حسن هانی زاده در گفتگو با فرارو:
ترامپ میان «توافق» و «جنگ کنترل شده» سرگردان است!
حسن هانی زاده معتقد است در ماههای آینده شاهد ادامه تنشها، درگیریهای محدود و فشارهای سیاسی خواهیم بود، اما هنوز نشانهای قطعی از تصمیم آمریکا برای آغاز یک جنگ گسترده دیده نمیشود. مسئله اصلی این است که واشنگتن میان توافق و فشار سرگردان مانده و هنوز نتوانسته درباره مسیر نهایی خود در قبال ایران به جمعبندی برسد. همین بلاتکلیفی، مهمترین ویژگی شرایط کنونی منطقه است.
فرارو- منطقه خاورمیانه این روزها آبستن تحولات پرشتاب و پیچیدهای است. در پی سقوط یک فروند بالگرد آمریکایی در نزدیکی تنگه هرمز و تبادل آتش محدود میان تهران و واشنگتن، گمانهزنیها درباره آینده این تنشها بالا گرفته است. از یک سو، ایالات متحده با فعال کردن اهرمهای فشاری همچون پرونده هستهای و طرح پیشنویس قطعنامه در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، استراتژی «فشار حداکثری» را دنبال میکند و از سوی دیگر، شواهد نشان میدهد که کاخ سفید همچنان از درگیری در یک جنگ تمامعیار اجتناب میورزد.
به گزارش فرارو، در این میان، متغیرهای دیگری نظیر حملات اسرائیل به لبنان و بحرانهای عمیق سیاسی در اسرائیل، کلاف معادلات منطقهای را سردرگمتر کرده است.
برای بررسی دقیقتر این وضعیت پرتنش و چندلایه با «حسن هانیزاده»، تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی و منطقه، به گفتگو نشستهایم. او در این مصاحبه به واکاوی اهداف آمریکا، نقش نتانیاهو در تشدید بحران و آینده تقابل تهران و واشنگتن پرداخته است. مشروح این گفتگو را در ادامه میخوانید:
فرارو: پس از تحولات اخیر و افزایش تنش میان ایران و آمریکا، برخی ناظران از احتمال ورود دو کشور به مرحلهای جدید از درگیری سخن میگویند. آیا منطقه در آستانه یک جنگ گسترده قرار گرفته است؟
حسن هانیزاده: برای پاسخ به این پرسش، باید رفتار آمریکا و شخص دونالد ترامپ را در چارچوبی گستردهتر بررسی کرد. ترامپ سیاستمداری است که همواره تلاش میکند چند سناریو را به صورت همزمان روی میز نگه دارد. او از یک سو درباره توافق و مذاکره سخن میگوید و از سوی دیگر، از ابزار نظامی برای افزایش فشار استفاده میکند. به همین دلیل، نمیتوان هر اقدام نظامی آمریکا را صرفاً به معنای تصمیم قطعی برای آغاز جنگ تلقی کرد.
اتفاقی که در روزهای اخیر در تنگه هرمز رخ داد و به حملات متقابل منجر شد، بیش از آنکه نشانه آغاز یک جنگ فراگیر باشد، تلاشی برای بازگرداندن ابتکار عمل به واشنگتن است. آمریکا احساس میکند در برخی پروندههای منطقهای با محدودیتهای جدی مواجه شده و از همین رو میکوشد با اقدامات نظامی محدود، موازنه روانی را به نفع خود تغییر دهد.
در واقع واشنگتن امروز میان دو گزینه قرار دارد؛ نخست حرکت به سمت یک توافق مدیریتشده با ایران و دوم، ادامه سیاست فرسایش و فشار. هنوز شواهدی وجود ندارد که نشان دهد گزینه جنگ فراگیر به تصمیم نهایی آمریکا تبدیل شده باشد.
فرارو: برخی معتقدند اقدامات اخیر ایران در منطقه، بهویژه واکنش به حملات اسرائیل در لبنان، موجب تغییر موازنه شده است. ارزیابی شما چیست؟
هانیزاده: بیتردید یکی از مهمترین تحولات ماههای اخیر، نمایش توان بازدارندگی ایران بوده است. ایران نشان داد که در برابر تحولات منطقه منفعل نیست و نسبت به امنیت متحدان خود حساسیت دارد. حملاتی که در پاسخ به اقدامات اسرائیل انجام شد، صرفاً یک واکنش نظامی نبود، بلکه حامل یک پیام سیاسی و راهبردی نیز بود.
