رخت سیاه بر تن مدارس داغدار
مدارس باز هستند، اما گزارشها از افزایش غیبتها، بازداشت شماری از دانشآموزان و تاثیرات روانی وقایع اخیر بر فضای آموزشی حکایت دارد؛ موضوعی که به گفته معلمان، نشانههای آن در رفتار، گفتوگوها و حتی تکالیف درسی دانشآموزان دیده میشود.
فرارو- افزون بر ۱۰۰ دانشآموز جانباختهای که نامشان در فهرست رسمی اعلامشده از سوی دولت آمده، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان از حدود ۱۰۰ دانشآموز دیگر نیز نام برده که در این فهرست دیده نمیشوند. در میان قربانیان، معلمان و مدیران نیز حضور دارند؛ هرچند وزیر آموزش و پرورش شمار فرهنگیان جانباخته را «کمتر از انگشتان یک دست» عنوان کرده است.
به گزارش فرارو، تحت این شرایط، مدارسی که مدیر یا دانشآموزی را برای همیشه یا برای مدتی از دست دادهاند، هنوز به وضعیت عادی بازنگشتهاند. این مساله جای پرسشی کلانتر را خالی کرده: در مدارسی که مستقیما درگیر وقایع دی نبودهاند آیا فضای روانی آموزش به حالت طبیعی برگشته است؟ آیا برای معلمان و دانشآموزان، همه چیز عادی به نظر میرسد؟
خانهای که بزرگتر ندارد
حیاط یک مدرسه غیرانتفاعی پسرانه با ظرفیت حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ دانشآموز دوره اول متوسطه، در زنگ تفریح به شکلی غیرعادی ساکت است؛ سکوتی که برای ساکنان اطراف هم ناآشناست. آنهایی که سالها به هیاهوی این مدرسه عادت داشتند، حالا بیش از هر چیز، نبود صدا را میشنوند.
مهناز، زنی که خانهاش دیوار به دیوار مدرسه است و همیشه از سر و صدای دانشآموزان گلایه داشت، حالا میگوید: «گویا یکی از اعضای اصلی کادر مدرسه جان باخته. قبلا اگر صدایی از این مدرسه میآمد، کلافه میشدم، اما حالا بعضی ساعتهای روز حس میکنم چیزی در خانهمان کم است. باورکردنی نیست بچهها تا این حد به کادر مدرسه وابسته باشند.»
گفتوگو با یکی از اعضای کادر مدرسه که مؤسس آن نیز هست، تصویر این سکوت را کاملتر میکند. او میگوید: «حدود ۱۶ سال مدیر مدرسه ما بود. هر دانشآموزان شاید حداقل سه سال با او ارتباط داشتند، اما ما سالها با او زندگی کردیم. جایش واقعا خالی است.»
با این حال، به گفته او برنامه آموزشی به شکل فیزیکی متوقف نشده است: «کلاسها طبق روال برگزار میشود، اما حتی شیطانترین دانشآموزان هم ساکت شدهاند. انگار در یک عزای عمومی اعلامنشده هستیم.» بنابراین به نظر میرسد که حاضران تمایل چندانی به آموزش دیدن ندارند فقط آمدهاند تا با جای خالی او کنار بیایند.
دانشآموزان هم روایت مشابهی دارند. علی، یکی از آنها که ارتباط نزدیکی با فرد درگذشته داشته، میگوید: «کاش همه اعضای مدرسه شبیه او بودند. هیچوقت فراموشش نمیکنیم.»
مؤسس مدرسه معتقد است آنچه این فقدان را سنگینتر کرده، نوع رابطه او با دانشآموزان بوده است: «در این سالها فهمیدیم ارتباط مؤثر بین کادر مدرسه و دانشآموزان چقدر مهم است. با وجود جایگاه مدیریتی، با بچهها خودمانی رفتار میکرد و سختگیریهایش از سر دلسوزی بود. به همین دلیل نبودنش اینقدر عمیق حس میشود.»
