ترنج موبایل
کد خبر: ۹۸۶۱۶۸

کابوس چین؛ بازگشت ایران به غرب

چرا چین برای دفاع از ایران وارد جنگ نشد؟

چرا چین برای دفاع از ایران وارد جنگ نشد؟

چین برخلاف تصور رایج، متحد نظامی ایران نیست و روابط دو کشور بر پایه منافع ژئوپلیتیکی و اقتصادی شکل گرفته است. پکن در جنگ ۲۰۲۶ از مداخله نظامی مستقیم خودداری کرد، اما با خرید گسترده نفت ایران، حمایت دیپلماتیک و همکاری‌های اطلاعاتی و فناورانه، از تضعیف کامل تهران جلوگیری کرد. چین در عین پرهیز از تقابل با آمریکا، نمی‌خواهد ایران به مدار غرب بازگرد.

فرارو– جاسم العزاوی، روزنامه‌نگار، مجری و تهیه‌کننده باسابقه در شبکه‌های ام‌بی‌سی، تلویزیون ابوظبی و الجزیره

به گزارش فرارو به نقل از میدل ایست مانیتور، افسانه‌ای رایج وجود دارد که چین و ایران را متحدانی می‌داند که پیوندهای ایدئولوژیک و سرنوشت مشترک آنها را به یکدیگر گره زده است؛ روایتی که بر اساس آن، پکن در صورت قرار گرفتن تهران در معرض تهدید، همان‌گونه که ناتو بر پایه ماده ۵ از اعضای خود دفاع می‌کند، برای حمایت از ایران وارد میدان خواهد شد.

اما واقعیت فاصله‌ای چشمگیر با این تصور دارد. آنچه روابط پکن و تهران را شکل داده، نه همبستگی ایدئولوژیک یا تعهدی شبیه یک اتحاد نظامی، بلکه شبکه‌ای از منافع مشترک است.

چین به ایران نیاز دارد، اما این نیاز به معنای آمادگی برای پرداخت هزینه‌های یک رویارویی نظامی به سود تهران نیست. درک همین تمایز، کلید فهم رفتار چین از زمان آغاز جنگ است؛ اینکه چرا در برخی حوزه‌ها از ایران حمایت کرده، اما در بسیاری از موارد نیز از اقداماتی که انتظار می‌رفت انجام دهد، خودداری کرده است.

توافق ۲۵ ساله زیر ذره‌بین؛ چرا چین به کمک نظامی ایران نرفت؟

زمانی که چین و ایران «توافق‌نامه مشارکت جامع راهبردی» ۲۵ ساله را امضا کردند، رسانه‌های دولتی چین از آن به‌عنوان پیوندی میان دو تمدن کهن یاد کردند.

این توافق طیف گسترده‌ای از حوزه‌ها از جمله انرژی، زیرساخت، همکاری‌های بانکی و تعاملات فنی و نظامی را در بر می‌گیرد و چارچوبی بلندمدت برای گسترش روابط دوجانبه ترسیم می‌کند.

با این حال، مهم‌ترین نکته درباره این سند، آن چیزی است که در آن وجود ندارد. برخلاف برخی پیمان‌های راهبردی چین با دیگر شرکای خود، این توافق هیچ تعهدی درباره دفاع متقابل یا مداخله نظامی در صورت حمله به یکی از طرفین پیش‌بینی نکرده است.

از این منظر، سطح تعهدات پکن در قبال تهران به‌مراتب پایین‌تر از تضمین‌های امنیتی است که چین به پاکستان ارائه کرده یا روسیه در قبال کره شمالی پذیرفته است. فرزین ندیمی، پژوهشگر مؤسسه واشنگتن، نیز با اشاره به همین موضوع تأکید می‌کند که توافق ۲۵ ساله ایران و چین «فاقد هرگونه بند دفاع متقابل است».

به بیان دیگر، اگرچه ایران برای چین شریکی مهم در معادلات منطقه‌ای و اقتصادی به شمار می‌رود، اما در سلسله‌مراتب راهبردی پکن، جایگاهی هم‌تراز با متحدان اصلی این کشور ندارد.

این عدم توازن در روابط تهران و پکن، در جریان جنگ اخیر به آشکارترین شکل خود نمایان شد. هنگامی که حملات مشترک اسرائیل و آمریکا به ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران انجامید و منطقه را وارد خونین‌ترین رویارویی چند دهه اخیر کرد، چین از هرگونه مداخله نظامی مستقیم خودداری کرد.

پکن نه ناو جنگی به منطقه اعزام کرد، نه سامانه‌های موشکی در اختیار تهران قرار داد و نه نیرویی نظامی برای حمایت از ایران فرستاد.

وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، اگرچه ترور رهبر ایران را محکوم کرد، اما جنگ را صرفاً «درگیری‌ای که هرگز نباید رخ می‌داد و به سود هیچ طرفی نیست» توصیف کرد. بررسی دقیق این موضع‌گیری نشان می‌دهد که لحن آن به‌گونه‌ای تنظیم شده بود که از جانبداری آشکار از هیچ‌یک از طرف‌های درگیر پرهیز کند.

پژوهشگران شورای امور جهانی شیکاگو نیز این موضع را در همین چارچوب ارزیابی کرده‌اند. به اعتقاد آنان، اظهارات پکن نه محکومیتی صریح علیه ایالات متحده یا اسرائیل بود و نه حمایتی آشکار از ایران؛ بلکه بیش از هر چیز، بیانیه‌ای کلی در ابراز تأسف نسبت به وقوع جنگ به شمار می‌رفت.

در ادامه نیز چین و روسیه به‌طور مشترک خواستار برگزاری نشست اضطراری شورای امنیت سازمان ملل شدند و در برابر قطعنامه‌های انتقادی علیه تهران رأی ممتنع دادند.

راهبرد چین؛ حمایت از ایران بدون ورود به جنگ

احتیاط چین در قبال جنگ ایران، به معنای بی‌طرفی منفعل یا پرهیز از کسب منفعت نبود؛ بلکه نمونه‌ای از یک «بی‌طرفی سودآور» به شمار می‌رفت.

پکن در دو سال گذشته، بی‌سروصدا یکی از بزرگ‌ترین ذخایر راهبردی نفت جهان را ایجاد کرده است؛ ذخیره‌ای که برآورد می‌شود حدود ۱.۲ میلیارد بشکه نفت را در بر گیرد و معادل نزدیک به ۱۰۹ روز واردات نفت این کشور باشد.

بخش عمده این ذخایر از نفت تحریم‌شده ایران، روسیه و ونزوئلا تأمین شده است؛ نفتی که چین آن را با تخفیفی بین ۵ تا ۱۵ دلار پایین‌تر از قیمت نفت برنت خریداری کرده است.

در جریان جنگ نیز چین نزدیک به ۹۰ درصد صادرات نفت ایران را جذب کرد و به بزرگ‌ترین خریدار نفت این کشور تبدیل شد. همین واقعیت، ماهیت واقعی روابط تهران و پکن را آشکار می‌کند؛ رابطه‌ای که بیش از هر چیز بر محاسبات اقتصادی و منافع متقابل استوار است.

با این حال، این واقعیت به معنای بی‌تفاوتی چین نسبت به سرنوشت ایران نیست. برعکس، تهران در نقطه تلاقی دو پروژه راهبردی قرار دارد که از منظر پکن، چشم‌پوشی از آنها ممکن نیست.

نخستین پروژه، ابتکار «کمربند و جاده» است. ایران در سال ۲۰۱۹ (۱۳۹۷-۱۳۹۸) به این طرح پیوست و از آن زمان به یکی از حلقه‌های کلیدی «کریدور مرکزی» تبدیل شده است؛ مسیری که قرار است کالا، سرمایه و زنجیره‌های تأمین چین را از آسیای مرکزی، از طریق فلات ایران، به سواحل خلیج فارس و دریای مدیترانه متصل کند.

از نگاه پکن، اگر ایران در آینده به سمت غرب گرایش پیدا کند یا از این مسیر راهبردی خارج شود، کریدور مرکزی عملاً در مرز ایران و پاکستان متوقف خواهد شد.

در چنین شرایطی، دسترسی زمینی چین به کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج فارس با مانعی جدی روبه‌رو خواهد شد. برای پروژه‌ای که شی جین‌پینگ بخش مهمی از اعتبار سیاسی و راهبرد جهانی خود را بر آن بنا نهاده است، چنین سناریویی هزینه‌ای سنگین خواهد داشت.

دومین عامل راهبردی، نگاه مشترک چین و روسیه به موازنه قدرت در خاورمیانه است. مسکو و پکن در طول بحران، هماهنگی سیاسی و دیپلماتیک نزدیکی با یکدیگر داشتند.

دو کشور به‌طور مشترک خواستار برگزاری نشست‌های شورای امنیت سازمان ملل شدند و با وجود خودداری از مداخله نظامی مستقیم، تلاش کردند ایران را در عرصه دیپلماتیک تنها نگذارند.

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، نیز در دیدار با وزیر امور خارجه ایران در سن‌پترزبورگ، در حالی که جنگ همچنان ادامه داشت، با اشاره به مقاومت ایران گفت: «ما می‌بینیم که مردم ایران با چه شجاعت و قهرمانی برای استقلال و حاکمیت خود می‌جنگند.» او همچنین تأکید کرد که مسکو «هر اقدامی را که در راستای منافع ایران و برقراری صلح باشد، انجام خواهد داد.»

با این حال، این حمایت از مرز موضع‌گیری سیاسی فراتر نرفت و هرگز به اعزام ناوهای جنگی، تجهیزات نظامی یا ورود مستقیم روسیه و چین به میدان نبرد منجر نشد.

کابوس ژئوپلیتیکی چین؛ بازگشت ایران به اردوگاه غرب

برای درک دقیق‌تر محاسبات راهبردی چین، باید نگاه را از ایران به شرق و به پاکستان معطوف کرد. پاکستان تنها کشوری در منطقه است که از حمایت نظامی آشکار، مستمر و تقریباً بی‌قیدوشرط پکن برخوردار بوده است؛ سطحی از حمایت که ایران هرگز از سوی چین دریافت نکرده است.

آمارها نیز این تفاوت را به‌خوبی نشان می‌دهند. در فاصله سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ (۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳)، بیش از ۶۰ درصد از کل صادرات تسلیحات چین به پاکستان اختصاص یافت؛ موضوعی که جایگاه ویژه اسلام‌آباد را در راهبرد امنیتی و نظامی پکن آشکار می‌کند.

ثمره این سرمایه‌گذاری در ماه مه ۲۰۲۵ (اردیبهشت-خرداد ۱۴۰۴) نمایان شد؛ زمانی که جنگنده‌های جی-۱۰سی ساخت چین، مجهز به موشک‌های دوربرد پی‌ال-۱۵، در جریان شدیدترین نبرد هوایی میان هند و پاکستان طی چند دهه گذشته، چندین فروند از جنگنده‌های نیروی هوایی هند از جمله جنگنده‌های رافال ساخت فرانسه را سرنگون کردند.

پس از این درگیری، نهاد ناظر بر صنایع دفاعی چین نیز برای نخستین بار تأیید کرد که یکی از جنگنده‌های صادراتی این کشور در یک نبرد واقعی موفق به انهدام هدف شده است؛ موضوعی که از دید بسیاری از تحلیلگران، نقطه عطفی در نمایش توانمندی‌های تسلیحاتی چین در میدان نبرد محسوب می‌شود.

ژنرال راهول سینگ، جانشین رئیس ستاد ارتش هند، نیز با صراحت بیشتری این واقعیت را توصیف کرد و گفت پکن «از پاکستان به‌عنوان آزمایشگاه زنده تسلیحات خود استفاده می‌کند.»

این اتحاد برای چین اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد، زیرا به مقابله با سیاست مهار مورد حمایت آمریکا کمک می‌کند. چین اکنون با ائتلافی متشکل از آمریکا، ژاپن، استرالیا و هند روبه‌رو است و به هر شریک قابل اعتمادی در پیرامون هند نیاز دارد.

پاکستان که بر سر مسئله کشمیر اختلاف دیرینه‌ای با هند دارد، مطمئن‌ترین شریک چین در این زمینه به شمار می‌رود.

در نهایت، سیاست چین در قبال ایران و پاکستان بر یک منطق راهبردی واحد استوار است. پکن تصمیم‌های ژئوپلیتیکی خود را نه بر پایه تحولات روز، بلکه بر اساس محاسباتی بلندمدت و چند دهه‌ای اتخاذ می‌کند.

رهبران چین هنوز هندسه قدرت در دوران محمدرضا شاه را از یاد نبرده‌اند؛ دوره‌ای که ایرانِ همسو با غرب و هندِ رقیب، پاکستان را از منظر راهبردی در موقعیتی دشوار و تا حدی محاصره‌شده قرار داده بودند.

از نگاه پکن، اگر ایران بار دیگر به اردوگاه غرب بازگردد، پاکستان بار دیگر با همان معادله ژئوپلیتیکی روبه‌رو خواهد شد؛ کشوری که از یک سو با هندِ نزدیک به آمریکا در شرق و از سوی دیگر با ایرانِ متمایل به غرب در غرب همسایه خواهد بود.

چنین آرایشی، از منظر راهبردی، می‌تواند توازن مطلوب چین در جنوب آسیا را بر هم بزند. برای کشوری که طی چند دهه گذشته با سرمایه‌گذاری ده‌ها میلیارد دلاری، پاکستان را به مهم‌ترین شریک راهبردی خود در منطقه تبدیل کرده است، تحقق چنین سناریویی چیزی کمتر از یک کابوس ژئوپلیتیکی نخواهد بود.

در نتیجه، حفظ ایران در اردوگاه مخالف غرب نه از روی احساسات، بلکه نوعی بیمه برای محور چین-پاکستان است.

پشت‌پرده احتیاط نظامی چین در قبال ایران

با وجود خودداری چین از ورود مستقیم به جنگ، این کشور طی سال‌های اخیر به‌تدریج سطح همکاری‌های نظامی و فناوری خود با ایران را گسترش داده است.

پکن دسترسی تهران به سامانه موقعیت‌یابی و ناوبری ماهواره‌ای «بیدو» را فراهم کرده و در حوزه‌هایی مانند رادار، جنگ الکترونیک و تبادل اطلاعات نیز همکاری‌های قابل توجهی با ایران داشته است.

کان کاساپ‌اوغلو، تحلیلگر مؤسسه هادسون، معتقد است پس از پایان جنگ، ایران احتمالاً برنامه گسترده‌ای برای بازسازی توان نظامی خود با اتکا به تجهیزات چینی در دستور کار خواهد داشت.

به گفته او، فهرست خرید احتمالی تهران از پکن می‌تواند شامل جنگنده‌های جی-۱۰سی، سامانه‌های پدافند هوایی دوربرد اچ‌کیو-۹، موشک‌های ضدکشتی وای‌جی-۱۲ و همچنین قطعات و فناوری‌های مورد نیاز برای بازسازی زرادخانه موشک‌های بالستیک آسیب‌دیده سپاه پاسداران باشد.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که یکی از اولویت‌های اصلی مقام‌های دفاعی ایران در مرحله بازسازی توان نظامی، خرید جنگنده‌های جی-۱۰سی از چین است؛ جنگنده‌ای که به موشک هوا‌به‌هوای دوربرد پی‌ال-۱۵ مجهز است.

بر اساس برخی ارزیابی‌ها، این موشک با بردی در حدود ۲۰۰ کیلومتر، در نبرد سال گذشته عملکردی برتر از موشک متئور مورد استفاده جنگنده‌های رافال هند از خود نشان داد.

این درخواست در شرایطی مطرح شده که روسیه تاکنون جنگنده‌های سوخو-۳۵ را که ایران هزینه خرید آنها را پرداخت کرده بود، تحویل نداده است؛ موضوعی که نگاه تهران را بیش از گذشته به ظرفیت‌های صنعت دفاعی چین معطوف کرده است.

با این حال، حتی برخی تحلیلگران نظامی چینی نیز نسبت به انتظارات تهران هشدار داده‌اند. آنها به‌صراحت تأکید کرده‌اند که جنگنده‌های جی-۱۰سی، بدون برخورداری از یک شبکه یکپارچه از حسگرها، سامانه‌های هشدار زودهنگام، فرماندهی و کنترل و مدیریت میدان نبرد، در برابر ناوگان جنگنده‌های اف-۳۵آی اسرائیل به «هدفی آسان» تبدیل خواهند شد.

این ارزیابی نشان می‌دهد که رویکرد پکن در همکاری‌های نظامی با ایران همچنان محتاطانه و مبتنی بر محاسبات راهبردی است. چین هرگونه تصمیم درباره انتقال تسلیحات پیشرفته را نه صرفاً بر اساس نیازهای تهران، بلکه با در نظر گرفتن پیامدهای ژئوپلیتیکی آن، از جمله خطر تشدید تنش با اسرائیل و مهم‌تر از آن، ایالات متحده، تنظیم می‌کند.

راهبرد چین در قبال ایران را نمی‌توان یک اتحاد نظامی به معنای متعارف آن دانست، بلکه این راهبرد بر نوعی موازنه‌گرایی عمل‌گرایانه استوار است که بر پایه محاسبات دقیق ژئوپلیتیکی، امنیت انرژی و ملاحظات بازدارندگی شکل گرفته است.

پکن ضمن خرید نفت ایران با تخفیف، دسترسی تهران به خدمات ناوبری ماهواره‌ای و برخی همکاری‌های اطلاعاتی را فراهم می‌کند، احتمال فروش تسلیحات پیشرفته را مطرح نگه می‌دارد و با هماهنگی روسیه می‌کوشد از انزوای کامل دیپلماتیک ایران جلوگیری کند.

با این حال، چین حاضر نیست حتی بهای شلیک یک گلوله در حمایت از تهران را بپردازد و به‌هیچ‌وجه مایل نیست روابطش با ایران به قیمت آسیب دیدن مناسبات به‌مراتب گسترده‌تر و حیاتی‌ترش با ایالات متحده تمام شود.

در عین حال، پکن به همان اندازه که از ورود به یک رویارویی مستقیم پرهیز می‌کند، اجازه نخواهد داد ایران به‌طور کامل در مدار غرب قرار گیرد.

از نگاه راهبردی چین، چنین تحولی می‌تواند کریدور زمینی ابتکار «کمربند و جاده» را در مرز ایران و پاکستان با اختلال جدی مواجه کند و مهم‌ترین شریک منطقه‌ای پکن، یعنی پاکستان، را بار دیگر در موقعیتی قرار دهد که از شرق با هندِ نزدیک به آمریکا و از غرب با ایرانی متمایل به غرب احاطه شود؛ آرایشی ژئوپلیتیکی که یادآور موازنه قدرت در دوران حکومت محمدرضا شاه است و از منظر رهبران چین، سناریویی نامطلوب به شمار می‌رود.

از همین رو، سیاست پکن در قبال ایران نه بر پایه همبستگی ایدئولوژیک، بلکه بر مبنای حفظ موازنه‌های راهبردی و تأمین منافع بلندمدت چین شکل گرفته است.

در منطقه‌ای که بسیاری از بازیگران تحت تأثیر بحران‌های مقطعی و واکنش‌های احساسی تصمیم‌گیری می‌کنند، چین همچنان بازی بلندمدت خود را دنبال می‌کند؛ راهبردی که تاکنون نیز بخش مهمی از موفقیت آن، مرهون پرهیز از گرفتار شدن در بازی‌ها و منازعات دیگران بوده است.

نویسنده : جاسم العزاوی
ارسال نظرات
خط داغ