتر خواهد شد و حتی بعید نیست با کمبود در بازارها روبرو بشویم.
 
البته آقای رئیس جمهور و مدافعان ایشان خودشان را از تک و تا نمی اندازند ولی می دانیم که منابع زیادی صرف پروژه های زودبازده شده است که به واقع بازده چندانی نداشته است. بطورکلی، با همه وعده هائی که داده شد، به گمان من این عملکرد به شدت منفی است.
 
دقت کرده اید که به جزئیات سیاست پردازی نپرداخته ام- یعنی در این چند سال گذشته، دربسیاری از موارد، بگونه ای سیاست پردازی کرده اند که هیچ دولت مسئولیت شناسی این گونه رفتار نمی کند یا نباید بکند. بطور کلی شاهد اغتشاش اندیشه اقتصادی فراوانی بودیم-همین طور سردستی می توانم اشاره کنم به اختلافات وزارت کار و بانک مرکزی، به برچیدن سازمان برنامه سابق، به انحلال شورای پول و اعتبار- آن هم به این خاطر که با کاهش دستوری نرخ بهره موافق نبوده است. 

ما در این سالها نه یک سیاست باثبات ضد تورمی داشته ایم و نه معلوم بود که برای مقابله با بیکاری چه برنامه درازمدتی داریم. حتی به مقوله فساد مالی و اقتصادی با همه اشاراتی که آقای رئیس جمهور در موارد مکرر به آن کرد، توجه کافی و موثری نشده است. از یک طرف دولت آمارهای صادرات غیر نفتی اعلام می کند و درست چند روز بعد وزیر کار همین دولت در تبریز اعلام می کند که 80% آن اصولا صادرات غیر نفتی نیست. یعنی اگر به این وجه هم بپردازیم، متوجه می شوید که مشکل خیلی جدی تر است.

-فکر می کنید بحران جهانی اقتصاد تا چه حد در وضعیت ایران اثر گذار بوده است؟
این حرف درست است که این بحران جهانی براقتصادهای مختلف به خاطر میزان تعامل شان با اقتصاد جهانی پی آمدهای متفاوتی داشته است. ولی این ادعا که اقتصاد ایران از این پی آمدها بر کنار مانده و حتی از « برکت بحران» سخن گفتن، به گمان من مسئولیت گریزانه است. این بحران از دو سو براقتصاد ایران تاثیر می گذارد. هرچه میزان صادرات غیر نفتی ما باشد، میزانش و یا رشدش با این وضعیت به دست انداز می افتد. 

از سوی دیگر، وضعیت بازار نفت – یعنی درتابستان که بهای نفت بشکه ای 147 دلار و الان که به زیر 40 د لار رسیده است براقتصادهای شدیدا وابسته به نفتی مثل اقتصاد ما، تاثیرات مخربی خواهد داشت. یکی از خطاهائی که از زمان آقای هاشمی شروع شد وبه دوره آقای خاتمی ادامه یافت و در دوره آقای احمدی نژاد تشدید شد، وابسته تر شدن بودجه دولت به درآمدهای نفتی است. 

یعنی خبر دارید که هر ساله میزان قابل توجهی ارز را در بازار آزاد می فروشیم و درآمدهای ریالی اش صرف تامین مالی هزینه های مالی دولت می شود. خوب این امکانات به شدت کاهش یافته است وچون امکان افزایش درآمدهای مالیاتی زیاد نیست، راهی به غیر از این باقی نمی ماند که هزینه های دولتی را کاهش بدهیم. اجرای این سیاست، اگر به چنین سرانجامی برسیم، برای ایران بسیار مشکل آفرین خواهد شد. 

-برخی بر این عقیده اند علت اینکه ایران چندان از بحران جهانی آسیب ندید به خاطر این بود که جهانی شدن را نپذیرفته است. آیا اینکه ایران وارد سازوکار معادلات جهانی شدن نشده است خوب است یا بد؟
ببینید، مشکل ما در جای دیگری است. یعنی ما درایران متاثر از این نگرش دو گانه نگر خودمان، معمولا براین گمانیم که یا باید بطور کامل جهانی شدن را بپذیریم و یا باید دور خودمان دیوار بکشیم. به نظر من هر دوی این دیدگاهها اشتباه است. به نظر من، باید با وارسی جنبه های مختلف برای تعامل بیشتر با اقتصاد جهانی کوشش کنیم ولی در عین حال، معتقدم که نباید کنترل همه چیز را به دست نیروهای کور بازار جهانی بسپاریم. مدلی که همین طور سردستی به ذهنم می رسد، مدل توسعه چینی است. یعنی بطور کنترل شده با اقتصاد جهان تعامل دارند. یعنی بازارهای خود را تا جائی باز می کنند که به نفع اقتصاد ملی باشد. 

