ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۴۳۲۹

۱۰ بازی آرامش‌بخش که نقش یک روان‌درمانگر را برای مخاطب ایفا می‌کنند

۱۰ بازی آرامش‌بخش که نقش یک روان‌درمانگر را برای مخاطب ایفا می‌کنند

گاهی زندگی شلوغ و پرهیاهو به ما فرصت نفس کشیدن نمی‌دهد. این ۱۰ بازی ویدیویی با طراحی زیبا، موسیقی دلنشین و داستان‌های تاثیرگذار، لحظاتی از آرامش و بازسازی ذهنی را برای شما فراهم می‌کنند.

گاهی اوقات شرایط طوری پیش می‌رود که دیگر نیازی به اکشن‌های پر زد و خورد نداریم و دنبال آرامش می‌گردیم. در این روزها، احتمالا بسیاری از ما با مشکلات روحی و روانی دست و پنجه نرم می‌کنیم و در این مواقع، این بازی‌های آرامش‌بخش، پرمعنا و گاهی پازلی هستند که می‌توانند مدتی ذهن ما را آرام نگه دارند. در این مطلب به سراغ 10 بازی می‌رویم که می‌توانند برای سلامت روان بسیاری از بازیکنان مفید باشند و کمی حس آرامش به بازیکن منتقل کنند.

Spiritfarer

بازی

بازی Spiritfarer داستانی به‌شدت احساسی و انسانی دارد. شما در نقش استلا بازی می‌کنید که در همان ابتدای قصه جان خودش را از دست می‌دهد و توسط جهان دیگر به عنوان ارباب مرگ شناخته می‌شود. استلا در این سفر، با افراد زیادی همراه می‌شود که در حال ورود به دنیای مردگان هستند، اما در این مسیر کارهای تمام‌نشده زیادی دارند. در طول داستان، قصه‌های کوتاه زیادی را می‌شنوید که از لحاظ روحی و روانی می‌توانند تاثیراتی زیادی روی شما بگذارند. این داستان‌ها اصلا فضای غریبی ندارند و بسیاری از ما ممکن است این قصه‌های شنیدنی را در اطراف خود تجربه کرده باشیم. گشت‌وگذار در این جهان، حل معماهای گوناگون بازی و البته ارتباط استلا با گربه همراهش، حس آرامش‌بخشی را به بازیکن منتقل می‌کند و شنیدن قصه‌ها باعث می‌شود تا تاثیرپذیری بازی روی ذهن هم زیاد شود.

Gris

گریس عنوانی‌ست درباره دخترکی با همین نام، که صدای خواندن خودش را طی حادثه‌ای از دست می‌دهد و تلاش می‌کند تا در سفری، رنگ‌های زندگی را پیدا کند. گریس در آغاز این قصه، بخش مهمی از زندگی خودش را از دست می‌دهد. سفر او برای پیدا کردن معنای زندگی بسیار استعاره‌ای است و طراحی هنری بازی هم در تاثیرگذاری مفاهیم نقش مهمی ایفا می‌کند. سفر گریس در بازی درباره پنج مرحله سوگ است و هرکدام از این مراحل با یک رنگ تعریف می‌شود. دنیای گریس در ابتدا خالی از رنگ و سیاه و سفید است. پس از اولین مرحله، او رنگ سرخ را پیدا می‌کند، سپس نوبت به رنگ‌های آبی و سبز می‌رسد و در انتهای مسیر، دنیای گریس رنگارنگ است و او آماده رستگاری‌ست. سفر او بیش از هر چیزی، درباره امید است، تلاش برای رسیدن به رستگاری با گذر از وضعیت سخت روانی. این داستان همراه با موسیقی شنیدنی گروه Berlinist باعث می‌شود تا سفری به‌شدت احساسی را تجربه کنید.

Journey

بازی جرنی با یک قاب نمادین شروع می‌شود. در این قاب شما در مقابل کوهی ایستادید که نوری روی قله آن وجود دارد. با همین قاب، متوجه خواهید شد که این سفر، درباره رسیدن به این قله نور است. جرنی هم به مانند اکثر بازی‌های این لیست، از نمادگرایی و استعاره‌گویی برای تعریف داستان استفاده می‌کند. محیط‌ها، نوع گذر بازیکن از موانع، تغییرات آب و هوایی، همگی اشاره‌ و استعاره‌ای از وقایع زندگی هستند که هرروز با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کنیم. جرنی یک بازی دو ساعته است که با موسیقی شنیدنی آستین وینتوری (Austin Wintory) شما را به یک سفر احساسی و منحصربه‌فرد می‌برد که کمتر جایی می‌توانید مثل آن را تجربه کنید. همچنین اگر به صورت آنلاین بازی را تجربه کنید، ممکن است با افراد دیگر همراه شوید و ماجراجویی را با هم پیش ببرید. با پایان بازی، شما متوجه خواهید شد که ذهن‌ و روان شما از برخی مسائل گذر کرده و حال بهتری پیدا خواهید کرد.

Death Stranding

بازی

شاید با خود بگویید، عنوانی که تماما درباره جابه‌جایی وسایل از نقطه‌ای به نقطه دیگر است، دقیقا چه تاثیری در ذهن و روان خواهد داشت. دث استرندینگ در دنیایی جریان دارد که ارتباط مردم با یکدیگر قطع شده و وظیفه کاراکتر اصلی یعنی سم پورتر بریجز (Sam Porter Bridges) این است تا مردم را به شبکه کایرال (شبکه‌ای شبیه به اینترنت) متصل کند. هرگاه که سم موفق می‌شود یک شهر را به شبکه متصل کند، جریانی از امیدواری در بین مردم شکل می‌گیرد چرا که آن‌ها متوجه می‌شوند که در جهان بیرون، هنوز امید به زندگی وجود دارد. هسته اصلی بازی درباره اتصال مردم به یکدیگر و یکپارچکی و اتحاد آن‌هاست. مفهوم‌هایی که در این روزهای سخت می‌تواند برای ما معنای بیشتری داشته باشد. از طرفی قدم‌زنی در جهان دث استرندینگ و چیدن استراتژی برای رساندن وسایل به نقاط مختلف، حس خاصی دارد که در کمتر عنوانی می‌توانید آن را پیدا کنید. با انتشار نسخه دوم، بهانه خوبی‌ست تا بالاخره به سراغ این بازی برویم و این‌بار دیدگاهی متفاوت به آن داشته باشیم.

To The Moon

عنوان To The Moon درباره یک رویا است که قصه‌ای تاثیرگذار و عمیق را پشت طراحی پیکسلی خودش پنهان کرده است. در دنیای این بازی، تکنولوژی ساخته شده که می‌تواند رویای انسان‌ها را به واقعیت تبدیل کند. در این قصه شما کنترل دو دانشمند را برعهده می‌گیرید که قصد دارند آرزوی یک پیرمرد را که قصد دیدن ماه دارد را برآورده کنند. دانشمندان با بررسی وضعیت ذهنی او و واکاوی خاطرات، متوجه می‌شوند پشت این آرزو، یک داستان یا بهتر است بگوییم زخمی پنهان وجود دارد. شما در طول این بازی تمام خاطرات این پیرمرد را مرور می‌کنید و آهسته آهسته گره قصه برای شما باز می‌شود و در نهایت پیامی که داستان بازی دارد، بسیار تاثیرگذار است. این بازی دید شما را نسبت به رویا و رویاپردازی تغییر می‌دهد و حتی به شما ثابت می‌کند که ارزش خاطرات چقدر بالاست.

Blue Prince

فضای بازی بلو پرینس با دیگر بازی‌های لیست کمی متفاوت است. در این بازی از لحاظ داستانی مفهوم خاصی در کار نیست و شما باید در یک عمارت متروکه، یک پازل پیچیده را حل کنید تا به اتاق چهل و ششم برسید. از همان ابتدا که در این خانه قدم می‌گذارید، فضای آرام و سکوت حاکم بر ورودی عمارت به‌قدری سنگین است که شما را به راحتی در عمارت غوطه‌ور می‌کند. معماها در این عمارت به‌قدری زیاد و درگیرکننده است که می‌تواند ذهن شما را برای ساعت‌ها درگیر کند. در این بازی شما تعداد قدم‌های محدودی دارید و باید راه رسیدن به اتاق 46 را پیدا کنید. هرگاه که تعداد قدم‌های شما به پایان برسد، روز به پایان می‌رسد و در روز بعد باید از ابتدا کار را آغاز کنید با این تفاوت که پاسخ برخی معماها و مکان برخی اشیای مهم را می‌دانید. حل کردن این معما نیازمند هوشمندی و تاحدودی شانس است؛ شانس از این لحاظ که اتاق‌هایی که برای بازی کردن وجود دارند همیشه یکسان نیستند و گاهی اتاقی که می‌خواهید سر راه شما باز نمی‌شود. به هر حال حل این معما درگیری‌های ذهن را از فضای بیرونی دور می‌کند و همین اتفاق مثبتی است.

Tetris Effect Connected

تتریس به عنوان یکی از اعتیادآورترین بازی‌های تاریخ، در هر شرایطی می‌تواند به درگیری‌های ذهنی کمک کند، البته اگر به اعتیاد منجر نشود! تتریس افکت، همان ساختار ثابت و استاندارد بازی‌های تتریس را به کار می‌گیرد و آن را با موسیقی و تم‌های مختلف ترکیب می‌کند و این اتفاق تاثیر مستقیمی در وضعیت ذهنی خواهد گذاشت. موسیقی‌های بازی به شدت شنیدنی هستند و ترکیب حل تتریس با موسیقی یکی از لحظات لذت‌بخشی است که در بازی‌ها می‌توانید تجربه کنید.

Jusant

بازی

جوسانت، متفاوت‌ترین بازی استودیوی Don't Nod است. شما در این بازی در نقش فردی قرار می‌گیرید که هدف دارد تا از کوهی بلند بالا برود و به قله آن برسد. کوهی که شبیه به یک برج است و قله آن در جهانی دیگر قرار دارد. کوه‌نوردی، مکانیک اصلی این بازی است. شما باید از سنگ‌های این صخره راه بالا رفتن از این کوه را پیدا کنید و جای پا و دست کاراکتر را تشخیص دهید. شاید تصورش برای شما سخت باشد، اما بالا رفتن از این صخره و کوه، فارغ از استعاره داستانی که دارد، به شدت لذت‌بخش است. نبود هیچ صفحه Game Over در بازی هم وجود ندارد و به همین خاطر در هفت ساعت بازی، شما هیچ شکستی را تجربه نمی‌کنید. موسیقی بازی شنیدنی است، کاراکتر همراه شما که موجودی ناشناخته است دوست‌داشتنی‌ست و محیط‌های بازی می‌تواند برای چند ساعت شما را از این دنیا جدا کند.

Skate Story

بازی

بازی Skate Story شاید جدیدترین بازی در این لیست محسوب شود. عنوانی که به تازگی منتشر شده و درباره اسکیت‌سواری یک اهریمن در جهنم است. از همین ایده داستانی ساده شما می‌توانید متوجه شوید که دقیقا با چه عنوانی سروکار دارید. در این بازی شما به عنوان یک اهریمن در جهان زیرین حضور دارید و از تابش نور ماه در این جهان خسته شده‌اید. از شدت درماندگی، اهریمن حاضر می‌شود تا با شیطان عهدی ببند تا با دریافت یک اسکیت‌بورد، به سراغ بلعیدن ماه برود و در قبال آن روح خودش را تسلیم شیطان کند. ادبیات داستانی بازی به قدری دلنشین است که می‌تواند جهان بازی را که اساسا یک جهنم است، دوست‌داشتنی کند. با این حال، موسیقی بازی آن نقطه آرامش‌بخش خواهد بود. ترکیبی از موسیقی الکترو و Lo-Fi که می‌تواند سفر اسکیت‌سواری شما را دلنشین کند و برای لحظاتی آرامش را به زندگی شما منتقل کند.

Stardew Valley

شاید در این مواقع که شرایط روحی و روانی بسیار دشواری را سپری می‌کنیم، رویاپردازی می‌کنیم که ای کاش در یک مزرعه حضور داشتیم و کشاورزی می‌کردیم. به دور از هرگونه هیاهو و درگیری، به پرورش گیاهان و حیوانات می‌پرداختیم و از زندگی در مزرعه لذت می‌بردیم. عنوان Stardew Valley دقیقا چنین تصوری را برای ما در قالب یک بازی ویدیویی به ارمغان می‌آورد. بازی استاردو ولی، روزمرگی و زندگی مدرن را مورد نقد قرار می‌دهد و آن را کسالت‌‎بار توصیف می‌کند. شما در نقش یک کارمند، نامه‌ای را از پدربزرگ خود دریافت می‌کنید و متوجه می‌شوید که مزرعه پدربزرگ به شما سپرده شده و حالا وظیفه دارید این مزرعه را به روزهای اوج خودش برگردانید. بازی به همین سادگی است. مزرعه سپرده شده را از علف‌های هرز پاک کنید و شروع به کاشت درخت و گل و گیاه کنید و با افراد حاضر در مزرعه تعامل کنید. رنگارنگی و حس دوست‌داشتنی استاردو ولی می‌تواند ذهن هر فردی را آرام نگه دارد. بنابراین تجربه این بازی در این روزهای تاریک را به شما پیشنهاد می‌کنم.

در این روزهای سخت و تاریک، حفظ سلامت روان مهم‌ترین کاری است که می‌توانیم انجام دهیم. این سلامت روان ممکن است با تجربه بازی، دیدن انیمه، سریال یا فیلم یا خواندن کتاب به دست بیاید. برای غلبه بر سختی‌ها، باید ذهن سالمی داشته باشیم تا بتوانیم درست تفکر کنیم و قدم‌های مهم برداریم. این مورد را هرگز فراموش نکنید.

منبع : ویجیاتو
ارسال نظرات
خط داغ