ترنج موبایل
کد خبر: ۹۵۳۲۶۵

آیا آمریکا وارد جنگ طولانی می‌شود؟

آیا آمریکا وارد جنگ طولانی می‌شود؟

کاهش ذخایر رهگیرها و مهمات آمریکا در میانه درگیری‌های اخیر، نگرانی‌هایی جدی درباره تداوم عملیات و توان بازدارندگی واشنگتن ایجاد کرده است. گزارش‌های وال استریت ژورنال و فایننشال تایمز نشان می دهد نشان می‌دهد فشار بر زنجیره تأمین تسلیحاتی می‌تواند دامنه درگیری را طولانی‌تر کند و ریسک اختلال در مسیرهای انرژی، به‌ویژه تنگه هرمز، را افزایش دهد؛ عاملی که احتمال جهش قیمت نفت و تشدید فشارهای تورمی در اقتصاد جهانی را بالا می‌برد.

فرارو- نشریه فارن پالیسی در گزارشی تحلیلی از آنچه «تغییرات چشمگیر» در سیاست خارجی دونالد ترامپ می‌خواند، پرده برداشته و نوشته است که رئیس‌جمهور آمریکا عملاً از شعار «اول آمریکا»، شعاری که او را برای دومین‌بار به کاخ سفید بازگرداند  فاصله گرفته است.

به گزارش فرارو، به روایت این مجله، ترامپ که پیش‌تر به‌عنوان مخالف سرسخت مداخلات پرهزینه آمریکا در خاورمیانه شناخته می‌شد، اکنون هدایت یک کمپین نظامی گسترده با هدف تغییر نظام در ایران را بر عهده گرفته است؛ چرخشی که از نگاه نویسندگان گزارش، هم نشان‌دهنده ناتوانی او در مهار نفوذ تندروها در قبال ایران در حزب جمهوری‌خواه است و هم بیانگر دشواری مقاومت در برابر وسوسه استفاده از نیروی نظامی برای اهدافی مبهم.

گزارش با لحنی تند تأکید می‌کند تصمیم برای ورود به جنگی تازه، نه‌تنها پشت‌کردن به پایگاه مردمی ترامپ، بلکه بی‌اعتنایی به کل افکار عمومی آمریکا است؛ به‌ویژه آنکه در جریان کارزار انتخاباتی، مشاوران ارشد او چهره‌ای صلح‌طلب از وی ترسیم می‌کردند. استیون میلر در همان ایام، رقیب دموکرات او، کامالا هریس، را نماینده «نومحافظه‌کاران عاشق جنگ» خوانده بود؛ کسانی که به‌زعم او «پسران شما را به جنگ‌هایی می‌فرستند که هرگز خودشان در آن نمی‌جنگند.»

فارِن‌پالیسی با استناد به اظهارات تاکر کارلسون، حامی دیرینه ترامپ، حملات به ایران را «منزجرکننده و بسیار شیطانی» توصیف می‌کند. کارلسون هشدار داده است که رئیس‌جمهور با قمار بر سر یک «جنگ کوتاه و موفق» اکنون باید منتظر بماند و ببیند آیا آمریکا را به همان مسیری کشانده که وعده داده بود از آن پرهیز کند یا نه. به تعبیر او، ایالات متحده ممکن است بار دیگر در «باتلاقی فاجعه‌بار در خاورمیانه» فرو رود؛ مسیری که به‌گفته وی نه مطلوب هواداران ترامپ است و نه خواست اکثریت آمریکایی‌ها.

شعار «اول آمریکا» در آن زمان، با تأکید بر بازتعریف منافع ملی و تردید در قبال نقش «پلیس جهان» برای ایالات متحده، توانست رأی مستقل‌ها و بخش مهمی از جمهوری‌خواهان را جذب کند و به بازگشت او به قدرت یاری رساند. اما اکنون، به‌گفته فارن‌پالیسی، با کمرنگ‌شدن تأکید بر منافع ملی و پررنگ‌شدن تصمیم‌های شخصی و ماجراجویی‌های نظامی، میزان محبوبیت سیاست خارجی ترامپ از ۴۱ درصد به ۳۷ درصد کاهش یافته است. درون حزب جمهوری‌خواه نیز نارضایتی‌هایی دیده می‌شود: حدود ۷۰ درصد جمهوری‌خواهان با الحاق گرینلند مخالف‌اند و تنها ۱۷ درصد از تغییر نظام در ایران حمایت می‌کنند.

نظرسنجی‌های بلندمدت نشان می‌دهد تنها ۱۷ درصد آمریکایی‌ها خواهان ایفای نقشی فعال‌تر از سوی کشورشان در حل مشکلات جهان‌اند، در حالی که ۴۵ درصد ترجیح می‌دهند آمریکا نقش کمتری در صحنه بین‌المللی ایفا کند. شورای امور جهانی شیکاگو نیز گزارش کرده است که طی پنج سال گذشته، حمایت از نقش فعال آمریکا در جهان حدود ۱۰ درصد کاهش یافته است.

مسابقه با زمان؛ دغدغه انبارهای خالی در کارزار آمریکا علیه ایران

ایالات متحده در میانه یک رقابت نفس‌گیر با زمان قرار گرفته است؛ رقابتی برای پایان‌دادن به مأموریت نظامی خود علیه ایران پیش از آنکه ذخایر مهمات و رهگیرهای دفاع هوایی‌اش به نقطه هشدار برسد. تمرکز کارزار واشنگتن، بنا بر گزارش‌ها، بر انهدام ظرفیت موشکی و پهپادی ایران است؛ آن هم پیش از آنکه توان رهگیری پاسخ تهران تحلیل برود.

روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از مقام‌های فعلی و سابق آمریکایی نوشته است که سطح ذخایر موشک‌ها و رهگیرها «در دست بررسی» قرار دارد؛ عبارتی که در ادبیات پنتاگون به «ظرفیت انبار» اشاره می‌کند و ماهیتی طبقه‌بندی‌شده دارد. برآورد دقیق ذخایر رهگیرهای دفاع هوایی آمریکا محرمانه است، اما تداوم درگیری با ایران فشار محسوسی بر زنجیره تدارکات وارد کرده است.

کِلی گرکو، عضو ارشد مرکز تحقیقات استیمسون، هشدار داده است: «یکی از چالش‌ها این است که این منابع با سرعت بالایی در حال اتمام‌اند.» به گفته او، واشنگتن ذخایر دفاعی خود را سریع‌تر از ظرفیت جایگزینی مصرف می‌کند. سامانه ضد موشکی تاد در سال ۲۰۲۴ به‌همراه نیروهای عملیاتی آمریکا در اسرائیل مستقر شد.  اما حفظ موجودی کافی رهگیرهای این سامانه برای پنتاگون اهمیتی دوچندان دارد؛ زیرا این سیستم در کره جنوبی و گوام نیز فعال است و نقش کلیدی در بازدارندگی در برابر کره شمالی و چین ایفا می‌کند.

هم‌زمان، وزارت دفاع آمریکا در پی تکمیل ذخایر رهگیرهای سامانه‌های پاتریوت و اس ام ۳ است. پاتریوت برای رهگیری تهدیدات در ارتفاع پایین به‌کار می‌رود، در حالی که موشک‌های اس ام ۳ توان مقابله با موشک‌های بالستیک در خارج از جو را دارند.

کمبود احتمالی تنها به رهگیرها محدود نیست. آمریکا در حملات خود از موشک‌های کروز دریایی تاماهاوک و همچنین تسلیحات هواپرتاب علیه اهداف ایرانی بهره می‌گیرد. این الگو یادآور عملیات «قایق رایدر» در سال گذشته است؛ عملیاتی که طی آن واشنگتن از تسلیحات دقیق دوربرد علیه مواضع حوثی‌ها در یمن استفاده کرد.

باران آتش بر فراز تل‌آویو؛ روایت یدیعوت از تغییر الگوی تهدید موشکی ایران

روزنامه اسرائیلی «یدیعوت آحارونوت» در گزارشی تازه، از آنچه «تحولی قابل توجه» در ماهیت تهدید موشکی ایران علیه اسرائیل توصیف کرده، پرده برداشته است؛ تحولی که به گفته این روزنامه، با استفاده از موشک بالستیک مجهز به کلاهک خوشه‌ای همراه بوده و به دلیل سازوکار عملکرد و پراکندگی قطعات در آسمان، «سلاح باران آتش» نام گرفته است.

بر اساس این گزارش، ایران عصر دوشنبه موشکی را شلیک کرده که به کلاهک خوشه‌ای مجهز بوده؛ همان نوعی که پیش‌تر نیز در برخی حملات مورد استفاده قرار گرفته است. ویژگی اصلی این موشک، توانایی متلاشی شدن در ارتفاع و رهاسازی چندین مهمات کوچک است که به‌صورت پراکنده و تصادفی در محدوده‌ای وسیع فرود می‌آیند.

در پی اصابت یکی از این موشک‌ها به تل‌آویو، فرماندهی جبهه داخلی اسرائیل اعلام کرد کلاهک شناسایی‌شده برای ارتش «شناخته‌شده» است. به گفته این نهاد، خطر اصلی چنین تسلیحاتی نه در قدرت انفجاری آن، بلکه در پراکندگی مهمات کوچک نهفته است. مقام‌های اسرائیلی تأکید کرده‌اند که میزان تخریب این نوع موشک نسبت به موشک‌های سنگین کمتر است، اما هشدار داده‌اند که سقوط ترکش‌ها می‌تواند تهدیدآفرین باشد. در توصیفی قابل توجه، صحنه سقوط این قطعات به «اتوبوس‌های کوچکی که از آسمان فرومی‌ریزند» تشبیه شده است.

ران بن‌ییشای، مفسر نظامی اسرائیلی، در همین زمینه گفته است که ایران دست‌کم سه نوع موشک بالستیک مجهز به کلاهک خوشه‌ای در اختیار دارد؛ از جمله موشک‌های قدر و خرمشهر که توانایی رسیدن به عمق خاک اسرائیل را دارند. بر اساس جزئیات منتشرشده، کلاهک این موشک‌ها شامل خرجی انفجاری به وزن صدها کیلوگرم است که در کنار حدود بیست بمب کوچک درون آن تعبیه شده است. هنگامی که موشک به ارتفاعی در حدود هفت کیلومتری بالای هدف می‌رسد، این بمب‌ها از یکدیگر جدا می‌شوند و بدون هدایت دقیق، در منطقه‌ای تا شعاع هشت کیلومتر پراکنده می‌شوند.

هر یک از این بمب‌های کوچک تنها چند کیلوگرم وزن دارند و حاوی ۲.۵ تا ۷ کیلوگرم مواد منفجره هستند. به نوشته یدیعوت، میزان خسارت ناشی از آن‌ها قابل مقایسه با موشک‌های اولیه قسام است؛ تسلیحاتی با قدرت نفوذ محدود که در عین حال، در صورت سقوط در مناطق پرجمعیت، می‌توانند تلفات انسانی و خسارات مالی قابل توجهی برجای بگذارند.

گلوگاه جهان زیر سایه آتش؛ هرمز، نفت و آزمون تازه اقتصاد جهانی

همزمان با تشدید حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، نگاه‌ها از میدان نبرد به نقشه انرژی جهان دوخته شده است. تحلیلگران اقتصادی در حال سنجش اثرات این درگیری بر بازارهای نفت، گاز و رشد جهانی‌اند؛ چرا که نگرانی از اختلال احتمالی در تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز بالا گرفته است؛ گلوگاهی راهبردی که از سواحل جنوبی ایران می‌گذرد و یکی از حیاتی‌ترین شاهراه‌های انتقال نفت در جهان به شمار می‌رود.

به گزارش فایننشال تایمز، اقتصاد جهانی در سال گذشته، علی‌رغم جنگ‌های تجاری و تنش‌های ژئوپلیتیکی، نوعی انعطاف‌پذیری از خود نشان داده است؛ اما حمله نظامی به ایران می‌تواند آزمونی تازه و پرهزینه باشد. هرگونه اختلال در ترافیک دریایی این مسیر، خطر جهش ناگهانی قیمت نفت را به همراه دارد. حدود یک‌پنجم تولید نفت جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند. از همین رو، هر اختلالی که استمرار یابد، می‌تواند به شوکی مستقیم در بازارهای جهانی بینجامد؛ شوکی که از قیمت سوخت آغاز می‌شود و تا شاخص‌های تورمی و بازارهای مالی امتداد می‌یابد.

اقتصاددانان دو سناریوی محتمل را بررسی می‌کنند:

الف -  سناریوی حداکثری؛ انسداد کامل و طولانی‌مدت هرمز؛ در این حالت، قیمت نفت می‌تواند از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کند. چنین افزایشی نه‌تنها بازار نفت، بلکه بازار گاز طبیعی را نیز ملتهب خواهد کرد و فشارهای تورمی را در اقتصادهای بزرگ تشدید می‌کند.

ب -  سناریوی محدود؛ اختلال در صادرات ایران با تداوم عبور و مرور؛ این سناریو محتمل‌تر ارزیابی می‌شود. در این وضعیت، قیمت‌ها ممکن است به حدود ۸۰ دلار در هر بشکه برسد. با این حال، اگر دیگر تولیدکنندگان عرضه را بالا ببرند، اثر افزایش قیمت می‌تواند مهار شود؛ به‌ویژه آنکه ائتلاف اوپک پلاس اخیراً از افزایش تولید روزانه ۲۰۶ هزار بشکه خبر داده است.

در مقیاس جهانی، افزایش مستمر بهای نفت می‌تواند نرخ تورم را حدود ۰.۶ تا ۰.۷ درصد بالا ببرد. این روند، اعتماد کسب‌وکارها و سرمایه‌گذاران را تضعیف می‌کند و احتمالاً بر بازارهای مالی، به‌ویژه سهام بانک‌ها و شرکت‌های فناوری، سایه می‌اندازد. با وجود این ریسک‌ها، برخی اقتصاددانان از جمله اینس مک‌وی از مؤسسه اکونومیک آکسفورد معتقدند اقتصاد جهانی در برابر شوک‌های پی‌درپی، تاب‌آوری قابل توجهی نشان داده است. به باور آنان، اگر جریان انرژی متوقف نشود و بازارها به‌درستی مدیریت شوند، اثر تشدید تنش‌ها می‌تواند محدود باقی بماند.

در نهایت، معادله‌ای که اکنون پیش‌روی اقتصاد جهان قرار گرفته، ساده اما سرنوشت‌ساز است: آیا هرمز همچنان باز خواهد ماند، یا یک گذرگاه باریک، توازن شکننده بازارهای جهانی را برهم خواهد زد؟ پاسخ این پرسش، نه‌فقط قیمت هر بشکه نفت، که مسیر تورم، سیاست‌های پولی و رشد اقتصاد جهانی را تعیین خواهد کرد.

ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