ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۷۵۷۳۹

چرا میراث برجام هنوز مذاکرات ایران و آمریکا را رها نمی‌کند؟

پشت پرده عدم توافق ایران و آمریکا؛ شیطان در جزئیات است!

پشت پرده عدم توافق ایران و آمریکا؛ شیطان در جزئیات است!

پیش‌نویس توافق احتمالی ایران و آمریکا، با وجود ظاهر کوتاه، درگیر ابهام‌های جدی درباره روند شصت‌روزه، تنگه هرمز، پرونده هسته‌ای، آزادسازی دارایی‌ها، لبنان و مسئله اعتماد است. تهران پس از تجربه برجام، خواستار امتیازهای عملی و فوری است، در حالی‌که واشنگتن رفع تحریم‌ها را مشروط می‌داند. هم‌زمان، این توافق احتمالی برای نتانیاهو به بحرانی سیاسی و امنیتی تبدیل شده و می‌تواند آینده او را در آستانه انتخابات اسرائیل شکننده‌تر کند.

تبلیغات
تبلیغات

 فرارو- پیش‌نویس توافق پیشنهادی میان ایران و آمریکا، اگرچه در ظاهر متنی کوتاه و یک‌صفحه‌ای است، اما در عمل با مجموعه‌ای از ابهام‌ها، اختلاف‌ها و شکاف‌های راهبردی روبه‌روست؛ شکاف‌هایی که می‌تواند مسیر توافق را پیش از آغاز رسمی آن با بحران مواجه کند. بر اساس تحلیلی که شبکه سی‌ان‌ان منتشر کرده است، مشکل اصلی این پیش‌نویس تنها در مفاد اعلام‌شده آن نیست، بلکه در زبان، ترتیب اجرای بندها و تفسیر دقیق واژه‌هایی نهفته است که هرکدام می‌توانند به نقطه انفجار سیاسی و دیپلماتیک تبدیل شوند.

شصت روز ابهام؛ توافق احتمالی ایران و آمریکا زیر سایه اختلاف بر سر جزئیات

به گزارش فرارو، در متن پیشنهادی، حدود ۱۲ بند به‌صورت فشرده آمده است، اما همین اختصار، خود به منبعی برای اختلاف تبدیل شده است. برای نمونه، اصطلاحی مانند «فرایند شصت‌روزه» هنوز تعریف روشنی ندارد؛ آیا این دوره ادامه آتش‌بس محسوب می‌شود یا مقدمه‌ای برای پایان کامل خصومت‌هاست؟ همین پرسش ساده، نشان می‌دهد که توافق احتمالی بیش از آنکه به امضا نزدیک باشد، درگیر میدان اختلاف واژه‌هاست. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز بر همین حساسیت انگشت گذاشته و تأکید کرده است که واشنگتن به‌دنبال یک راه‌حل دیپلماتیک کاملاً روشن است؛ راه‌حلی که در آن، هم موضوعات اصلی مشخص باشد و هم امتیازهای اولیه‌ای که ایران باید برای جدی شدن روند ارائه کند.

یکی از مهم‌ترین نقاط اختلاف، تنگه هرمز است؛ گذرگاهی راهبردی که پس از سه ماه توقف و بحران، به نخستین آزمون جدی توافق تبدیل شده است. آمریکا خواستار بازگشایی فوری این مسیر، بدون عوارض عبور و با آزادی کامل کشتیرانی در هر دو جهت است. در نگاه واشنگتن، ایران باید مسئولیت پاک‌سازی مین‌ها را نیز بر عهده بگیرد و در مقابل، محاصره دریایی بنادر ایران پایان یابد. اما روایت تهران متفاوت است. ایران می‌گوید تردد دریایی می‌تواند ظرف ۳۰ روز به سطح پیش از جنگ بازگردد، اما هم‌زمان بر حق خود برای «مدیریت هوشمند» تنگه پافشاری می‌کند. از نگاه ایران، این مدیریت یک اقدام موقت نیست، بلکه بخشی دائمی از سازوکار نظارتی در این گذرگاه آبی است.

مانع دوم و شاید عمیق‌تر، پرونده هسته‌ای است. طبق پیش‌نویس، مذاکرات شصت‌روزه پس از امضای یادداشت تفاهم آغاز می‌شود؛ اما مشکل اینجاست که موضوع هسته‌ای خود محور اصلی اختلافات قبلی بوده و هنوز روشن نیست قرار است در چه چارچوبی حل‌وفصل شود. ترامپ بار دیگر تأکید کرده است که ایران هرگز نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد. او خواستار شناسایی، مدیریت و نابودی ذخایر اورانیوم با غنای بالا شده است؛ ذخایری که گفته می‌شود بیش از ۴۴۰ کیلوگرم است. از سوی دیگر، واشنگتن با انتقال این ذخایر به روسیه یا چین مخالفت کرده و تهران نیز اعلام کرده است قصد ندارد اورانیوم غنی‌شده خود را به کشور ثالث منتقل کند. در نتیجه، نه مسیر خروج مواد روشن است، نه دامنه مواد مشمول توافق و نه آینده برنامه غنی‌سازی.

بخش اقتصادی توافق نیز با اختلافی جدی همراه است. ایران خواستار آزادسازی فوری دارایی‌های مسدودشده خود در بانک‌های خارجی است و برخی گزارش‌های ایرانی از رقم ۲۴ میلیارد دلار سخن می‌گویند؛ رقمی که گفته می‌شود ممکن است نیمی از آن هم‌زمان با اعلام اولیه توافق آزاد شود. اما واشنگتن رویکردی کاملاً مشروط دارد. منطق آمریکا این است: تا زمانی که تنگه هرمز به‌طور کامل باز نشود و کشتیرانی به ظرفیت عادی بازنگردد، نه تحریمی برداشته می‌شود و نه پولی آزاد خواهد شد. حتی رفع تحریم فروش نفت ایران نیز به پرونده هسته‌ای گره خورده است؛ موضوعی که می‌تواند دسترسی تهران به درآمدهای احتمالی از جمله حدود ۱۰ میلیارد دلار در بازه ۶۰روزه، را به تأخیر بیندازد.

در کنار هرمز و پرونده هسته‌ای، موضوع لبنان نیز به یکی از گره‌های مبهم تبدیل شده است. ایران می‌گوید هر توافقی باید پایان جنگ در همه جبهه‌ها از جمله جنوب لبنان را در بر بگیرد. اما متن منتشرشده روشن نمی‌کند که آیا مسئله تحرکات اسرائیل در جنوب لبنان و ادامه حملات موشکی حزب‌الله اساساً وارد گفت‌وگوها خواهد شد یا نه. این ابهام در حالی است که ترامپ از آزادی عمل اسرائیل در همه جبهه‌ها حمایت کرده است؛ موضعی که می‌تواند هرگونه فرمول مشترک درباره لبنان را دشوارتر کند.

فراتر از همه بندها و ارقام، مسئله اصلی شاید همان چیزی باشد که در متن توافق به‌سادگی قابل نوشتن نیست: اعتماد. ایران بارها به حملات پیشین آمریکا در جریان مذاکرات اشاره کرده و می‌گوید دیگر به تضمین‌ها و وعده‌ها اعتماد ندارد. محمدباقر قالیباف، مذاکره‌کننده ارشد ایران تأکید کرده است که معیار تهران نه حرف و نه تضمین، بلکه عمل طرف مقابل است. به گفته او، ایران هیچ اقدامی انجام نخواهد داد مگر آنکه ابتدا از سوی طرف مقابل حرکتی عملی دیده شود. در سوی دیگر، ترامپ و  پیت هگست، همچنان از صبر آمریکا برای رسیدن به یک «توافق عالی» سخن می‌گویند. اما از نگاه تهران، خواسته‌های واشنگتن چیزی میان درخواست‌های حداکثری و روایت‌های آمیخته به حقیقت و تحریف است.

توافق ناقص یا بحران بزرگ‌تر؛ دوگانه دشوار ترامپ در برابر ایران

گزارش جدید وب‌سایت المانیتور نشان می‌دهد که میراث برجام، امروز به یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده در شکل‌گیری رویکرد ایران نسبت به دولت دونالد ترامپ تبدیل شده است. در محافل تصمیم‌گیری ایران، برجام بیش از آنکه به‌عنوان نمونه‌ای از موفقیت دیپلماسی دیده شود، به‌عنوان شاهدی بر بی‌اعتباری تضمین‌های بین‌المللی و شکنندگی وعده‌های اقتصادی غرب تلقی می‌شود. خروج آمریکا از توافق در دوره ترامپ و فروپاشی منافع اقتصادی مورد انتظار ایران، این برداشت را در تهران تقویت کرده است که امتیازدهی هسته‌ای بدون دریافت ضمانت‌های عملی، می‌تواند هزینه‌ساز و بی‌نتیجه باشد.

دولت ترامپ به‌دنبال توافقی سخت گیرانه تر از توافق برجام است؛ توافقی که محدودیت‌های گسترده‌تری بر برنامه هسته‌ای ایران اعمال کند، آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز را تضمین کند و با ترتیبات مالی دقیق و سخت‌گیرانه همراه باشد. اما تهران این مسیر را از زاویه‌ای کاملاً متفاوت می‌بیند. از نگاه ایران، دیپلماسی زمانی معنا دارد که بر توازن قوا، بازدارندگی و دریافت امتیازهای ملموس استوار باشد؛ نه بر پذیرش فشارهای آمریکا و وعده‌هایی که ممکن است در آینده نقض شود. به همین دلیل، اولویت تهران پیش از هر تعهد هسته‌ای تازه، دستیابی به منافع فوری و قابل اندازه‌گیری است.

دنیس سیترینویج، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی در توئیتی در ایکس می نویسد: واشنگتن، با وجود همه زبان تند و نمایش قدرت، اشتهای چندانی برای بازگشت به جنگ ندارد. ایالات متحده ممکن است همچنان از فشار، تهدید و ابهام راهبردی استفاده کند، اما واقعیت این است که ورود دوباره به یک جنگ گسترده، گزینه‌ای پرهزینه و کم‌جاذبه برای کاخ سفید است. مشکل اصلی اینجاست که وضعیت فعلی نیز قابل دوام نیست. بلاتکلیفی طولانی، نبود تصمیم روشن و فقدان چشم‌اندازی مشخص برای پایان بحران، محیطی خطرناک در خلیج فارس ایجاد می‌کند؛ محیطی که در آن هر حادثه می‌تواند به تشدید تنش، سوءمحاسبه یا بحران امنیتی تازه منجر شود.

وی در بخش دیگر می نویسد: گزینه‌های روی میز محدودند و تقریباً همه آن‌ها از یک توافق ناقص بدتر به نظر می‌رسند. ادامه فشار بدون توافق، خطر درگیری را بالا می‌برد؛ بازگشت به جنگ هزینه‌های سنگینی دارد؛ و تعلل بیشتر نیز موقعیت واشنگتن را فرسوده‌تر می‌کند. در این میان، هر روز تأخیر پیام خاصی به تهران می‌فرستد: اینکه آمریکا شاید اساساً اراده‌ای جدی برای حل بحران از مسیر دیپلماسی ندارد. این برداشت، دقیقاً به سود جریان‌هایی در داخل ایران تمام می‌شود که از ابتدا مذاکره با واشنگتن را بی‌فایده می‌دانستند و معتقد بودند آمریکا نه می‌خواهد و نه می‌تواند به یک مصالحه سیاسی پایدار برسد.

برای ترامپ، زمان دیگر ابزار فشار نیست؛ به عاملی علیه خود او تبدیل شده است. تحولات منطقه‌ای نیز به سود کاخ سفید حرکت نمی‌کند. از همین رو، هرچند پذیرش یک توافق ناقص می‌تواند از نظر سیاسی پرهزینه و ناخوشایند باشد، اما در میان گزینه‌های موجود همچنان کم‌ضررترین انتخاب است. تأخیر بیشتر بعید است دست ترامپ را پرتر کند. برعکس، احتمالاً گزینه‌های او را محدودتر، موضع تهران را سخت‌تر و فضای امنیتی خلیج فارس را خطرناک‌تر خواهد کرد. در چنین وضعیتی، مسئله دیگر انتخاب میان توافق خوب و بد نیست؛ انتخاب واقعی میان یک توافق ناقص و بحرانی بدتر است.

توافق تهران و واشنگتن؛ کابوس راهبردی نتانیاهو در آستانه انتخابات

نزدیک شدن آمریکا و ایران به یک توافق احتمالی، فقط معادلات تهران و واشنگتن را تغییر نمی‌دهد؛ این روند اکنون به مسئله‌ای تعیین‌کننده برای آینده سیاسی بنیامین نتانیاهو در اسرائیل تبدیل شده است. گزارش المانیتور، نشان می‌دهد که نخست‌وزیر اسرائیل در یکی از حساس‌ترین مقاطع حیات سیاسی خود قرار گرفته است؛ مقطعی که هم انتخابات در پیش است، هم پرونده‌های قضایی او همچنان سنگینی می‌کند و هم روایت اسرائیل درباره شکست دادن ایران با تردیدهای جدی روبه‌رو شده است.

در تل‌آویو، توافق احتمالی میان واشنگتن و تهران از نگاه نزدیکان نتانیاهو چیزی کمتر از یک شکست راهبردی نیست. یک منبع ارشد سیاسی اسرائیلی به المانیتور گفته است نتانیاهو این توافق را «فاجعه‌ای به تمام معنا» می‌داند و مسئولیت آن را متوجه دونالد ترامپ می‌کند؛ همان رهبری که نتانیاهو سال‌ها روی نزدیکی سیاسی با او حساب کرده بود.

در داخل اسرائیل، این توافق به موجی از گمانه‌زنی‌ها درباره سرنوشت سیاسی نتانیاهو دامن زده است. برخی منابع می‌گویند اگر توافق آمریکا و ایران همان‌گونه که دولت اسرائیل نگران است، به زیان تل‌آویو تمام شود، نخست‌وزیر ممکن است ناچار شود درباره ادامه حضور در قدرت تجدیدنظر کند. این مسئله تنها به شکست احتمالی در انتخابات آینده محدود نیست. نتانیاهو همچنان با پرونده‌های فساد روبه‌روست و شکست سیاسی می‌تواند او را در برابر خطرهای حقوقی جدی‌تری قرار دهد. از همین رو، سناریوی کناره‌گیری در برابر توافق اقرار به جرم، بار دیگر در محافل سیاسی اسرائیل مطرح شده است؛ هرچند نتانیاهو تاکنون بارها چنین مسیرهایی را که خروجش از سیاست را شرط می‌کرد، رد کرده است.

با نزدیک شدن انتخابات احتمالی در سپتامبر یا اکتبر، زمان برای نتانیاهو رو به پایان است. او فرصت چندانی ندارد تا از مسیر قانون‌گذاری، محاکمه خود را متوقف کند یا در صورت محکومیت، مانعی در برابر زندان ایجاد کند. در چنین شرایطی، اگر توافق ایران و آمریکا به‌عنوان شکست امنیتی اسرائیل ثبت شود، گزینه توافق حقوقی برای خروج کنترل‌شده از بحران ممکن است برای او جدی‌تر شود.

یکی از نکات قابل توجه گزارش المانیتور، تغییر لحن محافل نزدیک به نتانیاهو نسبت به ترامپ است. یک منبع سیاسی گفته است نتانیاهو اکنون به جایی رسیده که حتی دلتنگ دوران جو بایدن و باراک اوباما شده است؛ زیرا در برابر ترامپ، عملاً اختیار چندانی برای اثرگذاری بر مسیر توافق ندارد. از زمان اعلام آتش‌بس با تهران در هشتم آوریل، مخالفان نتانیاهو ادعای او درباره شکست دادن ایران را زیر سؤال برده‌اند. یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون، نیز با حمله مستقیم به نخست‌وزیر گفته است نتانیاهو نتوانسته بر بندهای توافق اثر بگذارد و نتیجه احتمالی برای اسرائیل، منطقه و حتی شهروندان ایران زیان‌بار خواهد بود. در چنین فضایی، نتانیاهو با تناقضی سخت روبه‌روست: او سال‌ها خود را نزدیک‌ترین متحد ترامپ معرفی کرده بود، اما اکنون همان ترامپ ممکن است توافقی را پیش ببرد که نتانیاهو آن را تهدیدی علیه امنیت و آینده سیاسی خود می‌داند.

بخش دیگر فشار بر نتانیاهو به پرونده‌ای بازمی‌گردد که در محافل اطلاعاتی اسرائیل حساسیت بالایی دارد: فرصت از دست‌رفته برای سرنگونی نظام ایران. به گفته منابع نزدیک به نخست‌وزیر اسرائیل، مقام‌های امنیتی بر این باور بودند که در روزهای نخست جنگ، امکان ضربه‌زدن جدی به ساختار قدرت در تهران وجود داشت؛ اگر ترامپ با طرح‌های اسرائیل همراهی می‌کرد.

یکی از این طرح‌ها، حمایت و تسلیح نیروهای کُرد در داخل ایران بود. یک منبع ارشد اطلاعاتی اسرائیل گفته است این طرح «جامع و مفصل» بود، منابع زیادی برای آن صرف شده بود و واشنگتن نیز به‌طور کامل از جزئیات آن اطلاع داشت. به روایت این منبع، نیروهای کُرد آماده همکاری با نیروی هوایی اسرائیل و نیروهای آمریکایی بودند، اما آمریکا در آخرین لحظه اجرای طرح را متوقف کرد. این تصمیم، به گفته منابع اسرائیلی، نه تنها موجب سرخوردگی شد، بلکه نگرانی از واکنش انتقام‌جویانه ایران را نیز افزایش داد. آنان معتقدند ترامپ بارها اجرای طرح‌ها و توانمندی‌هایی را که اسرائیل برای سرنگونی نظام ایران توسعه داده بود، متوقف کرده و پیامدهای این تصمیم می‌تواند درازمدت و سنگین باشد.

اکنون توافق احتمالی تهران و واشنگتن برای نتانیاهو فقط یک پرونده خارجی نیست؛ این توافق می‌تواند به بحرانی داخلی تبدیل شود. اگر افکار عمومی اسرائیل به این جمع‌بندی برسد که دولت نتانیاهو نتوانسته مانع توافقی زیان‌بار شود، نخست‌وزیر در آستانه انتخابات با فشار سیاسی سنگینی روبه‌رو خواهد شد. از سوی دیگر، اگر ترامپ به توافقی با ایران برسد که خواسته‌های کامل اسرائیل را برآورده نکند، نتانیاهو ناچار خواهد بود میان حفظ رابطه با واشنگتن، پاسخ دادن به منتقدان داخلی و مدیریت پرونده‌های قضایی خود یکی را اولویت دهد. همین تلاقی بحران خارجی و بحران شخصی، آینده سیاسی او را بیش از هر زمان دیگری شکننده کرده است.

 

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات