ترنج موبایل
کد خبر: ۹۵۸۴۲۴

پیشبینی مطهرنیا از جنگ ایران

پیشبینی مطهرنیا از جنگ ایران

مطهرنیا می‌گوید: آتش‌بس در این میدان، نه پایان بازی، بلکه «وقفه‌ای درون‌بازی» است و کنشگران، به‌جای خروج از منازعه، در حال تغییر «سطح و ابزار» آن هستند.

یادداشت مهدی مطهرنیا، آینده پژوه به شرح زیر است:

در این یادداشت، با تکیه بر رویکرد آینده‌پژوهی راهبردی و با الهام از دستگاه تحلیلی نگارنده در حوزه قدرت و سیاست طرح  «خبر» احتمال آتش‌بس یک‌طرفه از سوی ترامپ، تداوم یا ترک جنگ از سوی دونالد ترامپ و میزان تمکین اسراییل به آتش‌بس احتمالی بررسی می‌شود. این تحلیل بر یافته اصلی این گزاره استوار است که آتش‌بس نه پایان منازعه، بلکه بازآرایی آن در سطوح و میدان‌های متفاوت است.

به جای مقدمه

این متن با بهانه و انتشار خبری دال بر ادعای امکان برقراری آتش‌بس احتمالی یک طرفه از سوی ترامپ تنظیم شده که توسط رسانه‌ها و در فضای مجازی آنها منتشر شده که گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال اعلام آتش‌بس یک‌جانبه از سوی آمریکا را مطرح می‌کند؛ تا جایی که در این اخبار به نقل از برخی منابع اسرائیل آمده است که اسرائیل روز شنبه را به‌عنوان زمان احتمالی مطرح کرده و برخی دیگر از رسانه‌های آن، حداکثر تا اواسط هفته آینده را پیش‌بینی کرده‌اند. این در حالیست که همین رسانه‌ها اعلام کرده‌اند که روزنامه وال استریت ژورنال نیز روز پنجشنبه خبر داده که ترامپ به مشاورانش گفته می‌خواهد این هفته جنگ‌ با ایران را پایان دهد.

۱. طرح مسئله

تحولات اخیر در محیط ژئوپلیتیک خاورمیانه، بار دیگر مفهوم «آتش‌بس» را در کانون توجه قرار داده است. پرسش کلیدی این است که آیا آتش‌بس می‌تواند نشانه‌ای از پایان منازعه باشد یا صرفاً بخشی از منطق پویای آن؟

در پاسخ، باید از سطح «رخداد» عبور کرده و به «الگوهای رفتاری بازیگران» توجه نمود.

۲. چارچوب نظری

این تحلیل بر سه گزاره بنیادین استوار است:

A قدرت، ایستا نیست؛ بلکه در حال بازتولید است.

B منازعه، اشکال متغیر دارد (سخت، نیمه‌سخت، نرم).

C تصمیمات راهبردی، تابعی از نسبت هزینه به فایده هستند.

در این چارچوب، آتش‌بس یک «متغیر وابسته» است و نمی‌توان به آن به عنوان یک «هدف مستقل» نگریست.

۳. تحلیل بازیگران

الف) ترامپ و منطق «معامله - فشار»

رفتار ترامپ را می‌توان در قالب یک الگوی ترکیبی از «نمایش قدرت» و «چانه‌زنی حداکثری» تحلیل کرد.

در این الگو:

A آتش‌بس یک‌طرفه می‌تواند ابزار بازتعریف روایت قدرت باشد

B اما ترک کامل جنگ، بدون کسب «دستاورد قابل عرضه»، با منطق رفتاری او همخوانی ندارد

بنابراین، آتش‌بس برای ترامپ در سطح «تاکتیک» مطرح است؛ و نه در لایه «استراتژی» و اینکه آتش‌بس را در سطح استراتژیک ببینیم، اشتباه خواهد بود.

ب) کاخ سفید و تغییر شکل جنگ

در کاخ سپید، جنگ به‌عنوان یک «پیوستار» دیده می‌شود:

الف) از جنگ نظامی به جنگ اقتصادی

ب ) از جنگ اقتصادی به جنگ شناختی

در نتیجه، حتی در صورت توقف درگیری نظامی،«جنگ» در اشکال دیگر ادامه می‌یابد. این جنگ دو دوره :

۱- جنگ روایت

۲- جنگ آیینی

را پست سر نهاده است.

پ) اسرائیل و دکترین امنیت پیش‌دستانه

اسراییل بر اساس دکترین «تهدید صفر» عمل می‌کند:

A آتش‌بس پایدار را پرریسک می‌داند

B اما آتش‌بس موقت را به‌عنوان فرصت بازسازی و تنظیم مجدد می‌پذیرد

در نتیجه، پذیرش آتش‌بس از سوی اسرائیل، مشروط و تاکتیکی است.

در یک جمع بندی کوتاه تحلیلی آتش‌بس در این میدان، نه پایان بازی، بلکه «وقفه‌ای درون‌بازی» است.

کنشگران، به‌جای خروج از منازعه، در حال تغییر «سطح و ابزار» آن هستند.

بر اساس این منطق تحلیلی می‌توان بعد آینده‌اندیشانه موضوع را در قالب چند سناریو برای آینده جنگ مورد بررسی قرار داد و بر اساس سناریوهای موجود، همان چهار سناریو را از «سطح تحلیل ژئوپلیتیک» به «سطح تصمیم‌گیری عملی برای دارایی‌ها» ی شرکت‌ها و سازمان‌ها و حتی افراد تنظیم و تدوین کرد.

هر سناریو مساوی با یک نوع «ریسک غالب» »»»»» و هر ریسک »»»»»» یک «چیدمان بهینه دارایی» را می‌تواند به همراه داشته باشد.

شایسته است بخش‌های گوناگون اقتصادی ما همواره به این مهم توجه داشته باشند که بدون توجه به ابعاد آینده‌اندیشانه نمی‌توانند عملکرد بهینه داشته باشند.

منبع : باریخ نیوز
ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