شکاف پنهان واشنگتن و تلآویو
پشت پرده دیدار ترامپ و نتانیاهو چه بود؟
بنیامین نتانیاهو در شرایطی بیسروصدا وارد کاخ سفید شد که تحلیلها از تلاش او برای اثرگذاری بر تصمیمهای دونالد ترامپ درباره ایران حکایت دارد. در حالی که نخستوزیر اسرائیل بر تشدید فشار و حملات علیه ایران تأکید دارد، ترامپ ظاهراً بحران تنگه هرمز و پرهیز از گسترش جنگ را در اولویت قرار داده است.
فرارو- جمال زحالقه، تحلیلگر مسائل بینالملل، در القدس العربی؛ بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، دوشنبه گذشته بیسروصدا و بدون تشریفات رسمی استقبال، بدون حضور خبرنگاران و بدون هیچگونه پوشش رسانهای، از درِ پشتی وارد کاخ سفید شد.
به گزارش فرارو، همین نحوه ورود نشان میدهد واشنگتن این سفر را نه دیداری «افتخارآمیز» و نه رویدادی سودمند برای میزبانان خود ارزیابی میکرد.
نتانیاهو در جریان این سفر با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و شماری از ارشدترین مقامهای دولت او دیدار کرد؛ از جمله جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، پیت هگست، وزیر دفاع، جان راتکلیف، رئیس سازمان سیا و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا.
در مقابل، در ترکیب هیئت همراه نتانیاهو، هیچیک از مقامهای رسمی اسرائیل که از نفوذ و وزن سیاسی قابلتوجهی برخوردار باشند، حضور نداشتند.
با این حال، رون درمر، وزیر پیشین امور راهبردی اسرائیل که اکنون هیچ سمت رسمی در دولت اسرائیل ندارد، در این دیدار شرکت کرد. نتانیاهو اخیراً او را برای مدیریت پروندههای سوریه و لبنان به کار گرفته و به تواناییها، مهارتهای دیپلماتیک، مواضع سختگیرانه سیاسی و روابط نزدیک او با مقامهای کاخ سفید اعتماد ویژهای دارد.
تلاش نتانیاهو برای اثرگذاری بر تصمیم ترامپ
حضور کامل تیم ارشد دولت آمریکا در این دیدار میتواند بازتابدهنده اهمیتی باشد که واشنگتن برای ملاقات با بنیامین نتانیاهو قائل بود. همچنین، انبوه پروندههای حلنشدهای که هم به اسرائیل و هم به شخص نتانیاهو، بهعنوان تصمیمگیرنده اصلی این کشور، مربوط میشود، در این سطح از مشارکت بیتأثیر نبود.
با این حال، شماری از تحلیلگران اسرائیلی، این حضور گسترده را از زاویهای دیگر تفسیر کردند. به باور آنان، هدف از حضور همزمان مقامهای ارشد آمریکایی این بود که اطمینان حاصل شود نتانیاهو نتواند ترامپ را به مسیری که خود دنبال میکند، سوق دهد.
بر اساس این روایت، به نتانیاهو هشدار داده شده بود که نباید این تصور را ایجاد کند که بار دیگر ترامپ را به سمت جنگ سوق میدهد؛ همان کاری که به اعتقاد برخی ناظران، در دیدار پیشین میان آن دو رخ داده بود.
با وجود این، نخستوزیر اسرائیل همه پیامهای خود را در قالب «ارائه دیدگاه اسرائیل» مطرح کرد؛ دیدگاهی که پرونده هستهای ایران را مهمترین مسئله میداند و معتقد است این موضوع اکنون بیش از هر زمان دیگری فوریت یافته است.
بر پایه این نگاه، «چارهای جز انجام حملات بیشتر علیه تأسیسات هستهای که جمهوری اسلامی آنها را بازسازی کرده و نیز دیگر مراکز با هدف بیثبات کردن نظام و کاهش توان آن برای احیای پروژه هستهایاش وجود ندارد.»
شاید یکی از مهمترین انگیزههای سفر نتانیاهو و اصرار او بر دیدار با ترامپ، این باور باشد که رئیسجمهور آمریکا در آستانه اتخاذ تصمیمهایی سرنوشتساز درباره ایران قرار دارد و اسرائیل میخواهد در این مقطع حساس، دیدگاه و ملاحظات خود را در این تصمیمگیریها وارد کند.
با این حال، به نظر میرسد اولویتهای ترامپ در حال حاضر جای دیگری است. توجه او بیش از هر چیز بر بحران تنگه هرمز متمرکز شده؛ بحرانی که آن را مهمترین و فوریترین پرونده سیاست خارجی خود میداند و معتقد است رسیدگی به آن را نمیتوان به تعویق انداخت.
نگرانی تلآویو از نرمش احتمالی واشنگتن
بر همین اساس، به نظر میرسد ترامپ به این جمعبندی رسیده است که باید هرچه سریعتر تکلیف تنگه هرمز را مشخص کند و رسیدگی به پرونده هستهای ایران را دستکم تا پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر به تعویق بیندازد.
این تصمیم در عمل، بررسی این پرونده را به پس از انتخابات اسرائیل در ماه اکتبر نیز موکول خواهد کرد.
از منظر ترامپ، بازگشایی تنگه هرمز بر اساس شروط و ملاحظات آمریکا، معادل یک پیروزی راهبردی است؛ اما ناکامی در تحقق این هدف، عملاً به این معنا خواهد بود که ایران توانسته شرایط خود را بر معادلات تحمیل کند و در این رویارویی دست بالا را به دست آورد.
بیشتر تحلیلگران اسرائیلی بر این باورند که نتانیاهو با اهداف انتخاباتی خواستار دیدار با ترامپ شده بود؛ دیداری که بتواند به شایعات درباره وجود بحران در روابط میان آن دو پایان دهد و تصاویر و پیامهایی در اختیار او قرار دهد که در رقابت انتخاباتی و تلاش برای حفظ قدرت به کار آید.
این ارزیابی بیراه نیست، اما تنها بخشی از واقعیت را توضیح میدهد.
برای نتانیاهو، پرونده هستهای ایران بهنوعی «پروژه عمر» او محسوب میشود. او و نزدیکانش بر این باورند که ترامپ اکنون در آستانه اتخاذ تصمیمهای نهایی درباره این پرونده قرار دارد.
از همین رو، نخستوزیر اسرائیل تلاش میکند اطمینان حاصل کند این تصمیمها در راستای منافع اسرائیل خواهد بود یا دستکم آسیب و هزینه سنگینی برای آن به همراه نخواهد داشت.
شاید بزرگترین نگرانی اسرائیل این باشد که ترامپ در ازای انعطاف ایران در موضوع تنگه هرمز، در پرونده هستهای نیز رویکردی نرمتر در پیش بگیرد.
این در حالی است که از نگاه اسرائیل، تنگه هرمز نه بهعنوان یک پرونده مستقل، بلکه عمدتاً از آن جهت اهمیت دارد که میتواند بر برنامه هستهای و توان موشکی ایران تأثیر بگذارد.
کاهش اعتبار نتانیاهو در واشنگتن
جایگاه بنیامین نتانیاهو در واشنگتن امروز تفاوتی چشمگیر با موقعیت او در سفر پیشینش دارد.
در دیدار قبلی، او طرح خود برای جنگ با ایران را به ترامپ ارائه کرده و وعده داده بود نظام جمهوری اسلامی از طریق یک طرح چهارمحوری سرنگون خواهد شد؛ طرحی که بر ترور رهبران، ورود نیروهای مسلح کرد، راهاندازی یک کارزار تبلیغاتی گسترده و معرفی یک چهره نمادین استوار بود.
با این حال، از آن طرح، تنها بخش مربوط به ترور رهبر جمهوری اسلامی و شماری از فرماندهان ایرانی به اجرا درآمد و در نهایت، کل پروژه با شکست مواجه شد.
این ناکامی، اعتماد به ارزیابیها و وعدههای نتانیاهو را نیز بهشدت تضعیف کرد و اعتبار تحلیلهای او را زیر سؤال برد.
از همین رو، در دیدار اخیر در کاخ سفید، اعضای تیم ترامپ سخنان و پیشنهادهای نتانیاهو را با دقت بیشتری مورد ارزیابی قرار دادند تا مشخص شود تا چه اندازه با منافع آمریکا و اولویتهای راهبردی دولت ایالات متحده همخوانی دارد.
شکاف پنهان ترامپ و نتانیاهو بر سر ایران
ترامپ و نتانیاهو هر دو پس از این دیدار مدعی شدند مذاکراتشان موفق و ثمربخش بوده و بر همسویی کامل مواضع خود تأکید کردند.
با این حال، صرفنظر از این روایت رسمی، اختلافات میان دو طرف همچنان پابرجاست. نتانیاهو همچنان خواهان تشدید تنشها تا رسیدن به یک جنگ فراگیر علیه ایران است؛ رویکردی که بخش قابلتوجهی از افکار عمومی اسرائیل و همچنین بسیاری از نخبگان نظامی و سیاسی این کشور از آن حمایت میکنند.
در مقابل، ترامپ بیش از هر چیز به دنبال راهحلهای دیپلماتیک و پرهیز از گسترش درگیری است؛ دیدگاهی که با نظر اکثریت افکار عمومی آمریکا و شمار قابلتوجهی از مقامهای ارشد واشنگتن نیز همخوانی دارد.
علاوه بر این، انگیزههای سیاسی دو رهبر نیز یکسان نیست. نتانیاهو بهشدت در پی دستیابی به یک دستاورد سیاسی در آستانه انتخاباتی است که نظرسنجیها از احتمال شکست او و از دست دادن مقام نخستوزیری حکایت دارند.
از این منظر، نتیجه این تحولات برای او صرفاً یک موضوع سیاسی نیست، بلکه به آینده شخصی و سرنوشت سیاسیاش گره خورده است.
در مقابل، ترامپ با چنین نبرد شخصی و تعیینکنندهای روبهرو نیست. او درگیر انتخاباتی است که میتواند سرنوشت اکثریت حزبش در کنگره را رقم بزند؛ موضوعی که بیتردید برای دولت او اهمیت دارد، اما به اندازه آنچه نتانیاهو با آن مواجه است، برای آینده سیاسی شخص رئیسجمهور آمریکا حیاتی و سرنوشتساز محسوب نمیشود.
ترامپ نمیتواند این واقعیت را نادیده بگیرد که نتانیاهو این روزها در افکار عمومی آمریکا به چهرهای بهشدت نامحبوب تبدیل شده و بسیاری او را متهم میکنند که در تصمیمگیریهای خود تحت تأثیر نخستوزیر اسرائیل قرار گرفته است.
شاید همین مسئله، تا حدی، توضیحدهنده استقبال سرد از نتانیاهو در کاخ سفید و ورود بیسروصدای او از درِ پشتی باشد.
در یکی از نظرسنجیهایی که مجله اکونومیست درباره افکار عمومی آمریکا منتشر کرد، ۴۹ درصد پاسخدهندگان از بازداشت نتانیاهو در اجرای حکم دیوان کیفری بینالمللی حمایت کردند؛ در حالی که تنها ۲۷ درصد با چنین اقدامی مخالف بودند.
علاوه بر این، نتایج نظرسنجیهای متعدد نشان میدهد اکثریت شهروندان آمریکا دیدگاهی بسیار منفی نسبت به اسرائیل و شخص نتانیاهو دارند.
همچنین، بیشتر آمریکاییها با تشدید درگیریها و گسترش جنگ مخالف هستند و خواستار توقف کامل عملیات نظامی در منطقه خلیج فارساند.
تا این لحظه، این تغییر در افکار عمومی آمریکا به دگرگونی بنیادین در سیاستهای دولت ایالات متحده در قبال اسرائیل منجر نشده است، اما بهتدریج از شتاب و آمادگی واشنگتن برای همراهی با خواستههای تلآویو کاسته است؛ هرچند روابط راهبردی و ائتلافی مستحکم میان آمریکا و اسرائیل همچنان پابرجاست.
پشت پرده دیدار ترامپ و نتانیاهو
هنوز مشخص نیست در دیدار ترامپ و نتانیاهو و نیز در پشت پرده رایزنیها برای آمادهسازی و پیگیری نتایج آن، چه گذشته است.
چهبسا آنچه تاکنون منتشر شده، تنها بخشی از یک عملیات هدفمند برای گمراه کردن افکار عمومی و پنهان نگهداشتن واقعیت مذاکرات باشد.
برای نمونه، تسیپی حوتوولی، مسئول اطلاعرسانی دولت اسرائیل و سفیر پیشین این کشور در لندن، اعلام کرد موضوع «کوه کلنگ گزلا» نه مطرح شده و نه مورد بررسی قرار گرفته است؛ اظهاراتی که میتواند تلاشی برای فریب ایران و پنهان کردن دستور کار واقعی مذاکرات تلقی شود.
او همچنین مدعی شد ترامپ هیچ درخواستی از نتانیاهو برای خروج از سوریه یا لبنان مطرح نکرده است.
با این حال، برخی نشانهها با این روایت همخوانی ندارند. نیر دووری، خبرنگار نظامی شبکه ۱۲ اسرائیل، گزارش داد: «تصمیمهایی که انتظار میرود ترامپ اتخاذ کند، چهره خاورمیانه را تغییر خواهد داد... بستن جبهههای سوریه و لبنان فشار بر ارتش را کاهش میدهد و نهادهای امنیتی توصیه میکنند خروج تنها در برابر دستاوردهای سیاسیای انجام شود که امنیت ساکنان شمال را تضمین کند.»
این گزارش لزوماً به معنای آن نیست که چنین موضوعی در دیدار واشنگتن مطرح شده است؛ اما نشان میدهد ایالات متحده از اسرائیل میخواهد برخی پروندههایی را که از نگاه مقامهای آمریکایی «ضروری نیستند»، هرچه زودتر مختومه کند و منابع و تمرکز خود را بر اولویتهای مهمتر معطوف سازد.
اختلافات میان آمریکا و اسرائیل گاه بهگونهای آشکار در سطح روابط دو کشور بروز میکند. از جمله میتوان به اظهارات ترامپ اشاره کرد که با لحنی تمسخرآمیز گفت: «او برای ما تصمیم نمیگیرد که به ترکیه سلاح بفروشیم. ما هم برای کسب اطلاعات درباره کوه کلنگ گزلا به او نیازی نداریم.»
در سوی دیگر، یسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، نیز تصریح کرد: «اگر آمریکا از ما بخواهد از لبنان و سوریه خارج شویم، خارج نخواهیم شد.»
با این حال، تناقض قابلتوجه آن است که آشکار شدن چنین اختلافاتی، در بسیاری از موارد، خود نشانهای از استحکام روابط میان دو کشور به شمار میرود.
دلیل آن نیز این است که هیچیک از دو طرف نگران نیستند یک اختلافنظر یا موضعگیری علنی، به بنیان این رابطه آسیب جدی وارد کند. از همین رو، هیاهوی سیاسی و رسانهای پیرامون این اختلافات، تأثیر چندانی بر عمق روابط راهبردی، پایدار و نزدیک میان ایالات متحده و اسرائیل ندارد.