حسن هانی زاده در گفتگو با فرارو مطرح کرد:
هرمز را نمیتوان با توییت و ناو هواپیمابر تصرف کرد / ترامپ نه تاریخ هرمز را میشناسد و نه جغرافیای آن را
یک تحلیلگر مسائل سیاست خارجی، ادعای دونالد ترامپ درباره اعلام تنگه هرمز بهعنوان قلمرو آمریکا را فاقد مبنای حقوقی دانست و گفت این اظهارات را باید در چارچوب جنگ روانی، چانهزنی سیاسی و تلاش واشنگتن برای خروج از جنگ با ادعای پیروزی تحلیل کرد.
فرارو- دونالد ترامپ اخیراً از ادعای کنترل تنگه هرمز فراتر رفته و گفته است پس از «شکست دادن ایران»، این تنگه را قلمرو آمریکا اعلام خواهد کرد؛ اظهارنظری که با واکنش تند تهران روبهرو شد. کاظم غریبآبادی، معاون حقوقی و بینالملل وزیر امور خارجه، نیز در واکنش به این اظهارات تأکید کرد که تنگه هرمز را نمیتوان با یک توییت، ناو هواپیمابر، دستور سیاسی یا سخنرانی انتخاباتی تصرف کرد.
به گزارش فرارو، در چنین شرایطی این پرسش مطرح است که آیا سخنان ترامپ صرفاً یک تهدید تبلیغاتی است یا واشنگتن واقعاً به دنبال نظمی جدید در مهمترین گلوگاه انرژی جهان است؟
حسن هانیزاده، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی، معتقد است بخش مهمی از ادبیات ترامپ را باید در چارچوب جنگ روانی، تقویت روحیه متحدان و، مهمتر از همه، تلاش آمریکا برای خروج از جنگ با ادعای پیروزی تحلیل کرد.
نه تاریخ هرمز را میشناسد و نه جغرافیای آن را
حسن هانیزاده درباره ادعاهای جدید ترامپ درباره مالکیت تنگه هرمز به فرارو گفت: «مدتهاست اظهارات دونالد ترامپ نشان میدهد که او از سیاست، جغرافیا و تاریخ اطلاعات دقیقی ندارد. حمله اخیر او به ایران نیز نشان داد که حتی درباره مسائل نظامی اطلاعات چندانی ندارد. به همین دلیل، او هر چند وقت یکبار اظهارنظرهایی کاملاً طنزآلود مطرح میکند؛ از جمله اینکه تنگه هرمز بخشی از قلمرو دریایی آمریکا است و آمریکاییها باید بر این تنگه مسلط باشند.»
او افزود: «اینکه یک رئیسجمهور اعلام کند یک آبراه بینالمللی را قلمرو کشور خود میداند، بهخودیخود هیچ مبنای حقوقی ایجاد نمیکند. تنگه هرمز از نظر جغرافیایی میان ایران و عمان قرار دارد و مسئله حاکمیت و حقوق عبور در آن تابع قواعد حقوق بینالملل است. بنابراین، اگر ترامپ تصور میکند صرفاً با استقرار ناوهای آمریکایی میتواند مالکیت هرمز را به نام آمریکا ثبت کند، چنین چیزی امکانپذیر نیست.»
هانیزاده ادامه داد: «به نظر من، این اظهارات را نباید صرفاً بهعنوان یک برنامه نظامی تلقی کرد. ترامپ در بسیاری از موارد ابتدا ادعایی بسیار بزرگ مطرح میکند و سپس تلاش میکند همان ادعا را به بخشی از مذاکرات و چانهزنیهای سیاسی تبدیل کند. هرمز برای آمریکا اهمیت بسیار زیادی دارد؛ زیرا یک گلوگاه حیاتی انرژی است و هرگونه اختلال در عبور و مرور از آن میتواند مستقیماً بر قیمت نفت، گاز و حتی اقتصاد کشورهای غربی اثر بگذارد.»
مسئله اصلی، خروج از جنگ است
این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی درباره اینکه آیا اظهارات ترامپ میتواند نشانه تلاش آمریکا برای باقیماندن در منطقه و کنترل بلندمدت هرمز باشد، گفت: «تصور نمیکنم آمریکا بتواند هرمز را به معنای واقعی کلمه تصرف کند. کنترل نظامی موقت، موضوعی متفاوت از مالکیت سرزمینی است. آمریکا حتی اگر ناوهای هواپیمابر و ناوهای جنگی خود را در منطقه مستقر کند، نمیتواند با یک اعلام سیاسی، جغرافیای منطقه را تغییر دهد.»
او ادامه داد: «بسیاری از حرفهای ترامپ با این هدف مطرح میشود که صرفاً روحیه همپیمانانش را افزایش دهد یا به آنان وعدهای بدهد. آمریکا طی شش ماه گذشته از همه توان نظامی خود استفاده کرد اما در نهایت با شکست مواجه شد. این نوع اظهارنظرها بهتنهایی در تغییر معادلات منطقه مؤثر نیست و بیشتر به نظر میرسد آمریکاییها به دنبال آن هستند که به شکلی آبرومندانه از وضعیت فعلی و باتلاقی که نتانیاهو برای ترامپ ایجاد کرده است، خارج شوند و در عین حال مدعی پیروزی باشند.»
وی گفت: «در واقع، مسئله اصلی برای ترامپ این است که اگر جنگ متوقف شود، چگونه این توقف را برای افکار عمومی آمریکا بهعنوان شکست یا عقبنشینی معرفی نکند. بنابراین طبیعی است که پیش از هرگونه توافق، ادبیات او همچنان ادبیات پیروزی باشد. اینکه میگوید ایران را شکست دادهایم یا اینکه هرمز را در کنترل داریم، بخشی از همین روایتسازی است.»
هرمز اهرم فشار اقتصادی است
هانیزاده گفت: «حضور پررنگ میانجیها در هفتههای گذشته نشان میدهد ایالات متحده تمایل دارد از جنگ خارج شود، اما این خروج را بهعنوان یک دستاورد میخواهد، نه یک شکست. اگر آمریکا واقعاً قصد ادامه یک جنگ تمامعیار را داشت، این حجم از تلاشهای میانجیگرانه و مذاکرات غیرمستقیم معنا نداشت. به نظر من، واشنگتن به دنبال این است که هم فشار خود را حفظ کند و هم راهی برای خروج پیدا کند.»
وی درباره اهمیت اقتصادی هرمز گفت: «ترامپ بهخوبی میداند که مسئله هرمز فقط مربوط به ایران نیست. بخش قابلتوجهی از انرژی جهان از این مسیر عبور میکند و هرگونه اختلال در آن میتواند قیمت انرژی را افزایش دهد. همین حالا هم آمریکا با افزایش قیمت سوخت در داخل مواجه است و این مسئله میتواند برای دولت ترامپ از نظر سیاسی هزینه ایجاد کند.»
بنابراین، ترامپ از یک سو میخواهد ایران را تحت فشار قرار دهد و از سوی دیگر نمیتواند برای مدت طولانی تبعات اقتصادی بستهماندن هرمز را نادیده بگیرد. این همان نقطهای است که هرمز را به یک اهرم دوطرفه تبدیل میکند: ایران میتواند از آن برای فشار بر آمریکا استفاده کند و آمریکا نیز تلاش میکند با فشار نظامی و اقتصادی این اهرم را از تهران بگیرد.»
برنامه فشار از داخل، سناریوی تازهای نیست
این تحلیلگر سیاست خارجی، با اشاره به صحبتهای اخیر مسعود پزشکیان گفت: «این سناریو جدید نیست. سالهاست که ایالات متحده و متحدانش از روش اعمال تحریمهای بیشتر برای ضربهزدن به ایران استفاده کردهاند، اما حتی همین روش نیز نتوانسته است آنطور که انتظار میرفت موفقیتآمیز باشد. طبیعی است که اکنون و در شرایط جنگی، استفاده آمریکا از این روش عجیب نباشد. اگر آنها نتوانند در میدان نظامی به اهداف خود برسند، فشار اقتصادی و ایجاد نارضایتی اجتماعی را دنبال خواهند کرد. بنابراین، صحبت پزشکیان درباره اینکه هدف دشمن میتواند ضربهزدن از داخل باشد، از این منظر قابل بررسی است.»
وی تأکید کرد: «اما در اینجا یک نکته مهم وجود دارد. تا زمانی که کشور در شرایط جنگی قرار دارد، جامعه درک میکند که وضعیت اقتصادی دشوار است؛ اما از دولت و تیم اقتصادی دولت نیز انتظار میرود برای مدیریت بحران اقتصادی پیشرو آماده باشند. نمیتوان از مردم انتظار داشت هزینههای جنگ را تحمل کنند، اما همزمان برای مدیریت اقتصاد جنگی برنامه روشنی ارائه نکرد.»
او ادامه داد: «در چنین شرایطی، وحدت داخلی اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر دشمن بخواهد از فشار اقتصادی برای ایجاد شکاف اجتماعی استفاده کند، بهترین پاسخ این است که کشور از نظر اقتصادی و اجتماعی آمادگی داشته باشد. جنگ فقط در میدان نظامی تعیین تکلیف نمیشود؛ بخشی از نتیجه جنگ به این بستگی دارد که یک کشور تا چه اندازه میتواند اقتصاد، جامعه و انسجام داخلی خود را حفظ کند.»
هانیزاده گفت: «به همین دلیل، تصور میکنم در مرحله فعلی باید همزمان دو مسیر دنبال شود: از یک سو، جلوگیری از تحمیل خواستههای آمریکا در موضوعاتی مانند هرمز و از سوی دیگر، مدیریت جدی اقتصاد داخلی. اگر آمریکا به دنبال آن است که از جنگ خارج شود و در عین حال ادعای پیروزی کند، ایران نیز باید تلاش کند بدون ورود به یک جنگ فرسایشی، منافع و امنیت ملی خود را حفظ کند.»