در گفتوگو با نادر انتصار بررسی شد؛
آینده هرمز در سایه شرطهای ایران
به گفته رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان، بازگشایی هرمز به تحقق «شرایط دیگری» ازجمله جبران نقض تعهدات امریکا ذیل تفاهم اسلامآباد وابسته است.
رسانههای غربی مدعیاند چشمانداز توافق احتمالی میان ایران و عمان به واسطه شروط تهران پیچیده شده است.
به گزارش اعتماد، اخیرا عباس عراقچی، وزیر خارجه کشورمان اعلام کرد گفتوگوهای ایران و عمان درباره مسیرهای جدید تردد «بسیار نزدیک» پیشرفتهای مثبتی داشته، اما تصریح کرد این تفاهم بهخودیخود به معنای بازگشایی فوری آبراه نخواهد بود.
به گفته رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان، بازگشایی هرمز به تحقق «شرایط دیگری» ازجمله جبران نقض تعهدات امریکا ذیل تفاهم اسلامآباد وابسته است؛ موضعی که نشان داد توافق فنی درباره مسیرهای دریایی از مطالبات سیاسی، حقوقی و امنیتی تهران جدا نیست.
براساس گزارش رسانههایی چون الجزیره، سیانان و نیویورک تایمز، ایران و عمان بر مختصات یک سازوکار موقت برای عبور کشتیها به تفاهم رسیدهاند؛ ورود کشتیها به خلیجفارس از مسیر شمالی در آبهای سرزمینی ایران و خروج از مسیر جنوبی در آبهای عمان، با هماهنگی تهران، طراحی شده است. این سازوکار جایگزین مسیرهای پیشین خواهد شد که از نگاه ایران، پس از نقض تفاهمهای قبلی و تشدید اقدامات نظامی امریکا، دیگر پاسخگوی ملاحظات امنیتی کشور نبود.
با این حال، تصمیم نهایی درباره اجرای توافق در سطوح عالی ایران باقی مانده و همچنان روشن نیست توافق احتمالی چه زمانی و با چه تضمینهای اجرایی اعلام خواهد شد. همین فاصله میان «توافق بر سر مسیر» و «بازگشایی تنگه» محور اصلی ابهامهای تازه شد.
محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، مجموعهای از خواستههای ایران را برای تغییر وضعیت هرمز مطرح کرد: پایان تهدیدها و اقدامات نظامی علیه ایران، رفع محاصره دریایی بنادر، کاهش یا رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده و پرداخت غرامت خسارتهای جنگی. به گفته برخی ناظران، این مطالبات نشان داد تهران نمیخواهد توافقی محدود بر سر عبور کشتیها، فشارهای ناشی از محاصره و تحریم را نادیده بگیرد یا به امریکا اجازه دهد موضوع هرمز را جدا از تعهدات گستردهتر خود تعریف کند.
در مقابل، جیدی ونس، معاون رییسجمهور امریکا، مدعی شد ایران به واشنگتن گفته برنامهای برای دریافت عوارض عبور ندارد و اجازه خواهد داد حجم صادرات نفت و گاز به سطح پیش از جنگ بازگردد. او با این حال تاکید کرد: امریکا به گفتهها «اعتماد نمیکند» و اجرای تعهدات را راستیآزمایی خواهد کرد. این اظهارات در شرایطی مطرح شد که تهران هرگونه مذاکره مستقیم با امریکا را رد کرده و تاکید دارد گفتوگوها صرفا با عمان در جریان است.
واشنگتن نیز همچنان رفع محاصره بنادر ایران را به بازگشایی «بدون مانع» هرمز گره زده و با هر ترتیبی که به ادعایش مستلزم مجوز یا پرداخت هزینه به ایران باشد، مخالفت میکند.