ولی ما درایران، یک روز 150 د رصد تعرفه بر روی شکر می بندیم و بعد آن را به صفر می رسانیم و بعد دوباره وقتی کار خراب می شود، آن را به 150 درصد می رسانیم. خوب این گونه سیاست پردازی در عمل سرازرانت خواری گسترده در می آورد که به واقع یک بلیه حیلی جدی تاریخی اقتصاد ماست. 

-نظرتان در مورد طرح تحول اقتصادی که دولت می خواست آنرا عملیاتی کند چیست؟
در این جا هم ناچارم به این نکته اشاره بکنم که تا جائی که من دنبال کرده ام، وجه عمده این « طرح تحول» این بود که یارانه ها را نقدی بکنند و به تعدادی بپردازند و به تعدادی هم نپردازند. اگرچه برای ایران با وضعیتی که داریم، این سیاست خطرناک است ولی این اسمش « تحول اقتصادی» نیست. تحول اقتصادی باید خیلی حوزه های دیگر را هم در بربگیرد. 

قانون قرارداد، مقوله سرمایه گذاری خارجی، عدم مداخله خودسرانه دولت در امورات اقتصادی، و سیاست پردازی اقتصادی برمبنای مبانی شناخته شده اقتصاد، مقوله مالکیت خصوصی، و خیلی حوزه های دیگر. و اما در خصوص این طرح، به صورتی که مطرح شد، دراقتصادی چون ایران که فرهنگ اقتصادی مغشوشی داریم و هنوز از عصر مرکانتلیست ها این سو نیامده ایم، برای اجرای ثمر بخش این نوع برنامه ها خیلی کارهای دیگر باید کرد والا همین که به دنبال سیاست صندوق بین المللی پول و بانک جهانی برویم و گمان کنیم که می توانیم مشکلات عمدتا ساختاری اقتصادمان را حل کنیم، به وضعیتی فرا خواهد روید که نه از تاک نشانی بماند ونه از تاکستان.

خوانده ام که می خواهند بنزین را بکنند لیتری 400 تومان، و یا پول برق و گاز و آب قرار است چندین برابر بشود. در کنارش، اول قرار بود به گفته آقای رئیس جمهور که پیشتر به آن اشاره کرده ام، به 53 یا 54 میلیون نفر بین 50 تا 70 هزار تومان یارانه بدهند. البته دیگر مدافعان این طرح از ارقام بیشتر سخن گفته اند. دراین جا باید به چند نکته اشاره بکنم: قیمت بنزین و برق و آب وبرق با این همه افزایش روبرو نبودند و یکی از بالاترین نرخ های تورمی جهان را داریم.
 
وقتی که قیمت ها این گونه افزایش یابد معلوم است چه می شود. نکته دوم، هم به نظر من بر می گردد به فرهنگ و ذهنیت اقتصادی ما. امیدوارم خدمت مردم عزیز ایران جسارت نکرده باشم ولی ذهنیت اقتصادی ما خیلی مسئله دار است. یعنی اکثریت ما، با تولید و با تولید ارزش افزوده میانه خوبی نداریم و اگرامکان پذیر باشد بدمان نمی آید همه دلال بشویم. حالا شما مجسم بکنید که بیائید و به 53 یا 54 میلیون نفر، نفری مثلا 70 هزارتومان در ماه بدهید.
 
و بعد یک خانواده 5 نفره کارگر را در نظر بگیرید که اگر کار بکند میزان مزد ماهانه اش کمتر از 300 هزارتومان می شود- رقم دقیق اش را الان به خاطر ندارم ولی چند روز اعلام شد- ولی اگر کار نکند درآمدشان ماهی 350 هزارتومان می شود. طبیعی است که این تتمه علاقه به کار کردن و تولید هم از بین برود. از طرف دیگر، من نظرم این است که اصولا این گونه طرحها از محدوده کتاب درسی فراتر نمی رود- یعنی ضمانت اجرائی ندارد و اگرهم اثری داشته باشد به احتمال خیلی زیاد تاثیراتش مخرب خواهد بود.
 
به گمان من، برای اقتصادی به شکنندگی اقتصاد ما، سیاست های شوک درمانی به واقع خطرناک است. شوک اگر پی آمدهای مثبت درمانی داشته باشد در حوزه روان شناختی است نه اقتصاد و به همین خاطر من همیشه گفته ام که با سیاست های شوک درمانی اقتصادی مخالفم. اقتصاد ایران به بیماری می ماند که در بدنش چند و چندین حوزه عفونی دارد. شوک درمانی در اینجا بیشتر به این می ماند که به جای این که این مراکز عفونی را مشخص بکنید و بعد بادقت معلوم کنید که مثلا روزی فلان مقدار آنتی بیوتیک باید مصرف شود تا پس از مدتی این مراکز عفونی خشک شده و بدن سالم بشود، بیائید و آنتی بیوتیک یک ماهه را یک روزه به مریض بخورانید. من طبیب نیستم و درباره طبابت مثل هزار و یک حوزه دیگر هیچ دانشی ندارم ولی تردید ندارم که این کار مریض را خواهد کشت.
 
به نظرم به جای پیش گرفتن این سیاست ها، باید تا سرحد امکان از وارد آوردن شوک به اقتصاد خودداری کرده و به عوض با تنظیم سیاست های مالیاتی، کسب درآمد کرد. تقریبا در هیچ دوره ای از تاریخ ما، ثروتمندان مالیات زیادی نپرداخته اند و این باید اصلاح شود. گاز وآب و نفت و برق را به یک قیمت متعادل به همگان ارایه کنید، ولی از آنها که امکان مالی اش را دارند مالیات بگیرید. لازمه این کار البته تحول در عرصه های دیگری است. قبل از هرچیز، نه فقط باید نهادهای لازم برای اجرای موثر و ثمربخش این سیاست ایجاد شوند بلکه از همه مهم تر نهاد دولت باید کارآمد شود. موثر ترین شیوه برای کارآمد کردن دولت، هم باز گذاشتن دست مطبوعات و رسانه ها وبطور کلی تامین آزادی های مطروحه در قانون اساسی برای آحاد ایرانی است. 

-با توجه به سازوکار اقتصادی- اجتماعی ایران از نظر شما چه مدل اقتصادی ای برای ایران مناسب تر است.
همان طور که بارها نوشته ام، من نظرم بریک اقتصاد مختلط است. یعنی هم با دولتی کردن همه چیز مخالفم و هم با واگذاری گسترده و دلیل ام هم این است که هیچ نمونه تاریخی نمی شناسم که هیچ کدام از این دو الگو عمل کرده باشد. ولی لازمه این کار تصحیح ساختار دولت و بطور کلی، شیوه تصمیم گیری اقتصادی و اجتماعی درایران است.
 
اگر بتوان از تکثر مراکز قدرت درایران جلوگیری کرد، خوب این کار به نفع اقتصاد است. حوزه ای که باید خیلی رویش کار بکنیم در برخورد مان به بخش نفت است. تازگی ها خواندم که یکی از نامزدهای ریاست جمهوری می خواهد پول نفت را مستقیما به مردم بپردازد یعنی اگرچه آقای احمدی نژاد وعده داده بود پول نفت را روی سفره های ببرد حالا ایشان می خواهند این کار را بکنند. 

می دانم که بعضی از همکاران اقتصادی هم با این طرح موافق اند و گمان می کنند که این کار باعث کوچکی اندازه دولت می شود و بعد چون فقدان دموکراسی را هم به اندازه دولت وصل می کنند، در نتیجه این سیاست هم اقتصادش مطلوب می شود و هم پی آمدهای سیاسی اش. من خوب با هیچ کدام از این دیدگاهها موافق نیستم. من نظرم این است که درایران قانونی بگذرانیم که درآمدهای نفتی فقط می تواند درپروژه هائی که به نفع حال و آینده اقتصاد است سرمایه گذاری شود و هیچ دولتی نمی تواند به آن به چشم بی تعارف پول های بادآورده بنگرد که بعد صرف واردات سیب زمینی و چلوار بشود.
 
پول نفت به خاطر محدود بودنش، به واقع بخشی از سرمایه مملکت است و باید برای افزودن بر توان تولیدی اقتصاد سرمایه گذاری شود. چون تردید نیست که دیر یا زود این نفت تمام می شود و اگر اقدامات کافی برای ایجاد امکانات تولیدی دیگر صورت نگیرد، اقتصاد مملکت بد جوری به زمین خواهد خورد. ممکن است در زندگی من این اتفاق نیفتد ولی تردید ندارم که این گونه خواهد شد. یعنی نفت به پایان می رسد. باید بابرنامه برای قطع وابستگی کشنده اقتصاد ایران به دلارهای نفتی برنامه ریزی کرد. 

-آیا می شود به طریقی عمل کرد که کشور هم به یک توسعه دست پیدا کند و هم در این مسیر توسعه فشار کمتری به اقشار پائین وارد شود؟
البته که می شود. ولی قبل از هرچیز، باید اراده سیاسی برای این کار وجود داشته باشد. باید بپذیریم که مردم ایران نه موضوع توسعه یا تنها داده ای در این فرایند بلکه عمده ترین فاعلان برنامه های توسعه اند. به حداقل رساندن همین فشارهائی که به آن اشاره کرده اید، باید یکی از اهداف توسعه باشد. 

البته توسعه اقتصادی بدون رشد اقتصادی به دست نمی آید. در نتیجه باید این نکته را درذهنیت ها جا انداخت که بدون کار و با زهم کار و بدون تولید و باز هم تولید ارزش و ارزش افزوده به جائی نمی توان رسید. و البته که باید نهادهای لازم را برای این کارها آماده کرد. به سخن دیگر، باید در چند و چندین حوزه فعالیت بکنیم تا بتوانیم به اهدافی که داریم برسیم. 

یک بیماری تاریخی اقتصاد ما، امکانات گسترده رانت خواری درآن است. باید پذیرفت که اولا، رانت خواری اگرچه در بخش دولتی بیشتر است ولی بخش خصوصی هم به این ویروس آلوده است و ثانیا، تا زمانی که این منافذ متعددو گسترده رانت خواری را مسدود نکنیم، تولید و تولید ارزش افزوده در این اقتصاد به جریان نمی افتد و تا زمانی که تولید را سامان ندهیم، البته که مشکلات ما فقط می تواند بیشتر بشوند.

آثار منتشر شده دکتر سیف به شرح زیر است:
منتشرشده ها: به فارسی
1- قرن گم شده: اقتصاد وجامعه ایران درقرن نوزدهم، نشر نی ، 1387
2- تاریخ آشفته یا آشفته نگاری تاریخی؟ نشر فروغ، 1385
3- درانکار خودکامگی، چند مقاله در باره علی اکبر دهخدا، نشر رسانش، تهران 1382
4- استبداد، مسئله مالکیت، و انباشت سرمایه درایران، نشر رسانش، تهران، 1380
5- پیش درآمدی بر استبدادسالاری درایران، نشر چشمه، تهران، 1379
6- مقدمه ای براقتصاد سیاسی، نشرنی، تهران، 1376
7- اقتصاد ایران درقرن نوزدهم، نشر چشمه، تهران، 1373
8- نقدی بر تاریخ نگاران شوروی، نشر نوید، آلمان، 1369
9- درباره فئودالیسم ایران قبل از مشروطه، نشر پیام، تهران، 1356 

ترجمه ها:
10- جهان پس از11سپتامبر: استراتژی امپریالیسم درهزاره سوم، نشر آگه، تهران 1383
11- استعمارپسامدرن، نشردیگر، تهران، 1382
12- تئوری های توطئه، نشر فصل سبز، تهران، 1382
13- بربریت مدرن: اروپا در هزاره سوم، نشر قطره، 1381
14- جهانی کردن فقر و فلاکت: استراتژی تعدیل ساختاری در عمل، نشرآگه، تهران، 1380
15- پیروزی سیاه، ایالات متحده، تعدیل ساختاری و فقر جهانی، نشر نقش جهان، تهران، ( با کاظم فرهادی)، 1376
16- دگردیسی قدرت: بحران سوسیالیسم یا بحران دولت؟، نشر نشانه، تهران، (با کاظم فرهادی)، 1375 

منتشر می شود (1):
17- نئولیبرالیسم، نشر اختران
18- اقتصاد سیاسی جهانی کردن، نشر آگه
19- سفرنامه کنسول ابوت به مازندران، نشر رسانش
20- نئولیبرالیسم ایرانی
21- بحران در استبدادسالاری ایران، نشر اختران 

منتشر می شود(2):
22- یادداشتهای اقتصادی،
23- درباره استبدادذهن وفرهنگ استبدادی درايران
24- پیش درآمدی برانقلاب مشروطیت- مجموعه اسناد
25- سفرنامه اصفهان، یزد و کرمان،
26- مدیریت استراتژیک و رقابت دربازار
27- مارکس و کینز درباره رکود اقتصادی، تئوری بیکاری و تقاضای موثر، نوشته کلودیو ساردونی







به انگلیسی:

1- An Economic History of Iran, Reform and underdevelopment in the 19th Century, Routledge, forthcoming.
2- Managerial Economics, Schiller International University-University Division ,Inc. [forthcoming].
3- Selected Problems of International Economics, Schiller International University-University Division ,Inc.2002.
4- Principles of Macroeconomics, Schiller International University-University Division ,Inc. 2002.
5- Business Finance 1 Schiller International University-University Division ,Inc. 1999, & 2002.
6- Multinational Enterprise, Schiller International University-University Division, Inc. 1999& 2002.
7- International Marketing, Schiller International University- University Division, Inc. 1999 & 2002.

مجله خواندنی ها
عناوین برگزیده
چگونه
مخالفت اکثریت اصولگرایان با اقلیت تندرو

چگونه "طرح استیضاح روحانی" نقش بر آب شد؟!

پربیننده ترین
شاید نخوانده باشید
گزارش تصویری