آیا آمریکا میرود و اسرائیل میماند؟
نگرانیهای آمریکا درباره ایران متفاوت با نگرانیهای اسرائیل است. اسرائیل نسبت به قدرت ایران برای تهدید موجودیتی نگرانی دارد در حالی که چنین تهدیدی از سوی ایران، متوجه ایالات متحده نیست.
فرارو– در شرایط برقراری آتشبس شکننده و نامشخص بودن سرنوشت روند دیپلماتیک جاری که با تشدید آرایش نظامی آمریکاییها همراه شده است، تحلیلهای مختلفی درباره مرحله بعدی این درگیری ارائه میشود.
به گزارش فرارو، شاید ریشه ارائه این تحلیلها به وجود این مسئله برگردد که پرونده میان جمهوری اسلامی ایران، آمریکا و اسرائیل هنوز باز است. تحلیلگران تلاش میکنند زوایای مختلف مرحله بعدی این درگیری احتمالی را مورد بررسی قرار بدهند؛ تحلیلهایی مانند این که محدوده مرحله بعدی جنگ کجاست، آیا دو طرف به سمت زیرساختها حرکت خواهند کرد یا کار به نبرد زمینی میرسد؟ یکی از سوالاتی که میتوان در این فضا مطرح کرد این است که آیا امکان دارد آمریکا جنگ را به اسرائیل بسپارد و خود بار دیگر در نقش پشتیبان بازی کند؟
دو الگو در دو جنگ
اخبار و اظهارنظرهای رسمی به ما میگوید که در جریان جنگ ۱۲ روزه، تا زمان بمباران تاسیسات هستهای، آمریکاییها به صورت مستقیم وارد صحنه نبرد نشدند. اما در پشتیبانی همهجانبه تسلیحاتی، لجستیکی، پدافندی و اطلاعاتی از حملات اسرائیل علیه ایران به طور کامل فعال بودند. آنها زمانی وارد شدند که توانایی نظامی اسرائیل قابلیت نفوذ به تاسیسات هستهای را نداشت. اما در جنگ ۴۰ روزه، عملیات آنها از ابتدا مشترک و دامنه آن نیز از لحاظ مختلف گستردهتر بود.
در حال حاضر نیز که آتشبس برقرار بوده، محاصره دریایی ایران از طریق ارتش آمریکا اجرا میشود؛ چرا که با توجه به موقعیت جغرافیایی ایران و فارغ از نتیجه، آمریکاییها به عنوان یکی از طرفهای جنگ توان نظامی اجرای این عملیات را در اختیار دارند. در هر دو جنگ، الگوی درگیری دو طرف، مبتنی بر حملات هوایی در مقابل حملات موشکی و پهپادی ایران بود. با این استثناء که در جنگ ۴۰ روزه، آمریکاییها در اصفهان نیرو پیاده کردند اما عملیاتشان ناموفق بود.
یکی از احتمالاتی که میتوان درباره ادامه جنگ مورد توجه قرار داد، این است که آمریکا احساس یا اعلام کند که به اهداف خود رسیده و نیازی به حضور مستقیم در این جنگ ندارد. در روزهای اخیر، اخبار و تحلیلهای مختلفی به گوش میرسد که حاکی از تمایل ترامپ به یافتن راه خروج از این وضعیت است.
بر اساس سند استراتژی امنیت ملی آمریکا که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد، آمریکا به دنبال کم کردن حضور نظامی خود در دیگر مناطق جهان و تمرکز بر نیمکره غربی و موضوع رقابتهای استراتژیکش با چین است. در همین سند بر این موضوع تاکید شده که اسرائیل توانایی جنگیدن به تنهایی را دارد اما این توانایی مبتنی بر حمایتهای «حیاتی اما محدود» آمریکا بوده است.
فشار رسانهها و سیاستمداران رقیب به ترامپ
نگرانیهای آمریکا درباره ایران متفاوت با نگرانیهای اسرائیل است. اسرائیل نسبت به قدرت ایران برای تهدید موجودیتی نگرانی دارد در حالی که چنین تهدیدی از سوی ایران، متوجه ایالات متحده نیست. در سند امنیت ملی ۲۰۲۵ نیز آمریکاییها، ایران را به عنوان رقیب یا عامل تهدید استراتژیک دستهبندی نمیکنند. نگرانیهای اصلی آنها معطوف به چین و در درجه بعدی، روسیه است.
درگیری ادامهدار آمریکا در این بحران، در فضای داخلی این کشور موثر واقع میشود و در حال حاضر نیز نگاهی به تحلیلها و اظهارنظرهای افراد در سطوح مختلف آن جامعه، نشان میدهد که توجیهات ترامپ برای علتتراشی جهت حمله به ایران، نمیتواند پررنگ بودن نقش اسرائیل در این بحران را کمرنگ کند.
در صورتی که راهحلی سیاسی یافت نشود و پرونده این بحران به خصوص برای اسرائیل باز بماند، میتوان این احتمال را در نظر گرفت که آمریکا نقش خود را تغییر دهد و دوباره پشت اسرائیل بایستد. در این سو نیز ایران به گواه منابع اطلاعاتی غربی و ارزیابیهای موجود، توان آفندی خود برای آسیب زدن به اسرائیل را حفظ کرده و قادر به رویارویی است.