در همین راستا به گفته شماری از تحلیلگران، این دو روایت متعارض نشان میدهد گره اصلی دیگر صرفا تردد تجاری نیست. ایران بر حقوق و ملاحظات امنیتی خود به عنوان کشور ساحلی و ضرورت رفع فشارهای امریکا تاکید دارد، درحالی که واشنگتن میکوشد بازگشت جریان انرژی را بدون پذیرش نقش رسمی تهران در مدیریت آبراه محقق کند. همین تضاد، فضای توافق را مبهم کرده و فرصت محدود باقیمانده برای تبدیل تفاهم فنی ایران و عمان به ترتیبی باثباتتر را حساستر کرده است.
در همین راستا و با هدف بررسی آخرین تحولات و سناریوهای پیش رو، با نادر انتصار، استاد ممتاز بازنشسته علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه آلابامای جنوبی گفتوگو شده است.
نادر انتصار، استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه آلابامای جنوبی در پاسخ به پرسش نخست درباره مختصات ژئوپلیتیکی و اقتصادی توافق احتمالی ایران و عمان، گفت: چارچوب دقیق این توافق هنوز مشخص نیست و مطالبی درباره آن در رسانهها مطرح شده؛ اما اگر توافقی مطابق آنچه به طور کلی انتظار میرود امضا شود، میتواند موقعیت ایران را تا حدی تقویت کند.
او افزود: مساله مهمتر از توافق میان ایران و عمان، واکنش ایالاتمتحده به آن خواهد بود، از همین رو باید دید امریکا درنهایت میکوشد این توافق را تضعیف و نقض کند یا خیر. این استاد روابط بینالملل تاکید کرد: اگر واشنگتن بخواهد توافق یا مفاد آن را به چالش بکشد، شرایط بار دیگر به وضعیت پیش از توافق بازخواهد گشت؛ وضعیتی که مشابه شرایط کنونی است.
اجرای توافق هرمز محتمل نیست
این استاد روابط بینالملل در پاسخ به اجرایی شدن توافق احتمالی هرمز با لحاظ کردن خطوط قرمز و شروط تازه ایران خاطرنشان کرد: بعید است این توافق اجرایی شود. از منظر انتصار چنین توافقهایی، مانند تفاهم اسلامآباد، چیزی بیش از تعیین چارچوبی برای یک قرارداد احتمالی نیستند که طرفین باید درباره آن گفتوگو کنند و درنهایت به نتیجه برسند یا نرسند.
او افزود: حتی اگر نتیجه مثبتی نیز به دست آید، چنین قراردادی از نظر قانونی تضمین اجرایی نخواهد داشت و تنها حسننیت دو طرف میتواند آن را اجرایی کند. از همین رو اگر رفتار امریکا از زمان امضای برجام تا امروز مرور شود، نشانهای وجود ندارد که دولت امریکا به این قرارداد احتمالی احترام بگذارد و مفاد آن را اجرا کند، بالاخص آنکه امریکا تنها قراردادی را اجرا خواهد کرد که طرف مقابلش با قدرت و نیروی بازدارندگی محکم در برابر آن ایستادگی کند.
انتصار در ادامه خاطرنشان کرد: رخدادهای چند سال اخیر، به ویژه پس از روی کار آمدن ترامپ، نشان داده که هر سناریویی ممکن است. ترامپ ممکن است صبح موضعی را مطرح کند، ساعاتی بعد از آن عقبنشینی کند و عصر همان روز موضع دیگری بگیرد؛ بنابراین نمیتوان درباره واکنش او با اطمینان سخن گفت.
به باور انتصار، ممکن است فشارهایی بر ترامپ وارد شود که چرا در برابر اقدام ایران کوتاه آمده است. چنین فشارهایی نه فقط ازسوی جمهوریخواهان، بلکه از جانب مخالفان ترامپ در حزب دموکرات نیز ممکن است اعمال شود. انتصار یادآور شد: پس از نقض تفاهمنامه پیشین نیز فشارهای عمدهای ازسوی دموکراتها بر ترامپ وارد شد که چرا امریکا را تسلیم کرده است. بنابراین این احتمال بالاست که این روند بار دیگر در امریکا شکل بگیرد و ترامپ ناگهان بکوشد توافق احتمالی ایران و عمان را نیز، مشابه تفاهمنامه پیشین، تضعیف یا نقض کند. از همین رو نمیتوان با قطعیت پیشبینی کرد واکنش امریکا و ترامپ چه خواهد بود.
نقش شاهینهای جنگطلب
نادر انتصار در پاسخ به پرسش دیگری درباره فرضیه استفاده واشنگتن از استراتژی «ابهام راهبردی» یا «تله فریب» در بازه زمانی حاکم نیز خاطرنشان کرد: همانطور که پیشتر اشاره شد، احتمال چنین سناریویی وجود دارد. اگر ترامپ بتواند تصمیم بگیرد از مخمصه و باتلاقی که خود ایجاد کرده خارج شود، ممکن است بگوید این قرارداد خوب است، به نفع امریکاست و واشنگتن میخواهد جدال با ایران را پایان دهد؛ سپس نیز اعلام کند امریکا برنده شده و از این وضعیت خارج شود. هر چند احتمال آن چندان زیاد نیست. با این حال در شرایط کنونی برخی به ترامپ گفتهاند زمان آن رسیده که خود را برنده جنگ اعلام کند و خواهان خروج از چرخه تنش باشد. با این حال، چنین سناریویی محتمل نیست، زیرا فشارهای داخلی در امریکا، به ویژه فشار طرفداران اسراییل، چه در قالب لابی اسراییل و چه خارج از آن، بر ترامپ بسیار زیاد خواهد بود. این فشارها میتواند ترامپ را به سمت نقض توافق احتمالی ایران و عمان و انجام اقداماتی سوق دهد که اساسا توافق را غیرقابل اجرا کند. از همین رو باید منتظر ماند و دید چه اتفاقی میافتد.
انتصار در توضیح رفتار ترامپ گفت: او مانند کودکی است که تا زمانی که تصور میکند در حال پیروزی است، بازی را ادامه میدهد؛ اما هنگامی که احساس کند بازی را میبازد، ناگهان بازی را برهم میزند و کنار میکشد. پس نمیتوان به تداوم رفتار یا تصمیمهای ترامپ اعتماد کرد.
معمای توافق مکه
این کارشناس روابط بینالملل در پاسخ به پرسش دیگر درباره توافق «مکه» میان عربستان، پاکستان و ترکیه در این بازه زمانی گفت: این نیز یکی از موضوعاتی است که باید درباره آن همه احتمالات را درنظر گرفت.
به باور انتصار، پاکستان و ترکیه نمیخواهند نقششان تضعیف شود؛ بلکه میکوشند نقش خود را در منطقه، بهویژه در میان کشورهای عربی خلیجفارس و در نحوه اعمال نفوذ بر سیاستهای منطقهای، تقویت کنند. از منظری دیگر میان منافع ایران و سیاستهای پاکستان و ترکیه، نوعی تضاد وجود دارد. با این حال پاکستان دستکم در روند حل اختلافات در خلیجفارس، یکی از میانجیهای اصلی است؛ اما نباید فراموش کرد که اسلامآباد منافع خود را بر هر چیز دیگری مقدم میداند. این کشور با عربستان توافقی منعقد کرده که اگرچه ممکن است نام پیمان دفاعی بر آن نگذارند، اما حمله به عربستان یا پاکستان را حمله به طرف دیگر تلقی میکند. اسلامآباد با کویت نیز در حال امضای توافقهایی مشابه، هرچند کمرنگتر، است.
انتصار ادامه داد: پاکستان از یکسو میداند باید روابط خود با ایران را تا حدی مناسب نگه دارد و ازسوی دیگر، نمیخواهد روابطش با امریکا تضعیف شود. در مجموع به نظر میرسد هدف کلی پاکستان تقویت رابطه خود با امریکا و تبدیل شدن به اهرمی قدرتمندتر در آسیای جنوبی، در برابر هند، است.
احیای دیپلماسی با امریکا دشوار است
انتصار در پاسخ به پرسشی دیگر مبنی بر چشمانداز احیای دیپلماسی میان ایران و امریکا و امکان رسیدن به توافقی پایدار در صورت خروج از بنبست هرمز، گفت: این مسائل با یکدیگر متفاوتند؛ حل برخی اختلافها آسانتر و حل برخی دیگر بسیار دشوارتر است. به عنوان مثال موضوعات مربوط به مسائل دفاعی ایران، دشوارترین بخش گفتوگو است. مساله هستهای بسیار پیچیده است و ایران در این زمینه اشتباهاتی را مرتکب شده است.
به گفته انتصار، ایران میتوانست برنامه هستهای کشورمان را با آژانس بینالمللی انرژی اتمی مطرح و گفتوگوها را به همان نهاد محدود کند، اما امریکا و اروپا نیز به دلایلی وارد این مساله شدند. از منظری دیگر مسائل موشکی و دفاعی نیز ازجمله موضوعاتی است که رایزنی درباره آن قابل قبول نیست. حال با توجه به دو متغیر بالا شکافها بسیار است و احتمال توافق پایدار اندک.
این کارشناس روابط بینالملل تاکید کرد: اگر قرار باشد درباره مسائل موشکی بحثی صورت بگیرد، باید در سطحی بسیار گستردهتر مطرح شود؛ یعنی نه فقط درباره ایران، بلکه درباره همه کشورهای منطقهای که اهداف نظامی دارند و حجم عظیمی از تسلیحات نظامی انباشتهاند، از همین رو حل این مسائل بسیار دشوارتر از دستیابی به توافقی درباره تنگه هرمز است.
به باور انتصار، حتی اگر توافق هرمز جامع نباشد، تاکید بر آن درست است؛ زیرا مسائل دیگر در قالب آن تعریف نمیشود.
دیپلماسی زمانی پیش میرود که جنگ بیفایده شود!
انتصار در پاسخ به پرسش دیگر درباره نقش اسراییل و لابیهای اسراییلی در کنش و واکنشهای جاری برای احیای دیپلماسی، گفت: دیپلماسی نهتنها در موضوع ایران و امریکا، بلکه به طور کلی زمانی در اولویت قرار میگیرد که دو طرف به این نتیجه رسیده باشند راهی بهتر از حل و فصل مسائل از مجاری دیپلماتیک وجود نداشته باشد. در مقطع کنونی، هیچیک از طرفین هنوز به چنین نتیجهای نرسیدهاند؛ بهویژه امریکا که همچنان تصور میکند میتوان از طریق نظامیگری و جنگ به اهداف رسید. تا زمانی که چنین دیدگاهی وجود داشته باشد، دیپلماسی لنگ میزند.
این استاد روابط بینالملل با اشاره به جنگ ویتنام خاطرنشان کرد: دیپلماسی میان ویتنام و امریکا زمانی موثر شد که واشنگتن به این نتیجه رسید ادامه جنگ ممکن نیست و خسارتهای آن دیگر قابل تحمل نیست. پس از آن بود که دوطرف در پاریس پای میز مذاکره نشستند و جنگ از راه دیپلماسی پایان یافت. با این حال امریکا هنوز درباره ایران به این نتیجه نرسیده است.
به باور او، ترامپ، به ویژه برخی از اطرافیانش، همچنان بر این تصورند که میتوانند در جنگ برنده نهایی باشند. از همین رو اگر واشنگتن به این جمعبندی برسد که باید دیپلماسی را بر جنگ مقدم بدارد و از مسیر دیپلماتیک به این اختلاف پایان دهد، آن زمان دیپلماسی در اولویت قرار خواهد گرفت.