آتشبس شکننده، سناریوهای خطرناک
آیا «آمریکا» برای حمله تازه به «ایران» آماده میشود؟
گزارشهای گاردین، سیانان و رسانههای اسرائیلی نشان میدهد آمریکا و اسرائیل همزمان با حفظ آتشبس شکننده، دامنه گزینههای نظامی علیه ایران را از حمله به نیروها و زیرساختهای نظامی تا فشار بر بخش انرژی و حتی جزیره خارک بررسی میکنند. با این حال، تردید درباره هزینههای سنگین جنگ، توان باقیمانده ایران و نبود چشمانداز روشن برای تغییر معادله سیاسی، همچنان پابرجاست.
فرارو- گزارش روزنامه بریتانیایی «گاردین» نشان میدهد که دامنه گزینههای نظامی آمریکا، دستکم در سطح نظری، در حال گسترش است؛ تحولی که همزمان با نزدیک شدن سومین گروه ناو هواپیمابر آمریکا به خاورمیانه در روزهای آینده و حرکت یک نیروی ۲۵۰۰ نفری از تفنگداران دریایی این کشور از اقیانوس آرام بهسوی منطقه رخ میدهد؛ نیرویی که انتظار میرود تا پایان ماه آوریل وارد منطقه شود. با این حال، ماندگاری این نیروها ممکن است محدود باشد؛ بهویژه آنکه ناو هواپیمابر «جرالد آر. فورد» اکنون بیش از ۳۰۰ روز است که در دریای سرخ مستقر مانده است.
به گزارش فرارو؛ در سناریوهای مطرحشده، این احتمال نیز وجود دارد که ایالات متحده برای بهدست گرفتن کنترل جزیره خارک ایران وارد عمل شود؛ جزیرهای راهبردی که حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران از طریق آن بارگیری میشود. چنین عملیاتی میتواند با تکیه بر نیروهای هوابرد یا یگانهای تفنگداران دریایی آمریکا انجام شود. با این حال، هرچند تصرف این جزیره از منظر نظامی در نگاه نخست آسان به نظر میرسد، اما حفظ امنیت آن و تداوم پشتیبانی از نیروهای مستقر، میتواند به چالشی بسیار بزرگتر تبدیل شود.
در سوی مقابل، توان نظامی ایران نیز بهطور کامل تحلیل نرفته است. بر اساس برآوردهای اطلاعاتی فاششده از آمریکا، ایران همچنان حدود نیمی از ذخایر موشکی و سکوهای پرتاب خود را حفظ کرده و در همین سطح، بخشی از توان پهپادیاش را نیز در اختیار دارد. علاوه بر این، ایران نشان داده است که همچنان قادر به اجرای عملیات دریایی است؛ عملیاتی که حمله به کشتیهای تجاری و توقیف آنها در تنگه هرمز را نیز شامل میشود.
حملات آمریکا و اسرائیل به ایران که ۳۸ روز ادامه یافت، به اجرای هزاران حمله هوایی منجر شد. با وجود محدود بودن تلفات طرف آمریکایی، بیش از ۳۰۰۰ ایرانی به شهادت رسیدند؛ اما این حملات نتوانست به فروپاشی نظام بینجامد و حکومت همچنان خود را شکستنخورده میداند.
در چنین شرایطی، کارشناسان معتقدند هنوز مشخص نیست که ازسرگیری بمبارانهای آمریکا و اسرائیل چگونه میتواند، دستکم در مقطع فعلی، معادله سیاسی را دگرگون کند. ترامپ نیز اوایل همین ماه تلاش کرده بود تهران را با تهدید به هدف قرار دادن نیروگاههای برق، پلها و تأسیسات آبشیرینکن تحت فشار قرار دهد؛ تهدیدی بهشدت خطرناک که با موجی از محکومیت روبهرو شد و بسیاری از حقوقدانان آن را مصداق جنایت جنگی توصیف کردند.
در مقابل، متیو ساویل از مؤسسه خدماترسانی متحد سلطنتی میگوید دولت آمریکا ترجیح میدهد به حمله هوایی یا عملیات آبی - خاکی تهدید کند، نه اینکه واقعاً آن را به اجرا بگذارد؛ زیرا هرچند ایالات متحده از قدرت آتش و توان لازم برای چنین اقدامی برخوردار است، اما این پرسش همچنان پابرجاست که آیا ورود به چنین مسیری واقعاً ارزش این همه هزینه و دردسر را دارد. برآوردها نیز نشان میدهد آمریکا از یک گزینه مؤثر برای تهاجم زمینی برخوردار نیست. با وجود استقرار بیش از ۵۰ هزار نیروی نظامی این کشور در منطقه، این تعداد در برابر شمار نیروهای ایرانی که به صدها هزار نفر میرسد، محدود به نظر میرسد. همزمان، دادههای تازه از مصرف گسترده مهمات آمریکایی از جمله موشکهای «تامهاوک» و نیز سامانههای پیشرفته پدافند هوایی، حکایت دارد.
تنگه هرمز زیر نشانه؛ واشنگتن در حال طراحی سناریوی حمله تازه به ایران
شبکه آمریکایی «سیانان» گزارش داده است که فرماندهان نظامی آمریکا در حال تدوین طرحهای تازهای برای هدف قرار دادن نیروهای ایرانی در تنگه هرمز هستند؛ طرحهایی که در صورت فروپاشی آتشبس کنونی با ایران، میتواند وارد مرحله اجرا شود. در میان اهدافی که برنامهریزان نظامی آمریکا بر آن متمرکز شدهاند، «هدف قرار دادن فرماندهان نظامی مشخص ایرانی» جایگاه برجستهای دارد. سیانان به نقل از یک مقام وزارت جنگ آمریکا، نوشته است که ارتش این کشور همچنان در حال ارائه گزینهها به رئیسجمهور ترامپ است و همه گزینهها همچنان روی میز قرار دارد. همزمان، منابع آگاه در گفتوگو با این شبکه احتمال دادهاند که حملات بعدی آمریکا بر تواناییهای نظامی باقیمانده ایران متمرکز شود از جمله موشکها، سکوهای پرتاب آنها و تأسیسات تولیدیای که در موج نخست حملات آمریکا و اسرائیل از بین نرفتهاند یا از زمان آغاز آتشبس به نقاط راهبردی تازهای منتقل شدهاند.
این منابع تأکید کردهاند که چندین دسته از اهداف ایرانی اکنون در دستور بررسی قرار دارد؛ گزینههایی که حملات متمرکز و پویا علیه توانمندیهای ایران در اطراف تنگه هرمز، جنوب خلیج فارس و دریای عمان را نیز شامل میشود. در این چارچوب، قایقهای تندرو هجومی کوچک، کشتیهای مینگذار و دیگر تجهیزاتی که به تهران در مسدود کردن این گذرگاههای حیاتی آبی و استفاده از آنها بهعنوان اهرم فشار علیه آمریکا کمک کردهاند، از جمله اهداف احتمالی به شمار میروند.
این منابع همچنین افزودهاند که ارتش آمریکا ممکن است تهدید پیشین ترامپ برای حمله به اهداف دارای کاربری دوگانه و زیرساختها از جمله تأسیسات انرژی، را عملی کند؛ اقدامی که با هدف وادار کردن ایران به بازگشت به میز مذاکره دنبال میشود. با این حال، شماری از مقامهای کنونی و پیشین آمریکا هشدار دادهاند که حمله به زیرساختها، به معنای ورود به مرحلهای بهمراتب مناقشهبرانگیزتر از این درگیری خواهد بود.
در عین حال، منابع آگاه به این شبکه گفتهاند که ترامپ ظاهراً از شعلهور شدن دوباره جنگ با ایران نگران است و راهحل دیپلماتیک را بر ادامه تقابل نظامی ترجیح میدهد. با این همه، در محافل مختلف این جمعبندی نیز وجود دارد که تمدید آتشبس از سوی ترامپ «برای مدت نامحدود» نخواهد بود و ارتش آمریکا در آمادهباش کامل قرار دارد تا در صورت لزوم، حملات را از سر بگیرد.
تلآویو و واشنگتن در مسیر «ضربهای کوتاه اما دردناک» علیه ایران
یک شبکه عبریزبان گزارش داده است که آمریکا و اسرائیل به اجرای حملهای برقآسا علیه ایران تمایل دارند؛ حملهای که بر زیرساختهای ملی و بخش انرژی متمرکز خواهد بود و از آن بهعنوان اقدامی «کوتاه اما دردناک» یاد میشود. شبکه ۱۲ عبری گزارش داده است که در اسرائیل این ارزیابی در حال تقویت شدن است که فرصت دستیابی به توافقی دیپلماتیک با تهران رو به کاهش است؛ آن هم در شرایطی که برآوردها درباره نزدیک شدن زمان ازسرگیری رویارویی با ایران نیز افزایش یافته است.
بر اساس این گزارش، کابینه کوچک اسرائیل با حضور وزیران و مقامهای ارشد دفاعی، شامگاه پنجشنبه برای بررسی تحولات امنیتی مربوط به لبنان و ایران تشکیل جلسه داد؛ بهویژه پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تمدید آتشبس در لبنان را برای سه هفته اعلام کرد. این شبکه عبری همچنین توضیح داد که ارزیابی نهادهای سیاسی و امنیتی در تلآویو نشان میدهد دستورالعملهای نهایی رئیسجمهور ترامپ درباره پرونده ایران، در آغاز هفته آینده مشخص خواهد شد. همزمان، در تلآویو این برداشت در حال پررنگتر شدن است که طرفها به ازسرگیری جنگ در ایران نزدیک میشوند. به گفته مقامهای ارشد اسرائیلی، ترامپ همچنان در حال تماس و رایزنی است و آمریکاییها خواهان توافق هستند، اما به باور آنان، طرفی برای رسیدن به توافق وجود ندارد.
در ادامه این گزارش آمده است که در تلآویو بر این باورند که از تهران نه صدایی شنیده میشود و نه پاسخی دریافت میشود. این گزارش همچنین مدعی است که ایران در قبال دو شرطی که برای اسرائیل تعیینکننده تلقی میشود، مواضع سختگیرانهتری اتخاذ کرده است: خارج کردن مواد هستهای از خاک کشور و توقف غنیسازی اورانیوم در داخل ایران. به نوشته این شبکه، در نشست یادشده همچنین تشدید محاصره اقتصادی و دریایی اعمالشده از سوی دولت آمریکا علیه ایران، و نیز حرکت به سمت اقدام نظامی محدود یا گسترده علیه ایران، مورد بررسی قرار گرفت.
این شبکه هشدار داده است که اسرائیل در برابر تحولات سریع در دو صحنه اصلی فعالیت خود، یعنی ایران و لبنان، در وضعیت انتظار و آمادهباش قرار دارد. بر پایه ارزیابی نهادهای سیاسی و امنیتی، این آمادگی با هدف برداشتن گامهای نظامی و سیاسی برای تغییر واقعیت منطقهای در آینده نزدیک دنبال میشود. در بخش مربوط به طرحهای حمله به ایران نیز این شبکه توضیح داده است که اسرائیل و آمریکا هر دو به دنبال اجرای اقدامی نظامی کوتاهمدت علیه ایران هستند تا از ورود به چرخهای از حملات متقابل که ممکن است هفتهها ادامه یابد، جلوگیری کنند. به گفته این گزارش، هدف مشخص، وارد کردن «ضربهای دردناک به ایرانیها» است؛ ضربهای که بر زیرساختهای ملی و بخش انرژی متمرکز خواهد بود.
در خصوص احتمال تشدید تنش در لبنان نیز این شبکه عبری گزارش داده است که با وجود تمدید آتشبس، آمادگیها برای احتمال اجرای عملیاتی نظامی گستردهتر در لبنان همچنان ادامه دارد. این گزارش تاکید می کند که اسرائیل در حال حاضر، به درخواست آمریکاییها، در واکنش به حزبالله خویشتنداری نشان میدهد و دو طرف درگیر نوعی رویارویی کمشدت هستند. با این حال، نهاد دفاعی اسرائیل تأکید کرده است که با وجود حفظ وضعیت موجود در این مرحله، شرایط میتواند بهسرعت دگرگون شود.
شوک انرژی و لرزش اکثریت؛ نبرد کنگره زیر سایه قیمت بنزین
جنگ در ایران خیلی زود از میدان نبرد به فضای داخلی آمریکا راه یافت و اثر آن در ماه مارس و آوریل بهسرعت در بهای بنزین و انرژی نمایان شد. شاخص قیمت مصرفکننده در مارس افزایش ماهانه ۰.۹ درصدی را ثبت کرد، در حالی که فقط بخش انرژی در همان یک ماه ۱۰.۹ درصد بالا رفت و بهای بنزین نیز ۲۱.۲ درصد جهش کرد؛ تا جایی که میانگین قیمت هر گالن بنزین معمولی در آمریکا در آوریل به حدود ۴.۰۵ دلار رسید. این افزایش، سهم اصلی را در رشد عمومی قیمتها بر عهده داشت و بازار نفت نیز همچنان با هر تحول در آتشبس، مسیر جنگ و تنش در تنگه هرمز، واکنشی تند نشان میدهد.
جمهوریخواهان کارزار انتخاباتی خود را بر پایه یک وعده اقتصادی روشن بنا کرده بودند؛ مهار تورم، کنترل قیمتها و کاهش فشار بر خانوادههای آمریکایی. اما آغاز جنگ در ایران این وعدهها را در معرض آزمونی مستقیم قرار داد و تصمیم به جنگ را به بخشی از ارزیابی رأیدهندگان از عملکرد جمهوریخواهان در انتخابات کنگره، شامل مجلس نمایندگان و سنا، تبدیل کرد.
انتخابات میاندورهای آمریکا قرار است سوم نوامبر آینده برگزار شود؛ انتخاباتی که در آن، آمریکاییها تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و نیز ۳۵ کرسی از مجموع ۱۰۰ کرسی مجلس سنا را انتخاب خواهند کرد. نتیجه این رقابت تعیین میکند که در نیمه دوم ریاستجمهوری ترامپ، کدام جریان سیاسی کنترل قانونگذاری، نظارت و تأمین مالی را در واشنگتن در دست خواهد داشت.
در هفتههای گذشته، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، جیدی ونس، معاون او، و اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، افزایش قیمتها را به جنگ ایران نسبت داده و رشد بهای سوخت و انرژی را هزینهای موقت توصیف کردهاند. آنان در عین حال، در مواضع خود بر امنیت ملی، بازدارندگی و هیبت آمریکا تکیه کردهاند. با این همه، حومه شهرها، حوزههای انتخاباتی رقابتی و اقشار کمدرآمد همچنان از مهمترین عوامل تعیینکننده نتیجه انتخابات میاندورهای به شمار میروند؛ حوزههایی که جمهوریخواهان در آنها با فشار بیشتری روبهرو هستند، زیرا افزایش قیمت سوخت خیلی سریع بر زندگی خانوادههای کمدرآمد سنگینی میکند.
اهمیت این انتخابات در واشنگتن از آنجاست که نتیجه آن، دامنه تحرک ترامپ را در دو سال آینده مشخص خواهد کرد. حفظ هر دو مجلس در اختیار جمهوریخواهان، دست او را در موضوعاتی مانند بودجه، مهاجرت، مالیات و تأمین مالی پروندههای امنیتی بازتر میگذارد. در مقابل، از دست رفتن یکی از دو مجلس به سود دموکراتها، ابزار بیشتری برای متوقف کردن دستور کار او و گشودن مسیرهای نظارتی و تحقیقاتی گستردهتر در اختیار آنها قرار خواهد داد. ترامپ نیز در ماه ژانویه به این احتمال وزن مستقیمی داده و به جمهوریخواهان هشدار داده بود که شکست در انتخابات میتواند راه را برای اقداماتی در جهت استیضاح او باز کند.
در همین حال، خبرگزاری «رویترز» میان افزایش قیمت بنزین و تضعیف افق سیاسی حزب جمهوریخواه در ایالتها و کرسیهایی که برای حفظ اکثریت به آنها نیاز دارد، پیوند برقرار کرده است. کشمکش بر سر نقشههای انتخاباتی در ویرجینیا نیز نشان میدهد که این نبرد تا چه اندازه با حاشیهای باریک پیش میرود؛ بهگونهای که تنها یک نقشه میتواند توزیع چندین کرسی مجلس را تغییر دهد و هر تحول در قیمتها یا میزان حمایت از ترامپ، خیلی سریع به صحنه رقابت مجلس نمایندگان منتقل میشود.
دموکراتها رقابت بر سر مجلس نمایندگان را از موقعیتی نسبتاً بهتر آغاز میکنند؛ زیرا جمهوریخواهان در این مجلس از اکثریتی بسیار شکننده دفاع میکنند، اکثریتی که خیلی زود از نوسان قیمتها، محبوبیت ترامپ و تغییر در نقشههای انتخاباتی اثر میپذیرد. در مقابل، نقشه سنا برای جمهوریخواهان مناسبتر به نظر میرسد؛ چرا که آنها با نسبت ۵۳ کرسی در برابر ۴۷ کرسی در اکثریت قرار دارند، از تعداد کمتری از کرسیهای رقابتی دفاع میکنند و دموکراتها برای به دست گرفتن کنترل سنا، باید چهار کرسی را به سود خود تغییر دهند.
در سوی دیگر، دموکراتها میکوشند جنگ ایران را به هزینه معیشت، فشار بر رأیدهندگان در حوزه سوخت، پروازهای داخلی و مخارج روزمره پیوند بزنند. آنها همزمان در داخل کنگره نیز به دنبال محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ و بالا بردن هزینه سیاسی تصمیم او هستند؛ زیرا بازپسگیری مجلس نمایندگان، فضای بیشتری برای اعمال فشار بر دولت از درون نهادهای رسمی در اختیارشان قرار میدهد.