ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۴۳۳۳

«توسعه‌فردی و معنای زندگی»؛ مدرنیته متاخر ایرانی در کافه‌کتاب‌های لاکچری!

«توسعه‌فردی و معنای زندگی»؛ مدرنیته متاخر ایرانی در کافه‌کتاب‌های لاکچری!

قفسه‌های کافه‌کتاب‌های امروز، بیش از آنکه میزبان کتاب‌های سیاست و جامعه باشند، با آثار روانشناسی، توسعه فردی و جست‌وجوی معنای زندگی پر شده‌اند. این تغییر ذائقه فرهنگی، از یک تحول عمیق در جامعه ایران حکایت دارد؛ گذاری از دغدغه‌های جمعی و سیاسی به پرسش‌های فردی درباره هویت، خوشبختی، خودشناسی و کیفیت زندگی که به‌ویژه در میان نسل‌های جوان‌تر بیش از پیش به چشم می‌خورد.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- قاسم توکلی؛ قفسه‌های کافه‌کتاب مملو از کتب رنگارنگ و جذاب هستند. اسامی بزرگ روی جلد کتابها در قفسه‌های روانشناسی و فلسفه خودنمایی می‌کند: زیگموند فروید، اروین یالوم، کارل گوستاو یونگ، آلن دو‌باتن، ژاک لکان، جیمز هالیس، ویکتور فرانکل و یک‌دوجین اسامی قدیم و جدید دیگر. حتی عناوین کتاب‌ها هم جالب‌اند: «کوهنوردی با نیچه»، «صبحانه با سِنِکا»، «فتح خوشبختی»، «ملت دوپامین»، «پیاده روی با بیست فیلسوف»، «من کی‌ام؟ و اگه اینطوریه چند تا؟»، «فلسفه برای زندگی و دیگر موقعیت‌های حساس» و... این عناوین برای یک دهه شصتی که با نیچه و فلسفه از طریق «تاریخ فلسفه» فردریک کاپلستون یا «نیچه؛ درآمدی بر فهم فلسفه‌ورزی او» از کارل یاسپرس آشنا شده کمی غریب و حتی لوس به نظر می‌رسند! اما خب ظاهراً در آن سوی دنیا نسل جدیدی از فلاسفه و روانشناسان ظهور کرده‌اند که فلسفه و روانشناسی را از محیط‌های خشک آکادمیک خارج کرده، این دو حوزه را به هم پیوند زده و اصطلاحاً «دموکراتیزه» نموده‌اند!

قفسه‌های کتاب شیک و تر و تمیز‌ هستند، درست مثل دختر-پسرهای جوانی که لا‌به‌لای قفسه‌ها در حال قدم زدن و گپ و گفت‌های روشنفکرانه‌اند. ناخودآگاه ذهنم می‌رود به دوران نوجوانی خودم، زمانی که برای امانت گرفتن یک کتاب باید فرسنگها راه تا کتابخانه مرکزی شهر میرفتیم (کتابخانه‌ای که روز در‌میان زنانه-مردانه بود)  یا با پس‌انداز سکه‌های قُلّک عید‌مان به کتاب‌فروشی‌های کثیف و نم‌زده شهر مراجعه می‌کردیم تا از فروشنده (که معمولاً پیرمردی اخمو و بدعُنُق بود) کتابی جذاب خریداری کنیم. کتابی که خوراک هفته‌ها مطالعه و خیالپردازی‌مان می‌شد. مهمترین تفاوت کافه‌کتاب‌های مدرن با کتاب‌فروشی‌های سنتی در «فضای لاکچری» آنهاست. مواجهه سوژه‌های شهرنشینِ مدرن با یکدیگر طبیعتاً باید در فضایی مدرن هم رخ دهد تا دلچسب و جذاب باشد. در جوار قفسه‌های کتاب باید میز و صندلی و بساط انواع قهوه و نوشیدنی‌هایِ سرد و گرم هم فراهم باشد تا با بک‌گراند یک موزیک لایت، گفتگوها و آشنایی‌هایِ جذابی شکل بگیرد.

