ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۳۲۵۹

فارن‌پالیسی: جنگ ایران، نخستین جنگ علیه هوش مصنوعی بود

فارن‌پالیسی: جنگ ایران، نخستین جنگ علیه هوش مصنوعی بود

حید داهویی و آرش رییس نژاد نوشتند: آنچه در خلیج فارس رخ داد، صرفاً یک درگیری منطقه‌ای با خسارات جانبی به اقتصاد دیجیتال نبود. بلکه پرده‌برداری از یک محاسبه‌ غلط راهبردی بود که مدت‌ها پیش از جنگ شکل گرفته بود: این فرض که می‌توان در مناقشه‌خیزترین گذرگاه جهان، ستون فقرات عصر هوش مصنوعی را بنا کرد. این باور که سرمایه می‌تواند جای تحلیل تهدید را بگیرد، نه فقط درکی نادرست از فناوری، بلکه بدفهمیِ واقعیت‌های بنیادین جغرافیا بود.

تبلیغات
تبلیغات

 حمید داهوئی، مدرس دپارتمان اقتصاد دانشگاه هاروارد و آرش رئیس‌نژاد، استادیار مدعو در مدرسه فلچرِ دانشگاه تافتس  در یادداشتی در فارن پالیسی  نوشتند: 

 در ۱ مارس ۲۰۲۶، پهپادهای ایرانی دو مرکز داده آمازون وب سرویس در امارات متحده عربی را هدف قرار دادند و یک مرکز سوم نیز در بحرین آسیب دید. اپلیکیشن‌های بانکی از کار افتادند. سکوهای پرداخت متوقف شدند. برای هفته‌ها، خدمات ابری در سراسر خلیج فارس به طور ناقص از دسترس خارج ماندند.

صنعت فناوری مدت‌هاست که از «کلاود (Cloud)» طوری سخن گفته است که گویی چیزی بی‌وزن، توزیع‌شده، تاب‌آور و بی‌مرز است. جنگ ایران این استعاره را با آتش اصلاح کرد. کلاود، یک نشانی دارد. و آن نشانی را می‌توان با پهپادی هدف گرفت که قیمتش از یک خودروی دست‌دوم هم کمتر است.

تا امروز، رخدادهای جنگ ایران عمدتاً در چارچوب‌هایی آشنا صورت‌بندی شده‌اند؛ با تمرکز بر بسته شدن تنگه هرمز، اختلال در جریان انرژی، کارزار هوایی آمریکا و اسرائیل، و حملات موشکی ایران در سراسر منطقه. اما این چارچوب‌بندی، لایه‌ای ژرف‌تر و پیامدبارتر از این درگیری را نادیده می‌گیرد: نبرد بر سر مراکز داده و زیرساخت‌های دیجیتال منطقه.

آنچه در خلیج فارس رخ داد، صرفاً یک درگیری منطقه‌ای با خسارات جانبی به اقتصاد دیجیتال نبود. بلکه پرده‌برداری از یک محاسبه‌ غلط راهبردی بود که مدت‌ها پیش از جنگ شکل گرفته بود: این فرض که می‌توان در مناقشه‌خیزترین گذرگاه جهان، ستون فقرات عصر هوش مصنوعی را بنا کرد. این باور که سرمایه می‌تواند جای تحلیل تهدید را بگیرد، نه فقط درکی نادرست از فناوری، بلکه بدفهمیِ واقعیت‌های بنیادین جغرافیا بود.

فارن پالیسی

وقتی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در مه ۲۰۲۵ سفر خود به خاورمیانه را به پایان رساند، مقیاس جاه‌طلبی بی‌سابقه بود: بیش از ۲ تریلیون دلار تعهد سرمایه‌گذاری از سوی عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی، که بخش قابل توجهی از آن به زیرساخت هوش مصنوعی اختصاص داشت. پروژه استارگیت امارات، که اوپن‌ای‌آی، انویدیا، جی۴۲ ابوظبی و دیگر غول‌های فناوری را به هم پیوند می‌داد، قرار بود بزرگ‌ترین پردیس هوش مصنوعی خارج از ایالات متحده باشد. آمازون بیش از ۵ میلیارد دلار به ریاض متعهد شد. مایکروسافت ۱۵ میلیارد دلار برای امارات وعده داد. اعلام شد که خلیج فارس در کنار ایالات متحده و چین، به سومین ستون زیرساخت جهانی هوش مصنوعی تبدیل خواهد شد.

اما جنگ ایران چیزی نگران‌کننده‌تر را آشکار کرد. یک قدرت منطقه‌ایِ تحت تحریم، که نه بر ابررایانش در مقیاس عظیم، بلکه بر قابلیت‌های نامتقارنِ پهپادی و موشکی تکیه داشت، نشان داد که منطقِ از کار انداختن زیرساخت هوش مصنوعی را می‌توان با کسری ناچیز از هزینه مورد انتظار نیز اجرا کرد.

بُعد دیگری نیز وجود دارد که بسیاری از تفسیرهای غربی هنوز آن را به طور کامل درنیافته‌اند. شواهد نشان می‌دهد که ایران برای دستیابی به دقت هدف‌گیری، تنها عمل نکرده است...بنا بر گزارش‌ها، ایران به سامانه ماهواره‌ای بیدوی چین دسترسی داشته؛ سامانه‌ای که سیگنال‌های رمزگذاری‌شده‌اش دقتی فراتر از توان اختلال‌افکنی جی‌پی‌اس آمریکا فراهم می‌کند. هم‌زمان، شرکت‌های ماهواره‌ای چینی تصاویر با وضوح بالا از استقرارهای نظامی آمریکا در سراسر منطقه منتشر کردند و به ایران چیزی را دادند که تحلیل‌گران از آن به عنوان «داده‌های هدف‌گیری رایگان» یاد کردند. پکن موشکی شلیک نکرد؛ بلکه مختصات را فراهم کرد.

آنچه در ظاهر جنگی منطقه‌ای به نظر می‌رسد، در سطحی ژرف‌تر، یک نبرد غیرمستقیم بر سر سلطه بر زیرساخت هوش مصنوعی است. چین لازم نیست مستقیماً مراکز داده همسو با آمریکا را هدف بگیرد، اگر شریکی مانند ایران بتواند این کار را با هزینه کمتر و ریسک انتساب‌پذیری پایین‌تر انجام دهد. در خلیج فارس، این منطق صرفاً نظری نبود؛ بلکه به اجرا درآمد.

منبع: جماران

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات