ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۸۱۰۷۰

چرا «کویر» یکی از ماندگارترین آثار شریعتی شد؟

چرا «کویر» یکی از ماندگارترین آثار شریعتی شد؟

کتاب «کویر» دکتر علی شریعتی بیش از خوانده شدن، باید با جان تجربه شود. این کتاب پاسخی به درد تنهایی انسان مدرن است و راهی پیش پایمان می‌گذارد تا از ابتذال روزمرگی و سرمای عقل مادی‌گرا فاصله بگیریم، در خلوتِ خویشتنِ اصیل پناه بگیریم و در نهایت، با روحی تازه‌نفس و آگاه به متن جامعه بازگردیم.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- زهرا شیخ؛ کتاب کویر دکتر علی شریعتی یکی از اثرگذارترین و ماندگارترین کتاب‌های اوست. کتابی که باید با «جان» خوانده شود؛ شرط خواندن آن، ‌شنیدن است. آنجا که مردی از پس سال‌ها غور کردن در تاریخ و فلسفه و جامعه شناسی و گشتن در مکاتب و ایسم‌ها و مدرنیته و ... خسته و تنها دارد با خویش حدیث نفس می‌کند؛ آرام و آهسته. همان طور که خودش در مقدکه کویر می‌نویسد:

من برای کسی ننوشته‌ام (با قصد و نیت)؛ احساس میکرده‌ام که در این حالت‌ها، نوشتن را به‌عنوان وسیله‌ای برای بیان و انتقال این افکار و عواطف استخدام نمی‌کرده‌ام و برای آنکه «بماند و بنمایم و بدانند» نمی‌نوشته‌ام، بلکه تنها از آن رو می‌نوشته‌ام که «نمی‌توانسته‌ام ننویسم»!

برای خواندن «کویر» اصلا مهم نیست ما تاریخ خوانده باشیم، فلسفه یا جامعه شناسی؛ فقط کافیست کمی غوطه‌وری در خویشتن را تجربه کرده باشیم تا جان‌مان پیوند بخورد به جان او! موضوع این است که هر انسانی که آگاهانه یا ناآگاهانه دغدغه «زیستن» دارد؛ و در «معنای زندگی» در حال جستجوست و درد «تنهایی» انسان مدرن را چشیده باشد؛ می‌تواند این کتاب را بخواند و در هوای :روح‌های آشنا« تنفس کند.

در این کتاب ما در خلوت شریعتی می‌نشینیم؛ او خاطره‌ای می‌‌گوید؛ بعد در آن می‌اندیشد؛ بعد نظریات علمی موجود را می‌آورد و در آنها تدبر و نقد می‌کند؛ که بسیار نزدیک به شیوه‌ی نوشتن «جستار» است. البته شریعتی خود این دست نوشته‌هایش را «کویریات» می‌نامد و از جنس  «بث‌الشکوی» و «نفثه‌المصدور» .

ما در این کتاب به نوعی خواننده روایت زندگی او هستیم و می‌بینیم در خلال تمام مطالعات و تحصیل‌ها و تهجدها؛ به عنصر «تجربه» وزنه   سنگینی را می‌دهد. تجربه‌ای در ساحت مادی و معنوی. تجربه‌ی حضور!

یکی از عناصر ماندگاری این کتاب در زبان جادویی آن است که می‌تواند برای خواننده‌دقیق، حتی، تجربه هم بیافریند. ‌آنجا که بین زبان ادبی و علمی پیوند برقرار می‌کند و آنها را چنان زیبا در پیوند با هم قرار می‌دهد که «مکاشفه» شکل می‌گیرد. مثلا در جستار «کویر» ، آنچنان تصویری از کویر ارائه می‌دهد که ما به وقت خواندن با گوشت و خون‌مان گرما، خشکی، آفتاب‌سوختگی، تشنگی و... را در وجودمان حس می‌کنیم؛ لب‌هایمان ترک می‌زند؛ دست بالای چشمهایمان می‌گیریم تا از آفتاب تیز کویر در امان باشیم و بتوانیم باقیِ جملات را بخوانیم.

و وقتی می‌رسد به شب کویر،‌ چنان توصیفاتی رویایی و آرام‌بخش و رازآلود دارد که میل به زیستن در کویر را در هر خواننده ای ایجاد می‌کند. او با واژه‌ها گرمیِ تجربه‌ی معنوی و سردیِ عقل مدرن را به خورد خواننده می‌دهد.  همانی که خودش در جستار «معبودهای من» لمس کردن می‌نامد.

در محتوای کتاب کویر ما بادو موضوع اساسی روبرو هستیم؛ انسان و چگونه زیستن.

انسانی که هبوط در شریعتی توصیف می کند یک گونه نیست. او از تفاوت میان انسانی که می‌تواند شهری را به آتش بکشد و انسانی که جهانی را به محبت دچار کند حرف می‌زند. و  «انسان دردمند» ، همان خلیفه‌اللهی است که در «کویر زمین» احساس غربت دارد و به دنبال گمگشته خویش است.

در جستار «نامه‌ای به دوست» می‌بینیم در جواب به سوال من کیستم، «من»های ظاهری، اجتماعی و فعال خویش را می‌شمارد و آنها را پوک و پوچ، و نمودهایی مبهم و موقتی می‌نامد. و «من»ی را معرفی می‌کند که از عمق پوشیده و ناپیدای وجدانش برخاسته... از اعماق فطرت، خویشتنِ صادق و پاک... . همان منی که واژه ای برای توصیفش پیدا نمی‌کند.

او در جستار «معبودهای من» به تجربه زیستن با روح‌های غیرعادی و عظیم و زیبا و سوزنده و سازنده‌ای که روزگار، چندی  او را بر سر راهشان، کنارشان، نشانده تاکید می‌کند و اینکه آن روح‌ها در کالبد او حلول کرده‌اند و حضور همه‌ی آنها را در درون خویش، هم‌اکنون، به روشنی احساس می‌کند. او با اشاره به جمله پاسکال که «به وجود خدا دل گواهی می‌دهد نه عقل»؛  این دست تجربه‌ها از جنس شناختن، خو کردن، در گوشت و پوست خود حس کردن و دوست داشتن می‌داند.

محور کلیدی در این کتاب نقد همین عقل سردی است که مدرنیته به انسان تقدیم کرد و رنجِ انسانِ بودن در جهانِ راززدایی‌شده‌ی مدرن. جهانی که در آن سقوط از ساحتِ «معنا» به ساحتِ «مصرف» اتفاق افتاده است. و این کار توسط همین مکاتب فکری با عناوین‌های رئالیسم، ماتریالیسم، لیبرالیسم و کاپیتالیسم اتفاق افتاده. نظریه‌هایی که انسان را به «تک‌ساحتِ» مادیِ او تقلیل داده و او را به «انسانِ ذخیره‌گر» تبدیل کرده اند. انسانی که زندگی را برای آینده‌ای موهوم پس‌انداز می‌کند و در نتیجه، لذتِ «اکنونِ اصیل» را از دست می‌دهد.

این است که انسان امروز پیش از هر زمان دیگر، بی‌تاب و مضطرب، تشنه‌ی همدرد و خویشاوند است.

او چاره «چگونه زیستن» را در بازگشت به »خویشتن» می‌داند. جایی که در آن نقاب‌های اجتماعی فرو ریخته، عناوین دانشگاهی و سیاسی بی‌معنا شده، و انسان در «عریانی و بی‌قیدیِ مطلق» با خودِ برهنه‌اش روبه‌رو ‌گردد. داشتن خلوتی با روح و آشنایی با روح‌های بزرگ!

کویرِ شریعتی، دعوتی به انزوا نیست؛ اتفاقاً کویر، ایستگاهِ شارژِ روح برای بازگشتِ قدرتمندانه به عرصه‌ی اجتماع است. او به کویر می‌رود تا با حقیقتِ عریانِ هستی مواجه شود و آن‌گاه با سینه‌ای پر از درد و آگاهی، به میانِ مردم بازگردد. کویر، کارخانه‌ی انسان‌سازیِ شریعتی است؛ جایی که «فرد» از زیرِ آوارِ «توده» بیرون کشیده می‌شود و به مقامِ «انسان» با تمامِ بارِ مسئولیتِ وجودی‌اش ارتقا می‌یابد.

«هبوط در کویر» نه یک کتاب برای خواندن، که «موقعیتی برای تجربه کردن» است. این اثر به ما می‌آموزد که در برابرِ ابتذالِ روزمرگی، تقلیل‌گراییِ مکاتبِ مادی، و بی‌چهرگیِ جامعه‌ی مدرن، تنها یک راه نجات وجود دارد: ساختنِ کویری در درون، ایستادن در برابرِ آسمانِ بی‌نهایت، و یافتنِ جسارتِ گفت‌وگو با خویشتنِ اصیل.

تبلیغات
نویسنده : دکتر زهرا شیخ
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات