ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۷۸۴۵۵

دعوای بی‌سابقه در کاخ سفید بر سر توافق با ایران / «پمپئو احمق است، دهانش را ببندد!»

صورت‌حساب ۲۴ میلیارد دلاری ایران روی میز ترامپ

صورت‌حساب ۲۴ میلیارد دلاری ایران روی میز ترامپ

روزنامه واشنگتن پست، ترامپ را در بن‌بست جنگ با ایران به تصویر می کشد؛ جایی که نه توان تشدید نظامی بی‌هزینه دارد و نه می‌تواند امتیازهای سنگین تهران را بپذیرد. بسته ماندن تنگه هرمز، فشار نفتی و بازارهای جهانی را افزایش داده و مذاکرات نیز متوقف مانده است. نویسنده تأکید می‌کند آمریکا با وجود قدرت نظامی، نتوانسته اراده ایران را بشکند و ترامپ اکنون با پیامدهای جنگی روبه‌روست که بدون محاسبه دقیق آغاز کرده است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو– مکس بوت، تحلیلگر ارشد مسائل بین‌الملل و ستون‌نویس روزنامه واشنگتن‌پست

به گزارش فرارو به نقل از روزنامه واشنگتن‌پست، در ۲۳ مه (۲ خرداد)، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرد توافقی برای پایان دادن به جنگ با ایران در آستانه نهایی‌شدن قرار دارد و «به‌زودی» از آن رونمایی خواهد شد. با این حال، بیش از دو هفته از آن اظهارات گذشته و هنوز هیچ توافقی به‌طور رسمی اعلام نشده است؛ در حالی‌که نیروهای آمریکایی و ایرانی همچنان به‌صورت منظم با یکدیگر تبادل آتش می‌کنند. 

هفته گذشته، حمله پهپادی ایران خسارات سنگینی به فرودگاه بین‌المللی کویت وارد کرد. روز یکشنبه نیز ایران موشک‌های بالستیک خود را به سوی اسرائیل شلیک کرد و اسرائیل در پاسخ، دست به اقدام متقابل زد. هم‌زمان، تنگه هرمز همچنان بسته مانده و تنها بخش محدودی از تردد دریایی در این مسیر حیاتی جریان دارد.

ترامپ در بن‌بست ایران؛ از کابوس کارتر تا توهم پیروزی

با درز جزئیات پیشنهادی توافق که ظاهراً آزادسازی میلیاردها دلار از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران را نیز شامل می‌شد، تندروهای ضدایرانی در آمریکا به‌سرعت و با لحنی تند به آن واکنش نشان دادند. مایک پمپئو، وزیر خارجه دولت نخست دونالد ترامپ، این توافق پیشنهادی را با توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ (۱۳۹۴) مقایسه کرد؛ توافقی که در دوره باراک اوباما امضا شد و ترامپ در سال ۲۰۱۸ (۱۳۹۷) از آن خارج شد.

در پاسخ به پمپئو، استیون چونگ، مدیر ارتباطات کاخ سفید، در فضای مجازی نوشت: «مایک پمپئو هیچ نمی‌فهمد درباره چه حرف می‌زند. بهتر است دهان احمقانه‌اش را ببندد و کار واقعی را به حرفه‌ای‌ها بسپارد.»

با وجود این واکنش تند از سوی کاخ سفید، به نظر می‌رسد انتقادهای جناح راست، دونالد ترامپ را نگران کرده است. گزارش‌ها حاکی است که او در اواخر ماه مه (اوایل خرداد) پیشنهادی سخت‌گیرانه‌تر برای تهران ارسال کرد و اکنون روند مذاکرات در وضعیت توقف قرار دارد. 

ایران، در چارچوب هر توافق برای بازگشایی تنگه هرمز، خواستار آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده خود شده است. تهران علاوه بر این، ۱۲ میلیارد دلار دیگر را نیز طی ۶۰ روز مذاکرات بعدی درباره برنامه هسته‌ای خود مطالبه می‌کند. پذیرش چنین خواسته‌هایی برای ترامپ می‌تواند به‌شدت خجالت‌آور باشد؛ زیرا او بارها باراک اوباما را به‌خاطر ارسال «پالت‌های پول نقد» به ارزش ۱.۷ میلیارد دلار به ایران پس از توافق سال ۲۰۱۵، به تمسخر گرفته بود.

اما باراک اوباما تنها رئیس‌جمهور دموکراتی نیست که ترامپ نمی‌خواهد تصویر خود را به او نزدیک ببیند. روز پنج‌شنبه، هنگامی که از او پرسیده شد چرا نیروهای آمریکایی را برای خارج کردن آنچه خودش «غبار هسته‌ای» یعنی اورانیوم غنی‌شده می‌نامد، به ایران اعزام نکرده است، پاسخ داد: «دلم نمی‌خواست شبیه جیمی کارتر باشم.» اشاره ترامپ به عملیات شکست‌خورده آمریکا در سال ۱۹۸۰ (۱۳۵۹) برای نجات ۵۳ گروگان آمریکایی در ایران بود؛ عملیاتی که به یکی از نمادهای ناکامی سیاست خارجی واشنگتن در دوره کارتر تبدیل شد.

از آنجا که دونالد ترامپ نه می‌خواهد تنش نظامی را تشدید کند و نه حاضر است امتیازهای پرهزینه بدهد، فعلاً به حفظ وضع موجود چنگ زده و گاه به قلمرو خیال‌پردازی سیاسی پناه می‌برد. او تاکنون سه بار پستی مشابه در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده است؛ پستی که در آن، ایران را در حال امضای «اسناد تسلیم» تصور می‌کند و هم‌زمان «دموکرات‌ها و رسانه‌ها» را متهم می‌کند که برای این «پیروزی استادانه و درخشان» به او اعتباری نمی‌دهند.

اما این تصویر، آشکارا چیزی جز آرزوپردازی نیست. ترامپ در واقع تلاش می کند از حقیقتی تلخ بگریزد: برای خروج از درگیری‌ای که اساساً نباید وارد آن می‌شد، هیچ مسیر آسانی وجود ندارد. همه گزینه‌ها پرهزینه و نامطلوب‌اند و ترامپ برای سرزنش، کسی جز خودش را پیش رو ندارد.

معمای شکست یک ابرقدرت

خبر خوب برای دونالد ترامپ این است که اقتصاد آمریکا و به‌ویژه بازار سهام، با وجود بسته ماندن آبراهی که در شرایط عادی حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور می‌کند، به‌طرزی چشمگیر تاب آورده است. ترامپ در مدیریت جنگ عملکردی ضعیف دارد، اما در بالا نگه داشتن روحیه بازار مهارت قابل‌توجهی نشان می‌دهد.

با این حال، مدیران و تحلیلگران صنعت نفت هشدار می‌دهند که ذخایر جهانی نفت رو به کاهش است و اگر جنگ به‌زودی پایان نیابد، قیمت نفت می‌تواند تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه جهش کند. آکسفورد اکونومیکس نیز هشدار داده است که اگر تنگه هرمز تا ماه ژوئیه (تیر/مرداد) همچنان باز نشود، این وضعیت «برای مدت طولانی قابل تحمل نخواهد بود.»

دونالد ترامپ آشکارا از این واقعیت سرخورده است که با وجود توانایی اسرائیل و آمریکا برای بمباران ایران در هر زمان، نتوانسته تهران را وادار کند با شروط او موافقت کند. پرسش اصلی برای او این است: چرا یک ابرقدرت نمی‌تواند حریفی بسیار ضعیف‌تر را شکست دهد؟ اما این معضل تازه‌ای نیست. ترامپ اکنون همان درس‌های تلخی را می‌آموزد که رؤسای‌جمهور پیشین آمریکا در ویتنام، عراق و افغانستان آموختند؛ درس‌هایی که ولادیمیر پوتین نیز امروز در اوکراین با آن‌ها روبه‌رو است.

جنگ، تمرین هدف‌گیری نیست و پیروزی لزوماً نصیب طرفی نمی‌شود که بمب‌های بیشتری در اختیار دارد. در میدان جنگ، اراده گاه از سلاح تعیین‌کننده‌تر است و توان تحمل مجازات، در نهایت می‌تواند از توان وارد کردن آن مهم‌تر باشد. 

برای دونالد ترامپ، این درگیری چیزی شبیه یک «گشت‌وگذار کوتاه» بود؛ جنگی که بدون هیچ تلاش جدی برای همراه کردن افکار عمومی وارد آن شد، زیرا تصور می‌کرد خیلی زود به پایان خواهد رسید. اما برای نظام ایران، این نبرد ماهیتی وجودی دارد. حال باید پرسید کدام طرف برای پیروزی صبر بیشتری نشان خواهد داد؟ همان‌طور که طالبان دوست داشت بگوید: «شما ساعت‌ها را دارید؛ ما زمان را داریم.»

دونالد ترامپ با طرح خواسته‌های حداکثری و استفاده از ابزارهای حداقلی، پیروزی در این جنگ را تقریباً ناممکن کرد. نیروی هوایی به‌تنهایی قادر به تحقق تغییر نظام نیست، اما ترامپ نابخردانه دقیقاً همین سناریو را در ایران آزمود و خطر آشکار واکنش تهران از طریق بستن تنگه را نادیده گرفت. اکنون ایران، جهان را بر سر یک بشکه نفت گروگان گرفته است. 

ترامپ به اهداف بیش‌ازحد بلندپروازانه جنگی خود نرسیده و نخواهد رسید. دیگر حتی کسی درباره پایان دادن ایران به برنامه موشکی یا توقف حمایت تهران از نیروهای مقاومت منطقه‌ای‌اش سخنی نمی‌گوید.

بهترین چیزی که ترامپ می‌تواند به آن امید داشته باشد این است که ایران تنگه را بدون دریافت عوارض بازگشایی کند و محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای خود را همراه با بازرسی‌های بین‌المللی بپذیرد. چنین نتیجه‌ای، در عمل، همان شرایطی را بازسازی خواهد کرد که در توافق هسته‌ای دوران اوباما وجود داشت. حتی برای رسیدن به همین میزان نیز احتمالاً باید مبلغ قابل‌توجهی به مسئولان ایران پرداخت شود؛ رقمی که قیمت دقیق آن در چانه‌زنی‌ای به سبک بازار تعیین خواهد شد.

این احتمالاً پرهزینه‌ترین نمونه از همان تاکو مشهور خواهد بود که رئیس‌جمهور تاکنون به نام خود ثبت کرده است؛ مخففی طعنه‌آمیز برای این عبارت که «ترامپ همیشه جا می‌زند». تنها باید امیدوار بود این تجربه تلخ او را وادار کند پیش از آغاز جنگ‌های انتخابی دیگر، دست‌کم دو بار فکر کند. عملیات‌های نظامی اندکی هستند که به همان تمیزی و بی‌دردسریِ مداخله او در ونزوئلا پیش می‌روند؛ و هیچ‌یک از آن‌ها در خاورمیانه چنین سرنوشتی نخواهند داشت.

تبلیغات
نویسنده : مکس بوت
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات