ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۴۶۳۸

جنگ ایران و آمریکا در بن‌بست؛

آیا فشار کنگره می‌تواند مسیر جنگ آمریکا با ایران را تغییر دهد؟

آیا فشار کنگره می‌تواند مسیر جنگ آمریکا با ایران را تغییر دهد؟

جنگ ایران و آمریکا در بن‌بست راهبردی ادامه دارد و هیچ‌یک حاضر به عقب‌نشینی نیستند. ترامپ با هزینه سیاسی و مالی فزاینده روبه‌روست و ایران نیز بر تقویت بازدارندگی تأکید دارد. در این میان، فشار اقتصادی، افکار عمومی و به‌ویژه قدرت کنگره بر بودجه جنگ می‌تواند بیش از میدان نبرد بر آینده درگیری اثر بگذارد.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- شهیر شهید ثالث، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در نشریه میدل ایست ای

به گزارش فرارو به نقل از نشریه میدل ایست ای، جنگ ایران و آمریکا در شرایطی ادامه دارد که هیچ‌یک از دو طرف نشانه‌ای از عقب‌نشینی نشان نمی‌دهد. واشنگتن و تهران هر دو منتظرند طرف مقابل نخستین گام را به عقب بردارد؛ اما منطق سیاسی و امنیتی حاکم بر دو طرف، عقب‌نشینی را پرهزینه‌تر از ادامه درگیری کرده است. در چنین شرایطی، مسیر پایان جنگ ممکن است بیش از آنکه به تحولات میدان نبرد وابسته باشد، به تحولات سیاسی در واشنگتن و به‌ویژه قدرت کنگره بر منابع مالی جنگ بستگی پیدا کند.

ترامپ و هزینه سیاسی عقب‌نشینی

برای دونالد ترامپ، عقب‌نشینی از جنگ می‌تواند با روایت سیاسی‌ای که از ابتدای درگیری ساخته، در تضاد قرار گیرد؛ روایتی که بر پیروزی آمریکا و شکست ایران تأکید دارد. ادامه جنگ نیز در داخل آمریکا هزینه‌هایی ایجاد کرده است. نظرسنجی رویترز/ایپسوس در سپتامبر نشان داد تنها ۳۴ درصد از آمریکایی‌ها از نحوه مدیریت حملات علیه ایران حمایت می‌کنند و ۸۲ درصد انتظار دارند جنگ برای مدتی طولانی ادامه پیدا کند. همین نظرسنجی همچنین از افزایش فاصله دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان در ترجیح حزبی برای انتخابات کنگره خبر داده است.

هزینه مالی جنگ نیز رو به افزایش است. برآورد جدید فرماندهی مرکزی آمریکا هزینه عملیات را تا سوم سپتامبر حدود ۴۳.۶ میلیارد دلار اعلام کرده است؛ رقمی که شامل هزینه جایگزینی مهمات و تجهیزات آسیب‌دیده نیز می‌شود. دفتر بودجه کنگره نیز برآورد کرده بود که هزینه جنگ تا اول اوت به حدود ۳۸ میلیارد دلار رسیده و در صورت ادامه درگیری، ماهانه حدود ۲ تا ۳ میلیارد دلار دیگر به آن افزوده خواهد شد.

تهران؛ مسئله فقط توقف جنگ نیست

از سوی دیگر، تهران جنگ را مسئله‌ای مرتبط با بقای نظامی و امنیتی خود می‌بیند. منطق مطرح‌شده در مقاله این است که اگر جنگ بدون ایجاد بازدارندگی مؤثر پایان یابد، ایران ممکن است با این نگرانی مواجه شود که آمریکا یا اسرائیل در آینده بار دیگر به حمله روی آورند.

در این چارچوب، فشار بر تنگه هرمز و تحولات باب‌المندب به ابزارهایی برای افزایش هزینه‌های جنگ تبدیل شده‌اند. اختلال در مسیرهای انرژی می‌تواند قیمت نفت، سوخت، حمل‌ونقل و کالاهای مصرفی را افزایش دهد و فشار اقتصادی بیشتری بر جامعه آمریکا وارد کند.

کنگره؛ اهرم مهم‌تر از میدان نبرد؟

دموکرات‌های کنگره طی ماه‌های گذشته تلاش کرده‌اند درباره اختیارات جنگی رئیس‌جمهور رأی‌گیری کنند. در مجلس نمایندگان نیز شماری از جمهوری‌خواهان به دموکرات‌ها پیوسته‌اند تا خواستار خروج نیروهای آمریکایی از درگیری با ایران بدون مجوز صریح کنگره شوند. نمونه‌های مشابهی نیز در سنا رخ داده است.

با این حال، تصویب چنین قطعنامه‌هایی لزوماً به معنای پایان جنگ نیست. رئیس‌جمهور می‌تواند یک قطعنامه مشترک را وتو کند و برای غلبه بر وتو نیز رأی دوسوم هر دو مجلس لازم است؛ بنابراین قدرت مالی کنگره می‌تواند اهرم عملی‌تری باشد.

مجلس نمایندگان در ژوئیه چارچوب بودجه‌ای را تصویب کرد که مسیر را برای حدود ۷۳ میلیارد دلار بودجه دفاعی مرتبط با جنگ ایرانهموار می‌کرد. منابع کنگره نیز این رقم را در چارچوب یک بسته بزرگ‌تر بودجه‌ای تأیید کرده‌اند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که حاشیه اکثریت جمهوری‌خواهان در مجلس نمایندگان بسیار محدود است. در چنین شرایطی، تغییر موضع حتی شمار اندکی از نمایندگان جمهوری‌خواه می‌تواند بر سرنوشت تأمین مالی جنگ اثر بگذارد.

«دوره انتقالی»؛ فرصت محدود جمهوری‌خواهان

اگر در انتخابات نوامبر ترکیب کنگره تغییر کند، جمهوری‌خواهان تا آغاز به کار کنگره جدید در ژانویه همچنان کنترل نهاد قانون‌گذاری را در اختیار خواهند داشت. این دوره انتقالی می‌تواند به آخرین فرصت برای تصویب بودجه جنگ تبدیل شود. در مقابل، اگر دموکرات‌ها کنترل یکی یا هر دو مجلس را در اختیار بگیرند، می‌توانند در مذاکرات بودجه‌ای آینده، تأمین مالی عملیات نظامی علیه ایران را محدود کنند. تجربه جنگ ویتنام نیز نشان داد که کنگره می‌تواند محدودیت‌های مربوط به جنگ را در لوایح ضروری بودجه‌ای وارد کند و رئیس‌جمهور را میان پذیرش محدودیت‌ها یا به خطر انداختن تأمین مالی بخش‌های دیگر دولت قرار دهد.

در نهایت، بن‌بست کنونی نشان می‌دهد که پایان جنگ الزاماً به معنای شکست نظامی یکی از طرفین نخواهد بود. ایران تلاش می‌کند با افزایش هزینه‌های منطقه‌ای و اقتصادی جنگ، زمان بخرد و بازدارندگی خود را تقویت کند؛ در حالی که دولت ترامپ تلاش دارد روایت پیروزی و دستاورد نظامی خود را حفظ کند.

اما افزایش هزینه‌های جنگ، فشار بر قیمت انرژی و رشد مخالفت عمومی می‌تواند مسئله را به داخل آمریکا منتقل کند. در این شرایط، کنگره و به‌ویژه قدرت آن بر بودجه جنگ، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده مسیر بعدی درگیری تبدیل شود. میدان نبرد ممکن است بن‌بست را بشکند؛ اما این احتمال نیز وجود دارد که سرنوشت جنگ در نهایت در پای صندوق‌های رأی و سپس در ساختمان کنگره رقم بخورد.

 

تبلیغات
نویسنده : شهیر شهید ثالث
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات