تنگه هرمز، چوب جادو نیست
واحدهای سیاسی هر کدام ابزار و امکاناتی در اختیار و البته فضایی برای مانور دارند که به آنها اجازه و امکان بازیگری میدهد. نقطه مقابل درک این واقعیت، آن است که بگوییم ما هر آنچه بخواهیم را به دست میآوریم، اجرا میکنیم و هیچ بازیگر دیگری نمیتواند مانع این روند شود.
فرارو– محسن صالحیخواه؛ مروری بر اظهارات برخی مقامات رسمی، سیاستمداران تندرو و نشریاتی مانند کیهان نشان میدهد که آنها خواسته یا ناخواسته، در حال تبدیل برگ برنده تنگه هرمز، به اهرمی علیه ایران هستند. همان مسیری که در دهه هشتاد، همین ترکیب فکری با همین نگاه، برنامه هستهای ایران را در دهه هشتاد به اهرمی برای اعمال فشار بر کشورمان و وسیلهای برای اجماع جهانی علیه تهران تبدیل کرد. ایران هنوز نتوانسته به صورت کامل خود را از وضعیت بینالمللی ایجاد شده در دهه هشتاد خلاص کند.
یکی از مهمترین مسائلی که آنها متوجه نمیشوند یا نمیخواهند متوجه شوند، این است که واحدهای سیاسی در فضای خلاء عمل نمیکنند. هر کنش، واکنش و در نهایت عواقبی دارد. واحدهای سیاسی هر کدام ابزار و امکاناتی در اختیار و البته فضایی برای مانور دارند که به آنها اجازه و امکان بازیگری میدهد. نقطه مقابل درک این واقعیت، آن است که بگوییم ما هر آنچه بخواهیم را به دست میآوریم، اجرا میکنیم و هیچ بازیگر دیگری نمیتواند مانع این روند شود.
چرا این روند شبیه قصه هستهای در دهه هشتاد است که ۶ قطعنامه تحریمی برای ایران به ارمغان آورد؟ در آن دوران هم بدون توجه به این که اجماع جهانی علیه ایران به وجود میآید، صرفاً بر این موضوع تاکید میشد که ما دارای حق استفاده از انرژی هستهای هستیم. توجهی به این موضوع نشان داده نمیشد که هیچ قطعنامهای به شورای امنیت نمیرود مگر این که با آرای موافق تمام اعضا از جمله قدرتهای شرقی روبرو شود. چرا که آنها نیز سیاست جاری در تهران را نمیفهمیدند و از آن پشتیبانی نمیکردند. در نهایت به این موضوع نیز نگاهی نمیشد که پافشاری بر این حق مسلم، چه حقوق و امکانات دیگری را از ایران گرفت.
قصه تنگه هرمز هم به همین مسیر میرود. ایران تلاش میکند به عنوان یکی از کشورهای ساحلی، در همکاری با عمان به عنوان دیگر کشور ساحلی ترتیباتی حقوقی مبتنی بر قواعد بینالمللی برای عبور کشتیها از تنگه هرمز وضع کند. روندی که در نهایت ممکن است به نتیجه نیز نرسد چون موضوعی چندوجهی و پیچیده است که بخشی از آن حقوقی و بخش مهمی از آن سیاسی است. چرا که ایجاد یک رویه جدید برای عبور از یک آبراه استراتژیک، میتواند مورد استناد کشورهایی با شرایط مشابه ایران قرار بگیرد و تاثیراتی مستقیم و غیرمستقیم بر اقتصاد جهانی و رقابتهای ژئوپولتیک بگذارد.
در این مورد به خصوص نیز باید جوانب مختلف موضوع را سنجید؛ عمان چه موضعی دارد؟ شرایط جدید تنگه هرمز بر روابط عمان و کشورهای خلیج فارس چه آثار خواهد داشت؟ روابط ایران و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس چه گونه خواهد شد؟ کشورهای خلیج فارس به این موضوع تن میدهند یا به دنبال راههایی برای بیاثر کردن آن خواهند رفت؟ موضع چین چیست؟ سود و زیان روسها چه خواهد بود؟ واکنش آمریکاییها چیست؟ کدام کشورها از موضع ایران حمایت میکنند و وزن آنها در نظام بینالملل چقدر است؟ کدام کشورها مقابل ایران میایستند و وزن آنها به چه میزان است؟ آیا میشود عبور کشتیهای غیرنظامی که مستقیم یا غیرمستقیم با اسرائیل یا اسرائیلیها ارتباط دارند را ممنوع کرد؟
روبرو شدن با این تغییرات، یعنی درگیر شدن با منافع کشورهای دیگر و ایجاد شرایطی که عبور از آن، نیازمند رایزنیهای گسترده و تعریف حرکاتی بسیار ظریف است. و باز هم بر این موضوع تاکید میکنم که شاید شرایط به سمتی برود که تاکید یکطرفه ایران بر این موضوع، کارت تنگه هرمز را به ضد خودش تبدیل کند و عدم پیگیری آن، بهتر از پافشاری باشد.
در چنین مسیر پرفرازونشیب و حساسی، تاکید یکجانبه رادیکالهای واقعگرانما بر این که تنگه هرمز چوب جادوست که میتواند بسیار بیشتر از آنچه ظرفیت دارد مورد استفاده قرار بگیرد، صرفا همین امکانهای موجود برای بهرهبرداری از امتیازهای این تنگه را هم به باد میدهد و باری بیش از قبل بر دوش ایران میگذارد.