ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۰۴۶۸

امیرحسین خالقی در گفتگو با فرارو تحلیل کرد

پدیده ظهور میلیاردهای فقیر

پدیده ظهور میلیاردهای فقیر

برخی اقتصاددانان اعتقاد دارند ما اکنون با نوعی از فقر مواجه هستیم که صرفا با شاخص درآمد یا ثروت قابل سنجش نیست. پدیده‌ای که به‌تدریج خود را نشان می‌دهد، ظهور «میلیاردرهای فقیر» است؛ افرادی که شاید در ظاهر صاحب خودرو یا منزل مسکونی باشند، اما از پس نگهداری، تعمیرات و هزینه‌های جاری آن برنمی‌آیند.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- بحثِ روز، «اقتصادی» است؛ نه تنها در ایران بلکه در سطح جهان. اگر پیش‌تر برای آغاز گفت‌وگویی در کوی و برزن موضوعی پیدا نمی‌شد، حالا اولین مورد، اقتصاد است. این روزها حتی افرادی که ماشینی میلیاردی زیر پایشان است از گرانی صحبت می‌کنند؛ هرچند قیمت یک کوییک در بازار آزاد بیش از یک میلیارد شده و با نگاه به سطح خیابان‌ها میلیاردرهای فراوانی مشاهده می‌شوند. اما، جنس موضوعات اقتصادی به عنوان موضوعی برای بحث در فضایی خلاگونه شکل می‌گیرد.

به گزارش فرارو، مردم با احتیاط در مورد آینده اقتصاد سخن می‌گویند. با تردید برای فردایشان برنامه می‌ریزند و اگر بودجه‌ای در اختیار داشته باشند، خرید ملزومات زندگی‌شان را به فردا نمی‌اندازند. اما، پرسش کلیدی آن‌ها یک چیز است؛ این وضعیت تا کجا ادامه خواهد داشت؟

جامعه‌شناسان معتقدند بحران‌های اقتصادی مستقیما کیفیت زندگی و روابط اجتماعی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و اقتصاددانان نیز تاکید می‌کنند که اقتصاد را نمی‌توان جدا از وضعیت اجتماعی تحلیل کرد. برخی تحلیلگران بر این باورند که جامعه ایران پیش از این نیز واکنش‌های مختلفی به فشارهای اقتصادی نشان داده، اما اکنون به دلیل فضای جنگی و نااطمینانی حاکم، نوعی «تعلیق اجتماعی» شکل گرفته است.

امیرحسین خالقی، اقتصاددان، در مصاحبه‌ای با فرارو ضمن واکاوی این مساله می‌گوید: «مردم پیش از این به مشکلات اقتصادی واکنش نشان داده‌اند؛ ضمن اینکه باید تاکید کرد واقعا نمی‌توان بحث اقتصاد و اجتماع را از یکدیگر جدا کرد.»

ایران در آستانه دهه سخت اقتصادی 

امیرحسین خالقی به فرارو می‌گوید: «ما پیش از آغاز این ماجرا نیز با وضعیت اقتصادی بسیار دشواری مواجه بودیم و متاسفانه نتایج آن را در اتفاقاتی غمبار مشاهده کردیم. بازنشستگان وضعیت خوبی ندارند، بحران هزینه‌های دولت، مشکلات نظام بانکی و تحریم‌های سنگین همچنان پابرجاست و در کنار همه این‌ها، جنگ نیز اضافه شده است. خسارات جنگ در برخی برآوردها بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار و حتی تا ۲۷۰ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود.»

به گفته او: «این تصویر نشان می‌دهد که ایران در آستانه یک دهه بسیار سخت قرار دارد؛ وضعیتی که پیش‌تر نیز وجود داشت و اکنون ابعاد آن گسترده‌تر شده است. این شرایط نیازمند اصلاحات بسیار جدی است.»

این اقتصاددان در پاسخ به این پرسش که «آیا ما اکنون آثار جنگ را دیده‌ایم و آن را از منظر اقتصادی تجربه کرده‌ایم؟» می‌گوید: «واقعیت این است که ما هنوز به‌طور کامل وارد وضعیت پساجنگ نشده‌ایم، اما آثار آن به‌تدریج خود را نشان می‌دهد. بخشی از صنایع و پتروشیمی‌ها آسیب دیده‌اند و این آثار کم‌کم نمایان می‌شود. شاید هنوز همه ابعاد بحران را به‌طور کامل حس نکرده باشیم، اما افزایش قیمت‌ها و رکود سنگینی که بر فعالیت‌های اقتصادی حاکم شده، به‌خوبی قابل مشاهده است.»

او می‌افزاید: «این شرایط حتی برای اقتصادی که در وضعیت رونق قرار داشته باشد نیز بحران‌زا خواهد بود. اکنون بسیاری صرفا دست نگه داشته‌اند و در وضعیت انتظار به سر می‌برند تا ببینند چه اتفاقی رخ خواهد داد. هنوز هیچ چشم‌انداز روشنی وجود ندارد و سناریوهای مختلفی مطرح است.»

خالقی می‌گوید: «پس از اتفاقات سال گذشته، دیگر هیچ سناریویی دور از ذهن نیست. این وضعیت حاصل روندی است که طی دهه‌ها شکل گرفته، به‌تدریج بدتر شده و اکنون به یک بزنگاه دشوار رسیده است. در چنین شرایطی ناگزیر باید همان نکته همیشگی را تکرار کرد که برای بهبود اقتصاد، باید از مسیر سیاست عبور کرد. سیاستمداران باید شرایطی ایجاد کنند که اقتصاد بتواند نفس بکشد.»

این اقتصاددان با بررسی مفهوم «طبقه» در جامعه ایران می‌گوید: «در مورد مفهوم طبقه اجتماعی نیز باید گفت که این واژه، دست‌کم در معنای نظری آن، همواره محل نقد بوده و شاید اصطلاح دقیقی برای توصیف وضعیت کنونی نباشد. با این حال، تفاوت‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در جامعه‌ای متنوع و متکثر مانند ایران قابل انکار نیست. اگر منظور از طبقه، نوعی قشربندی اجتماعی باشد، طبیعتا چنین شکاف‌هایی وجود دارد. اما بنظر می‌رسد طبقه مفهومی مشکل‌ساز است که در توضیح ماجرا کمکی نمی‌کند. مسئله مهم‌تر، گسترش فقر و افزایش جمعیت آسیب‌پذیر است؛ وضعیتی که اکنون آثار آن به‌وضوح قابل مشاهده است.»

او می‌افزاید: «برخی تحلیلگران از اصطلاحاتی مانند «پاکستانیزه شدن» یا «بمبئی شدن» جامعه ایران استفاده می‌کنند. اکنون به‌تدریج شاهد آن هستیم که شماری از افراد شغل خود را از دست داده‌اند. این مسئله به معنای آن است که بخش گسترده‌تری از جامعه تحت تاثیر بحران‌های اقتصادی قرار گرفته و دامنه آسیب‌های اجتماعی نیز رو به گسترش است.»

پدیده «میلیاردرهای فقیر» در حال ظهور است

خالقی می‌گوید: «ما اکنون با نوعی از فقر مواجه هستیم که صرفا با شاخص درآمد یا ثروت قابل سنجش نیست. پدیده‌ای که به‌تدریج خود را نشان می‌دهد، ظهور «میلیاردرهای فقیر» است؛ افرادی که شاید در ظاهر صاحب خودرو یا منزل مسکونی باشند، اما از پس نگهداری، تعمیرات و هزینه‌های جاری آن برنمی‌آیند. هزینه‌ها آن‌قدر افزایش یافته که افراد صرفا تلاش می‌کنند مالکیت دارایی خود را حفظ کنند، بی‌آنکه توان واقعی استفاده یا نگهداری مناسب از آن را داشته باشند.»

اگر بخواهیم میان جامعه‌شناسی و اقتصاد پیوند برقرار کنیم، معمولا از مفهومی به نام طبقه متوسط یاد می‌شود؛ طبقه‌ای که در ایران به‌تدریج فرسوده و به طبقات پایین‌تر رانده شده است. این همان قشر تحصیل‌کرده‌ای است که معمولا مسائل جامعه را واقع‌بینانه‌تر و عقلانی‌تر تحلیل می‌کند و می‌تواند نقش متعادل‌کننده در جامعه داشته باشد که در حال حاضر وضعیت مناسبی ندارند. تحلیل این اقتصاددان از این افراد این است که: «شاید مفهوم طبقه متوسط تعریف دقیقی نداشته باشد، اما اگر منظور، گروهی باشد که در میانه توزیع درآمد قرار دارند، مصرف فرهنگی دارند و دغدغه‌های اجتماعی و توسعه‌ای را دنبال می‌کنند در این طبقه هستند، باید گفت این طبقه تا حد زیادی تضعیف شده است.»

او می‌افزاید: «امروز فشار معیشتی به اندازه‌ای افزایش یافته که بسیاری از افرادی که پیش‌تر می‌توانستند کتاب بخوانند، فعالیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داشته باشند یا در مسائل عمومی مشارکت کنند، ناچار شده‌اند این امور را کنار بگذارند چون همگی لوکس شده. این اتفاق برای هیچ جامعه‌ای مطلوب نیست؛ زیرا طبقه متوسط، با همین تعریف کلی، نقش اصلاح‌گر و تصحیح‌کننده روندهای تولیدی اجتماعی را ایفا می‌کند. این قشر می‌تواند نسبت به سیاست‌های اشتباه هشدار دهد و ظرفیت اجتماعی لازم برای بهبود اوضاع را فراهم کند. متاسفانه به نظر می‌رسد این طبقه، دست‌کم بر اساس تجربه زیسته، به‌شدت کم‌رنگ و کم‌تحرک شده است»

او در مورد چشم‌انداز اقتصادی ایران می‌افزاید: «اگر هنوز با کمبودهای شدید و نایابی گسترده کالاها مواجه نشده‌ایم، بخشی از آن به آمادگی حداقلی پس از جنگ دوازده‌روزه بازمی‌گردد. بنابراین هنوز برای رسیدن به کوپنی شدن کالاها زود است، همانطور که در جنگ 8 ساله اتفاق افتاده بود.»

این اقتصاددان می‌گوید: «تورم، مسئله‌ای نیست که صرفا پس از جنگ ایجاد شده باشد. ما سال‌هاست با تورم مزمن مواجهیم؛ هرچند ممکن است کانال‌های بروز آن در سال‌های اخیر تغییر کرده و پس از جنگ تشدید شده باشد. این وضعیت، حاصل دهه‌ها عملکرد نامناسب دولت‌ها، سیاست‌های نادرست پولی، بودجه‌ای و مالی، نابسامانی‌های ساختاری و تحریم‌های گسترده است که بیش از یک دهه بر اقتصاد ایران سایه انداخته‌اند. مجموعه این عوامل باعث شده امروز با اقتصادی نابسامان روبه‌رو باشیم.»

او می‌افزاید: «وضعیت فعلی، هنوز تمام آن چیزی نیست که ممکن است در ماه‌های آینده با آن روبه‌رو شویم. در اقتصاد می‌توان یک تعبیر ساده داشت؛ وقتی فردی شغلش را از دست می‌دهد، به این معناست که فرد دیگری در نقطه‌ای دیگر مشتری خود را از دست می‌دهد. بنابراین بیکاری و رکود، به‌صورت کاملا آبشاری منتقل می‌شود.»

خالقی می‌گوید: «باید توجه داشت شوکی که امروز از آن به‌عنوان جنگ یاد می‌کنیم، صرفا یکی از بحران‌هایی است که بر اقتصاد ایران تحمیل شده؛ در حالی که روندهای منفی و مشکلات ساختاری از قبل نیز وجود داشتند و ادامه داشتند. اکنون کشور در شرایطی بسیار دشوارتر گرفتار شده و به نظر می‌رسد هنوز ابعاد واقعی نتایج این وضعیت به‌طور کامل آشکار نشده است.»

خالقی ادامه می‌دهد: «اکنون باید این مسئله را با صدای بلندتر و تاکید بیشتری تکرار کرد که تا زمانی که تحریم‌ها ادامه دارد، جنگ و نااطمینانی پابرجاست و همه در انتظار این هستند که چه اتفاقی خواهد افتاد، طبیعی است که نباید انتظار اصلاح اقتصادی جدی داشت. افزون بر این، هرگونه اصلاح اقتصادی نیازمند سطحی از سرمایه اجتماعی و مقبولیت عمومی است.»

او در نهایت می‌افزاید: «متاسفانه در شرایط فعلی، جامعه بیش از هر چیز در وضعیت انتظار قرار گرفته است؛ انتظاری برای اینکه آینده چه خواهد شد.»

تبلیغات
خبرنگار : طناز سادات حسینی‌فر
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات