توافقها به خودی خود نه معجزه میکنند و نه مشکلات اقتصادی را یکشبه از میان میبرند
توافقها به خودی خود نه معجزه میکنند و نه مشکلات اقتصادی را یکشبه از میان میبرند. همانگونه که تحریمها تنها عامل مشکلات اقتصاد ایران نبودهاند، کاهش تحریمها یا دستیابی به یک توافق احتمالی نیز به تنهایی ضامن رشد و توسعه نخواهد بود.
ساسان باقرپناه در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: «توافقها به خودی خود نه معجزه میکنند و نه مشکلات اقتصادی را یکشبه از میان میبرند. همانگونه که تحریمها تنها عامل مشکلات اقتصاد ایران نبودهاند، کاهش تحریمها یا دستیابی به یک توافق احتمالی نیز به تنهایی ضامن رشد و توسعه نخواهد بود. آنچه اهمیت دارد نحوه استفاده از فرصتهای جدید و میزان آمادگی اقتصاد برای ورود به یک فضای رقابتیتر است. در صورت کاهش محدودیتهای تجاری و مالی، اقتصاد ایران از شرایطی که سالها تحت تاثیر محدودیتها و هزینههای اضافی قرار داشته، وارد مرحلهای متفاوت خواهد شد.
در سالهای گذشته بسیاری از فعالان اقتصادی ناچار بودهاند با دشواریهای انتقال پول، محدودیتهای تجاری و مسیرهای پرهزینه حملونقل فعالیت کنند. در چنین فضایی، بخشی از سودآوری نه از محل بهرهوری و نوآوری، بلکه از توانایی عبور از همین موانع حاصل شده است. در این میان، گروههایی شکل گرفتهاند که منافع آنها به تداوم محدودیتها، انحصارها و گلوگاههای اقتصادی وابسته است؛ همان چیزی که در ادبیات اقتصاد سیاسی از آن با عنوان «ذینفعان وضع موجود» یاد میشود.
هر چه دسترسی به منابع، مجوزها و مسیرهای خاص محدودتر باشد، ارزش این دسترسیها نیز بیشتر خواهد شد. اما در صورت شکلگیری توافق و کاهش محدودیتها، معیار موفقیت تغییر میکند. در اقتصاد رقابتی، مزیت اصلی نه عبور از موانع، بلکه بهرهوری، کیفیت، فناوری، سرمایه انسانی و توان خلق ارزش است. بنگاههایی موفق خواهند بود که بتوانند محصول و خدمات بهتر، هزینه کمتر و مدیریت کارآمدتری ارایه دهند. به همین دلیل، اقتصاد پساتوافق بیش از آنکه یک فرصت سیاسی باشد، یک آزمون اقتصادی است.
آزمونی که نشان خواهد داد آیا اقتصاد ایران آماده رقابت واقعی است یا همچنان بر پایه رانت، انحصار و امتیازات ویژه حرکت خواهد کرد. تجربه گذشته نشان داده است که رفع محدودیتهای خارجی به تنهایی کافی نیست. اگر موانع رقابت، فرآیندهای غیرشفاف و امتیازات انحصاری باقی بمانند ... فرصتهای جدید نیز نمیتوانند به رشد پایدار اقتصادی منجر شوند. در مقابل تولیدکنندگان، صادرکنندگان و فعالان اقتصادی واقعی که سالها هزینه محدودیتها را پرداخت کردهاند، انتظار دارند با کاهش موانع، فضای رقابتی عادلانهتری در اختیار آنها قرار بگیرد.
پرسش اصلی این است که برندگان اقتصاد پساتوافق چه کسانی خواهند بود؛ صاحبان امتیازات خاص یا بنگاههایی که بر پایه تخصص، سرمایهگذاری، دانش فنی و مدیریت حرفهای فعالیت میکنند؟ پاسخ به این سوال آینده اقتصاد ایران را مشخص خواهد کرد. اگر کاهش محدودیتهای خارجی با اصلاحات داخلی، افزایش شفافیت، کاهش انحصارها، بهبود فضای کسبوکار و تسهیل سرمایهگذاری همراه شود، میتواند آغاز فصل تازهای برای اقتصاد کشور باشد.
در نهایت، مساله اصلی صرفا وقوع یا عدم وقوع توافق نیست، بلکه میزان آمادگی ما برای بهرهبرداری از فرصتهای احتمالی است. توافق میتواند بخشی از موانع را کاهش دهد، اما توسعه اقتصادی محصول رقابت، بهرهوری، شفافیت و میدان دادن به فعالان اقتصادی واقعی است. فرصت پس از توافق، بیش از هر چیز یک انتخاب است؛ انتخاب میان تکرار گذشته یا آغاز رقابت.»