انتقاد از برگزاری آزمون حضوری دانش آموزان: چرا به بچه ها استرس می دهید؟
سال تحصیلی جاری برای دانشآموزان و خانوادههای ایرانی بیش از آنکه بوی آرامش و آموزش بدهد با اضطراب سردرگمی و تصمیمهای متناقض همراه شد. از تعطیلیهای پیاپی مدارس به دلیل برودت هوا و مدیریت مصرف انرژی گرفته تا اختلالهای مکرر در شبکه آموزشی شاد همه و همه شرایطی را رقم زد که عملا آموزش حضوری و منظم را از میلیونها دانشآموز سلب کرد.
او در ماههای اخیر ناامنی روانی، بیثباتی برنامههای آموزشی و فشار ناشی از تصمیمات ناگهانی را تجربه کرده است. خانوادهها نیز به جای آنکه در روزهای پایانی سال تحصیلی همراه فرزندان خود آرامش داشته باشند هر روز نگران بخشنامهای تازه و تصمیمی متفاوت هستند. یک روز خبر از آموزش مجازی میرسد و روز دیگر از برگزاری حضوری امتحانات بدون آنکه توضیح شفافی درباره معیار این تصمیمات ارائه شود.
به گزارش اعتماد، این وضعیت نشان میدهد که همچنان در مدیریت آموزشی کشور نگاه آزمون محور بر آموزش محور غلبه دارد. گویی تنها مساله مهم برگزاری امتحان است نه کیفیت یادگیری دانشآموز.
در حالی که اصل اساسی در نظام آموزشی باید فراهم کردن فرصت برابر برای یادگیری باشد نه صرفا سنجش دانشآموز در شرایطی نابرابر. وقتی دانشآموزی به دلیل ضعف اینترنت، اختلال سامانه شاد یا تعطیلیهای مکرر، امکان یادگیری کامل نداشته چگونه میتوان او را با همان معیار دانشآموزی سنجید که دسترسی بهتر و شرایط آرامتری داشته است.
نکته مهمتر آثار روانی چنین تصمیماتی بر نسل نوجوان و جوان کشور است. اضطراب امتحان به تنهایی یکی از مهمترین چالشهای روحی دانشآموزان محسوب میشود. حال تصور کنید این اضطراب با نگرانی ناشی از بیثباتی آموزشی و ترس از آینده همراه شود. نتیجه چنین شرایطی چیزی جز فرسودگی ذهنی، کاهش انگیزه تحصیل و بیاعتمادی دانشآموزان و خانوادهها به نظام آموزشی نخواهد بود.
از سوی دیگر واگذاری تصمیمگیری به استانها اگرچه در ظاهر نوعی اختیار محلی به نظر میرسد اما در عمل باعث ایجاد احساس تبعیض میان دانشآموزان شده است. چرا باید دانشآموز یک استان امتحان غیرحضوری بدهد و دانشآموز استانی دیگر با همان شرایط آموزشی مجبور به حضور در جلسه امتحان شود. این تفاوتها نه تنها عدالت آموزشی را زیر سوال میبرد بلکه موجب افزایش نگرانی خانوادهها درباره آینده تحصیلی فرزندانشان میشود.
امروز بیش از هر زمان دیگری نظام آموزشی کشور نیازمند تصمیماتی مبتنی بر واقعیتهای میدانی و شرایط روحی دانشآموزان است. مسوولان باید بپذیرند که آموزش در ماههای گذشته آموزش عادی و استاندارد نبوده است. بنابراین نمیتوان با همان قواعد و انتظارات گذشته دانشآموزان را مورد ارزیابی قرار داد.
اگر هدف آموزش و پرورش تربیت نسلی توانمند و باانگیزه است نخستین گام درک شرایط این نسل و کاهش فشارهای غیرضروری بر آنان است. بیتردید خانوادهها انتظار ندارند کیفیت آموزشی قربانی شرایط بحرانی شود اما انتظار دارند میان نوع آموزش و شیوه ارزیابی تناسب وجود داشته باشد. دانشآموزی که آموزش مجازی و پرنقص دیده نباید قربانی تصمیمهای شتابزده و ناهماهنگ شود.
امروز بیش از هر چیز دانشآموزان به آرامش، حمایت روانی و تصمیمات منطقی نیاز دارند نه بخشنامههایی که هر روز بر استرس آنان اضافه میکند. شاید زمان آن رسیده باشد که مسوولان آموزشی کشور پیش از هر تصمیم تازه این پرسش ساده را از خود بپرسند آیا اگر فرزند خودمان در چنین شرایطی درس میخواند باز هم همین تصمیم را میگرفتیم .