حاشیه امن اسرائیل در غزه
جنگ ایران چگونه دست اسرائیل را در غزه بازتر کرد؟
این گزارش مدعی است جنگ آمریکا با ایران توجه جهانی را از بحران غزه منحرف کرده و اسرائیل از این وضعیت برای تشدید عملیات نظامی و تثبیت حضور خود در غزه بهره برده است. به روایت گزارش، بخش مهمی از طرح ۲۰ مادهای دونالد ترامپ، از آتشبس و کمکرسانی تا بازسازی و تشکیل نهاد اداره غزه، به دلیل اختلافات و مخالفتهای اسرائیل اجرا نشده است. نویسنده خواستار فشار آمریکا بر اسرائیل برای اجرای کامل این طرح و پیشبرد مسیر تشکیل دولت فلسطینی است.
فرارو- پل آر. پیلار، پژوهشگر ارشد مطالعات امنیتی در دانشگاه جورجتاون و از مقامهای پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا
به گزارش فرارو به نقل از نشریه ریسپانسیبل استیت کرفت، جنگ آمریکا با ایران همچنان بهعنوان یکی از مهمترین عوامل انحراف افکار عمومی عمل میکند و توجهها را از دیگر بحرانها دور نگه میدارد. دولت بنیامین نتانیاهو نیز دقیقاً از چنین فضایی سود میبرد.
تصویرسازی از ایران بهعنوان «دشمن اصلی» یا «دشمن منفور» منطقه، سالهاست در خدمت راهبرد اسرائیل برای منحرفکردن توجه جامعه جهانی از عملکرد خود قرار دارد. از همین منظر، اصرار اسرائیل بر تداوم رویارویی با ایران و مخالفت مداوم تلآویو با تلاشهای دیپلماتیک در قبال تهران قابل تبیین است.
جنگ ایران، حاشیه امن اسرائیل در غزه
دولت بنیامین نتانیاهو از تمرکز افکار عمومی و جامعه بینالمللی بر ازسرگیری جنگ میان آمریکا و ایران بهره میگیرد تا سلطه نظامی و فشار بر فلسطینیان در نوار غزه را تشدید کند.
در حالی که دونالد ترامپ طی هفتههای اخیر کمتر درباره غزه اظهارنظر کرده است، اقدامات اسرائیل در این منطقه در عمل طرح ۲۰ مادهای صلح او برای غزه را با چالش روبهرو کرده است. هرچند ترامپ همچنان به توافقهای صلح در خاورمیانه میاندیشد، اما اولویت اصلی او اکنون جنگ با ایران است.
در چنین شرایطی، اگر رئیسجمهور آمریکا تصمیم بگیرد بر بنیامین نتانیاهو فشار وارد کند، احتمالاً هدف اصلی او، به جای پیشبرد حلوفصل مسئله فلسطین، جلوگیری از اقداماتی خواهد بود که بتواند آتشبس احتمالی میان ایران و اسرائیل را برهم بزند.
اسرائیل با آتشبسی که حماس با آن موافقت کرده بود و قرار بود از اکتبر گذشته اجرایی شود، همانند توافقهای پیشین برخورد کرده است؛ به این معنا که عملیات نظامی تهاجمی خود را متوقف نکرده و فقط در مقاطعی از شدت آن کاسته است.
بر اساس این گزارش، از زمان آغاز آتشبس بیش از هزار فلسطینی در نوار غزه کشته و بیش از سه هزار نفر دیگر زخمی شدهاند. همچنین، همزمان با آغاز جنگ کنونی با ایران، نهتنها از شدت عملیات نظامی اسرائیل در غزه کاسته نشده، بلکه این عملیات در برخی موارد تشدید شده است.
از جمله میتوان به حمله هفته گذشته اسرائیل به یک ایستگاه پلیس در اردوگاه آوارگان جبالیا اشاره کرد؛ حملهای که دستکم هشت کشته بر جای گذاشت.
حمله به زیرساختهای زندگی
این حمله در ادامه کارزار اسرائیل برای هدف قراردادن زیرساختهای انسانی و فیزیکی مورد نیاز برای حفظ حداقل شرایط زندگی غیرنظامیان در نوار غزه ارزیابی میشود. در ماههای اخیر، بیمارستانها و کارکنان درمانی، مدارس و معلمان و همچنین نیروهای پلیس، از جمله اهداف حملات اسرائیل بودهاند.
دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام کرده است که از آغاز سال جاری تاکنون، دستکم ۱۲ حمله اسرائیل به نیروهای پلیس در غزه را ثبت کرده که در نتیجه آن، دستکم ۵۳ نفر کشته شدهاند. بسیاری از افسران جانباخته در زمان حمله مشغول انجام وظایف روزمره اما ضروری، از جمله هدایت ترافیک یا برقراری نظم در بازارها، بودهاند.
آتشبس ناتمام، بازسازی متوقف
تنها آتشبس نیست که عملاً بهطور کامل اجرا نشده است. بخش عمدهای از طرح ۲۰ مادهای دونالد ترامپ برای غزه نیز همچنان متوقف مانده و مخالفت اسرائیل یکی از عوامل اصلی این بنبست به شمار میرود.
در این مدت، هیچ پیشرفتی در زمینه خروج نیروهای اسرائیلی از نوار غزه حاصل نشده است. نیروهای اسرائیل در امتداد «خط زرد» استحکامات دفاعی ایجاد کردهاند و عملاً حضور بلندمدت خود را در بیش از نیمی از این منطقه تثبیت کردهاند.
علاوه بر این، در ماههای اخیر دامنه مناطق تحت کنترل ارتش اسرائیل نیز گسترش یافته و از حدود ۵۳ درصد به نزدیک ۶۰ درصد از مساحت نوار غزه رسیده است.
طرح ۲۰ مادهای ترامپ تأکید میکند کمکهای بشردوستانه باید «بدون مداخله هیچیک از طرفهای درگیر» به ساکنان نوار غزه برسد. با این حال، بحران انسانی در غزه همچنان ادامه دارد و روند کمکرسانی با محدودیتهای گسترده روبهروست.
اسرائیل فعالیت بسیاری از سازمانهای بینالمللی امدادرسان در غزه را متوقف کرده و ورود طیف گستردهای از اقلام ضروری، از جمله کیسهخواب، سرویسهای بهداشتی سیار و سایر تجهیزات امدادی را با این استدلال که ممکن است کاربرد دوگانه غیرنظامی و نظامی داشته باشند، محدود کرده است.
کمیتهای در انتظار ورود
طرح ۲۰ مادهای پیشبینی میکند اداره موقت نوار غزه به نهادی متشکل از کارشناسان مستقل و غیرسیاسی فلسطینی واگذار شود؛ نهادی که با عنوان «کمیته ملی اداره غزه» تشکیل شده است.
حماس نیز با انحلال «کمیته اضطراری» وابسته به خود و اعلام آمادگی کامل برای انتقال اختیارات به این کمیته، موافقت خود را با اجرای این بخش از طرح اعلام کرده است. با وجود این، اعضای کمیته ملی اداره غزه هنوز اجازه ورود به این باریکه را دریافت نکردهاند و به دلیل مخالفت اسرائیل، همچنان در قاهره منتظر آغاز مأموریت خود هستند.
روند بازسازی نوار غزه نیز عملاً متوقف شده است. یکی از عوامل این وضعیت، محدودیتهایی است که اسرائیل برای ورود تجهیزات عمرانی، از جمله ماشینآلات ساختمانی، با استناد به «کاربرد دوگانه» آنها اعمال میکند. در نتیجه، حتی عملیات آواربرداری در بسیاری از مناطق نیز بهکندی پیش میرود.
در همین حال، «هیئت صلح» دولت دونالد ترامپ که قرار بود بر اجرای روند صلح و بازسازی نظارت کند، تاکنون پیشرفت چشمگیری نداشته است. این هیئت در عمل از هدف بازسازی کامل نوار غزه فاصله گرفته و تمرکز خود را بر اجرای یک برنامه آزمایشی محدود گذاشته است؛ طرحی که تنها بخش کوچکی از جمعیت غزه را پوشش میدهد و برآوردها نشان میدهد اجرای آن نیز بعید است پیش از پایان سال آغاز شود.
خلع سلاح؛ پیششرط یا بهانه؟
اسرائیل و «هیئت صلح» دولت ترامپ معمولاً دلیل اصلی توقف روند اجرای طرح صلح را خلع سلاح نشدن حماس عنوان میکنند. در مقابل، حماس اعلام کرده است بر اساس مفاد این طرح آمادگی کنارگذاشتن سلاح را دارد، اما این اقدام را به اجرای همزمان تعهدات اسرائیل مشروط میداند.
از جمله این تعهدات، توقف عملیات هدفقراردادن رهبران حماس، اجازه ورود اعضای «کمیته ملی اداره غزه»، رفع محدودیتهای کمکرسانی بشردوستانه و خودداری از گسترش حضور نظامی فراتر از «خط زرد» عنوان شده است.
در چنین شرایطی، تا زمانی که این تعهدات از سوی اسرائیل اجرا نشود، انتظار خلع سلاح یکجانبه حماس، از منظر این روایت، واقعبینانه تلقی نمیشود.
بنبست طرح صلح در غزه
بر اساس این روایت، راهبرد اسرائیل در نوار غزه بر ایجاد شرایطی استوار است که ادامه زندگی برای ساکنان این منطقه بهتدریج غیرقابلتحمل شود و بازماندگان جنگ، از سر ناچاری، به ترک غزه تن دهند. برخی مقامهای ارشد اسرائیلی نیز آشکارا از سیاستهایی سخن گفتهاند که منتقدان آنها را در چارچوب پاکسازی قومی ارزیابی میکنند.
اسرائیل در ابتدا این رویکرد را «مهاجرت داوطلبانه» توصیف میکرد، اما پس از آنکه حقوقدانان و ناظران بینالمللی تأکید کردند ترک سرزمین در شرایطی که محل زندگی عملاً غیرقابلسکونت شده باشد، نمیتواند داوطلبانه تلقی شود، مقامهای اسرائیلی از عنوان «طرح آزادی جابهجایی» استفاده کردهاند.
صرفنظر از نامی که برای این سیاست انتخاب شود، این رویکرد با بند دوازدهم طرح ۲۰ مادهای دونالد ترامپ در تعارض است؛ بندی که تأکید میکند «هیچکس مجبور به ترک غزه نخواهد شد» و «ساکنان غزه برای ماندن تشویق خواهند شد و فرصت مشارکت در بازسازی و آیندهای بهتر برای این منطقه در اختیار آنان قرار خواهد گرفت.»
طرح ۲۰ مادهای دونالد ترامپ خالی از ایراد نیست و در بخشهای مختلف امتیازهای قابلتوجهی به اسرائیل میدهد. از جمله، این طرح سازوکاری برای مواجهه با تأخیر یا مخالفت احتمالی حماس در نظر گرفته، اما درباره احتمال خودداری یا کارشکنی اسرائیل در اجرای تعهداتش سکوت کرده است.
با وجود این، در شرایط کنونی، این طرح همچنان یکی از واقعبینانهترین چارچوبهای موجود برای خروج غزه از بحران به شمار میرود. بهویژه دو بند پایانی آن بر ایجاد «مسیری معتبر برای تحقق حق تعیین سرنوشت و تشکیل دولت فلسطینی» و دستیابی به «همزیستی مسالمتآمیز و همراه با رفاه میان اسرائیلیها و فلسطینیها» تأکید دارند.
بنیامین نتانیاهو هنگام ارائه این طرح از سوی دونالد ترامپ اعلام کرد که آن را پذیرفته است. از این منظر، اکنون انتظار میرود دولت ایالات متحده از نفوذ خود برای واداشتن دولت اسرائیل به اجرای کامل مفاد این طرح استفاده کند؛ از جمله همان بندهایی که به حق تعیین سرنوشت فلسطینیان و چشمانداز همزیستی پایدار میان دو طرف اختصاص دارد.