علی در پایان با نقل ضربالمثلی از پدرش میگوید: «خراب شود خانهای که بزرگتر ندارد. ما هم حس میکنیم بزرگترمان را از دست دادهایم و خانهمان دیگر مثل قبل نیست.»
اما پرسش اینجاست: آیا فقط این مدرسه چنین حالوهوایی دارد، یا زخم وقایع دی هنوز در بسیاری از مدارس، حتی پس از گذشت این مدت التیام نیافته است؟
غیبتها افزایش داشته
محمد داوری، فعال مدنی، دبیر آموزش و پرورش و عضو ارشد سازمان معلمان ایران، در گفتوگو با فرارو به بررسی زخمهای التیامنیافته در مدارس پس از وقایع دی پرداخته و میگوید: «در مدرسهای که هستم چنین موردی نبوده، اما فضا متاثر از کلیت فضای جامعه و خانوادههاست. در شرایطی که احساس ناامنی بالا میرود، غیبتها افزایش مییابد و آمار دانشآموزان غایب در هفتههای قبلی که احتمال درگیری یا جنگ وجود داشته یا ناآرامی بوده، بالاتر رفته است.»
محتوای نقاشیها متاثر از وقایع دی است
داوری به فرارو میگوید: «با توجه به اینکه خانوادهها در این مسئله حضور داشتند و بعد پیگیر اخبار بودهاند، بچهها متاثر از اخبار و اطلاعات هستند و در فضای مدرسه معمولا این گفتوگوها شکل میگیرد و همچنان دیده میشود. در مواردی در مقطع ابتدایی، معلم گفته نقاشی کنید و محتوای نقاشیها متاثر از این فضا بوده است. حتی خشونتی که در جامعه احساس میشود، علاوه بر رفتار، در آثارشان هم دیده میشود. یا اگر موضوع انشا آزاد وجود داشته باشد، محتواها متاثر از این وضعیت بوده و حالتی از افسردگی در آنها دیده میشود که بسیار اضطرابزا و جنگی است.»
رویکرد متناقض، میان دانش آموزان و آموزش و پرورش شکاف انداخته
او در مورد واکنش دانشآموزان به جبههگیری مسئولان آموزش و پرورش نسبت به فضا میگوید: «مسئولان آموزش و پرورش دیگر برای دانشآموزان مرجع نیستند. مدارس هم تا حدودی چنین وضعی دارند. در حال حاضر وقتی بچهها رویکرد متناقض را میبینند؛ اینکه در خانواده همدلی و همدردی با جانباختگان بسیار شدید است، اما در مدرسه جشن و پایکوبی میبینند، این تضادها شکاف میان دانشآموزان و معلمان و مربیان با متولیان آموزش و پرورش را بیشتر میکند. معلمینی که رفتار همدلانه دارند به بچهها نزدیک هستند و آنانی که تظاهر میکنند یا متناقض عمل میکنند، شکاف و فاصله بیشتری با دانشآموزان دارند.»
واکنش دانشآموزان به مراسم اجباری بیانضباطیست
برخی دستورها از سوی آموزش و پرورش یا مدیران مدارس که دانشآموزان را مجبور به اقداماتی خاص میکند نیز مورد توجه قرار دارد. به گفته داوری: «احساس میشود که متاثر از این فضا، کسانی که مدرسه را ابزار رویکردهای خود میدانند، از مدارس سوءاستفاده میکنند، ولی نتیجه عکس دارد. حتی وقتی به اجبار بچهها را به مراسمی میبرند، بچهها واکنش نشان میدهند؛ یا اصلا در آن حاضر نمیشوند یا با بیانضباطی اعتراض خود را نشان میدهند.»
مقطع متوسطه دوم بیشترین تاثیرات را از شرایط پذیرفتهاند
از دید این فعال مدنی: «آنچه معلمین میگویند به صورت تجربی نشان میدهد مقاطع متوسطه بیشتر از وقایع تأثیر گرفتهاند، بهخصوص متوسطه دوم، اما اثرات آن در تمامی مقاطع وجود دارد.»