چرا توافق ایران و آمریکا به تضمین نیاز دارد؟
این یادداشت از تلاشهای تازه برای شکستن بنبست ایران و آمریکا از مسیر میانجیگری پاکستان، قطر، عربستان و عمان سخن میگوید. محور مذاکرات احتمالی اسلامآباد، توافقی سهمرحلهای برای توقف عملیات نظامی، بازگشایی تنگه هرمز، کاهش محاصره دریایی، توقف غنیسازی در سطح فعلی و آزادسازی بخشی از داراییهای ایران است. با وجود خوشبینی محتاطانه، بیاعتمادی تهران به واشنگتن، درخواست تضمینهای حقوقی و اختلاف بر سر نفوذ منطقهای ایران، همچنان موانع اصلی توافقاند.
فرارو– دکتر عبدالله خلیفه الشایجی، استاد علوم سیاسی دانشگاه کویت
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه القدس العربی، وبسایت خبری آکسیوس هفته گذشته از نزدیک شدن به یک گشایش احتمالی برای پایان دادن به جنگ میان دولت ترامپ و ایران خبر داد. این رسانه با انتشار اطلاعاتی که از دولت ترامپ و دستگاههای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل دریافت کرده بود، فضایی از خوشبینی اغراقآمیز و غیرواقعی ایجاد کرد؛ فضایی که از طریق گزارشهای باراک راوید، خبرنگار اسرائیلی، به بازارها، قیمت نفت و حتی بازارهای شرطبندی منتقل شد تا واکنشهای مثبت مالی و سوداگرانهای ایجاد کند.
نقشه راه سهمرحلهای برای عبور از بحران ایران و آمریکا
در این چارچوب، نقشه راهی برای پیشنویس یک توافق چارچوبیِ یکصفحهای و سهمرحلهای ارائه شد؛ توافقی که ادعا میشد دو طرف را بیش از هر زمان دیگری به دستیابی به توافق نزدیک کرده است. بر اساس این طرح، مطالبات بهصورت مرحلهای تفکیک شدهاند؛ مرحله نخست شامل توقف عملیات نظامی، بازگشایی تنگه هرمز و رفع تدریجی محاصره دریایی بنادر ایران است؛ اقداماتی که هدف اعلامی آنها ایجاد فضای اعتمادسازی و کاهش فوری تنش است.
سپس در مرحله دوم، پروندههای پیچیدهتر روی میز قرار خواهند گرفت؛ از جمله موضوع هستهای، غنیسازی اورانیوم، سرنوشت ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، برنامه موشکی ایران، آزادسازی تدریجی داراییهای بلوکهشده، روابط تهران با متحدانش و دیگر پروندههای مرتبط. همه این موارد اکنون در انتظار پاسخ ایران به پیشنهادهای آمریکا باقی ماندهاند تا بر پایه آن، مسیر مذاکرات آینده مشخص شود.
در همین حال، مقالهای تحلیلی در وبسایت سیاسی آمریکایی پولیتیکو هشدار داد که «بزرگترین مانع دستیابی به توافق با ایران» ممکن است خودِ شیوه برخورد و انتقادهای دونالد ترامپ از رهبری ایران باشد. این گزارش که بر پایه گفتوگو با دیپلماتهای غربی و کشورهای خلیج فارس تهیه شده، تأکید میکند که بیاعتنایی ترامپ به احترام، فرهنگ و کرامت رهبران و مردم ایران میتواند مسیر رسیدن به توافق را دشوارتر کند.
پس از تشدید تنشها و درگیریهای نظامی در نزدیکی تنگه هرمز با نیروهای آمریکایی، اظهارات عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران توجه زیادی را به خود جلب کرد. او با لحنی هشدارآمیز تأکید کرد: «هر زمان که نشانهای از راهحل دیپلماتیک ظاهر میشود، ایالات متحده عمداً دست به ماجراجوییهای بیپروا میزند. آیا این یک تاکتیک برای افزایش فشار است؟ یا نتیجه حضور دوباره فردی خرابکار که توانسته ترامپ را قانع کند وارد باتلاقی جدید شود؟! هر دلیلی که داشته باشد، نتیجه یکی است؛ ایرانیها در برابر فشار سر خم نمیکنند و دیپلماسی قربانی میشود.»
پس از این موضعگیری، وزارت خارجه ایران نیز اعلام کرد: «ما در وضعیت آتشبس قرار داریم و نیروهای ما در بالاترین سطح آمادگی هستند.» در بیانیه وزارت خارجه ایران آمده است: «آنچه از سوی آمریکا رخ داد، نقض آشکار حقوق بینالملل و نقض آتشبس بود. نیروهای ما ضربهای سنگین به دشمن وارد کردند و در صورت هرگونه تجاوز یا ماجراجویی جدید، در صورت لزوم با قدرت پاسخ خواهند داد. نیروهای ما در وضعیت آتشبس هستند، اما در بالاترین سطح آمادگی قرار دارند و تحولات را با دقت زیر نظر دارند.»
در همین حال، محاصره دریایی آمریکا علیه بنادر ایران همچنان ادامه دارد؛ اقدامی که هدف آن خفه کردن اقتصاد ایران و وادار کردن تهران به بازگشت به مذاکرات با امتیازاتی است که در شرایط کنونی حاضر به پذیرش آنها نیست. همزمان، نگرانیها از تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح» افزایش یافته است؛ وضعیتی که میتواند میان تشدید محدود تنشها در آستانه جنگ و یک جنگ فرسایشی پرهزینه برای همه طرفها در نوسان باقی بماند.
میانجیگری قطر و پاکستان؛ تلاش تازه برای شکستن بنبست تهران و واشنگتن
در این میان، سفر و دیدار محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر قطر به واشنگتن نیز اهمیت قابلتوجهی داشت. او در کاخ سفید با جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، دیدار و درباره بنبست مذاکرات میان واشنگتن و تهران گفتوگو کرد. محور اصلی این رایزنیها، حمایت از میانجیگری پاکستان برای شکستن بنبست و کاهش شکاف میان ۹ مطالبه آمریکا و ۱۴ مطالبه ایران بود. هدف دیگر این رایزنیها، جلوگیری از تشدید تنشهایی بود که میتواند پیامدهای خطرناکی برای امنیت و ثبات منطقه، امنیت انرژی و اقتصاد جهانی داشته باشد. شیخ محمد بن عبدالرحمن در این دیدار نسبت به «احتمال بالای» دستیابی آمریکا و ایران به توافقی که به درگیری پایان دهد، ابراز خوشبینی کرد و بر ضرورت همراهی همه طرفها با تلاشهای میانجیگرانه از مسیر گفتوگو و راهکارهای مسالمتآمیز تأکید کرد.
فضایی از خوشبینی فزاینده درباره برگزاری دور تازهای از مذاکرات میان آمریکا و ایران در اسلامآباد طی این هفته شکل گرفته است؛ مذاکراتی که با حمایت و فشار میانجیها، بر تدوین پیشنویس یک توافق چارچوبی متمرکز خواهد بود. هدف از این توافق، فراهم کردن زمینه برای مذاکرات فشرده یکماههای است که قرار است پس از آن آغاز شود و مسیر خروج از بحران را روشنتر کند.
روزنامه آمریکایی والاستریت ژورنال نیز در گزارشی از شکلگیری «خوشبینی محتاطانه» درباره گفتوگوهای پیشروی اسلامآباد خبر داده است؛ فضایی که حاصل هماهنگی مشترک کشورهای عربی خلیج فارس و حمایت همزمان قطر، عربستان سعودی و عمان از مسیر مذاکره است. این روند همچنین از تمایل دولت دونالد ترامپ برای دستیابی به یک «توافق بزرگ» تغذیه میشود.
بر اساس این گزارش، گفتوگوها بر بهرهبرداری از انعطافپذیری نسبی ایران در نتیجه فشارهای اقتصادی متمرکز شدهاند؛ هرچند چالشهای اصلی همچنان پابرجاست. مهمترین گره، چگونگی پیوند دادن رفع تحریمها با توقف یا تعلیق غنیسازی اورانیوم است. در این میان، قطر نقش «ضامن سیاسی» و مشوق طرف آمریکایی را ایفا میکند؛ نقشی که از روابط نزدیک دوحه با دولت ترامپ و درک نسبی آن از مطالبات ایران سرچشمه میگیرد. بیتردید، همین مسائل در دیدار محمد بن عبدالرحمن آل ثانی با جیدی ونس در کاخ سفید نیز مطرح شده است.
از سوی دیگر، عربستان سعودی بهشدت به دنبال تثبیت اوضاع است تا امنیت مسیرهای انرژی حفظ شود و اهداف «چشمانداز ۲۰۳۰» این کشور آسیب نبیند. ریاض بهخوبی میداند هرگونه تشدید نظامی در خلیج فارس میتواند ناوبری، صادرات انرژی، سرمایهگذاری خارجی و پروژههای بزرگ اقتصادیاش را تهدید کند. در همین حال، عمان که در مذاکرات پیشین نقشی محوری داشت، همچنان جایگاه سنتی خود را بهعنوان میانجی محرمانه و مورد اعتماد دو طرف حفظ کرده است. اهمیت مسقط فقط در بیطرفی نسبی آن نیست، بلکه در شناخت عمیقش از پروندههای اختلافی و تجربهاش در تدوین پیشنویسهای توافق چارچوبی است.
تنگه هرمز در مرکز میز مذاکره ایران و آمریکا
مذاکرات پیشرو در اسلامآباد بر اساس سبک مورد علاقه ترامپ در «معاملهمحوری» طراحی شدهاند؛ یعنی گفتوگوهایی کوتاه، روشن و بهدور از توافقهای پیچیده و طولانی. تمرکز اصلی بر فرمولی مستقیم قرار گرفته است: «غنیسازی و تهدید کشتیرانی را متوقف کنید، در مقابل محاصره اقتصادی و دریایی برداشته خواهد شد.» برای ایجاد اعتماد اولیه، جدول زمانی مشخص و سقف ۳۰ روزه تعیین شده است تا پیش از ورود به توافقی دائمی، زمینه اعتمادسازی فراهم شود. آنچه میتواند به ایجاد گشایش واقعی در مذاکرات کمک کند، اعتماد به میانجی پاکستانی و بیطرفی آن است؛ دو ویژگیای که از عناصر کلیدی موفقیت هر میانجیگری به شمار میروند.
در مورد محورهای اصلی مذاکرات که از یکدیگر تفکیک شدهاند و قرار است درباره هر یک تصمیمگیری نهایی صورت گیرد چند پرونده کلیدی روی میز قرار دارد. نخستین پرونده، تنگه هرمز است؛ پروندهای که اکنون به مرکز ثقل بحران تبدیل شده است. هدف، تدوین سازوکاری بینالمللی برای تضمین امنیت عبور کشتیهای تجاری و جلوگیری از هرگونه تعرض، مزاحمت یا اختلال در مسیر کشتیرانی است. در مقابل، آمریکا بخشی از ناوها و تجهیزات دریایی خود را از نقاط تماس و تنش عقب خواهد کشید تا خطر برخورد مستقیم و ناخواسته کاهش یابد.
دومین محور، توقف فوری غنیسازی اورانیوم در سطوح فعلی است؛ اقدامی که بهعنوان گام نخست اعتمادسازی و آغاز روند توافق مطرح شده است. سومین پرونده، پرونده اقتصادی است. بر اساس این محور، به ایران اجازه داده خواهد شد به بخشی از داراییهای بلوکهشده خود در خارج دسترسی پیدا کند تا بتواند کالاهای اساسی و دارو وارد کند.
با وجود فضای نسبتاً مثبت پیرامون مذاکرات، موانع جدی همچنان بر سر راه توافق باقی ماندهاند. ایران بر دریافت تضمینهای حقوقی تأکید دارد تا دولتهای آینده آمریکا نتوانند بار دیگر بهصورت یکجانبه از توافق خارج شوند. این مطالبه، مستقیماً از تجربه خروج ترامپ از برجام و بیاعتمادی عمیق تهران به تعهدات واشنگتن سرچشمه میگیرد. در مقابل، تهران همچنان مخالف ورود به بحث درباره نفوذ منطقهای خود و روابطش با متحدانش در منطقه است؛ پروندهای که آن را بخشی از امنیت ملی و عمق راهبردی خود میداند. اما دولت دونالد ترامپ اصرار دارد این موضوع نیز در مذاکرات گنجانده شود. از همین رو، مذاکرات اسلامآباد را میتوان آخرین «آزمون نیتها» میان دو طرف دانست؛ آزمونی که نتیجه آن یا ورود به مرحلهای از «صلح سرد» خواهد بود یا حرکت بهسوی تشدید فراگیر تنش و رویارویی.