طبابت یا تجارت/ واقعا هدف «درمان» است؟
یک منتقد سینما با انتشار یادداشتی نوشت: ؟ حقوق بیمار و حقوق کارکنان درمانی تا چه زمانی قرار است قربانی سودجویی و نبود نظارت مؤثر شوند؟ حقوق درمانی و منزلت بیمار کجای ساختار عریض و طویل یک وزارتخانه است .
محسن سلیمانی فاخر، منتقد سینما و روزنامه نگار با انتشار یادداشتی نوشت: «هر بار که به یک مرکز درمانی مراجعه میکنم، این پرسش برایم پررنگتر میشود که آیا هنوز «درمان» هدف و آرمان اصلی نظام پزشکی است یا «درآمد»؟
آنچه در یکی از مراکز رادیولوژی دندان تجربه کردم، فقط یک تجربه شخصی نیست؛ تصویری از ساختاری است که در آن بیمار، کارمند و حتی اخلاق حرفهای، همگی قربانی منطق سودآوری شدهاند.
۱. پزشک، نخستین حلقه بیتوجهی به حقوق بیمار
ماجرا از مطب دندانپزشک آغاز شد. برای استفاده از بیمه تکمیلی، نسخه باید در سامانه ثبت و دارای کد رهگیری باشد. اما پزشک مدعی بود سامانه لازم را ندارد و نسخه را بهصورت کاغذی نوشت. نتیجه چه شد؟ تقریباً هیچ مرکز رادیولوژی نسخه کاغذی را برای بیمه نمیپذیرفت و هزینه این بینظمی را نه پزشک، بلکه بیمار میپردازد. اینجا نخستین قربانی، حق بیمار است.
۲. «سیستم قطع است»؛ جملهای که گاهی به ابزار کسب درآمد تبدیل میشود
پس از جستوجوی فراوان، مرکزی پیدا کردم که بیمه را قبول میکرد. اما به محض مراجعه گفتند: «سیستم بیمه قطع است.» وقتی گفتم نیم ساعت قبل در مرکز دیگری با بیمه پذیرش شدهام، پاسخ تغییر کرد: «بنشینید، شاید وصل شود.» پس از حدود یک ساعت انتظار متوجه شدم برخی بیماران بیمهای را پذیرش میکنند و بسیاری را با همین بهانه به پرداخت آزاد سوق میدهند. اگر این یک رویه باشد، دیگر با اختلال فنی روبهرو نیستیم؛ بلکه با سوءاستفاده از اضطرار بیمار مواجهایم.
۳. هزینههای نامعلوم؛ چرا حتی چاپ نتیجه هم پول جداگانه دارد؟
جدا از هزینه اصلی رادیولوژی، مبلغی(280 هزار تومان برای یک پرینت) نیز بابت چاپ نتیجه دریافت شد. آیا چاپ نتیجه بخشی از همان خدمت درمانی نیست؟ چرا هر مرحله از درمان به فرصتی برای دریافت هزینهای جدید تبدیل شده است؟ سلامت نباید به بازاری تبدیل شود که در آن هر حرکت بیمار، یک فاکتور جدید تولید کند.
در این مرکز بیش از پانزده دختر جوان مشغول کار بودند. از گفتوگوهایشان دریافتم از وضعیت حقوق و شرایط کاری رضایت ندارند. هر فرصتی پیدا میکردند، از تأخیر در پرداخت حقوق و فشار کار گله میکردند. رختکن آنان نیز اتاقکی شبیه انبار بود که بهسختی امکان استفاده داشت. این تناقض دردناک است؛ درآمدهای سنگین از بیماران، اما حداقل امکانات برای کارکنان.
۵. مرکز درمانی بدون تابلو؛ شفافیت چرا باید قربانی شود؟
این مرکز در برجی بسیار لوکس قرار داشت، اما هیچ تابلویی نداشت و تنها با تماس تلفنی و گرفتن نشانی دقیق میشد آن را پیدا کرد. شاید دلایل مختلفی وجود داشته باشد، اما این وضعیت پرسشبرانگیز است. چرا یک مرکز درمانی باید تا این اندازه از دیده شدن پرهیز کند؟ پرهیز از مالیات یا چه؟ در هر نظام سالم، شفافیت یک اصل است، نه یک انتخاب.
۶. صرفهجویی از جیب سلامت مردم
فضای مرکز بهشدت گرم و تهویه نامناسب بود. وقتی اعتراض کردم، یکی از منشیها با طعنه گفت: «سه سال است کولر سرویس نشده؛ مدیر میگوید هزینهاش زیاد است.»
این جمله بیش از هر آماری حقیقت را آشکار میکند. مرکزی که از بیماران درآمدهای قابل توجه دارد، اما برای سلامت مراجعهکنندگان و کارکنان حاضر نیست هزینهای حداقلی بپردازد، چگونه میتواند مدعی اخلاق پزشکی باشد؟
۷. مسأله فقط یک پزشک نیست؛ مسأله یک ساختار است
اشتباه است اگر تصور کنیم این اتفاقها صرفاً به یک پزشک یا یک مرکز محدود میشود.از منظر جامعهشناسی، با نوعی «کالایی شدن سلامت» روبهرو هستیم؛ جایی که بیمار دیگر یک انسان دارای حق نیست، بلکه مشتری است و کارمند نیز نه همکار، بلکه نیروی کاری است که باید با کمترین هزینه، بیشترین سود را تولید کند.
در چنین ساختاری، اخلاق پزشکی جای خود را به منطق بازار میدهد.در جامعهای که بیمار برای استفاده از بیمه باید التماس کند، کارمند از حقوق خود ناراضی باشد، تهویه مناسب هزینهای اضافی تلقی شود و هر خدمت کوچک به بهانهای برای دریافت پول بیشتر تبدیل شود، حقوق بیمار کجاست؟
قدرت، هر جا بدون نظارت رها شود، میل به سوءاستفاده پیدا میکند؛ فرقی ندارد قدرت سیاسی باشد، اقتصادی باشد یا پزشکی. پزشک نیز، هرچند جایگاه علمی و اجتماعی ارزشمندی دارد، نباید از پاسخگویی مستثنا باشد. پزشکی که بیمار را وسیله درآمد و کارمند را ابزار تولید سود میبیند، دیگر تفاوت چندانی با یک بنگاه اقتصادی آهن ندارد؛ تنها کالایی که میفروشد، «سلامت» است.
نهادهای نظارتی کجا هستند؟ حقوق بیمار و حقوق کارکنان درمانی تا چه زمانی قرار است قربانی سودجویی و نبود نظارت مؤثر شوند؟ حقوق درمانی و منزلت بیمار کجای ساختار عریض و طویل یک وزارتخانه است .