جلال ساداتیان در گفتگو با فرارو تحلیل کرد:
آیا باید به مذاکرات خوشبین بود یا جنگ رخ خواهد داد؟
در سطح منطقهای شاهد شکلگیری نوعی طناب کشی هستیم که یک سوی آن اسرائیل و لابیهای قدرتمندش در ایالات متحده قرار دارد و در طرف دیگر آن، کشورهای عربی و همسایگان ایران قرار دارند که از تحولات منطقهای تأثیر مستقیم میپذیرند. اسرائیلیها معتقدند که ایران اکنون کاملا در موضع ضعیف قرار دارد و این مقطع بهترین زمان برای فشار نظامی یا سیاسی بر تهران است تا ضربه نهایی را وارد کنند. اما کشورهای عرب، از جمله برخی از دولتهایی که حتی روابط رسمی با اسرائیل دارند، بر این باورند که اگر ایران در منطقه شکست بخورد، دست بالا به طور کامل به اسرائیل منتقل میشود و این کشور قادر خواهد بود خواستههای خود را به سایر دولت های منطقه تحمیل کند.
فرارو-رایزنی عباس عراقچی با گروسی و پس از آن برگزاری دومین دور مذاکرات جدید ایران و آمریکا در ژنو، با گمانه زنی هایی در خصوص نوع موفقیت یا عدم اقبال مذاکرات همراه شده است. رسانه های عبری مدعی شده اند مذاکرات رضایت بخش نبوده اما وزیر امور خارجه ایران در این زمینه با ادبیاتی صحبت کرده که از دید تحلیلگران سیاست خارجه مثبت ارزیابی می شود.
به گزارش فرارو، بر اساس آن چه عراقچی توضیح داده قرار است دوطرف روی متنهای توافق احتمالی کار انجام دهند و متنها را تبادل کنند و سپس تاریخ دیگری برای دور سوم مذاکرات در نظر بگیرند.با توجه به این شرایط پرسشهایی مطرح است از جمله این که اگر گام نخست مذاکرات را طی کنیم دو موضوع مورد مناقشه دیگر شامل مسائل موشکی و منطقه ای چه خواهد شد و آیا با توجه به ادعاهای منباع عبری، خطر جنگ هنوز پررنگ است؟
جلال ساداتیان، دیپلمات پیشین ایران در انگلستان و تحلیلگر حوزه سیاست خارجی در گفتگو با فرارو به بررسی این موارد پرداخته است:
ایران و آمریکا؛ تلاش برای هماهنگ سازی برداشت ها
جلال ساداتیان به فرارو گفت: «به نظر میرسد روند مذاکرات میان ایران و ایالات متحده آمریکا به نقطه ای رسیده است که در کلیات بسته ای جامع به تفاهم رسیدهاند. این بسته جامع موضوعات متعددی از جمله موضوعات مرتبط با تحریمها و اقتصاد را در برمی گیرد و در واقع شبیه یه یک بسته بسیار منسجم برای مدیریت بحران تشکیل شده است. اما همان گونه که در روندهای مشابه نیز مشاهده شده است، توافق بر سر کلیات نیز بسیار دشوار است. زمانی که متن توافق احتمالی، به مرحله تنظیم میرسد، دقت بسیار بالایی لازم دارد. هر بند از توافق باید روشن و بدون ابهام باشد. بر همین اساس، هم گفته شده است که هر یک از طرفین به کشور خود بازگردند و برداشت های خود از مذاکرات را بررسی کرده و جزئیات و خواست های خود از توافقات را مکتوب کنند و سپس این اسناد را برای دور سوم مذاکرات ارائه کنند. در واقع، اکنون مرحلهای آغاز شده است که میتوان آن را «هماهنگسازی برداشتها» بنامیم؛ مرحلهای که گاهی حتی از چانهزنی اصلی نیز شخت تر است، زیرا هر یک از طرفین تلاش خواهد کرد برداشت خود را تثبیت کند.»
وی افزود: «در برخی از موضوعات، اجزای اصلی شکل گرفته و حتی خطوطی نسبتاً مشخص نیز ترسیم شده است. برای نمونه، یکی از محورهای اصلی مورد بحث، نحوه و بازه زمانی غنیسازی در ایران است. در این مرحله بررسی می شود که این فعالیتها در چه حد و شکلی ادامه پیدا میکند تا از یکسو نگرانیهای طرف مقابل کاهش داده شود و از سوی دیگر، ایران بتواند راهبرد و امنیت خود را از دست ندهد. همچنین موضوع ورود و فعالیت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ایران یکی دیگر از توافقات اولیه بوده است. روشن است که این حوزهها حساسترین بخشهای پرونده هسته ای ایران خواهند بود و هر گونه سوءتفاهم یا ابهام در آنها میتواند باعث شود که کل توافق با خطر مواجه شود.»
نگرانی اسرائیلی ها از مذاکرات نشانه مثبتی است
دیپلمات پیشین ایران در انگلستان در ادامه گفت: «هنوز از عمق مذاکرات اطلاعات دقیقی در دست نیست اما نشانههایی که از بیرون دریافت میشوند، میتوانند این تحلیل را تایید کنند که مسیری که طی می شود نسبتاً مثبت است. واکنشهای تند و عصبی برخی مقامات اسرائیلی و مطالب منتشر شده در رسانههای عبری در این زمینه نشان می دهد که اتفاقا مسیر مذاکرات بد پیش نمی رود. زمانی که رسانههای اسرائیلی به صورت یکپارچه به مذاکره حمله میکنند و از «امتیازدهی خطرناک» یا «توافق پشت پرده» سخن میگویند، دقیقاً به این معناست که روند گفتوگوها خوب پیش می رود. اگر مذاکرات بیثمر یا بینتیجه بود، چنین حملههای عصبی و هشدارهای امنیتی مطرح نمیشد. این واکنشها در واقع انعکاس نگرانی ها از ایجاد یک مسیر جدید میان تهران و واشنگتن است. مسیری که ممکن است فشارهای مالی و تنشافزایی مستمر را که سالها در منطقه تحمیل شده بود، کاهش دهد یا تصمیمسازی را از دست اسرائیل خارج کند. به بیان سادهتر، خشم تلآویو نشاندهنده آن است که گفتوگوها رو به جلو حرکت کردهاند، نه این که در جا زده است.»
وی افزود: «در سطح منطقهای شاهد شکلگیری نوعی طناب کشی هستیم که یک سوی آن اسرائیل و لابیهای قدرتمندش در ایالات متحده قرار دارد و در طرف دیگر آن، کشورهای عربی و همسایگان ایران قرار دارند که از تحولات منطقهای تأثیر مستقیم میپذیرند. اسرائیلیها معتقدند که ایران اکنون کاملا در موضع ضعیف قرار دارد و این مقطع بهترین زمان برای فشار نظامی یا سیاسی بر تهران است تا ضربه نهایی را وارد کنند. اما کشورهای عرب، از جمله برخی از دولتهایی که حتی روابط رسمی با اسرائیل دارند، بر این باورند که اگر ایران در منطقه شکست بخورد، دست بالا به طور کامل به اسرائیل منتقل میشود و این کشور قادر خواهد بود خواستههای خود را به سایر دولت های منطقه تحمیل کند. حتی امارات متحده عربی که به سمت عادی سازی روابط خود با اسرائیل حرکت کرده نیز همین اعتقاد را دارد که یک اسرائیل بدون رقیب میتواند خطری بزرگ برای ثبات منطقه باشد و ممکن است در بلندمدت، تبعاتی سنگین ایجاد کند.»
این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی در ادامه گفت: «طی سالهای اخیر، هر بار امکان گفتگو وجود داشته، ایران تلاش کرده است تنش ها را کاهش دهد. اکنون نیز چنین فرصتی در حال شکلگیری است و طبیعی است که این روند با مخالفتهای ناشی از جریانهایی روبهرو شود که حیاتشان به استمرار تنش گره خورده باشد. لابیهای اسرائیلی در آمریکا سالهاست تلاش میکنند شکل گیری هر نوع تفاهم میان تهران و واشنگتن را از مسیر اصلی خارج کنند و امروز نیز همان مسیر را ادامه می دهند.»