کتاب‌فروشی‌های سنتی اما هیچ جایی حتی برای نشستن نداشتند و صرفاً برای فروش کتاب طراحی شده بودند. در کتاب‌فروشی‌های قدیمی توده‌های عظیمی از کتب متنوع روی هم تلنبار می‌شدند، آنجا نوعی «سوپرمارکت فرهنگی» بود که به جای ماست، شیر و کیک و پفک، کتاب می‌فروخت و فقط فروشنده کهنه‌کار در آن بی‌نظمی جای تک‌تک کتابها را بلد بود! کافه‌کتاب‌های جدید اما فضایی کاملاً گشوده به روی مشتری دارند. یک نوع نمایشگاه دائمی کتاب‌اند که جوانک‌هایی مودب و لبخند به لب در جای‌جایِ آن آماده‌اند تا مشتری‌ها را راهنمایی کنند. کافه‌کتاب همچنین دکوراسیونی جذاب دارد که خوراک عکاسی و فیلم‌برداری سوژه‌هایی است که در لا‌به‌لای قفسه‌ها (علاوه بر کتاب، معنا، حقیقتِ زندگی، خود‌یاری و‌...) بدنبال نمایش «خود»شان نیز هستند. مشتری کافه‌کتاب فقط متقاضی کتاب نیست بلکه او طالب نمایش حضورش در کافه‌کتاب لاکچری به دیگران در شبکه‌های مجازی نیز هست. اینها همه بخش جدایی ناپذیری از هویت نسل جدید است که برای نسل دهه شصت غریبه و برای نسل زمان انقلاب شاید کاملاً بیگانه بنظر برسد.

تحول گفتمانی در حوزه کتاب و کتاب‌خوانی!

هر ناظری که اندکی در گذر سه دهه گذشته درنگ کند می تواند یک تحول گفتمانی عظیم را در موضوع و محتوایِ کتابفروشی‌ها (که حالا عموماً کافه‌کتاب هستند) نسبت به چند دهه قبل مشاهده نماید. در دهه‌های ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ فضای غالب در حوزه نشر کتاب در سیطره کتب مرتبط با موضوعات سیاسی و تاریخی بود. مثلاً نسل جوان دوران موسوم به «اصلاحات» (۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴) بیشتر از اینکه دغدغه توسعه‌فردی، خودیاری یا فهم معنایِ‌زندگی را داشته باشد، به اقتضاء زمانه بدنبال این بود که بداند دموکراسی چیست؟ مردم‌سالاری دینی و پلورالیسم کدام‌اند؟ تساهل و تسامح و مدارا چگونه است؟ جامعه‌مدنی چیست؟ و... به همین دلیل کتاب‌های نویسندگانی چون عبدالکریم سروش، مصطفی ملکیان، مجتهد شبستری، سیدجواد طباطبایی، حسین بشیریه، بابک احمدی، عمادالدین باقی، رامین جهانبگلو و خلاصه افرادی که درباره جامعه مدنی و سیاست می‌نوشتند مُد روز محسوب می‌شد و روشنفکریِ ایرانی در آن دورانِ سپری شده مترادف بود با دانستن نظریات چنین نویسندگانی!

ناگفته پیداست که آشنایی با دکارت، کانت، هگل، نیچه، هابرماس، فوکو، هایدگر، پوپر و در یک کلام آشنایی با تاریخ تطور فلسفه‌سیاسی در غرب هم مقدمه فهم شارحانِ ایرانی همان اندیشمندان فرنگی بود. اما امروز همه چیز فرق کرده است. نسل جدید (به قول پرزیدنت‌مان «نسل ضد») دیگر از آن گفتمانِ سیاسی-مدنی عبور کرده است. قفسه‌های کافه‌کتاب‌ها، خود شاهدانی بر این مدعی‌اند که گفتمان «خود‌یاری و توسعه فردی » در حوزه روانشناسی و مباحث مرتبط با «معنای زندگی» در حوزه فلسفه، جای گفتمان سابق را گرفته است. حتی حوزه‌های بینارشته‌ای جدیدی چون «فلسفه‌یِ روانشناسی» ظهور کرده‌اند تا جزئیت‌یافتگی فرد را در مدرنیته متاخر دوباره به کلیتِ جدیدی از معنای زندگی پیوند دهد. از این تحول گفتمانی چه معنایی افاده می‌شود؟

گفتمان «توسعه‌فردی و معنای زندگی» چه چیزی درباره جامعه ایران در ۱۴۰۵ به ما می‌گوید؟

در یک کلام؛ جامعه ایران طی یکی-دو دهه اخیر روز به روز «فردگرایانه»تر شده است. این روزها «تحولِ نفس» و «خود-پرورانی» به مهمترین دغدغه جوانان بدل شده و این گذار را می توان در تیراژ و ترجمه کتاب‌های این حوزه به خوبی مشاهده کرد. این روزها انتشارات و مترجمین مختلف تلاش می‌کنند گویِ سبقت را از یکدیگر در این حوزه‌یِ گفتمانی جذاب بِرُبایند. به عنوان مثال کتاب «موضوع مرگ و زندگی» اروین و مریلین یالوم به تنهایی ۱۳ ترجمه دارد! و کتاب «ملت دوپامین» آنا لمبکی ۱۱ ترجمه از ۱۱ انتشارات متفاوت! یاللعجب! به کجا چنین شتابان!؟ چه چیزی سبب می‌شود تا حوزه نشر و مترجمین فعال در این بخش تا این حد به ترجمه تکراری کتابهای اینچنین علاقه نشان دهند؟ پاسخ روشن است: این قبیل کتابها خوب فروش می‌روند! کتابهایی که درباره موضوع «توسعه فردی و معنای زندگی» ترجمه یا تالیف شده‌اند، مخاطب دارند و فروش‌شان تضمین شده‌ است. ترجمان این تحول گفتمانی آن است که چون سوژه ایرانی احساس می‌کند گفتمانِ جمع‌گرایانه دنیای قدیم دیگر منسوخ شده و اقتضائات دنیای جدید در عصر جهانی شدن هم که واضح است: فردگرایی، خودشناسی، خودسازی از طریق بازیابی معنایِ نوینِ زندگی. آری شعار محبوب نسل Z همان نقل قول معروف نیچه است: «آنچه هستی شو»!

سخن پایانی:

بواسطه این تحول گفتمانی در ذائقه فرهنگی نسل جدید و برآمدن «سوژه‌یِ دستاوردخواه» و البته فردگرایِ قرن بیست و یک به جای «سوژه رستگاری‌خواه» قرن بیستم، ما نیز در یک سلسله مقالات تلاش می‌کنیم نقبی به این جهان جدید بزنیم و سفری را همراه شما در لا‌به‌لای انبوهی از کتب جدید مرتبط با توسعه فردی، خودیاری و معنای‌زندگی آغاز کنیم. با این تذکر که در این سفر تلاش می‌کنیم تا حد امکان از «روانشناسی زرد» بپرهیزیم و بر نویسنده‌ها و موضوعات معتبر و علمی تاکید داشته باشیم. امید است یادداشت حاضر درآمدی روشنی‌بخش بر سلسله یادداشتهایی باشد که در پی خواهند آمد: معنای زندگی در عصر جدید چیست؟ و چگونه می‌توانیم «آنچه هستیم، بشویم؟» اصلاً چه هستیم؟ و قرار است چه بشویم؟ و پرسشهایی از این دست. در این سفر هیجان‌انگیز به جهانِ ذهنیِ نویسندگان جدید و کتاب‌های متنوع این حوزه، همراه ما باشید.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات