نقد فیلم «آنتیک» با بازی پژمان جمشیدی؛ قبری که جنازهای برای گریه ندارد
فیلم سینمایی «آنتیک» با بازی پژمان جمشیدی مدعی است که تلاش میکند با استفاده از نوستالژی جامعه را نقد کند، اما تبدیل به اثری میشود که فرسنگها از ادعای خود فاصله دارد.
فرارو- اخیرا اکران فیلم سینمایی «آنتیک» به کارگردانی هادی نائیجی در سینماهای کشور آغاز شده، اثری که اولین بار در چهل و سومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمده بود.
داستان فیلم در سالهای اول انقلاب میگذرد، جایی که دو فروشنده عتیقه خردهپا به نام ابی و ولی تلاش میکنند تا از وضعیت نابسامان جامعه، کلاهی برای خود بدوزند و پولی به جیب بزنند. آنها در حال تلاش برای فروش کتیبه ساسانی با یک امامزاده روبرو میشوند. این اتفاق مسیر زندگی آنها را به ساخت یک امامزاده قلابی هدایت میکند تا پول بیشتری به جیب بزنند.
«آنتیک» چیزی شبیه به ویرانهای از ساختمان نیمه کاره است که فقط تعداد افراد محدودی از آن اطلاع دارند. جامعهای که در این فیلم نشان داده میشود فقط در چهار دسته خلاصه شده است. یا دزدند یا کمیتهای یا مجاهد و سلطنتطلب هستند. در واقع انگار در ایران کس دیگری زندگی نمیکند.
این فیلم در آن دسته کمدیهایی قرار میگیرد که از «اخراجیها» شروع شده، آثاری که مربوط به دهههای 50 و ۶۰ ایران مربوط میشوند. در واقع آنقدر سرعت تغییر در جامعه زیاد بوده که رفتار و نوع زیست مردم در این دهه تبدیل به خاطره و نوستالژی شده است. آدمهایی که در این ساختار کمدی دیده میشوند، عموما انسانهای سادهلوحی هستند که به سراغ کار غیرقانونی رفتهاند و گرفتار مشکلات اقتصادی هم هستند. در عین حال هیچ گرایش سیاسی هم ندارند. تیپهای کلیشهای که در آثار این سبک از کمدی تکرار میشوند.
داستانی که نه نقد میکند و نه میخنداند
![]()
داستان «آنتیک» بدون منطق و پیرنگ، فقط مجموعهای از اتفاقات بیجهت است که روی هم تلنبار شدهاند، بیآنکه برآیندی از تنش، تعلیق و پیشروی داشته باشند. به نظر میرسد کارگردان دست در یک کیسه از اتفاقات و موقعیتها کرده و هرچه از آن بیرون آمده است به فیلم دوخته است.
زوج اصلی فیلم به جایآنکه نقطه قوت «آنتیک» باشند تبدیل به نقطه ضعف شدهاند. پژمان جمشیدی همان تیپ تکراری را بازی میکند و فقط نام کاراکترها و فیلمها تغییر میکند. بیژن بنفشه خواه زوج جدید جمشیدی در این فیلم است اما او هم نقش تکراری را ایفا میکند که مخاطب قبلا با آنها روبرو شده.
با این حال «آنتیک» در بازسازی دهه 60 عملکرد قابل قبولی دارد، طراحی صحنه و جزئیات به خوبی حس و حال آن دوران را منتقل میکند، اما همین ظاهر خوب هم کاری از پیش نمیبرد.
«آنتیک» ادعای کمدی بودن دارد اما نه موقعیت میسازد و نه ریتم دارد. فیلم در فضایی میان فیلمفارسی و نقد سرگردان مانده و در نهایت تبدیل به اثری شده که از هیچ کدام بهره نمیبرد. اگر به گذشته فیلمفارسی نگاه کنید، آثاری را میبینید که با وجود تمام ضعفها حداقل در ایجاد کشش در داستان موفق بودند اما «آنتیک» در این سطح هم شکست میخورد، زیرا نه تعلیق دارد و نه کشمکش.
فیلم میخواهد به نقد خرافهگرایی بپردازد اما در همان دام سطحی نگری میافتد که مدعی بود آن را باید از بین برد. در واقع نقد خرافه نیازمند شخصیت پردازی و تحلیل اجتماعی است، فاکتورهایی که عملا بیننده در «آنتیک» نمیبیند. در مجموع این فیلم را باید اثری دانست که شاید به دلیل بهرهمندی از نوستالژی پرفروش شود اما مخاطب در پایان با مقبرهای جعلی روبرو میشود که بر سرش خراب شده است.