ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۹۵۱۹

ژئوپلیتیکال مانیتور: معماری امنیتی خلیج فارس به منبع هزینه و آسیب‌پذیری آمریکا تبدیل شده است

ژئوپلیتیکال مانیتور: معماری امنیتی خلیج فارس به منبع هزینه و آسیب‌پذیری آمریکا تبدیل شده است

یک رسانه در تحلیلی نوشته است که معماری امنیتی آمریکا در خلیج فارس، که قرار بود قدرت و نفوذ واشنگتن را افزایش دهد، اکنون با تحمیل هزینه‌های نظامی، مالی و انرژی، به یک نقطه آسیب‌پذیر تبدیل شده است.

پایگاه تحلیلی ژئوپلیتیکال مانیتور در گزارشی با بررسی پیامدهای جنگ ایران و آمریکا، نوشته است که معماری امنیتی ایالات متحده در خلیج فارس که طی بیش از چهار دهه برای مهار ایران و گسترش نفوذ واشنگتن شکل گرفته، اکنون در حال تبدیل شدن به منبعی از هزینه و آسیب‌پذیری برای آمریکا است.

به گزارش فرارو، به نوشته این پایگاه، مسئله دیگر این نیست که آیا آمریکا توان وارد کردن هزینه به ایران را دارد یا نه؛ واشنگتن از چنین توانایی برخوردار است. پرسش اساسی‌تر این است که آیا ساختار امنیتی ایجادشده در خلیج فارس، پس از محاسبه هزینه‌های تسلیحاتی، مالی، انرژی و فشارهای اقتصادی داخلی، همچنان قدرت چانه‌زنی و اهرم نفوذ آمریکا را افزایش می‌دهد یا خیر.

این گزارش با اشاره به سابقه حضور آمریکا در منطقه می‌نویسد که پس از انقلاب ایران و حمله شوروی به افغانستان، واشنگتن امنیت خلیج فارس را یک منافع حیاتی برای خود تعریف کرد. این رویکرد در ادامه با افزایش حضور نظامی آمریکا، ایجاد پایگاه‌های نظامی و گسترش همکاری‌های امنیتی با کشورهای عربی خلیج فارس همراه شد.

با این حال، به اعتقاد نویسنده، آنچه زمانی یک مزیت برای آمریکا محسوب می‌شد، اکنون هزینه‌هایی نیز به همراه دارد. پایگاه نظامی، در عین افزایش قدرت عملیاتی آمریکا، به یک هدف بالقوه تبدیل می‌شود و تضمین امنیتی برای متحدان نیز تعهداتی ایجاد می‌کند که واشنگتن در زمان تشدید تنش ناچار است آنها را در محاسبات خود لحاظ کند.

ژئوپلیتیکال مانیتور برای توضیح این آسیب‌پذیری به حملات سال ۲۰۱۹ به تأسیسات نفتی «ابقیق» و «خریص» عربستان سعودی اشاره کرده است؛ حملاتی که به‌طور موقت حدود ۵.۷ میلیون بشکه در روز از ظرفیت تولید نفت عربستان کاست. از نگاه نویسنده، این اتفاق نشان داد که برتری نظامی آمریکا الزاماً نمی‌تواند آسیب‌پذیری فیزیکی زیرساخت‌های حیاتی در خلیج فارس را از بین ببرد.

در ادامه گزارش آمده است که کشورهای منطقه نیز با توجه به همین آسیب‌پذیری، تلاش کرده‌اند از تبدیل شدن به میدان درگیری قدرت‌های دیگر جلوگیری کنند. عربستان سعودی در سال ۲۰۲۳ روابط خود با ایران را از سر گرفت و دیگر کشورهای عربی خلیج فارس نیز به سمت کاهش تنش حرکت کردند. به نوشته این تحلیل، این اقدامات را نباید الزاماً به معنای فاصله گرفتن از آمریکا دانست، بلکه بخشی از تلاش دولت‌های منطقه برای کاهش ریسک‌های امنیتی خود است.

هزینه جنگ برای واشنگتن

این پایگاه تحلیلی معتقد است ایران برای تحمیل هزینه به آمریکا نیازی به شکست نظامی این کشور ندارد. تهران می‌تواند با تهدید زیرساخت‌های انرژی، مسیرهای کشتیرانی و پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، ریسک‌های قابل‌توجهی ایجاد کند.

بر اساس این گزارش، این فشارها در نهایت از خلیج فارس فراتر می‌رود. موشک‌های رهگیر و مهمات دقیق مصرف‌شده در منطقه باید جایگزین شوند و این موضوع بر ذخایر تسلیحاتی و ظرفیت تولید صنایع دفاعی آمریکا اثر می‌گذارد. ژئوپلیتیکال مانیتور با استناد به برآورد پنتاگون نوشته است که هزینه جنگ برای آمریکا تا ماه ژوئیه به حدود ۳۷.۵ میلیارد دلار رسیده و برخی ذخایر موشک‌های دوربرد دقیق نیز تقریباً به‌طور کامل مصرف شده‌اند.

از سوی دیگر، حتی بدون بسته شدن کامل تنگه هرمز، افزایش ریسک عبور کشتی‌ها می‌تواند هزینه‌های اقتصادی ایجاد کند. افزایش حق بیمه کشتی‌ها، تردید مالکان کشتی برای عبور از منطقه و افزایش قیمت انرژی می‌تواند در نهایت بخشی از هزینه جنگ را به مصرف‌کنندگان آمریکایی منتقل کند.

نویسنده تأکید می‌کند که اینجا تفاوت میان «موفقیت نظامی» و «موفقیت راهبردی» آشکار می‌شود. آمریکا می‌تواند سامانه‌های موشکی، رادارها و مراکز فرماندهی را منهدم کند، اما نمی‌تواند شرکت‌های بیمه را مجبور کند یک مسیر پرخطر را امن تلقی کنند یا بازارها را وادار کند احتمال حمله بعدی را نادیده بگیرند.

در نهایت، ژئوپلیتیکال مانیتور استدلال می‌کند که آمریکا همچنان از نظر نظامی قدرتمندتر از ایران است، اما مسئله این است که آیا معماری امنیتی خلیج فارس می‌تواند این قدرت را با هزینه‌ای قابل‌قبول به یک مزیت راهبردی تبدیل کند یا خیر.

به نوشته این پایگاه، برای رویکرد «اول آمریکا»، هزینه واقعی این راهبرد باید بر اساس دلار، مهمات، ظرفیت صنعتی، ریسک انرژی و هزینه‌هایی که در نهایت به خانواده‌های آمریکایی منتقل می‌شود، سنجیده شود. اگر یک راهبرد منابع آمریکا را سریع‌تر از آنچه موقعیت واشنگتن را بهبود می‌دهد مصرف کند، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً «قدرت همراه با خویشتن‌داری» دانست.

ارسال نظرات
خط داغ