ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۹۰۴۰

بقا در انقلاب فناوری؛ درس‌های تاریخ برای عصر هوش مصنوعی

بقا در انقلاب فناوری؛ درس‌های تاریخ برای عصر هوش مصنوعی

بررسی تجربه آمریکا در دهه ۱۹۲۰ نشان می‌دهد جوامع همواره با موجی از فناوری‌های تحول‌آفرین روبه‌رو هستند و هوش مصنوعی نیز در نهایت به مرحله پذیرش، قانون‌گذاری و بهره‌برداری گسترده خواهد رسید.

فرارو- بسیاری از مردم تصور می‌کنند سرعت تحولات فناورانه امروز بی‌سابقه است؛ اما تاریخ نشان می‌دهد جامعه بشری پیش‌تر نیز دوره‌هایی را تجربه کرده که فناوری‌های جدید تقریباً تمام جنبه‌های زندگی را زیر و رو کرده‌اند. 

به گزارش فرارو به نقل از وال استریت ژورنال، این روزها با هر خبر تازه درباره هوش مصنوعی، بسیاری از افراد احساس می‌کنند در میانه تحولی تاریخی قرار گرفته‌اند. ابزارهایی مانند چت‌بات‌های هوشمند، سامانه‌های تولید تصویر و ویدئو، خودروهای خودران و فناوری‌های نوظهور دیگر، نگرانی‌ها و امیدهای فراوانی را برانگیخته‌اند. برخی معتقدند این فناوری‌ها مشاغل را از بین خواهند برد، روابط انسانی را تضعیف خواهند کرد و ساختار جامعه را تغییر خواهند داد. در مقابل، گروهی دیگر آن‌ها را آغازگر عصری جدید از رفاه، بهره‌وری و خلاقیت می‌دانند.

اما شاید مهم‌ترین نکته این باشد که این نخستین بار نیست که جامعه با چنین احساساتی روبه‌رو می‌شود.

بیش از یک قرن پیش، آمریکایی‌ها نیز با موجی از فناوری‌های نوین مواجه شدند که در آن زمان به همان اندازه انقلابی و نگران‌کننده به نظر می‌رسیدند که هوش مصنوعی امروز به نظر می‌رسد. خودروها به سرعت جای اسب و کالسکه را می‌گرفتند، رادیو میلیون‌ها نفر را به هم متصل می‌کرد، برق وارد خانه‌ها می‌شد، سینمای مدرن ستارگان جهانی می‌ساخت و هواپیماها نوید دگرگونی حمل‌ونقل را می‌دادند.

برای بسیاری از مردم آن زمان، این تغییرات به اندازه‌ای سریع و گسترده بود که احساس می‌کردند جهان قدیمی در حال فروپاشی است.

شوک ناشی از ورود به عصر جدید

یکی از شباهت‌های مهم میان دهه ۱۹۲۰ و دوران کنونی، احساس سردرگمی و شوکی است که از تغییرات عمیق اجتماعی ناشی می‌شود. جامعه‌شناسان آمریکایی، هلن و رابرت لِند، در دهه ۱۹۲۰ زندگی مردم شهر کوچکی در ایالت ایندیانا را مطالعه کردند. آن‌ها دریافتند گسترش خودروها بسیاری از هنجارهای اجتماعی قدیمی را به چالش کشیده است.

پیش از آن، نوجوانان نیاز چندانی به پول نداشتند و خانواده‌ها نقش پررنگی در نظارت بر روابط اجتماعی جوانان ایفا می‌کردند. اما با رواج خودروها، جوانان آزادی بیشتری پیدا کردند. سفرهای جاده‌ای آخر هفته به تدریج جای برخی فعالیت‌های سنتی، از جمله حضور منظم در مراسم مذهبی را گرفت. پژوهشگران دریافتند در نتیجه جامعه آمریکا به‌تدریج مصرف‌گراتر و سکولارتر شد و فرهنگ جدید خودرو تأثیر مستقیمی بر سبک زندگی مردم داشت.

حتی روابط عاطفی نیز دستخوش تغییر شد. پیش‌تر ملاقات دختران و پسران اغلب تحت نظارت خانواده‌ها انجام می‌شد، اما خودروها امکان دیدارهای مستقل و دور از چشم والدین را فراهم کردند. محافظه‌کاران آن دوران هشدار می‌دادند خانواده در معرض خطر قرار گرفته است، اما روند تغییر متوقف نشد.

این وضعیت شباهت زیادی به نگرانی‌های امروزی درباره شبکه‌های اجتماعی، تلفن‌های هوشمند و هوش مصنوعی دارد. همان‌گونه که خودرو سبک زندگی نسل جوان را تغییر داد، فناوری‌های دیجیتال نیز در حال بازتعریف روابط اجتماعی، کار، آموزش و حتی هویت فردی هستند.

ترس‌های اولیه همیشه پایدار نمی‌مانند

ادبیات و فرهنگ عامه دهه ۱۹۲۰ سرشار از نگرانی درباره مدرنیته بود. نویسندگان بسیاری فناوری و تغییرات اجتماعی را تهدیدی برای ارزش‌های سنتی می‌دانستند. برای مثال، در رمان مشهور گتسبی بزرگ اثر اف. اسکات فیتزجرالد، بی‌احتیاطی در رانندگی و شیفتگی به زندگی مدرن به فجایع اخلاقی و انسانی منجر می‌شود.

اما در زندگی واقعی، بسیاری از مردم به مرور دریافتند فناوری‌های جدید تنها تهدید نیستند؛ بلکه راحتی، کارایی و فرصت‌های تازه‌ای نیز به همراه دارند. جامعه به‌تدریج با نوآوری‌ها کنار آمد و آن‌ها را در ساختار زندگی روزمره خود ادغام کرد.

فناوری‌های جدید فقط شغل‌ها را از بین نمی‌برند

یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های امروز درباره هوش مصنوعی، تأثیر آن بر بازار کار است. بسیاری از افراد نگران‌اند که ماشین‌ها جای انسان‌ها را بگیرند و میلیون‌ها شغل از بین برود. این نگرانی در دهه ۱۹۲۰ نیز وجود داشت. با گسترش خودروها، بسیاری از مشاغل مرتبط با اسب، کالسکه و حمل‌ونقل سنتی از میان رفتند. اما در عین حال، فرصت‌های شغلی جدیدی نیز پدید آمدند.

رونق صنعت سینما تنها باعث ثروتمند شدن بازیگران و کارگردانان نشد. هزاران نفر در سالن‌های سینما، طراحی صحنه، گریم، روزنامه‌نگاری سرگرمی و ده‌ها حرفه جدید مشغول به کار شدند. به همین ترتیب، صنعت خودرو تنها به کارگران خطوط مونتاژ محدود نبود. افزایش تعداد خودروها باعث ایجاد تقاضا برای مکانیک‌ها، رانندگان، سازندگان جاده، صاحبان پمپ‌بنزین‌ها، ناشران نقشه‌های جاده‌ای، مربیان رانندگی و صاحبان رستوران‌های بین‌راهی شد.

تا سال ۱۹۳۰ بیش از ۸۰ هزار نفر به عنوان برق‌کار مشغول فعالیت بودند؛ حرفه‌ای که تنها یک دهه پیش تقریباً وجود نداشت. صدها هزار نفر نیز در کارخانه‌های لاستیک‌سازی یا پروژه‌های راه‌سازی کار می‌کردند. این تجربه تاریخی نشان می‌دهد فناوری‌های بزرگ معمولاً در کنار حذف برخی مشاغل، فرصت‌های جدیدی نیز خلق می‌کنند؛ فرصت‌هایی که در ابتدا قابل پیش‌بینی نیستند.

البته هنوز مشخص نیست هوش مصنوعی در نهایت بیشتر شغل ایجاد خواهد کرد یا بیشتر شغل از بین خواهد برد. اما تاریخ دست‌کم این امید را زنده نگه می‌دارد که تحولات آینده ممکن است همانند گذشته فرصت‌های تازه‌ای نیز به همراه داشته باشند.

هوش مصنوعی و برق؛ دو فناوری با وعده کاهش زحمت انسان

شاید مقایسه هوش مصنوعی با برق از مقایسه آن با خودرو نیز آموزنده‌تر باشد. امروزه هوش مصنوعی با وعده بهبود زندگی در حوزه‌هایی مانند آموزش، پزشکی، حمل‌ونقل و خدمات وارد شده است. حامیان این فناوری معتقدند بسیاری از کارهای تکراری و زمان‌بر را می‌توان به سامانه‌های هوشمند سپرد. یک قرن پیش نیز برق دقیقاً با چنین وعده‌ای وارد زندگی مردم شد.

در دهه ۱۹۲۰ تعداد خانه‌های مجهز به برق در آمریکا از حدود ۳۵ درصد به ۶۸ درصد افزایش یافت. اگرچه خود برق به‌تنهایی جذابیت چندانی نداشت، اما وسایلی که با برق کار می‌کردند زندگی را متحول کردند. یخچال‌های برقی، جاروبرقی‌ها، توسترها، مخلوط‌کن‌ها و سیستم‌های روشنایی مدرن، زمان و انرژی مورد نیاز برای انجام کارهای روزمره را به شکل چشمگیری کاهش دادند.

به عبارت دیگر، مردم عاشق کنتور برق نشدند؛ آن‌ها عاشق امکاناتی شدند که برق در اختیارشان قرار می‌داد. شاید هوش مصنوعی نیز در آینده مسیری مشابه را طی کند. ممکن است خود فناوری برای کاربران اهمیت کمتری داشته باشد و آنچه ارزشمند تلقی شود، خدمات و قابلیت‌هایی باشد که از طریق آن ارائه می‌شود.

رادیو دیروز، شبکه‌های اجتماعی امروز

در دهه ۱۹۲۰ رادیو پدیده‌ای انقلابی محسوب می‌شد. برای نخستین بار میلیون‌ها نفر در سراسر کشور می‌توانستند به یک برنامه، یک سخنرانی یا یک اجرای موسیقی گوش دهند. این فناوری به شکل‌گیری فرهنگ ملی مشترک کمک کرد و تجربه‌ای جمعی برای مردم به وجود آورد. اما همه از آن استقبال نکردند.

برخی روشنفکران آن زمان رادیو را رسانه‌ای سطحی، بی‌کیفیت و مضر می‌دانستند. نویسنده و متفکر مشهور اچ. جی. ولز در سال ۱۹۲۷ رادیو را سرگرمی‌ای پست توصیف کرد که تنها افراد بیمار، تنها یا رنج‌کشیده باید به آن گوش دهند. این انتقادها شباهت عجیبی به دیدگاه‌های امروزی درباره تیک‌تاک، یوتیوب یا ردیت دارد.

تاریخ نشان می‌دهد تقریباً هر فناوری ارتباطی جدیدی در ابتدا با تردید و نگرانی روبه‌رو شده است. با این حال، بسیاری از این فناوری‌ها در نهایت جای خود را در جامعه پیدا کرده‌اند.

اهمیت قانون‌گذاری و ایمنی

شاید مهم‌ترین درس دهه ۱۹۲۰ برای عصر هوش مصنوعی به مسئله ایمنی و نظارت مربوط باشد. در سال‌های ابتدایی صنعت خودرو و هوانوردی، میزان مرگ‌ومیر بسیار بالا بود. خودروها فاقد بسیاری از تجهیزات ایمنی امروزی بودند و خلبانان گاه تنها پس از چند ساعت آموزش پرواز می‌کردند. اما جامعه به تدریج دریافت فناوری بدون مقررات می‌تواند خطرناک باشد.

در نتیجه، دولت‌ها و صنایع دست به اقدام زدند. قوانین جدید برای هوانوردی وضع شد، استانداردهای ایمنی خودرو ارتقا یافت، چراغ‌های راهنمایی توسعه پیدا کردند و گواهینامه رانندگی اجباری شد. این اقدامات باعث شد فناوری‌های نوظهور از مرحله خطرناک اولیه عبور کنند و به بخشی ایمن‌تر از زندگی روزمره تبدیل شوند.

امروز نیز بسیاری از نگرانی‌ها درباره هوش مصنوعی، شبکه‌های اجتماعی و فناوری‌های زیستی به موضوع نظارت و قانون‌گذاری مربوط می‌شود. منتقدان معتقدند شرکت‌های فناوری بیش از آنکه به پیامدهای اجتماعی محصولات خود توجه کنند، بر افزایش زمان استفاده کاربران و گسترش بازار تمرکز دارند. با این حال، تجربه تاریخی نشان می‌دهد که قانون‌گذاری مؤثر معمولاً پس از دوره‌ای از آزمون و خطا شکل می‌گیرد.

آیا تاریخ دوباره تکرار خواهد شد؟

هیچ‌کس نمی‌داند هوش مصنوعی در نهایت چه تأثیری بر اقتصاد، فرهنگ و زندگی انسان‌ها خواهد گذاشت. اما مرور تجربه دهه ۱۹۲۰ یک پیام امیدبخش دارد: جوامع انسانی پیش‌تر نیز با فناوری‌هایی روبه‌رو شده‌اند که در زمان خود ترسناک، بی‌ثبات‌کننده و انقلابی به نظر می‌رسیدند.

خودروها، برق، رادیو و هواپیماها در ابتدا نگرانی‌های فراوانی ایجاد کردند، اما در نهایت بشر راه‌هایی برای بهره‌برداری از مزایا، کاهش خطرات و سازگاری با آن‌ها پیدا کرد.

شاید مهم‌ترین درس تاریخ این باشد که نوآوری به خودی خود نه کاملاً نجات‌بخش است و نه کاملاً ویرانگر. آنچه سرنوشت فناوری را تعیین می‌کند، نحوه استفاده، نظارت و مدیریت آن توسط جامعه است. اگر این درس را از گذشته بیاموزیم، شاید بتوانیم با آرامش و خرد بیشتری وارد عصر هوش مصنوعی شویم؛ عصری که همانند دهه ۱۹۲۰ می‌تواند هم منبع نگرانی و هم سرشار از فرصت‌های تازه باشد.

ارسال نظرات
خط داغ