ترنج موبایل
کد خبر: ۹۵۴۶۵۶

قمار ترامپ با جنگ زیر سایه نوامبر

قمار ترامپ با جنگ زیر سایه نوامبر

جنگ با ایران پیامدهای سیاسی داخلی قابل توجهی برای ترامپ دارد که فوری‌ترین پس‌لرزه آن در نوامبر احساس خواهد شد.

علی ودایع در اعتماد نوشت: امریکا عاقبت «جعبه پاندورا» جنگ با ایران را باز کرد؛ اتفاقی «غیرضروری» برای واشنگتن که ترکش‌های آن گریبانگیر همه خواهد شد. «دونالد ترامپ» به هر قیمتی می‌خواهد چه از طریق دیپلماسی، چه از طریق اعمال زور به «پیروزی سریع» دست پیدا کند.

شاید از منظر «سند دفاع ملی» پنتاگون برای سال ۲۰۲۶ و بازگشت به دکترین «جیمز مونرو» حمله به ایران یک «رفتار پارادوکسیکال» باشد، اما هدف‌گذاری ثانویه رفتار تهاجمی امریکا علیه منافع چین و روسیه در خاورمیانه است. نوع حمله امریکا و اسراییل و مدل «واکنش سریع» ایران نشان می‌دهد که «فروپاشی دیپلماسی» چقدر مخاطره‌انگیز است. ما با یک «فرآیند مبهم» مواجه هستیم.

آغاز جنگ پس از آن رخ داد که میانجی‌ها از یک «پیشرفت چشمگیر» در مذاکرات خبر داده بودند، اما اکنون روشن است که دیپلماسی هرگز قرار نبود به نتیجه برسد و صرفا برای پوشاندن طرح‌های جنگی به کار گرفته شد. البته وضعیت ایجاد شده به هیچ عنوان ناقض قدرت نبرد دیپلماتیک نیست. 

رمزگشایی از نطق جنگ- فارغ از اینکه «رئالیسم تهاجمی» موتور محرکه رفتاری رییس‌جمهوری امریکاست، باید به قلب واشنگتن رفت تا به فهم دقیق از «محرک داخلی» رسید. در میانه تقابل سناریوها روی میز «شطرنج باروت»، وضعیت داخلی امریکا در روزهای منتهی به شروع تهاجم و «نطق جنگ» ترامپ بر رفتار ناوگان‌ها سایه انداخته است.

بازخوانی سخنرانی سالانه رییس‌جمهوری امریکا و مدل تقابل جمهوری‌خواهان با دموکرات‌ها نشان‌دهنده «پیش‌نمایش» یک زد و خورد جدید است. انتخابات نوامبر در پیش است؛ اتفاقی که وزن‌کشی داخلی کاخ سفید را مشخص خواهد کرد و نظرسنجی‌ها زنگ خطر را در کارزار «ماگا» به صدا درآورده‌اند.

مایک جانسون، رییس‌جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان امریکا در گفت‌وگو با شبکه نیوزمکس درباره شکست در انتخابات نوامبر هشدار داد و تصریح کرد: «اگر در انتخابات میان‌دوره‌ای - خدای نکرده - شکست بخوریم و اکثریت را در مجلس نمایندگان از دست بدهیم، این عملا به معنای پایان ریاست‌جمهوری ترامپ خواهد بود.» 

هدف‌گذاری روی اقتدار بی‌بدیل- همواره یکی از انگیزه‌های اصلی در سیاست داخلی امریکا، نمایش قدرت برای راضی نگه‌داشتن بدنه وفادار است. ترامپ همواره بر سیاست «اول امریکا» و تصویر یک رهبر قاطع تاکید دارد. بلافاصله پس از دستور حمله جدید، موجی از انتقادها نسبت به نحوه تصمیم‌گیری شکل گرفت؛ اقدامی که منتقدان آن را شتابزده و فاقد راهبرد توصیف می‌کنند.

دموکرات‌ها با تمام قدرت توپخانه رسانه‌ها را به سمت اردوگاه ماگا نشانه گرفته‌اند. مساله اینجاست که برخلاف رویه سنتی، عملا «اشتیاق برای جنگ» و اقناع افکار عمومی با چالش مواجه شده است. یک نظرسنجی نشان می‌دهد تنها ۲۷ درصد از افکار عمومی امریکا از استفاده از نیروی نظامی علیه ایران حمایت می‌کنند.

رییس‌جمهور امریکا ساعاتی پس از آغاز بمباران‌ها مدعی شد ایران «تهدیدی قریب‌الوقوع» ایجاد کرده، اما نه پیش از آغاز عملیات توضیح مفصلی داد و نه از کنگره مجوز گرفت. منتقدان می‌گویند استدلال‌های ترامپ مبهم است؛ او پیش‌تر مدعی شده بود برنامه هسته‌ای ایران «به‌طور کامل نابود شده» اما ارزیابی‌های اطلاعاتی این ادعا را تایید نکرده است. 

تغییر کانون توجه عمومی- در علوم سیاسی، نظریه «جنگ انحرافی» بیان می‌کند که رهبران گاهی برای منحرف کردن افکار عمومی از مشکلات داخلی، به بحران‌های خارجی روی می‌آورند. ترامپ در عین تلاش برای ایجاد «پروپاگاندا» قدرت، می‌خواهد یک دستاورد بزرگ از جنگ با ایران خلق کند.

انگیزه او از تشدید تنش، هدف‌گذاری روی اجبار ایران برای بازگشت به میز مذاکره از موضع ضعف یا تغییر توازن قدرت در منطقه است تا آن را به عنوان یک پیروزی بزرگ ثبت کند. پارادوکس فاحش ترامپ این است که در کارزار انتخاباتی سال ۲۰۲۴ وعده داده بود به جنگ‌ها پایان بدهد، اما طی یک‌سال گذشته دستور حملات نظامی در هفت کشور را صادر کرده است. 

ابهام درباره جنگ و صلح- در میانه مذاکرات، سناریوها عمدتا روی موفقیت دیپلماسی یا جنگ محدود متمرکز شده بود، اما چشم‌انداز روشنی وجود ندارد. مدل زد و خوردها این احتمال را جدی کرده که جنگ کوتاه نیست. برخلاف جنگ ۱۲ روزه، این درگیری از هم‌اکنون گسترده‌تر و عمیق‌تر به نظر می‌رسد و آمادگی ایران برای «اقدام علیه اهداف متخاصم» در سراسر منطقه نشان می‌دهد که تهران دکترین آتش را روی میز گذاشته است.

در طرف مقابل، یکی از مشکلات واشنگتن و تل‌آویو، چگونگی حفظ فشار بر تهران بدون ایجاد بی‌ثباتی غیرقابل‌کنترل است. مشکل دیگر آن‌ها این است که تغییر نظام سیاسی را به عنوان هدف نهایی خود اعلام کرده‌اند؛ اتفاقی که به خودی خود یک چالش تو در تو محسوب می‌شود. مبتنی بر مواضع ترامپ، «فعلا» به نظر می‌رسد که ارتش امریکا به کارزار هوایی بسنده خواهد کرد و نیروهای زمینی اعزام نخواهد شد؛ هشداری که پیش‌تر تهران «صراحتا» مطرح کرده بود.

در نهایت، ژنرال‌های ترامپ ممکن است توصیه کنند که ادامه یک درگیری طولانی‌مدت پایدار نیست. برای ترامپ، جنگی که امکان پیروزی در آن وجود ندارد، می‌تواند به راهبردی آشنا برای خروج منجر شود. رییس‌جمهور امریکا «ممکن است» ناگهان در شبکه تروث سوشال اعلام پیروزی کرده و روایت دستیابی به دستاورد «حذف رهبر» ایران را به عنوان نقطه پایان جنگ اعلام کند. در هر صورت، ترامپ تا قبل از نوامبر به هر قیمت و هر عنوانی «مجبور» است پرونده ایران را به نتیجه برساند. 

چالش اردک لنگ- برگردیم به قلب نگرانی اردوگاه جمهوری‌خواهان؛ جایی که سرنوشت انتخابات میان‌دوره‌ای را تعیین خواهد کرد. سطح بالای نارضایتی‌ها یک کابوس بزرگ به اسم «اردک لنگ» برای ترامپ تبدیل شده است. اصطلاح «اردک لنگ» در ادبیات سیاسی به سیاستمداری اطلاق می‌شود که دوره مسوولیتش رو به پایان است و می‌داند دیگر قدرت تاثیرگذاری سابق را ندارد. دموکرات‌ها از وضعیت «اردک لنگ» استفاده کرده و با کلید زدن استیضاح، «مرد دیوانه» را درگیر مسائل حقوقی می‌کنند تا توان حرکت در سیاست خارجی و داخلی را نداشته باشد. اردک لنگ در سال ۲۰۲۶ برای ترامپ، به معنای «حبس خانگی در کاخ سفید» است.

در این وضعیت، او نه تنها نمی‌تواند علیه ایران یا رقبا «ابهام فعال» ایجاد کند، بلکه در داخل واشنگتن هم با سد محکم بروکراسی و قانونگذارانی مواجه می‌شود که دیگر از سایه او نمی‌ترسند. در واقع، انتخابات نوامبر، نبرد برای جلوگیری از تبدیل شدن شیر کاخ سفید به یک اردک لنگ در گل‌ولای دعواهای حزبی است. امریکا در نوامبر ۲۰۲۶ نه با یک انتخابات میان‌دوره‌ای ساده، بلکه با یک «رفراندوم درباره بقای ترامپیسم» روبه‌رو است. 

واشنگتن در انتظار نوامبر - در دنیای واقعیت، تصمیم‌گیرندگان معمولا پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی چنین اقداماتی را نیز می‌سنجند. ترور مقامات عالیرتبه یا حمله نظامی گسترده، طبق قوانین بین‌المللی، ریسک‌های عظیمی از جمله شروع یک جنگ تمام‌عیار و بی‌ثباتی بازار انرژی را به همراه دارد که می‌تواند به جای کمک به جایگاه داخلی یک رییس‌جمهور، باعث سقوط محبوبیت او شود.

با «قطعیت» می‌توان گفت که ایران نتیجه انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر را تعیین خواهد کرد. سناریونویس‌های نظامی معتقد بودند که جنگ ایران به شکل «متوازن» دنبال خواهد شد، اما واکنش سریع تهران و حجم بالای آتش در گستره خاورمیانه معادله متفاوتی است.

موشک‌های بالستیک به پایگاه‌های امریکا در عراق، قطر، بحرین، امارات، عربستان و نیز شهرهای اسراییلی شلیک شد. «تاب‌آوری» در حجم فشرده آتش تعیین‌کننده است و فراتر از همه اینها، «اتحاد مقدس» عامل بنیادین در سطح تاب‌آوری محسوب می‌شود. جنگ با ایران پیامدهای سیاسی داخلی قابل توجهی برای ترامپ دارد که فوری‌ترین پس‌لرزه آن در نوامبر احساس خواهد شد.

 

ارسال نظرات
خط داغ