چین، کلید خروج ترامپ از بحران ایران
ترامپ چه هدیهای به چین خواهد داد؟
این مقاله استدلال میکند که ترامپ با سیاست خارجی آشفته و بحرانسازی در خاورمیانه، قدرت چانهزنی آمریکا را در برابر چین تضعیف کرده است. او اکنون برای مهار مساله ایران به نفوذ شی جینپینگ نیاز دارد، اما بهای این کمک میتواند کاهش حمایت واشنگتن از تایوان و نگرانی متحدان آسیایی آمریکا باشد. در مقابل، چین از بیثباتی آمریکا سود میبرد و تلاش می کند خود را بهعنوان بازیگر مسئول و نگهبان ثبات جهانی معرفی کند.
فرارو– سایمون تیسدال، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل و ستون نویس روزنامه گاردین
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه گاردین، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا اکنون روی نفوذ چین بر ایران حساب باز کرده تا او را از تازهترین بحرانی که خود ساخته، بیرون بکشد؛ اما بهای چنین کمکی ممکن است برای تایوان بسیار سنگین باشد. دونالد ترامپ، مانند گوی تخریبی از کنترل خارجشده که بیهدف به هر سو میکوبد، نظم بینالمللی را فرسوده و ویران میکند، بیآنکه چندان به پیامدهای اقدامات خود بیندیشد. او فاقد راهبردی منسجم، برنامهای عملی و اهدافی ثابت است و با رفتاری آشفته، از یک منطقه شکننده به میدان جنگی پرتنش و از یک بحران پیچیده ژئوپلیتیکی به بحرانی دیگر میپرد؛ در حالی که پشت سر خود چیزی جز آشفتگی، ویرانی و سردرگمی باقی نمیگذارد. طبق معمول نیز مدعی پیروزی میشود، از دیگران میخواهد خرابیها را جمع کنند و هزینهها را بپردازند و سپس بهدنبال هدف تازهای برای تخریب میرود.
ترامپ در پکن؛ رئیسجمهوری زخمی در برابر شیِ فرصتطلب
دونالد ترامپ این هفته پا به یکی از حساسترین میدانهای مین ژئوپلیتیکی جهان میگذارد: تقابل پرتنش و دیرپای چین و تایوان؛ آن هم در جریان سفر دو روزهاش به پکن، جایی که قرار است با شی جینپینگ، رهبر چین، دیدار کند. این سفر در شرایطی انجام میشود که کارنامه سیاست خارجی ترامپ در پروندههایی چون اوکراین، غزه، ناتو، گرینلند و اکنون ایران و لبنان، با مجموعهای از عقبنشینیها، شکستها و فروپاشیهای تحقیرآمیز همراه شده است. از همین رو، رئیسجمهور آمریکا بیش از هر زمان دیگری به یک موفقیت نیاز دارد؛ موفقیتی که بتواند آن را بهعنوان دستاوردی دیپلماتیک در داخل ایالات متحده عرضه کند و از فشار ناکامیهای پیدرپی سیاست خارجی خود بکاهد.
اما امید او به توافقهای تجاری رأیآور، زیر سایه جنگ تازهای قرار گرفته که خود آغاز کرده است. ترامپ اکنون به وعده شی نیاز دارد؛ وعدهای مبنی بر اینکه اگر جنگ تمامعیار با ایران از سر گرفته شود، چین تهران را مسلح نخواهد کرد. او همچنین به کمک شی برای باز نگه داشتن تنگه هرمز در چارچوب هر توافق احتمالی صلح نیازمند است.
تضعیف جایگاه دونالد ترامپ، موجی از گمانهزنیها را درباره احتمال عقبنشینی واشنگتن از حمایت سنتی خود از تایوان برانگیخته است؛ امتیازی که برخی آن را بهای احتمالی جلب همکاری پکن میدانند. شی جینپینگ نیز بهخوبی آگاه است که جنگ ایران در افکار عمومی آمریکا، بهویژه در میان رأیدهندگان، بهشدت نامحبوب است و میتواند به نقطهضعف سیاسی بزرگی برای ترامپ تبدیل شود در چنین فضایی، رئیسجمهور آمریکا تقریباً بهطور کامل مسئول جهش جهانی قیمت انرژی، غذا و دارو شناخته میشود. همزمان، متحدان اروپایی تمایلی نشان ندادهاند که بار سیاسی و اقتصادی این بحران را از دوش ترامپ بردارند. روسیه نیز برخلاف انتظار، از افزایش قیمت نفت سود برده و کشورهای فقیرتر جهان، بیشترین هزینه را در این آشفتگی پرداخت کردهاند.
از منظر نظامی نیز ترامپ هنوز در موقعیت پیروزی قرار ندارد؛ واقعیتی که پروژه نیمهتمام و شکنندهی «آزادی» آن را بیش از پیش عیان کرده است. اکنون او با شتاب تلاش می کند راهی برای خروج از باتلاقی بیابد که خود در شکلگیری آن نقش داشته است. در همین حال، ترامپ تلاش دارد پیش از دیدار پکن، از شدت برتری فزایندهی شی جینپینگ بکاهد و موازنه را دستکم در ظاهر به سود خود تغییر دهد. اما پرسش اصلی این است که رهبر چین از مواجهه با مهمانی خشمگین، آشفته و نیازمند چه برداشتی خواهد داشت. برای پکن، ترامپ بیش از آنکه تهدیدی راهبردی باشد، فرصتی کمهزینه و پربازده است؛ هدیهای سیاسی که همچنان برای چین سود تولید میکند. در سایهی رفتارهای او، تصویر جهانی آمریکا بیش از پیش آسیب دیده است: کشوری که در نگاه بسیاری از بازیگران بینالمللی یا دشمنی تهاجمی به شمار میآید یا دوستی غیرقابلاتکا؛ قدرتی که با بیثباتی، تهدید، پشتپا زدن به تعهدات و تصمیمهای ناگهانی شناخته میشود.
سود پکن از آشوب ترامپ؛ چین در نقش تازه نگهبان ثبات جهانی
کاهش نفوذ و قدرت چانهزنی آمریکا، در واقع سود مستقیم پکن است. بیثباتی و رفتارهای غیرقابلپیشبینی ترامپ به شی کمک میکند تا چین را بهعنوان نگهبان تازه ثبات جهانی معرفی کند؛ تصویری که پکن سالها برای ساختن آن تلاش کرده بود، اما اکنون دولت ترامپ خود آن را برایش آسانتر کرده است. بنبست ایران همچنین نیروهای آمریکایی را از آسیا دور کرده است. اکنون دو گروه رزمی ناو هواپیمابر آمریکا در خاورمیانه مستقرند؛ موضوعی که توان نظامی واشنگتن برای دفاع از تایوان و متحدان منطقهای در برابر هرگونه اقدام احتمالی آینده چین را کاهش میدهد.
نقطه ضعف شی جینپینگ در این بحران، تأثیر منفی جنگ بر قیمت انرژی، تجارت جهانی و تقاضای صادراتی است؛ آن هم در زمانی که اقتصاد چین از پیش با مشکلات جدی دستوپنجه نرم میکند. سال گذشته، حدود ۸۰ درصد صادرات نفت ایران را چین خریداری کرد؛ صادراتی که اکنون نیروی دریایی آمریکا در حال مسدود کردن آن است. پکن تاکنون توانسته با تکیه بر ذخایر راهبردی، توسعه انرژی سبز و افزایش واردات نفت از کشورهایی مانند برزیل و روسیه، بخشی از کمبود عرضه از خلیج فارس را جبران کند. اما برای بزرگترین واردکننده نفت خام جهان، عبور امن، پایدار و قابل پیشبینی از تنگه هرمز همچنان حیاتی است.
چین هر دو طرف را به پذیرش راهحلی مذاکرهشده فراخوانده است. پکن هفته گذشته میزبان گفتوگوهای مستقیم با عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران بود و از میانجیگری پاکستان نیز حمایت میکند. کشورهای نگران خلیج فارس با یادآوری نقش موفق چین در آشتی میان عربستان سعودی و ایران در سال ۲۰۲۳، اکنون به توانایی پکن برای اثرگذاری بر متحد ایرانیاش چشم دوختهاند؛ کشوری که چین در سال ۲۰۲۱ با آن «شراکت راهبردی جامع» امضا کرد.
شی همچنین از مقابله مستقیم لفظی با دونالد ترامپ هراسی ندارد. او اخیراً نسبت به بازگشت «قانون جنگل» هشدار داد و گفت: «برای حفظ اعتبار حقوق بینالملل، نمیتوان تنها زمانی که به نفعمان است به آن استناد کرد و هر زمان که نخواستیم، آن را کنار گذاشت.» در واشنگتن، برخی با خوشبینی میگویند حمله آشکار آمریکا و اسرائیل به ایران، شی را به همکاری واداشته و جاهطلبیهای چین در تایوان و دریای چین جنوبی را مهار خواهد کرد. اما چنین تصوری فقط در صورتی قانعکننده بود که جنگ واقعاً موفق شده باشد. در عمل، ترامپ نهتنها موفقیت قاطعی به دست نیاورد، بلکه محدودیتهای قدرت آمریکا را آشکار کرد و کمبودی حیرتآور در درک راهبردی از خود نشان داد. شی بیتردید ترجیح میدهد بحران ایران با راهحلی مسالمتآمیز پایان یابد؛ زیرا ادامه جنگ به انرژی، تجارت و اقتصاد چین آسیب میزند. اما اولویت اصلی او نجات ترامپ از بحران خاورمیانه نیست.
به نظر میرسد ترامپ نیز این خطر را درک میکند. او ماه گذشته در نامهای به شی خواست از ارسال تسلیحات به تهران خودداری کند و مدعی شد چین چنین تضمینی داده است. با این حال بنیاد دفاع از دموکراسی ها ادعا میکند چین هماکنون نیز مواد شیمیایی دومنظوره مورد استفاده در موشکهای بالستیک ایران، اطلاعات ماهوارهای درباره تحرکات و پایگاههای نظامی آمریکا و کمکهایی برای دور زدن تحریمها در اختیار تهران قرار میدهد. اگر ترامپ دوباره بمباران را آغاز کند یا در مذاکرات با شی نتواند رضایت او را جلب کند، ممکن است کمکهای نظامی آشکارتری نیز به ایران سرازیر شود.
ترامپ، شی و معاملهای پرهزینه بر سر آینده تایوان
برای مردی که همیشه دوست دارد بگوید «همه برگهای برنده» را در دست دارد، نشست با شی میتواند لحظهای تلخ باشد؛ زیرا ممکن است هنگام نشستن مقابل رئیسجمهور چین دریابد که کارتهای چندانی برای بازی ندارد. این وضعیت، تصویری گویا از آشفتگی ژئوپلیتیکیای است که خود ترامپ ایجاد کرده است. راهبرد دفاع ملی آمریکا در سال ۲۰۲۶ تصریح میکند که مهار چین در منطقه هند–اقیانوس آرام، اولویت اصلی واشنگتن است. اما ترامپ با وسواسها، جانبداریها و خطاهای محاسباتی خود در خاورمیانه، موقعیت آمریکا را بهشدت تضعیف کرده است. در چنین شرایطی، احتمال دارد دیگران بهای بیکفایتی او را بپردازند؛ و به همین دلیل است که تایوان و متحدان آمریکا مانند ژاپن، کره جنوبی و فیلیپین باید نگران باشند.
اولویت اصلی خارجی شی نه خاورمیانه، بلکه «وحدت» چین کمونیستی با تایوان دموکراتیک و عملاً مستقل است؛ پروژهای شخصی و میراثمحور که او بارها تهدید کرده در صورت لزوم با زور دنبال خواهد کرد. برنامهریزان پنتاگون معتقدند ارتش در حال گسترش چین ممکن است از سال آینده برای حمله آماده باشد. نیروهای تایوان از نظر تعداد بهشدت ضعیفترند و احزاب سیاسی این جزیره نیز همچنان درباره افزایش بودجه دفاعی و میزان نزدیکی به پکن دچار شکاف هستند.
آمریکا همچنان میگوید سیاستش درباره حفظ وضع موجود در تایوان تغییر نکرده است. اما ترامپ در قبال تایوان به بیثباتی و تناقضگویی مشهور است. او بارها اظهاراتی متناقض و حتی نگرانکننده مطرح کرده است. اخیراً نیز درباره احتمال حمله چین گفت چنین اقدامی «به خود شی بستگی دارد»؛ عبارتی که این برداشت را ایجاد میکند که شاید چندان اهمیتی برای سرنوشت تایوان قائل نباشد، هرچند اضافه کرد در صورت حمله چین «بسیار ناراحت» خواهد شد.
از همین رو، جمعبندی نشست پکن ناگزیر این پرسش را پیش میکشد: آیا ترامپِ ضعیف، تحت فشار و نیازمند به خروج از بحران ایران، در برابر کمک شی در پرونده تهران و توافقهایی درباره مواد معدنی کمیاب و واردات کشاورزی، حمایت آمریکا از تایپه را کاهش خواهد داد؟ پرسشهای جدی مشابهی نیز درباره میزان تعهد ترامپ به کره جنوبی و ژاپن وجود دارد؛ بهویژه در شرایطی که تنش میان پکن و توکیو تا حدی به دلیل تایوان در حال افزایش است.
به بیان دیگر، آیا ترامپ بار دیگر در صحنه جهانی، این بار در پکن، مدعی پیروزیای جعلی خواهد شد، در حالی که متحدان آمریکا را قربانی میکند، در برابر رهبری ضدغربی سر خم میکند و دههها دیپلماسی دشوار، حساس و حسابشدهای را که تاکنون مانع جنگ در اقیانوس آرام بر سر تایوان شده بود، تخریب میکند؟ این هفته، تا حد زیادی به دلیل عملکرد ویرانگر ترامپ، نشانههای افول جایگاه آمریکا بهعنوان ابرقدرت شماره یک جهان بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. او با همه سردرگمیها، اشتباهات و نمایشهای پرهزینهاش، عملاً چین را در جایگاه راننده اصلی نظم جهانی قرار داده است.