ریاض در میدان، واشنگتن در حاشیه
چرا آمریکا پشت عربستان نمیایستد؟
حملات حوثیها آسیبپذیری عربستان را در برابر موشک و پهپاد برجسته کرده است. آمریکا ضمن فروش تسلیحات و ارائه حمایت اطلاعاتی، از مداخله مستقیم در جنگ یمن خودداری میکند. گسترش نفوذ حوثیها در دریای سرخ، همزمان با فشار بر هرمز، تهدیدی برای امنیت انرژی و کشتیرانی جهانی است و ریاض را به تنوعبخشی امنیتی سوق میدهد.
فرارو- جو گیل، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل در روزنامه فایننشال تایمز
به گزارش فرراو به نقل از نشریه میدل ایست ای، حملات اخیر حوثیها بار دیگر آسیبپذیری عربستان سعودی را در برابر تهدیدهای موشکی و پهپادی آشکار کرده است. در ۱۹ سپتامبر، یک موشک بالستیک حوثیها به سمت ریاض شلیک شد که پدافند هوایی عربستان آن را رهگیری کرد؛ همزمان گزارشهایی از وقوع آتشسوزی و مشاهده دود در نزدیکی فرودگاه بینالمللی ریاض منتشر شد. حوثیها همچنین مدعی حمله به تأسیسات نفتی در ینبع و اهدافی در طائف و مناطق دیگر شدند.
ریاض از واشنگتن کمک خواست، اما آمریکا وارد جنگ نشد
در چنین شرایطی، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، از واشنگتن خواست در مقابله با حوثیها از ریاض حمایت کند؛ اما دولت ترامپ از ورود مستقیم به جنگ یمن خودداری کرده است. گزارشهای منتشرشده از مذاکرات آمریکا و حوثیها در مسقط نشان میدهد واشنگتن در تلاش است آتشبس سال ۲۰۲۵ با این گروه حفظ شود و امنیت کشتیرانی در دریای سرخ تضمین شود، بدون آنکه وارد نبرد مستقیم حوثیها و عربستان شود. این وضعیت برای ریاض اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا عربستان در سالهای گذشته سرمایهگذاری و همکاری گستردهای با آمریکا داشته، اما اکنون در برابر حملات حوثیها با محدودیت حمایت نظامی مستقیم واشنگتن مواجه است.
در عین حال، واشنگتن حمایت نظامی از عربستان را متوقف نکرده است. وزارت خارجه آمریکا در سپتامبر فروش احتمالی یک بسته تسلیحاتی به ارزش حدود ۵ میلیارد دلار را برای عربستان تأیید کرد که شامل بیش از ۱۰ هزار کیت هدایت جِیدَم و بیش از ۱۰ هزار بمب ۵۰۰ و ۲ هزار پوندی است. این معامله برای تقویت توان دفاعی و مقابله با تهدیدهای منطقهای عربستان تعریف شده است. بنابراین رویکرد واشنگتن دو وجه متفاوت دارد: از یک سو، فروش گسترده تسلیحات و ارائه برخی حمایتهای اطلاعاتی و هدفگیری؛ و از سوی دیگر، پرهیز از ورود مستقیم نیروهای آمریکایی به جنگ عربستان و حوثیها.
گسترش نفوذ حوثیها در دریای سرخ
در همین حال، حوثیها در هفتههای اخیر عملیات خود را در غرب یمن گسترش دادهاند. گزارشها از پیشروی این گروه در اطراف بندر مخا و مناطق راهبردی نزدیک بابالمندب حکایت دارد. تسلط یا نفوذ بیشتر حوثیها در این منطقه میتواند بر امنیت یکی از مهمترین مسیرهای کشتیرانی و انتقال انرژی جهان تأثیر بگذارد. اهمیت این تحولات زمانی بیشتر میشود که تنگه هرمز نیز تحت فشار قرار دارد. همزمانی اختلال در هرمز و بابالمندب میتواند فشار مضاعفی بر بازار نفت، سوخت و حملونقل جهانی وارد کند.
عربستان در ماههای اخیر تلاش کرده با ایجاد روابط دفاعی جدید، وابستگی خود به آمریکا را کاهش دهد. با این حال، نویسنده این مقاله تاکید می کند که متحدانی مانند پاکستان و ترکیه نیز تاکنون مستقیماً وارد جنگ علیه حوثیها نشدهاند. اسرائیل نیز پیشنهاد ارائه کمکهای نظامی و اطلاعاتی به کشورهای خلیج فارس را مطرح کرده است، اما ریاض ظاهراً تمایلی ندارد وابستگی امنیتی خود به واشنگتن را با وابستگی به یک ساختار امنیتی تحت رهبری اسرائیل جایگزین کند.
بحران امنیتی عربستان و مسئله پایان جنگ
در چنین شرایطی، پرسش اصلی برای ریاض این است که چگونه میتوان چرخه حملات متقابل را متوقف کرد. حوثیها پایان محاصره یمن و توقف حملات عربستان را از شروط اصلی پایان جنگ اعلام کردهاند. در مقابل، ادامه حملات متقابل خطر گسترش درگیری و تهدید زیرساختهای انرژی و مسیرهای کشتیرانی را افزایش میدهد.
سیاست آمریکا در قبال بحران کنونی بر یک تناقض استوار است: واشنگتن از یک سو نمیخواهد عربستان در برابر تهدید حوثیها تنها بماند و از سوی دیگر حاضر نیست برای دفاع از ریاض وارد جنگ مستقیم شود. در نتیجه، حمایت اطلاعاتی و فروش تسلیحات جایگزین مداخله نظامی مستقیم شده است.
این وضعیت میتواند برای روابط آمریکا و عربستان پیامدهای بلندمدتی داشته باشد؛ زیرا ریاض با وجود ادامه همکاری نظامی با واشنگتن، ممکن است بیش از گذشته به دنبال ایجاد گزینههای امنیتی و دیپلماتیک متنوع باشد. در شرایطی که جنگ یمن به بحرانهای ایران، دریای سرخ و تنگه هرمز گره خورده، تصمیم درباره آینده این درگیری دیگر صرفاً مسئلهای میان عربستان و حوثیها نیست و میتواند بر امنیت انرژی و توازن منطقهای نیز اثر بگذارد.