تحلیلگر مصری: چرا شکست آمریکا حتمی است؟
یک تحلیلگر مصری نوشت که تمام نشانههای شکست دولتها و امپراتوریهای بزرگ در آمریکا دیده میشود.
«سامح عسکر»، تحلیلگر مصری در مطلبی نوشت: چرا شکست آمریکا حتمی است؟ تاریخ رحم نمیکند؛ تمام نشانههای شکست دولتها و امپراتوریهای بزرگ در آن دیده میشود.
به گزارش ایسنا، به باور این تحلیل، ۱۰ نشانه وجود دارد که حاکی از شکست اجتنابناپذیر آمریکا است:
اول: رهبری فاسد، ناآگاه و بیپروا. گفته میشود دونالد ترامپ و خانوادهاش کشور را بدون شفافیت یا دموکراسی اداره میکنند و در بسیاری از رفتارهای خود بدون تفکر یا اتکا به مشاوران عمل میکند. این امر باعث تغییر افکار عمومی آمریکا و جهان علیه این جنگ شده و آن را جنگی فاسد در خدمت منافع گروههای خاص و افراطی جلوه میدهد.
دوم: آمریکا توسط فردی اداره میشود که دمدمیمزاج، عصبی و از نظر روانی بیمار توصیف میشود؛ چنین رهبری به آیندهنگری توجهی ندارد و فاقد برنامهریزی بلندمدت است.
سوم: ترامپ در برابر جریان صهیونیسم مسیحی در داخل کشورش ضعیف است و تحت تأثیر بنیامین نتانیاهو و جریان راست مذهبی در اسرائیل قرار دارد. این وضعیت، آمریکا را وارد جنگی با ایران کرده که خروج از آن دشوار خواهد بود و در بهترین حالت، به تضعیف جایگاه این کشور در حد یک قدرت عادی منجر میشود.
چهارم: آمریکا در تلهای مشابه جنگ ویتنام گرفتار شده است؛ جایی که تصور میکرد قدرت نظامی برای پیروزی کافی است. حذف دیپلماسی و ناتوانی در کنترل رفتار و گفتار مسئولان، میتواند به جنگی فرسایشی مشابه منجر شود. در جنگ ویتنام، با وجود ضعف نسبی ویتنام، این کشور با انگیزه بالا آمریکا را درگیر جنگی طولانی کرد که در نهایت به خروج کامل آمریکا در سال ۱۹۷۳ و سقوط سایگون در ۱۹۷۵ انجامید و اقتصاد آمریکا نیز تحت تأثیر تورم و بدهی قرار گرفت.
پنجم: ناتوانی آمریکا در دستیابی به پیروزی، قدرتهایی مانند چین و روسیه را به مداخله تدریجی سوق میدهد؛ مشابه آنچه در جنگ استقلال آمریکا رخ داد، زمانی که ناتوانی بریتانیا در سرکوب شورشها، به ورود فرانسه و اسپانیا و در نهایت شکست بریتانیا انجامید. این وضعیت در جنگ ویتنام نیز تکرار شد، زمانی که چین و اتحاد شوروی از ویتنام حمایت کردند.
ششم: اقتصاد آمریکا شکننده توصیف میشود، زیرا به «پترودلار» و سرمایهگذاریهای حوزه هوش مصنوعی از کشورهای خلیج فارس وابسته است. سیاستهای ترامپ در قبال منطقه، بهویژه در قبال تنگه هرمز، میتواند این منابع را به خطر بیندازد و به اقتصاد آمریکا آسیب بزند.
هفتم: جامعه آمریکا که بهعنوان یکی از مصرفگراترین جوامع جهان شناخته میشود، تحمل جنگی طولانی و دشوار را ندارد و کاهش رفاه میتواند منجر به اعتراضات گسترده و فشار برای پایان جنگ شود.
هشتم: ایران بهخوبی میداند که رقابت مستقیم نظامی با آمریکا کارآمد نیست، اما دو ابزار مهم در اختیار دارد: نخست، کنترل مسیر حیاتی تنگه هرمز و دوم، موقعیت جغرافیایی و دسترسی آسانتر به منابع و خطوط تأمین در مقایسه با آمریکا که فاصلهای بیش از ۱۰ هزار کیلومتر دارد.
نهم: افکار عمومی جهانی، بهویژه در پی رویدادهای غزه، نسبت به این جنگ خشمگین توصیف شده و این مسئله فشارهایی بر تصمیمگیران در کاخ سفید وارد میکند.
دهم: ایران از ۴۷ سال گذشته کشوری خودکفا در حوزههای غذایی و نظامی است. جنگ با این چنین کشورهایی بسیار سخت است، از جمله مقاومت روسیه در برابر ناپلئون و آلمان، جنگهای افغانستان، تجربه فنلاند در جنگ زمستان، پیروزی چین بر ژاپن، و همچنین مقاومت ویتنام در برابر آمریکا.
در پایان، این تحلیل نتیجه میگیرد که جنگ با کشوری که در تأمین غذا و سلاح خودکفا است، بهویژه در سرزمینی دوردست و در شرایط ناتوانی از دستیابی به پیروزی سریع یا جلوگیری از مداخله قدرتهای دیگر، میتواند به شکست منجر شود.
همچنین تأکید میشود که جنگهایی که در شرایط بحران اقتصادی آغاز میشوند، معمولاً سرانجامی جز شکست ندارند.