ترنج موبایل
کد خبر: ۹۸۶۱۶۷

رسانه‌های غربی و بحران درک فرهنگ ایرانی

نگاهی به روایت روزنامه نیویورک تایمز از تشییع رهبر انقلاب

نگاهی به روایت روزنامه نیویورک تایمز از تشییع رهبر انقلاب

نویسنده رسانه‌های غربی، به‌ویژه نیویورک تایمز، را به کوچک‌نمایی مراسم تشییع، تحریف واقعیت جامعه ایران و بی‌توجهی به ابعاد فرهنگی و آیینی سوگواری متهم می‌کند. روایت دوقطبی رسانه‌های غربی درباره ایران واقعیت اجتماعی این کشور را بازتاب نمی‌دهد و ناتوانی آنان در فهم فرهنگ و هویت ایرانی، موجب برداشت‌های نادرست از تحولات ایران شده است.

فرارو– حمید دباشی، استاد مطالعات ایران و ادبیات تطبیقی در دانشگاه کلمبیا

به گزارش فرارو به نقل از میدل ایست آی، هم‌زمان با برگزاری آیین‌های تشییع و سوگواری آیت‌الله علی خامنه‌ای در ایران و عراق، یک پرسش بیش از هر زمان دیگری مطرح می‌شود: چه چیزی به یک دولت شهرک‌نشین اروپایی این جسارت را می‌دهد که حریم هوایی یک کشور مستقل را نقض کند و رهبر آن را هدف قرار دهد؟

طرح اسرائیل برای ترور آیت‌الله خامنه‌ای، طرحی که گفته می‌شود با وجود مخالفت گسترده افکار عمومی آمریکا با ورود به جنگ علیه ایران، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، دونالد ترامپ را به مشارکت در آن کشاند، تنها تازه‌ترین حلقه از زنجیره‌ای طولانی و خونبار از ترورهای هدفمند است.

این زنجیره‌ای است که رونن برگمن، روزنامه‌نگار اسرائیلی، در کتاب «برخیز و نخست بکش: تاریخ محرمانه ترورهای هدفمند اسرائیل» (۲۰۱۸ میلادی / ۱۳۹۶-۱۳۹۷) با جزئیات به آن پرداخته است.

آیت‌الله علی خامنه‌ای رئیس یک کشور و رهبر معنوی میلیون‌ها مسلمان شیعه بود. با این حال، اسرائیل در میانه اشغال فلسطین، ظاهراً آماده است هر رئیس دولت یا هر شخصیت سیاسی را که آن را مانعی در برابر پروژه شهرک‌نشینی خود بداند، هدف قرار دهد.

اگر چنین رویه‌ای پذیرفته شود، چه تضمینی وجود دارد که در آینده رهبران فرانسه، آلمان، بریتانیا یا حتی ایالات متحده نیز از چنین اقداماتی مصون بمانند؟

پس خشم و اعتراض جهانی کجاست؟ روزنامه نیویورک تایمز خبر ترور آیت‌الله خامنه‌ای را چنان منتشر کرد که گویی صرفاً رویدادی عادی را گزارش می‌کند.

حتی می‌توان گفت رسانه‌های آمریکایی در زمان وقوع پدیده‌های جوی مانند موج گرمای شدید یا سرمای طاقت‌فرسا، از تیترهایی درشت‌تر و هشداردهنده‌تر از تیترهایی استفاده می‌کنند که برای پوشش این خبر به کار بردند. نه موجی از خشم و محکومیت جهانی شکل گرفت و نه در فضای رسانه‌ای غرب، چهره‌ای هم‌سنگ افرادی چون برت استیونز یا توماس فریدمن پیدا شد که با همان شدت و صراحت، اسرائیل را به دلیل این اقدام مورد انتقاد قرار دهد. چرا؟

سوگواری یک ملت و ناتوانی غرب در درک آن

همه رهبران سیاسی، در هر کشوری، هم طرفدار دارند و هم مخالف. نه دونالد ترامپ و نه هیچ رئیس دولت دیگری در جهان، به‌طور یکپارچه محبوب یا منفور نیست.

آیا چنین واقعیتی می‌تواند مجوزی برای ترور رهبران دیگر کشورها باشد؟ آیا این رویکرد روزی به پایان خواهد رسید؟

پس از آن که اسرائیل از مرزها عبور کرد و آیت‌الله خامنه‌ای و اعضای خانواده‌اش از جمله نوه ۱۴ ماهه او را به قتل رساند، روزنامه نیویورک تایمز توجه بیشتری را به یک مسابقه جام جهانی میان بلژیک و ایالات متحده معطوف کرد.

هم‌زمان با برگزاری مراسم تشییع و سوگواری آیت‌الله خامنه‌ای در ایران و عراق، لورا لومر، مفسر آمریکایی، از اسرائیل خواست مراسمی را که میلیون‌ها نفر در آن حضور داشتند هدف حمله قرار دهد.

در واقع کسانی که همچنان به‌صورت بی‌چون‌وچرا از اسرائیل حمایت می‌کنند، ارتباط خود را با واقعیت از دست داده‌اند؛ غرور و احساس برتری مانع از آن شده است که ببینند بخش بزرگی از جهان، به‌ویژه افکار عمومی آمریکا، نسبت به آنان رویگردان شده است.

در جریان مراسم روز استقلال آمریکا در سال جاری، شماری از شهروندان این کشور پرچم‌های اسرائیل را به آتش کشیدند و خواستار استقلال ایالات متحده از آنچه «دولت شهرک‌نشین اروپایی» خوانده می‌شود، شدند. همچنین ادعا می‌شود که حتی برخی سیاستمداران آمریکایی نیز برای حفظ اعتبار سیاسی خود، به‌تدریج از دریافت کمک‌های مالی آیپک فاصله گرفته‌اند.

شکست روایت دوقطبی غرب از جامعه ایران

این موضوع ما را به گزارش به‌غایت ضعیف روزنامه نیویورک تایمز از تهران می‌رساند؛ گزارشی که به نظر می‌رسد تنها یک هدف را دنبال می‌کرد: کوچک جلوه دادن جمعیت عزاداران.

این روزنامه شمارش خود را با این ادعا آغاز کرد که تنها «ده‌ها هزار» نفر در مراسم عزاداری حضور یافته‌اند. اما به‌سرعت گزارش خود را اصلاح کرد و تعداد عزاداران را به «صدها هزار نفر» افزایش داد.

سپس نوبت به این جمله رسید: «مراسم عزاداری عمومی به‌شدت طراحی‌شده و تحت کنترل کامل دولت بوده است.» البته که همین‌طور بوده است؛ مگر همه مراسم‌های تشییع رسمی دولتی چنین نیستند؟ چه مراسم تشییع رؤسای‌جمهور پیشین آمریکا مانند رونالد ریگان و جیمی کارتر باشد و چه مراسم خاکسپاری پاپ.

آیا مراسم تشییع ملکه الیزابت دوم کاملاً خودجوش برگزار شد یا آن نیز زیر نظارت و کنترل دقیق پلیس و نهادهای امنیتی قرار داشت؟ آیا این رفتار در نحوه پوشش اندوه عمومی ملت‌های دیگر، روزی به پایان خواهد رسید؟

به نظر می‌رسد نیویورک تایمز، همراه با دیگر رسانه‌های غربی که گزارش‌هایی به همین اندازه ضعیف منتشر کرده‌اند، مصمم است کسانی را که برای سوگواری آیت‌الله خامنه‌ای به خیابان آمده‌اند، تحقیر کرده و حضورشان را کم‌اهمیت جلوه دهد.

آنچه نیویورک تایمز و رسانه‌های هم‌سنخ آن در جریان مراسم تشییع آیت‌الله خامنه‌ای از درک آن ناتوان ماندند، لحظه‌ای اسطوره‌ای بود که در آن یک ملت و یک فرهنگ، سرنوشت مشترک خود را در قالب آگاهی جمعی بازآفرینی می‌کردند.

این، نمونه‌ای کلاسیک از نمایش آیینی ایرانیِ «تعزیه» است؛ سنتی که ریشه‌های آن را به آیین‌های سوگواری سیاوش در شاهنامه بازمی‌گرداند. این بار، تعزیه نه‌فقط در ایران و عراق، بلکه در صحنه‌ای عظیم و فراملی و در برابر دیدگان میلیون‌ها شیعه در سراسر جهان اجرا شد.

اهمیت این رویداد از چشم کسانی پنهان مانده است که شناخت خود را به صفحات نیویورک تایمز محدود کرده‌اند.

بیش از ۲۵ سال پیش، من و همکار فقیدم پیتر چلکوفسکی، ایران‌شناس برجسته لهستانی، کتابی با عنوان «به صحنه آوردن یک انقلاب» مدرنتشر کردیم که در آن، چگونگی تجلی و بازآفرینی ام شیعی در جریان انقلاب ایران در اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی (اواخر دهه ۱۳۵۰ شمسی) را مستند کرده بودیم. آنچه جهان در این ماه و در مراسم تشییع آیت‌الله خامنه‌ای شاهد آن بود، در مقیاسی بسیار گسترده یادآور همان پدیده تاریخی است.

نیویورک تایمز در میان رسانه‌های آمریکایی و اروپایی پیشگام ترسیم تصویری دوقطبی از جامعه ایران است؛ تصویری که ایرانیان را به دو گروه «مذهبی» (حامیان حکومت) و «سکولار» (مخالفان حکومت) تقسیم می‌کند؛ روایتی که به نظر می‌رسد هدف آن توجیه حمله اسرائیل باشد.

اما این دوگانه، با واقعیت ایران سازگار نیست. فرهنگ‌های زنده، غنی، قدرتمند و پویای ایران و اسلام، از شعر و فلسفه گرفته تا میراث ایران باستان و گستره عظیم تاریخ اندیشه اسلامی، همچنان سرزمینی ناشناخته برای بخش بزرگی از رسانه‌های غربی است؛ رسانه‌هایی که نه این آثار را می‌خوانند و نه حتی تلاشی برای معرفی و تبیین آن‌ها برای مخاطبان خود انجام می‌دهند.

نویسنده : حمید دباشی
ارسال نظرات
خط داغ