ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۱۸۷۶

چرا آمریکا «United States» نام گرفت؟

چرا آمریکا «United States» نام گرفت؟

در سال ۱۵۰۷، مارتین والدزیمولر، نقشه‌کش آلمانی، نام «آمریکا» را بر سرزمین‌های نیمکره غربی گذاشت؛ نامی که به افتخار آمریگو وسپوچی، دریانورد و کاشف ایتالیایی، انتخاب شد.

تبلیغات
تبلیغات

زمانی که بنیان‌گذاران آمریکا تصمیم گرفتند کشوری جدید و مستقل از بریتانیای کبیر بنا کنند، با تصمیم‌های متعددی روبرو بودند. یکی از این تصمیم‌ها، صرفاً انتخاب نامی برای این پدیده‌ی نوظهور بود. 

به گزارش فرارو به نقل از Smith sonianmag، امروزه شاید نامی که آن مردان ۲۵۰ سال پیش برگزیدند - یعنی «ایالات متحده آمریکا» - برای جهانیان امری بدیهی و عادی به نظر برسد؛ اما در آن زمان، تک‌تک کلمات این نام سرشار از معنا و دارای پیشینه‌ای خاص بودند؛ به‌ویژه واژه «United» (به‌معنای متحد). 

چرا ایالات متحده، متحد شد؟ 

بنیان‌گذاران از همان ابتدا می‌دانستند که اگر سیزده مستعمره اولیه به‌صورت گروهی و یکپارچه برای جدایی از بریتانیا اقدام کنند، شانس موفقیتشان بسیار بیشتر خواهد بود. سرکوب شورشِ یک یا دو مستعمره برای ارتش بریتانیا کار آسانی بود، اما طغیان هم‌زمان بیش از دوازده مستعمره، ماجرایی کاملاً متفاوت محسوب می‌شد. 

نقشه

توماس پین، نویسنده و فعال طرفدار استقلال، در رساله بسیار پرخواننده و تأثیرگذار خود با عنوان «عقل سلیم» (Common Sense) - که نخستین بار در ژانویه ۱۷۷۶ منتشر شد - بر اهمیت وحدت تأکید ورزید. او از مستعمرات خواست تا با اعزام نمایندگان، کنگره‌ای تشکیل دهند و «منشور مستعمرات متحد» را تدوین کنند. 

بنجامین فرانکلین نیز از دیرباز حامی این آرمان بود؛ موضوعی که به‌وضوح در تصویر حکاکی‌شده‌ای از او در سال ۱۷۵۴ دیده می‌شد؛ تصویری که ماری را تکه‌تکه نشان می‌داد (نمادی از مستعمرات) و عبارت «بپیوندید یا بمیرید» (Join, or Die) در زیر آن درج شده بود. هنگامی که نمایندگان مستعمرات سرانجام در سال ۱۷۷۶ اعلامیه استقلال را امضا کردند، گفته می‌شود فرانکلین خاطرنشان کرد که اکنون همه باید «با هم متحد بمانیم [و با هم عمل کنیم]، وگرنه بی‌تردید همگی جداگانه به دار آویخته خواهیم شد.» 

هم‌زمان با نزدیک‌تر شدن مستعمره‌نشینان به اعلام استقلال، طرفداران این جنبش خواستار تشکیل «مستعمرات متحد»، «مستعمرات متحد آمریکا» یا «مستعمرات متحد آمریکای شمالی» شدند. به جز کسانی که خواهان آشتی با بریتانیا به جای انقلاب بودند، اکثر افراد تصور می‌کردند که این نام صرفاً عنوانی موقت برای وضعیت آینده است. 

نقشه مار

تبدیل مستعمرات به ایالت‌ها

تاریخ ۹ سپتامبر ۱۷۷۶ عموماً به عنوان روزی شناخته می‌شود که کشور رسماً نام «ایالات متحده» را برای خود برگزید. دومین کنگره قاره‌ای در مجموعه‌ای از قطعنامه‌ها که عمدتاً به پرداخت حقوق نیروهای تحت فرمان جورج واشنگتن و سایر امور جاری اختصاص داشت، مقرر کرد که در اسناد رسمی، «هر جا که پیش از این از عبارت «مستعمرات متحد» استفاده می‌شد، این عنوان… برای آینده به «ایالات متحده» تغییر یابد. »

مستعمره‌نشینانی که تحولات سیاسی روز را دنبال می‌کردند، از این اقدام غافلگیر نشدند. توماس پین در رساله «عقل سلیم» (Common Sense) از عباراتی همچون «ایالت‌های آمریکا» و «ایالت‌های آزاد و مستقل آمریکا» سخن گفته بود. در ژوئن ۱۷۷۶، ریچارد هنری لی، نماینده ویرجینیا در کنگره قاره‌ای، با الهام از تعابیر پین، قطعنامه‌ای را ارائه کرد که خواستار تبدیل مستعمرات به «ایالت‌های آزاد و مستقل» بود. 

قطعنامه لی تأثیر بسزایی بر متن اعلامیه استقلال داشت که توسط توماس جفرسون تدوین شده بود. نسخه نهایی این سند که تاریخ ۴ ژوئیه را بر خود داشت و در ۲ اوت به امضای اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان رسید، با این عنوان آغاز می‌شد: «اعلامیه متفق‌القول سیزده ایالت متحده آمریکا». 

عبارت‌پردازیِ این اعلامیه، تفاوت چشمگیری را میان نحوه درک آن نام در آن زمان و شیوه رایج کاربرد آن در روزگار ما آشکار می‌سازد: و آن تفاوت، حرف کوچک «u» در واژه «united» است. 

نوشته

این موضوع نه یک غلط چاپی بود و نه یکی از آن ویژگی‌های عجیب و غریبِ حروف‌چینیِ قرن هجدهم؛ بلکه بنیان‌گذاران عمداً تأکید بیشتری بر واژه «ایالت‌ها» (States) داشتند تا واژه «متحد» (United). 

ادوارد جی. لارسون، مورخ برنده جایزه پولیتزر و نویسنده کتاب «اعلام استقلال: چرا سال ۱۷۷۶ اهمیت دارد»، به مجله اسمیتسونین می‌گوید: «آن‌ها تصور نمی‌کردند که در حال تشکیل یک «ملت» (کشوری واحد و یکپارچه) هستند؛ بلکه گمان می‌کردند در حال ایجاد کنفدراسیونی از ایالت‌های مستقل‌اند که در آن، ایالت‌ها برخی از اختیارات خود را به یک دولت مرکزی واگذار می‌کنند. »

نوشته

اگرچه ممکن بود برخی از بنیان‌گذاران خواهان دولتی مرکزی و قدرتمندتر باشند، اما جلب موافقت هر سیزده مستعمره در این زمینه، از همان ابتدا غیرممکن و منتفی بود. لارسون می‌گوید: «برای مثال، اهالی ویرجینیا هویت خود را «ویرجینیایی» می‌دانستند و هرگز حاضر نبودند در قالب یک ملت یا دولت واحد ادغام شوند.»

در سال ۱۷۸۱، نخستین قانون اساسی کشور - موسوم به «اصول کنفدراسیون» - با گنجاندن آن نام جدید در همان ماده‌ی نخست خود، بر آن صحه گذاشت؛ ماده‌ای که مقرر می‌داشت عنوان این کنفدراسیون باید «ایالات متحده‌ی آمریکا» باشد. 

در همین حال، ماده‌ی دوم مجدداً تأکید می‌کرد که بخش عمده‌ی قدرت همچنان در اختیار تک‌تک ایالت‌هاست: «هر ایالت حاکمیت، آزادی و استقلال خود، و نیز تمامی اختیارات، صلاحیت‌های قضایی و حقوقی را که صراحتاً توسط این کنفدراسیون به ایالات متحده (در هیئت کنگره‌ی مجتمع) واگذار نشده است، برای خود محفوظ می‌دارد.» 

در ادامه‌ی سند، تدوین‌کنندگان اختیارات محدودی را که به دولت مرکزی (و نه ایالت‌ها) تعلق می‌گرفت، به‌صراحت برشمردند. این اختیارات شامل انعقاد معاهده با کشورهای خارجی، وضع عوارض بر کالاهای وارداتی و اعلام جنگ بود. 

با این حال، دیری نپایید که آشکار شد «مواد کنفدراسیون» (Articles of Confederation) راهکاری ناکافی برای چالش‌های متعدد پیش روی کشور است. مایکل آسلین، مورخ، در کتاب *گنجینه ملی: چگونه اعلامیه استقلال آمریکا را پدید آورد* می‌نویسد: «دولت نه قدرت وضع مالیات داشت، نه می‌توانست ارتشی دائمی حفظ کند و نه قادر به ایجاد نهادهای اجرایی پایدار بود. این مواد حتی از عهده وظایف اولیه‌ای همچون بازپرداخت بدهی‌های جنگی نیز برنیامدند… تا اواسط دهه ۱۷۸۰، آینده جمهوری در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته بود.» 

در سال ۱۷۸۹، قانون اساسی جدیدی به اجرا درآمد و جایگزین «مواد کنفدراسیون» شد. این قانون اساسی که همچنان قانون حاکم بر کشور است، ضمن حفظ نام کشور، توازن قدرت را تغییر داد و با کاستن از اختیارات ایالت‌ها، اقتدار بسیار بیشتری به دولت مرکزی بخشید. در نخستین عبارت مشهور آن، یعنی «ما، مردم ایالات متحده» (We the People of the United States)، حرف «U» در واژه «United» (به معنای متحد) برای همیشه با حروف بزرگ نوشته شد. 

اکنون نوبت آن بود که عبارت «of America» (آمریکا) کانون توجه قرار گیرد. 

نقشه

آمریکای بحث‌برانگیز

در سال ۱۵۰۷، مارتین والدزی‌مولر، نقشه‌نگار آلمانی، به افتخار آمریگو وسپوچی - کاشف ایتالیایی که برخلاف کریستف کلمب دریافته بود این سرزمین‌ها بخشی از آسیا نیستند - نام «آمریکا» را بر توده‌های خشکی نیم‌کره غربی نهاد. 

زمانی که بریتانیایی‌ها بعدها در قلمرویی که قرار بود به ایالات متحده تبدیل شود مستعمراتی برپا کردند، آن‌ها را «مستعمرات آمریکای شمالی»، «مستعمرات آمریکا» یا به‌سادگی «آمریکا» می‌نامیدند. برای نمونه، جورج سوم در سخنرانی‌ای که واکنشی به خبر قصدِ جداییِ ساکنان این مستعمرات از انگلستان بود، آن‌ها را «مردم من در آمریکا» خطاب کرد. از این رو، جای تعجب نبود که نام «آمریکا» به بخشی از نام کشور جدید تبدیل شود. 

با این حال، پس از دستیابی به استقلال، برخی از شهروندان این تصمیم را زیر سؤال بردند؛ تا حدی به این دلیل که واژه «آمریکا» پهنه وسیعی را در بر می‌گرفت — از جمله کل قاره آمریکای جنوبی — که هیچ ارتباطی با کشور آن‌ها نداشت. در سال ۱۷۹۲، فرارسیدن سیصدمین سالگرد سفر کلمب در سال ۱۴۹۲، الهام‌بخش جنبشی شد تا نام کشور به افتخار او به «کلمبیا» تغییر یابد. 

در سال ۱۸۳۹، واشنگتن اروینگ، نویسنده مشهور، گزینه دیگری را پیشنهاد کرد. او استدلال می‌کرد که نام کشور باید یادآور یکی از رشته‌کوه‌های شاخص آن باشد و نام‌های «ایالات متحده آپالاچیا» یا «ایالات متحده آلگانی» را پیشنهاد داد. اروینگ خاطرنشان کرد که با این کار، کشور همچنان می‌تواند حروف اختصاری USA را حفظ کند. چند سال بعد، ادگار آلن پو، نویسنده هم‌عصر او، نیز وارد این بحث شد و از نام «آپالاچیا» حمایت کرد. 

در سال ۱۸۴۵، پس از آنکه «انجمن تاریخی نیویورک» کمیته‌ای را برای پیشنهاد نامی جدید برای کشور تشکیل داد، این موضوع بار دیگر مطرح شد. پیشنهاد این کمیته «جمهوری آلگانیا» (Republic of Allegania) بود؛ نامی که به ایده‌ی «اروینگ» شباهت داشت، اما املای آن اندکی متفاوت بود. 

سپس این انجمن گزارش خود را برای بررسی به گروه‌های مشابه در سراسر کشور ارائه کرد. جان کوئینسی آدامز، رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده، در پاسخ به نمایندگی از «انجمن تاریخی ماساچوست»، نام پیشنهادی «آلگانیا» را به باد تمسخر گرفت و کوه‌های آلگنی را صرفاً «توده‌ای خاک» و «رشته‌کوهی که حتی در مقایسه با دیگر کوه‌ها هم چندان مرتفع نیست» توصیف کرد. به نظر می‌رسید او امیدوار بود که اگر قرار است نام کشور تغییر کند، نام «کلمبیا» انتخاب شود. آدامز نوشت که نام‌گذاری اولیه قاره آمریکا «یادمانی همیشگی از بی‌عدالتی بشر» بوده است، چرا که «تاج افتخاری را که به‌حق متعلق به فردی دیگر [کلمبوس] بود، بر سر مردی دیگر [وسپوچی] نهاده است.» 

اما «انجمن تاریخی نیوجرسی» خواستار آن شد که وضعیت موجود حفظ شود. این گروه در پاسخ خود نوشت: «نام ما با تمام آنچه در تاریخمان عزیز و مقدس است، پیوند خورده است.» آن‌ها افزودند: «اگر قرار است نام ما محو شود، بگذاریم این کار را ستمگری انجام دهد که هدفش خاموش کردن آن حس‌وحال شکوهمندی است که این نام در دل هر انسانی برمی‌انگیزد.» 

تلاش‌های این انجمن‌های تاریخی به نتیجه‌ای نرسید، اما ماجرا هنوز پایان نیافته بود. حتی گاه‌وبی‌گاه بحث احتمال اصلاح قانون اساسی برای تغییر نام کشور نیز مطرح می‌شد. 

شخصیتهای آمریکایی

واشنگتن اروینگ (چپ) و هوراس گریلی (راست) هردو درباره نام‌گذاری کشور اظهارنظر کرده بودند.

در سال ۱۸۴۹، هوراس گریلی، سردبیر مشهور روزنامه که در آن زمان مدت کوتاهی در کنگره عضویت داشت، به جنبشی برای تغییر نام کشور به افتخار کلمب پیوست و قطعنامه‌ای ارائه کرد که به گفته‌ی او، بیانگر «جبران دیرهنگام بی‌عدالتی‌هایی بود که کاشف بزرگ این قاره تا آن زمان متحمل شده بود.» 

در سال ۱۸۶۶، جورج واشنگتن اندرسون، نماینده‌ی کنگره از ایالت میزوری، رویکردی کاملاً متفاوت در پیش گرفت. او مخالفتی با گنجانده شدن واژه‌ی «آمریکا» در نام کشور نداشت؛ بلکه بر این باور بود که نام این ملت باید صرفاً «آمریکا» باشد و بس. به اعتقاد او، چنین عنوانی «نشان‌دهنده‌ی وحدت و سرنوشت حقیقی مردم آمریکا به عنوان قدرت برتر و نهایی این نیم‌کره» خواهد بود. 

اما بلندپروازی‌های اندرسون برای این کشورِ در حال رشد، در برابر ایده‌های «لوکاس میلر» — نماینده کنگره از ویسکانسین که گفته می‌شود در سال ۱۸۹۳ پیشنهاد تغییر نام آن به «ایالات متحده زمین» را مطرح کرد — رنگ می‌باخت. (برخی روایت‌ها حاکی از آن است که او به نام «ایالات متحده جهان» نیز رضایت می‌داد.) 

او در دفاع از این تغییر استدلال می‌کرد: «این امکان وجود دارد که جمهوری با پذیرش ایالت‌های جدید در اتحادیه گسترش یابد، تا زمانی که تمام ملت‌های روی زمین به بخشی از آن بدل شوند.» 

ابتکار عمل میلر تا حدی مورد توجه قرار گرفت، اما احتمالاً نه آن‌گونه که او در نظر داشت. برای مثال، روزنامه «نیو اورلینز تایمز-دموکرات» به او لقب «بزرگ‌ترین آدم عجیب‌وغریب و نامعقول در واشنگتن» را داد و او را «بیشتر مناسب تیمارستان دانست تا مجلس قانون‌گذاری ملی». 

در مقام دفاع از میلر، وب‌سایت مجلس نمایندگان امروزه اشاره می‌کند که پیشنهاد او شاید بیشتر جنبه طنز داشته تا جدیت، و هدفش به سخره گرفتن «تب‌وتاب آن دوران برای کشورگشایی در آن سوی آب‌ها» بوده است. انگیزه او هرچه که بود، سال ۱۸۹۳ پایان دوران حضورش در کنگره را رقم زد. 

شاید به دلیل درس گرفتن از سرنوشت میلر، در دهه‌های پس از آن هیچ‌یک از چهره‌های سرشناس عمومی خواستار تغییر نام کشور نشده‌اند. پس از گذشت دو قرن و نیم، نام «ایالات متحده آمریکا» در آزمون زمان سربلند بیرون آمده است.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات