قمار ترامپ بر دیپلماسی بدون دیپلمات
دیپلماسی به سبک حلقه نزدیکان ترامپ
به گزارش نیویورک تایمز ، دولت دونالد ترامپ با کنار گذاشتن ساختارهای سنتی دیپلماسی، مذاکرات حساس با ایران و روسیه را به چهرههای معاملهمحوری چون جرد کوشنر و استیو ویتکاف سپرده است. همزمان، ترامپ در قبال ایران از تهدید نظامی و نمایش قدرت دریایی بهعنوان اهرم فشار استفاده میکند، اما در برابر روسیه فشار نظامی را کاهش داده و بر اهرمهای اقتصادی تکیه کرده است؛ رویکردی دوگانه که جنگ اوکراین و بحران هستهای ایران را در مسیرهای متفاوتی پیش میبرد.
فرارو- دیوید سنگر، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل و ستون نویس روزنامه نیویورک تایمز.
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه نیویورک تایمز، در یک سال گذشته، دولت دونالد ترامپ به الگوی نامتعارفی از دیپلماسی روی آورده است؛ رویکردی که گاه به «نمایش قدرت دریایی» شباهت داشته و در حساسترین بحرانها حتی به «دیپلماسی بدون دیپلمات» تعبیر شده است. روز سهشنبه، این دولت هر سه شیوه را بهطور همزمان به کار گرفت و تصویری فشرده از سبک سیاستورزی خود ارائه داد.
در ژنو، مورد اعتمادترین چهرههای ترامپ یعنی استیو ویتکاف، دوست قدیمی او در حوزه املاک و جرد کوشنر، دامادش ــ صبح با هیأت ایرانی گفتوگو کردند و همان بعدازظهر پشت میز مذاکره با نمایندگان روسیه و اوکراین نشستند. این صحنه، بازتابی آشکار از باور ترامپ بود؛ باوری که بر اساس آن، بهتر است وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی ایالات متحده، دو نهادی که نزدیک به هشت دهه هماهنگکننده مذاکرات در بحرانهای جهانی بودهاند، در حاشیه قرار بگیرند.
از املاک نیویورک تا میز مذاکره مسکو و تهران
به گفته منابع مختلف، ترامپ به این دو چهره اعتماد دارد؛ اعتمادی که با نقشآفرینی آنها در مذاکرات سال گذشته برای دستیابی به آتشبس در غزه و بازگرداندن تمامی گروگانهای اسرائیلی در دست حماس تقویت شده است. کشورهایی چون روسیه، ترکیه و دولتهای عرب حوزه خلیج فارس نیز از ورود این دو استقبال کردهاند؛ چهرههایی که با رویکردی معاملهمحور و متأثر از سنت مذاکرات املاک در نیویورک عمل میکنند. بهویژه انعطافپذیری بیشتر آنها، طرفهای مقابل را با طیف گستردهتری از گزینهها روبهرو میسازد و فضای چانهزنی را سیالتر میکند.
آنها به زبان «معاملهگران» سخن میگویند و زمان چندانی را صرف موعظه درباره حقوق بشر یا ترویج دموکراسی نمیکنند. علاوه بر این، در برخی موارد، طرفهای دیپلماتیک گفتوگو با آنان پیوندهای نزدیکی با معاملات تجاری دارند که خانوادههای ترامپ و ویتکاف در حال پیگیری آن هستند
آسلی آیدین تباش، پژوهشگر ارشد موسسه بروکینگز در اظهاراتی میگوید: «برخی کشورها واقعاً از این ساختار غیررسمی در کاخ سفیدِ ترامپ استقبال میکنند.» با این حال، او بلافاصله تاکید می کند: «اما من کسی را ندیدهام که بهطور جدی تحت تأثیر مهارتهای دیپلماتیک تیم فعلی قرار گرفته باشد.» به گفته یکی از افراد نزدیک به کرملین، مقامهای روس از گرمی و اشتیاق استیو ویتکاف در جریان مذاکرات استقبال کردهاند، هرچند گاه درباره میزان قابلاتکا بودن او بهعنوان حامل پیام تردید داشتهاند. او در پروندههای پیچیده میان واشنگتن و مسکو آشکارا تازهوارد بود و در آغاز حتی هیچ کارشناس آمریکایی دیگری را به گفتوگوهای خود وارد نکرد. همان منبع تاکید می کند که در هفتههای اخیر، روسها از حضور جرد کوشنر نیز ابراز رضایت کردهاند؛ زیرا رویکرد او را منظمتر، سازمانیافتهتر و ساختارمندتر ارزیابی میکنند.
در برخی محافل روسی، این دو چهره را با لحنی طنزآمیز «ویتکاف و زیاتکاف» مینامند؛ چراکه واژه «زیات» در زبان روسی به معنای داماد است و کنایهای مستقیم به نسبت خانوادگی جرد کوشنر با رئیسجمهور آمریکا دارد. در ایران نیز برای جرد کوشنر لقبی ساختهاند و او را با واژه فارسی «داماد ترامپ» خطاب میکنند. رسانههای ایرانی نیز پوششها و ستونهای تحلیلی متعددی را به نقشآفرینی او اختصاص دادهاند. احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی، در «عصر ایران» نوشت که حضور کوشنر در مذاکرات «امری مثبت» است و تأکید کرد: «او نماینده چهره عملگراتر و نرمتر ترامپ است.»
جرد کوشنر در مصاحبهای در اکتبر گذشته توضیح داده بود که رویکرد او و استیو ویتکاف در دیپلماسی بر پایه «اهل معامله بودن» است؛ رویکردی که به گفته او مستلزم آن است که «آدمها را بفهمند» و منطق و انگیزههایشان را درک کنند. ویتکاف در محافل املاک به انجام معاملات بزرگ شهرت دارد؛ از جمله خرید ساختمان وولورث (Woolworth Building) که زمانی بلندترین آسمانخراش نیویورک محسوب میشد. کوشنر نیز مسیر پدرش، چارلز کوشنر توسعهدهنده شناختهشده املاک را ادامه داد و بعدها فعالیت خود را به حوزه سرمایهگذاری خصوصی گسترش داد؛ مسیری که پیشینه معاملهمحور او را در ورود به عرصه سیاست خارجی شکل داده است.
جرد کوشنر هیچ عنوان رسمی دولتی ندارد و حقوقی نیز از دولت دریافت نمیکند، در حالی که استیو ویتکاف بهعنوان «فرستاده ویژه» ایالات متحده فعالیت میکند و نقشی رسمی در پیشبرد برخی پروندههای حساس بر عهده دارد. در دوره نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ، کوشنر معمار اصلی توافق ابراهیم بود؛ توافقهایی که روابط اسرائیل با چند کشور عربی را عادی کرد، هرچند تلاش او برای پیوستن عربستان سعودی به این چارچوب هنوز به سرانجام نرسیده است.
سال گذشته نیز نقش او در مذاکرات آتشبس غزه، حتی از سوی برخی دموکراتها مورد تحسین قرار گرفت؛ زیرا روندی را پیش برد که میتوانست جنگی را پایان دهد که جو بایدن موفق به مهار آن نشده بود. حامیان دولت استدلال میکنند که ثروت شخصی ویتکاف و کوشنر، آنها را در برابر نفوذهای فاسدکننده مقاومتر میسازد و وابستگیشان به منابع بیرونی را کاهش میدهد. با این حال، هر دو همچنان با پرسشهایی جدی درباره تعارض منافع احتمالی روبهرو هستند
زَک ویتکاف، پسر استیو ویتکاف، مدیرعامل شرکت «ورلد لیبرتی فایننشال» است؛ شرکت رمزارزی متعلق به خانواده ترامپ که در ماههای اخیر توجهات زیادی را جلب کرده است. سال گذشته، یک شرکت سرمایهگذاری وابسته به امارات متحده عربی نزدیک به نیمی از سهام این شرکت را به ارزش ۵۰۰ میلیون دلار خریداری کرد؛ معاملهای که ابعاد اقتصادی و سیاسی آن همزمان محل بحث قرار گرفت.
جرد کوشنر نیز پیش از آغاز دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، چندین میلیارد دلار سرمایه از سرمایهگذاران خارجی جذب کرد؛ از جمله از صندوقهای ثروت ملی عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی؛ کشورهایی که در دوره نخست ترامپ و در زمانی که او مشاور ارشد کاخ سفید بود، با آنها همکاری نزدیک داشت. با این حال، در حالی که روسها و ایرانیها وارد گفتوگو با استیو ویتکاف و جرد کوشنر شدهاند، هر دو کشور ظاهراً یک راهبرد مشترک یعنی خرید زمان را دنبال میکنند.
ترامپ میان دو جبهه؛ فشار حداکثری بر ایران، احتیاط در برابر روسیه
در کنفرانس امنیتی مونیخ چندین شرکتکننده در حاشیه گفتوگوهای مربوط به اوکراین تأکید کردند که مسکو انگیزه کافی برای ادامه مذاکرات دارد، اما الزام فوری برای امضای توافق احساس نمیکند و شتابی برای پایان دادن به روند فعلی نشان نمیدهد. به گفته مقامهای نظامی و اطلاعاتی چند کشور غربی، ولادیمیر پوتین بر این باور است که در حال پیروزی است و زمان به سود او حرکت میکند. او متقاعد شده است که حتی اگر ۱۸ ماه تا دو سال طول بکشد باید کنترل کامل خود بر منطقه دونباس را تثبیت کند. در واقع وی معتقد است هر روز تداوم نبرد و هر شب بارش موشکها و پهپادهای روسی بر زیرساختهای انرژی و ساختمانهای مسکونی اوکراین، اهرم فشار بیشتری در میز مذاکره برایش ایجاد خواهد کرد و موقعیت چانهزنیاش را تقویت خواهد ساخت.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، که اوایل هفته در اسلواکی و مجارستان حضور داشت اما در مذاکرات ژنو شرکت نکرد، با لحنی بدبینانه گفت: «کار سختی خواهد بود. دستیابی به توافق واقعی با ایران همواره دشوار بوده است.» با این حال، شباهتها در همین نقطه پایان مییابد. در پرونده ایران، دونالد ترامپ دیپلماسی خود را با تهدید به اقدام نظامی قریبالوقوع پشتیبانی میکند؛ اقدامی که بنا به ارزیابیها ممکن است ظرف چند روز یا چند هفته رخ دهد و بهعنوان اهرم فشار اصلی به کار رود.
اما در جنگ روسیه و اوکراین، رویکرد متفاوت است. ترامپ فشار نظامی را کاهش داده و ارسال مستقیم سلاح به اوکراین را متوقف کرده است. در عین حال، او فروش نفت از طریق «ناوگان سایه» روسیه را هدف قرار داده و بر مشکلات اقتصادی ولادیمیر پوتین افزوده است؛ هرچند دولت ترامپ همزمان از احتمال سرمایهگذاری آمریکا در روسیه، در صورت دستیابی به هرگونه توافق، سخن میگوید.
با در نظر گرفتن این معادلات، برخی تحلیلگران بر این باورند که ولادیمیر پوتین همچنان ممکن است برای توقف جنگ در اوکراین به توافق تن دهد؛ بهویژه اگر در ازای آن به عادیسازی گسترده روابط با ایالات متحده دست یابد و خروج نیروهای اوکراینی از باقیمانده منطقه دونباس تضمین شود. چنین سناریویی میتواند برای کرملین بهعنوان دستاوردی راهبردی عرضه شود و زمینه تثبیت وضعیت میدانی را فراهم کند.
در مقابل، مذاکرات با ایران زیر سایه استقرار گسترده نیروی دریایی آمریکا در دریای سرخ جریان دارد؛ آنچه دونالد ترامپ از آن با عنوان «یک ناوگان عظیم» یاد کرده است. این آرایش نظامی، بهوضوح آمادگی برای یک حمله احتمالی را القا میکند و بهعنوان اهرم فشار مستقیم بر تهران عمل میکند. با این حال، ایران نیز نشانهای از عقبنشینی سریع بروز نداده است. بستن موقت تنگه هرمز بهدلیل برگزاری رزمایشهای آتش واقعی، یادآوری نهچندان ملایمی از توانایی تهران برای اخلال در بازارهای جهانی انرژی است.
دونالد ترامپ نیز در این میان، گهگاه با لحنی گلایهآمیز گفته است که از سوی ولادیمیر پوتین سرِ کار گذاشته میشود». او طی یک سال گذشته در مقاطع مختلف، ابتدا اوکراینیها سپس روسها و بار دیگر اوکراینیها را به انعطافناپذیری در مذاکرات متهم کرده و مسئولیت بنبستها را میان طرفین جابهجا کرده است. اکنون بار دیگر انگشت اتهام او به سوی اوکراین و رهبر آن نشانه رفته است. ترامپ میگوید کییف درک نکرده که روسیه کشوری بزرگتر و مجهز به سلاح هستهای است.