ترامپ در دام محاسبات اشتباه
چرا ترامپ هشدارهای پیش از جنگ ایران را نادیده گرفت؟
گزارش والاستریت ژورنال نشان میدهد ترامپ پیش از جنگ ایران هشدارهای اطلاعاتی و نظامی درباره پیامدهای حمله، تهدید هرمز، گسترش درگیری و کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا را نادیده گرفت و تحت تأثیر نتانیاهو وارد جنگ شد. جنگی که قرار بود شش هفتهای پایان یابد، به نبردی فرسایشی تبدیل شده و با بستهماندن هرمز و گسترش درگیری ادامه دارد. واشنگتن پس از ناکامی نظامی به «طرد اقتصادی» و تحریمهای شدید روی آورده، اما فشار اقتصادی نیز تضمینی برای تسلیم ایران نیست. همزمان، بحرانهای داخلی، بدهی و انتخابات، محدودیتهای ترامپ را تشدید کردهاند.
فرارو –عبدالله خلیفه الشایجی، استاد علوم سیاسی دانشگاه کویت
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه القدس العربی، گزارشی که چند روز پیش روزنامه والاستریت ژورنال با عنوان «هشدارهایی که پیش از جنگ مطرح شد؛ جنگی که اکنون به ششماهگی رسیده است» منتشر کرد، تصویری روشن از بحثها و هشدارهایی ارائه میدهد که پیش از آغاز جنگ میان دونالد ترامپ، تولسی گابارد، مدیر وقت اطلاعات ملی و مقامهای نظامی آمریکا مطرح شده بود. گابارد که بعدها از سمت خود استعفا داد، بر ۱۸ نهاد اطلاعاتی در سطوح مختلف غیرنظامی و نظامی نظارت داشت و پیش از آغاز جنگ، ارزیابی روشنی از خطرات و هزینههای حمله به ایران ارائه کرده بود.
هشدار داده شده بود که آغاز جنگ و ترور رهبران دینی بهویژه آیتالله خامنهای و همچنین رهبران سیاسی و نظامی ایران، میتواند به شکلگیری سناریویی فاجعهبار منجر شود؛ سناریویی که میتواند به روی کار آمدن حکومتی تندتر در ایران، تهدید کشتیرانی و حمله به پایگاههای آمریکا و متحدان این کشور منجر شود. سپاه پاسداران نیز در واکنش به چنین اقدامی، کشتیرانی در خلیج فارس را تهدید خواهد کرد، تنگه هرمز را مسدود خواهد کرد و پایگاههای نظامی آمریکا و تأسیسات حیاتی کشورهای متحد این کشور در منطقه خلیج فارس را هدف قرار خواهد داد.
در همین حال، نهاد نظامی آمریکا هشدار داده بود که آغاز جنگ با ایران موجب کاهش ذخایر تسلیحاتی بهویژه سامانههای پدافند هوایی و موشکهای نقطهزن خواهد شد؛ مسئلهای که میتواند آمادگی نیروهای مسلح آمریکا را برای مواجهه با شرایط اضطراری در اروپا و جنوب شرق آسیا بهویژه در برابر چین کاهش دهد.
از «پیروزی آسان» تا باتلاق جنگ ایران
گزارش والاستریت ژورنال تأیید میکند که اکنون دیگر این موضوع به یک واقعیت مسلم تبدیل شده است که دونالد ترامپ با برآوردی نادرست، هشدارهای جدی و واقعبینانه و همچنین نشانههای خطر درباره مشارکت و هدایت جنگ علیه ایران را نادیده گرفت و در همکاری با بنیامین نتانیاهو در مسیر تحقق دستورکار راست افراطی اسرائیل حرکت کرد. این در حالی بود که ارزیابی اطلاعاتی آمریکا بهصراحت اعلام کرده بود که «ایران در حال حاضر تهدید هستهای فوری محسوب نمیشود»؛ همان ادعایی که ترامپ از آن برای توجیه آغاز جنگ استفاده کرد.
ترامپ در عین حال مدعی شده بود که یکی دیگر از اهداف جنگ، نابودی برنامه هستهای ایران است؛ ادعایی که بارها با افتخار تکرار کرد و گفت آمریکا در عملیات «چکش نیمهشب» در ژوئن ۲۰۲۵، برنامه هستهای ایران را از بین برده و نابود کرده است. به این ترتیب، ترامپ در دام تحریکات بنیامین نتانیاهو و دیوید بارنیا، رئیس دستگاه اطلاعاتی اسرائیل گرفتار شد؛ اقدامی که خشم جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا را برانگیخت. ونس نیز نتانیاهو و بارنیا را متهم کرد که با تبلیغ یک «پیروزی آسان و کمهزینه»، ترامپ را برای ورود به جنگ متقاعد کردهاند.
در واقع، به گفته شماری از مقامهای پیشین آمریکا از جمله جان کری، وزیر خارجه پیشین آمریکا و نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاستجمهوری، نتانیاهو تلاش کرده بود رؤسایجمهور آمریکا از بیل کلینتون و جورج دبلیو بوش گرفته تا باراک اوباما و جو بایدن، را برای آغاز جنگ علیه ایران با خود همراه کند، اما همه آنها از افتادن در دام نتانیاهو خودداری کردند. کری نیز در جریان مذاکرات با ایران به توافق برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۱۵ دست یافت؛ توافقی که دونالد ترامپ در نخستین دوره ریاستجمهوری خود در سال ۲۰۱۸ و تحت تأثیر تحریکات نتانیاهو از آن خارج شد. با این حال، ترامپ سرانجام برخلاف رؤسایجمهور پیشین، در ۲۸ فوریه گذشته در عملیات «خشم حماسی» علیه ایران مشارکت کرد.
در همین حال، جو کنت، مدیر مرکز مقابله با تروریسم و از اعضای جریان «ماگا» نیز معتقد است که ترامپ در دام نتانیاهو افتاد. کنت در مارس گذشته و در اعتراض به آغاز جنگ علیه ایران از سمت خود استعفا کرد، زیرا معتقد بود ایران تهدیدی فوری برای آمریکا ایجاد نمیکند. جنگی که بر پایه یک برآورد نادرست آغاز شد و قرار بود ظرف شش هفته پایان یابد، اکنون وارد ششمین ماه خود شده است، بدون آنکه چشماندازی برای پایان دادن به آن وجود داشته باشد. این جنگ در ادامه به نبردی فرسایشی و باتلاقی پرهزینه تبدیل شده است.
واقعیت امروز این است که تنگه هرمز همچنان بسته مانده و کشتیرانی در خلیج فارس همچنان مختل شده است. ایران تأسیسات حیاتی کشورهای حوزه خلیج فارس را هدف قرار داده و نیروهای مقاومت خود را نیز به حرکت درآورده است؛ اقدامی که دامنه رویارویی را به دریای سرخ و دریای مدیترانه نیز گسترش داده است.
نظام ایران نیز بهگونهای رفتار میکند که گویی در این جنگ پیروز است. واشنگتن پس از اعمال تحریمهای سنگین اقتصادی در قالب عملیات « طرد اقتصادی» که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هفته گذشته آن را آغاز کرد، تلاش کرده است با تشدید فشارهای اقتصادی، محاصره اقتصاد ایران و اعمال شدیدترین تحریمها، نظام جمهوری اسلامی را سرنگون کند. همچنین واشنگتن کشورهایی را که با کمک به ایران برای دور زدن محاصره و فشار اقتصادی، تحریمها را نقض کنند، با اعمال «تحریمهای ثانویه» مجازات خواهد کرد.
این وضعیت نشان میدهد که جنگ علیه ایران با شکست مواجه شده و واشنگتن بار دیگر به ابزار فشار اقتصادی روی آورده است؛ رویکردی که ترامپ نیز در سال ۲۰۱۸، پس از خروج از توافق هستهای میان ایران و قدرتهای بزرگ، در پیش گرفت و با اجرای سیاست «فشار حداکثری» علیه تهران، فشار اقتصادی بر ایران را تشدید کرد. واشنگتن اکنون نیز با تغییر تاکتیک و روی آوردن به «عملیات طرد اقتصادی»، تلاش میکند اقتصاد ایران را تحت فشار قرار دهد تا رفتار تهران را تغییر دهد و آن را به پذیرش شروط دولت ترامپ وادار کند. این تغییر رویکرد در عمل نشان میدهد که راهحل نظامی نتوانسته است اهداف واشنگتن را محقق کند. با این حال، تجربه گذشته نشان داده است که فشارهای اقتصادی و تحریمها نیز الزاماً کشورها را به تغییر رفتار یا تسلیم در برابر خواستههای تحریمکنندگان وادار نمیکنند.
ترامپ؛ گرفتار در تله محاسبات اشتباه
اما دونالد ترامپ که همزمان در حال پیشبرد جنگ تجاری و افزایش تعرفههای گمرکی بر کالاهای کانادایی است، جرئت به چالش کشیدن و تهدید چین را ندارد؛ کشوری که حدود ۸۰ درصد نفت ایران را وارد میکند. نگرانی اصلی از تشدید تنش توسط آمریکا این است که ایران از وضعیت دفاع و مقاومت خارج شود و به سمت چالش، رویارویی و تشدید تقابل حرکت کند و برخلاف ادعای ترامپ مبنی بر اینکه برای زمان اهمیتی قائل نیست، تلاش کند با ادامه مقاومت، زمان بیشتری به دست آورد.
ایران بهخوبی از دشواری شرایط اقتصادی و سیاسی داخلی آمریکا، آن هم تنها حدود دو ماه پیش از انتخابات میاندورهای کنگره آگاه است. در آستانه این انتخابات، محبوبیت ترامپ به ۳۳ درصد کاهش یافته و حدود ۷۰ درصد آمریکاییها با ادامه جنگ مخالفت کردهاند، زیرا این جنگ هزینههای زندگی و قیمت سوخت را افزایش داده است. همزمان، پیشبینیها از احتمال کسب اکثریت مجلس نمایندگان توسط دموکراتها حکایت میکند و آنها برای به دست آوردن اکثریت سنا نیز تنها به پیروزی در چهار کرسی دیگر نیاز دارند.
همه این تحولات در شرایطی رخ میدهد که بدهی عمومی آمریکا هفته گذشته از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده و جنگ تجاری این کشور با کانادا نیز همچنان ادامه دارد. فردریک کمب، رئیس شورای اندیشکده آتلانتیک در همین زمینه هشدار داده است که ایالات متحده نمیتواند منابع مالی، توانمندیهای نظامی و وفاداری متحدان خود را برای همیشه منابعی پایانناپذیر فرض کند. به گفته او، قدرتهای بزرگ زمانی وارد مسیر افول میشوند که برتری تاکتیکی آنها نتواند به نتایج راهبردی منجر شود، تعهداتشان با سرعتی بیشتر از منابعشان گسترش یابد و رهبرانشان در تعیین اولویتها و اتخاذ تصمیمهای درست دچار خطا شوند. این توصیف بهخوبی وضعیت ترامپ را در آغاز جنگ نشان میدهد؛ وضعیتی که در آن، محاسبات نادرست، برآوردهای اشتباه از مواضع خود و نادیده گرفتن واقعیتها و شرایط موجود، تصمیمگیری او را تحت تأثیر قرار داده است.