ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۳۷۵۳

پشت پرده سفر عاصم منیر به تهران:

همگرایی ایران و پاکستان؛ ضرورتی امنیتی یا انتخاب سیاسی؟

همگرایی ایران و پاکستان؛ ضرورتی امنیتی یا انتخاب سیاسی؟

خطر اصلی در همین نقطه نهفته است؛ اینکه هر حادثه محدود در خلیج فارس، عراق، سوریه یا حتی لبنان می‌تواند کل روند مذاکرات را ظرف چند ساعت نابود کند. تجربه ماه‌های گذشته نشان داده که منطقه در وضعیتی فوق‌العاده شکننده قرار دارد و فاصله میان مذاکره و درگیری، بسیار کوتاه‌تر از گذشته شده است. ترامپ برخلاف دولت‌های سنتی آمریکا، تمایل دارد تصمیمات امنیتی را ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی اتخاذ کند.

فرارو- سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران را نمی‌توان صرفا یک بازدید تشریفاتی یا حتی یک تلاش کلاسیک میانجی‌گرانه تلقی کرد. این سفر در مقطعی انجام شد که معادله ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای خاکستری ( نه جنگ، نه صلح) شده، مرحله ای که در آن نه جنگ از دستور کار خارج شده  و نه در شرایط صلح قرار داریم. همزمان، دونالد ترامپ و مارکو روبیو در روزهای اخیر، از یک سو درباره «پیشرفت نسبی» در مذاکرات سخن گفته‌اند و از سوی دیگر، همچنان تهدید بازگشت به گزینه نظامی را حفظ کرده‌اند. همین دوگانگی، فضای امنیتی منطقه را به شدت سیال کرده است.

به گزارش فرارو، در چنین شرایطی، حضور عاصم منیر در تهران حامل چند پیام موازی است؛ پیامی برای واشنگتن، پیامی برای تهران و حتی پیامی برای بازیگران عربی خلیج فارس. پاکستان در ماه‌های اخیر تلاش کرده خود را از یک بازیگر حاشیه‌ای به یک «میانجی ژئوپلیتیک» ارتقا دهد. تحلیل‌های منتشرشده در اندیشکده های مختلف نشان می‌دهد اسلام‌آباد در حال بازتعریف نقش منطقه‌ای خود است؛ نقشی که بر پایه موازنه میان ایران، آمریکا، چین و کشورهای عربی طراحی شده است.

محمدباقر قالیباف و عاصم منیر

هدف پاکستان از میانجی گری چیست؟

پاکستان صرفا از سر حسن نیت وارد این پرونده نشده است. برای اسلام‌آباد، تشدید جنگ میان ایران و آمریکا می‌تواند به معنای انفجار همزمان سه بحران باشد: بحران انرژی، بحران مرزی و بحران امنیت داخلی. پاکستان به خوبی می‌داند که هرگونه فروپاشی امنیتی در ایران، مستقیما به بلوچستان و مناطق مرزی این کشور سرایت خواهد کرد. علاوه بر این، اختلال در تنگه هرمز، اقتصاد شکننده پاکستان را با شوک‌های شدید انرژی مواجه می‌کند. از همین رو، سفر عاصم منیر بیشتر از آنکه یک مأموریت ایدئولوژیک باشد، یک تلاش پیشگیرانه امنیتی است.

در طرف مقابل، واشنگتن نیز عملا وارد فاز «فشار همراه با کنترل» شده است. ترامپ در اظهارات اخیر خود بارها تاکید کرده که هنوز برای توافق فرصت وجود دارد، اما همزمان هشدار داده که در صورت شکست مذاکرات، حملات می‌تواند از سر گرفته شود. روبیو نیز با وجود اشاره به «پیشرفت محدود»، از بزرگنمایی فضای خوش‌بینی خودداری کرده است. این لحن دوگانه، بخشی از یک تاکتیک آشنا در سیاست خارجی ترامپ است؛ ایجاد ابهام راهبردی برای حفظ فشار روانی بر تهران.

در واقع، آنچه اکنون در جریان است، یک روند عادی مذاکره نیست بلکه نوعی «دیپلماسی لبه پرتگاه» است. آمریکا می‌کوشد ایران را به توافقی محدودتر و فوری‌تر سوق دهد؛ توافقی که احتمالا بر کنترل ذخایر اورانیوم، مهار تنش در تنگه هرمز و محدودسازی فعالیت‌های منطقه‌ای متمرکز خواهد بود. اما تهران همچنان نگران آن است که هر توافق موقت، صرفا به یک آتش‌بس تاکتیکی تبدیل شود و نه یک تفاهم پایدار. به همین دلیل، مقامات ایرانی با وجود ادامه تماس‌های میانجیگرانه، هنوز نشانه‌ای از اعتماد استراتژیک به واشنگتن بروز نداده‌اند.

حمله پهپادی به اسرائیل

اهمیت متغیر اسرائیل در شریط حساس نه جنگ نه صلح

یکی از پیچیدگی‌های کنونی این است که حتی اگر تهران و واشنگتن به نوعی توافق محدود برسند، تضمینی وجود ندارد که تل‌آویو به همان میزان به مسیر تنش‌زدایی پایبند بماند. بخشی از محافل امنیتی اسرائیل معتقدند هرگونه توقف فشار نظامی، به ایران فرصت بازسازی توان راهبردی خود را خواهد داد. به همین علت، دولت ترامپ ناچار است همزمان دو موازنه دشوار را حفظ کند: جلوگیری از جنگ فراگیر و حفظ رضایت اسرائیل.

همین تناقض، می تواند منطقه را وارد چرخه‌ای از تنش‌های کنترل‌شده، مذاکرات فرسایشی و درگیری‌های محدود نیابتی کند. شواهد موجود نیز از همین الگو حکایت دارد. ترامپ هنوز از ادبیات تهدید فاصله نگرفته و ایران نیز همچنان سطحی از آمادگی بازدارنده را حفظ کرده است.  با این حال، نباید احتمال توافق محدود را دست‌کم گرفت. سفر عاصم منیر به تهران دقیقا در زمانی انجام شد که چندین گزارش از تلاش میانجی‌ها برای دستیابی به یک چارچوب موقت خبر می‌دهند. برخی تحلیلگران غربی معتقدند پاکستان در حال ایفای نقش «کانال غیررسمی اعتمادسازی» میان تهران و واشنگتن است؛ نقشی که عمان و قطر به تنهایی قادر به انجام کامل آن نیستند. دلیلش هم روشن است: پاکستان هم با ساختار امنیتی آمریکا ارتباط نزدیک دارد و هم برخلاف بسیاری از متحدان واشنگتن، هنوز روابط عملیاتی خود با تهران را حفظ کرده است.

سناریوی سوم، یعنی بازگشت به جنگ گسترده نیز، هنوز کاملا منتفی نشده است. اتفاقا خطر اصلی در همین نقطه نهفته است؛ اینکه هر حادثه محدود در خلیج فارس، عراق، سوریه یا حتی لبنان می‌تواند کل روند مذاکرات را ظرف چند ساعت نابود کند. تجربه ماه‌های گذشته نشان داده که منطقه در وضعیتی فوق‌العاده شکننده قرار دارد و فاصله میان مذاکره و درگیری، بسیار کوتاه‌تر از گذشته شده است. ترامپ برخلاف دولت‌های سنتی آمریکا، تمایل دارد تصمیمات امنیتی را ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی اتخاذ کند.

در مجموع، سفر عاصم منیر به تهران بیش از هر چیز نشانه ورود پاکستان به لایه عمیق‌تری از بازی قدرت در خاورمیانه است.اکنون نه تهران آماده تسلیم کامل در برابر فشار آمریکاست و نه واشنگتن مایل است وارد یک جنگ پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی دیگر شود. همین واقعیت، منطقه را وارد مرحله‌ای از «بازدارندگی مذاکره‌محور» کرده؛ وضعیتی که در آن، دیپلماسی و تهدید به طور همزمان پیش می‌روند و هر دو، بخشی از ابزار قدرت محسوب می‌شوند.

 

خبرنگار : رویا پاک سرشت
ارسال نظرات
خط داغ