این پیام برای اسرائیل، آمریکا و حتی برخی بازیگران منطقهای روشن بود؛ اینکه تهران حاضر نیست قواعد بازی را بر اساس خواستههای تلآویو تنظیم کند. همین مسئله موجب شده تا جایگاه ایران در معادلات منطقهای ارتقا یابد.
امروز بسیاری از بازیگران منطقه به این جمعبندی رسیدهاند که بدون در نظر گرفتن نقش ایران، امکان طراحی هیچ نظم امنیتی پایداری در غرب آسیا وجود ندارد. این موضوع برای آمریکا و اسرائیل یک چالش مهم محسوب میشود.
فرارو: نقش بنیامین نتانیاهو را در تشدید تنشهای منطقهای چگونه ارزیابی میکنید؟
هانیزاده: باید توجه داشت که بحران داخلی اسرائیل همچنان ادامه دارد. نتانیاهو با پروندههای متعدد سیاسی و قضایی مواجه است و بقای سیاسی او تا حد زیادی به تداوم فضای امنیتی و جنگی وابسته شده است. تجربه نشان داده است هر زمان نخستوزیر اسرائیل با بحران داخلی روبهرو میشود، تلاش میکند توجه افکار عمومی را به سمت تهدیدات خارجی معطوف کند. امروز نیز دقیقاً چنین شرایطی وجود دارد.
به همین دلیل، بخشی از تنشهای منطقهای را باید در چارچوب نیازهای سیاسی نتانیاهو تحلیل کرد. به نظر میرسد تلآویو همچنان تلاش میکند آمریکا را به سمت رویارویی گستردهتر با ایران سوق دهد؛ اما مشکل اینجاست که واشنگتن هزینههای چنین تصمیمی را بهخوبی میداند و هنوز برای ورود به یک جنگ گسترده، آمادگی سیاسی و اقتصادی لازم را ندارد.
فرارو: همزمان شاهد فشارهای جدید در شورای حکام آژانس و طرح قطعنامههای تازه علیه ایران هستیم. آیا این موضوع میتواند مقدمه اقدامات شدیدتر باشد؟
هانیزاده: دقیقاً همینطور است. نباید پرونده هستهای را از تحولات امنیتی منطقه جدا کرد. آمریکا معمولاً از ابزارهای مختلف به صورت همزمان استفاده میکند. فشار دیپلماتیک، تحریم اقتصادی، عملیات روانی و تهدید نظامی، همگی اجزای یک راهبرد واحد هستند.
پیشنویس قطعنامههای اخیر در شورای حکام را نیز باید در همین چارچوب دید. هدف اصلی این اقدامات، افزایش فشار بر تهران و محدود کردن قدرت مانور ایران در مذاکرات احتمالی آینده است.
البته تجربه نشان داده است که تبدیل پرونده ایران به یک بحران بینالمللی جدید، کار سادهای نیست. شرایط منطقه نسبت به سالهای گذشته تغییر کرده و بازیگران جهانی نیز نگاه متفاوتی به تحولات غرب آسیا دارند.
فرارو: با توجه به مجموعه این تحولات، آینده روابط ایران و آمریکا را چگونه میبینید؟
هانیزاده: معتقدم در کوتاهمدت احتمال وقوع یک جنگ تمامعیار پایین است، اما این به معنای کاهش خطر نیست. آنچه اکنون در حال شکلگیری است، نوعی جنگ فرسایشی و چندبعدی علیه ایران است؛ جنگی که فقط نظامی نیست.
فشار اقتصادی، تلاش برای ایجاد ناامنی روانی، استفاده از نهادهای بینالمللی، تشدید تحریمها و اقدامات محدود نظامی، همگی بخشی از این راهبرد هستند. در عین حال، جمهوری اسلامی ایران نیز نشان داده است که ظرفیت بازدارندگی قابل توجهی در اختیار دارد. نیروهای مسلح ایران در آمادگی کامل قرار دارند و هرگونه اشتباه محاسباتی میتواند هزینههای سنگینی برای طرف مقابل ایجاد کند.
به همین دلیل تصور میکنم در ماههای آینده شاهد ادامه تنشها، درگیریهای محدود و فشارهای سیاسی خواهیم بود، اما هنوز نشانهای قطعی از تصمیم آمریکا برای آغاز یک جنگ گسترده دیده نمیشود. مسئله اصلی این است که واشنگتن میان توافق و فشار سرگردان مانده و هنوز نتوانسته درباره مسیر نهایی خود در قبال ایران به جمعبندی برسد. همین بلاتکلیفی، مهمترین ویژگی شرایط کنونی منطقه است.