جلال ساداتیان در گفتگو با فرارو مطرح کرد:
آمریکا روی کلافگی مردم حساب کرده است/ تندروهای داخلی در زمین آمریکا بازی میکنند/ اگر اقتصاد کشور شکست بخورد، هیچ کس عاقبت به خیر نمیشود
جلال ساداتیان، تحلیلگر ارشد سیاست خارجی معتقد است ما افرادی را داخل کشور داریم که آگاهانه یا ناآگاهانه در زمین آمریکا بازی می کنند و در اختلافات می دمند. این در حالی است که رهبری تاکید کرده اند از اختلافات بپرهیزید. این افراد دقیقا باعث می شوند در حوزه اقتصادی نیز برنامه های دولت با شکست مواجه شود. وقتی در داخل کشور اختلاف و درگیری افزایش پیدا کند، طبیعی است که تصمیم گیری اقتصادی هم دشوارتر شود.
فرارو-همزمان با تشدید حملات و گسترش دامنه تقابل ایران و آمریکا، جنگ از میدان نظامی به عرصه اقتصاد و تجارت کشیده شده است؛ تحلیلگران اقتصادی معتقدند محدود شدن مسیرهای تجارت خارجی و کاهش درآمدهای صادراتی، دست دولت را برای مدیریت این فشارها بستهتر میکند.
به گزارش فرارو، پرسش اصلی این روزها این است که آمریکا در کنار فشار نظامی، تا چه اندازه روی فرسایش اقتصادی ایران حساب باز کرده و آیا این فشار میتواند به همان نتیجه سیاسی مورد نظر واشنگتن منجر شود؟ جلال ساداتیان، دیپلمات پیشین ایران در انگلستان و تحلیلگر سیاست خارجی، در گفتگو با فرارو به بررسی ابعاد اقتصادی فشار آمریکا علیه ایران و پیامدهای آن پرداخته است:
شرایط خلیج فارس؛ مسیر تجارت ایران محدود شده است
جلال ساداتیان با اشاره به وقایع ماههای اخیر در آبهای خلیج فارس گفت: «اگر نگوییم مراودات آبی ما در خلیج فارس کاملا بسته شده است، باید بگوییم بسیار محدود شده است. همچنین نحوه انتقال کالاها دشوارتر شده و شهرهای بندری مثل بندرعباس برای انتقال کالا نسبت به ماههای پیش از جنگ با دشواریهای بیشتری روبه رو هستند. همچنین از طریق اقلیم کردستان محمولههایی را جابه جا میکنیم. اما متاسفانه حقیقت، همان طور که رئیس جمهور هم مستقیم و صراحتا اشاره کرده است، این است که در بخش صادرات، به ویژه در اقلام کشاورزی و خوراکی، با مشکلاتی مواجه شدهایم.»
وی افزود: «درآمدهای صادراتی ما نسبت به گذشته کاهش پیدا کرده است. با وجود اینکه ایران پیش از این نیز تحریم بود، اما وضعیت مبادلات دریایی ما هیچ وقت به شکل امروز نبود. در حال حاضر مراودات ما به برخی کشورهای خاص از جمله عراق، ترکیه، افغانستان و پاکستان محدود شده است. مسئله فقط این نیست که یک کشتی بتواند یا نتواند وارد یک بندر شود. وقتی مسیرهای اصلی تجارت با اختلال مواجه میشوند، هزینه انتقال کالا هم افزایش پیدا میکند. در نتیجه، حتی در مواردی که صادرات یا واردات به طور کامل متوقف نشده، هزینه تجارت بالاتر میرود و این افزایش هزینه در نهایت خودش را در قیمت تمام شده کالا نشان میدهد.»
آمریکا بعد از حمله نظامی سراغ فشار اقتصادی رفته است
این تحلیلگر سیاست خارجی در ادامه با اشاره به آنچه آمریکا از طریق حملات نظامی به دنبال آن بوده، گفت: «آنچه آمریکا از طریق حملات نظامی به آن دست پیدا نکرد و آنچه امید داشت به نتیجه برسد، موفقیت آمیز نبود. اکنون از دید ترامپ میتواند این تصور وجود داشته باشد که با فشار اقتصادی و اعمال قدرت نظامی میتواند به نتیجه برسد. آمریکاییها همچنین از تکنیک اجماع نظر جهانی علیه ایران بهره میبرند. آنها مدتهاست سعی دارند کشورهای دیگر را نیز با افکار ضدایرانی خود همراه کنند. این همراهی میتواند تبعات سیاسی یا اقتصادی داشته باشد. متاسفانه برخی کشورهای جهان نیز با آمریکا همراهی کردهاند.»
وی افزود: «اروپاییها تا مدتی پیش سکوت کامل در برابر جنگ ایران و آمریکا را انتخاب کرده بودند، اما اخیرا شرایط تغییر کرده و تحرکات و موضع گیریهایی از سوی برخی کشورهای اروپایی دیده شده است. با این حال، به لحاظ عملیاتی هنوز اقدامی از سوی اروپا دیده نشده و همراهی فعلی صرفا به دلیل جلب نظر مثبت آمریکا است.»
آمریکا روی کلافگی مردم حساب کرده است
دیپلمات پیشین ایران در انگلستان گفت: «وضعیت تحریمی تا حدودی روی ایران اثرگذار بوده و امید طرف مقابل به همین است که مردم از ادامه شرایط احساس ناراحتی و کلافگی داشته باشند و حتی دست به شورش بزنند. این همان سناریوی پیشین است؛ اقدام نظامی پس از ناآرامیهای داخلی. موازی با فشار اقتصادی، آمریکا در پی افزایش جنگ روانی است. فشار اقتصادی اگر با جنگ روانی و ایجاد اختلافات داخلی همراه شود، میتواند اثر بیشتری داشته باشد. آنها میخواهند جامعه را نسبت به آینده نگران و نسبت به ادامه شرایط اقتصادی ناامید کنند. این به آن معنا نیست که هر فشار اقتصادی الزاما به شورش منجر میشود، اما طبیعی است که طرف مقابل روی افزایش نارضایتی عمومی حساب کند. وقتی مردم با مشکلات اقتصادی، کاهش قدرت خرید و نگرانی نسبت به آینده مواجه باشند، زمینه برای بهرهبرداری سیاسی از این نارضایتیها بیشتر میشود.»
دعوای سیاسی برای بعضیها مهمتر از اقتصاد کشور شده است
ساداتیان در بخش دیگری از این گفتگو با اشاره به مسائل داخلی گفت: «متاسفانه ما افرادی را داخل کشور داریم که آگاهانه یا ناآگاهانه در زمین آمریکا بازی میکنند و در اختلافات میدمند. این در حالی است که رهبری تاکید کردهاند از اختلافات بپرهیزید. این افراد دقیقا باعث میشوند در حوزه اقتصادی نیز برنامههای دولت با شکست مواجه شود. وقتی در داخل کشور اختلاف و درگیری افزایش پیدا کند، طبیعی است که تصمیمگیری اقتصادی هم دشوارتر شود. در شرایط عادی نیز اختلافات سیاسی میتواند به اقتصاد آسیب بزند، اما در شرایط جنگی آثار آن بسیار بیشتر است. امروز کشور با فشار خارجی مواجه است و اگر همزمان در داخل نیز انرژی کشور صرف اختلافات شود، توان مقابله با فشار اقتصادی کاهش پیدا میکند.»
وی با انتقاد از رویکرد برخی جریانهای سیاسی گفت: «برخی تصور میکنند اگر دولت در برنامههای خود شکست بخورد، آنها به قدرت میرسند، غافل از اینکه اگر اقتصاد کشور شکست بخورد، هیچ کس عاقبت به خیر نمیشود. ممکن است یک جریان سیاسی از شکست یک دولت یا یک برنامه اقتصادی خوشحال شود، اما باید توجه داشته باشیم که اقتصاد متعلق به دولت نیست؛ متعلق به کل کشور است. وقتی اقتصاد آسیب میبیند، این آسیب متوجه جناح سیاسی خاصی نمیشود. اگر تولیدکننده نتواند تولید کند، اگر صادرات کاهش پیدا کند، اگر درآمدهای ارزی پایین بیاید و اگر قیمت کالاها افزایش پیدا کند، نمیتوان گفت این مشکلات فقط برای دولت است. مردم، تولیدکننده، کارگر و حتی همان جریان سیاسی که تصور میکند از این وضعیت سود میبرد، در نهایت تحت تاثیر قرار خواهند گرفت.»
خطر اصلی؛ فشار اقتصادی به بحران اجتماعی تبدیل شود
ساداتیان گفت: «مشکل اصلی زمانی ایجاد میشود که فشار اقتصادی از یک مسئله اقتصادی به مسئله اجتماعی تبدیل شود. اگر مردم احساس کنند آینده اقتصادی شان نامعلوم است و هیچ چشم اندازی برای بهبود وجود ندارد، طبیعتا فشار روانی جامعه افزایش پیدا میکند. باید توجه داشت که مدیریت اقتصاد در شرایط فعلی فقط یک موضوع اقتصادی نیست؛ یک موضوع امنیت ملی هم محسوب میشود. اگر دولت بتواند بازار را مدیریت کند، کالاهای اساسی را تامین کند و مسیرهای تجاری را باز نگه دارد، بخشی از اهداف فشار اقتصادی دشمن خنثی میشود. در طرف مقابل، اگر در داخل کشور اختلافات تشدید شود و تصمیمهای اقتصادی تحت تاثیر دعواهای سیاسی قرار بگیرد، عملا بخشی از هزینهای که دشمن میخواهد به کشور تحمیل کند، از داخل بازتولید میشود.»
وی افزود: «وقتی صادرات اقلام کشاورزی و خوراکی هم با مشکل مواجه میشود، تولیدکننده داخلی نیز متضرر میشود. از طرف دیگر، اگر انتقال کالا دشوار شود، هزینه حمل و نقل و تامین مواد اولیه افزایش پیدا میکند. بنابراین فشار اقتصادی میتواند از چند مسیر مختلف وارد شود. ممکن است یک بخش از اقتصاد با کاهش صادرات آسیب ببیند، بخش دیگر از افزایش هزینه واردات و بخش دیگری از کاهش تقاضا. مجموع این اتفاقات میتواند فشار بیشتری بر اقتصاد وارد کند. ساداتیان درباره استفاده از مسیرهای جایگزین گفت: «ما از طریق اقلیم کردستان و همچنین کشورهای عراق، ترکیه، افغانستان و پاکستان میتوانیم بخشی از مبادلات خود را ادامه دهیم. این ظرفیت مهمی است و نباید از آن غافل شد. اما این مسیرها نمیتوانند به طور کامل جای تجارت دریایی را بگیرند. اقتصاد ایران به تجارت گسترده و ارتباط با کشورهای مختلف نیاز دارد. هرچقدر تعداد مسیرهای تجاری محدودتر شود، هزینه تجارت بیشتر خواهد شد.»
اگر اقتصاد کشور شکست بخورد، هیچ کس عاقبت به خیر نمیشود
ساداتیان در پایان با تاکید بر ضرورت پرهیز از اختلافات داخلی گفت: «امروز مهمترین مسئله این است که کشور بتواند فشار اقتصادی را مدیریت کند. ما نمیتوانیم اثر تحریم و جنگ را نادیده بگیریم، اما میتوانیم هزینه آن را کاهش دهیم. این کار نیازمند مدیریت اقتصادی، حفظ مسیرهای تجاری، حمایت از تولید و مهمتر از همه کاهش اختلافات داخلی است. اگر در داخل کشور به جای تمرکز بر حل مشکلات، انرژی صرف درگیریهای سیاسی شود، فشار خارجی اثر بیشتری خواهد داشت. برخی تصور میکنند اگر دولت در برنامههای خود شکست بخورد، آنها به قدرت میرسند، غافل از اینکه اگر اقتصاد کشور شکست بخورد، هیچ کس عاقبت به خیر نمیشود. در شرایط فعلی باید این مسئله را جدی گرفت. اختلاف سیاسی یک موضوع است، اما شکست اقتصاد کشور موضوع دیگری است و تبعات آن دامن همه را خواهد گرفت.»