ریسک خاموش فرونشست زمین
در سالهای اخیر، فرونشست زمین به یکی از جدیترین تهدیدهای زیستمحیطی در جهان تبدیل شده است. مطالعات انجامشده در کشورهای مختلف نشان میدهد عوامل متعددی در شکلگیری این پدیده دخیل هستند. در برخی نقاط، ذوب شدن یخچالهای زیرسطحی، برداشت بیرویه از معادن و حتی افزایش سطح آب دریاها و اقیانوسها به عنوان دلایل فرونشست گزارش شدهاند، اما بیشترین سهم در وقوع این پدیده، کاهش سطح آبهای زیرزمینی است.
کشورهایی مانند هندوستان، چین، ژاپن و ایتالیا نمونههایی هستند که پژوهشهای گسترده، افت سطح آب زیرزمینی را به عنوان عامل اصلی فرونشست زمین معرفی کردهاند.
به گزارش دنیای اقتصاد، در ایران نیز تمامی پهنههای فرونشسته شناساییشده در حدود ۳۰ استان، به وضوح به کاهش سطح آبهای زیرزمینی مرتبط هستند. مکانیسم شکلگیری این فرونشست، پدیدهای طبیعی-انسانساخته است؛ زمانی که آب موجود در لایههای زیرین خاک به دلیل پمپاژ و استخراج بیرویه به سطح زمین منتقل میشود، دانههای خاک فشردهتر میشوند و حجم لایههای آبدار کاهش مییابد. این کاهش ضخامت لایهها به تدریج سطح زمین را نیز به پایین میکشاند و همان روندی که به آن فرو نشست زمین میگوییم آغاز میشود.
در دشتهای بحرانی ایران، کاهش منابع آب زیرزمینی و برداشتهای بیرویه، علت اصلی وقوع این پدیده محسوب میشوند. رشد جمعیت، توسعه شهرها، نیاز آب شرب و فعالیتهای صنعتی و کشاورزی پرمصرف، همگی فشار بر منابع آب زیرزمینی را افزایش دادهاند. از اواسط دهه ۱۳۵۰ تاکنون، برآوردها نشان میدهد نزدیک به ۱۴۰میلیارد مترمکعب آب زیرزمینی در ایران کاهش یافته و میانگین افت سالانه سفرههای آب زیرزمینی حدود ۶۰ سانتیمتر بوده است. در برخی مناطق، این عدد بیشتر و در برخی دیگر کمتر گزارش شده است، اما روند کلی نشاندهنده شدت این بحران است. فرونشست زمین، علاوه بر کاهش توان آبخوانها، تهدیدهای متعددی برای سرزمین و ساختارهای انسانی ایجاد میکند. تراکم لایههای زمین موجب کاهش ظرفیت جذب آب میشود و حتی بارندگیهای سنگین آینده نیز نمیتوانند جبرانکننده این کمبود باشند. این موضوع به تدریج حاصلخیزی زمین را کاهش و بسیاری از دشتها و جلگهها را به سمت بیابانزایی سوق میدهد. همچنین، نشست نامتقارن زمین باعث آسیب به ساختمانها، ترکخوردگی فونداسیونها، خمیدگی خطوط انتقال آب، برق، گاز و سایر زیرساختهای حیاتی میشود. در برخی مناطق، فرونشست حتی تهدیدی برای حملونقل ریلی، جادهای و فرودگاهها ایجاد کرده است. آثار تاریخی و میراث فرهنگی نیز در این میان آسیبپذیرتر هستند؛ ساختمانها و سازههای تاریخی به دلیل نشست زمین دچار ترکخوردگی شده و ترمیم آنها دشوار و در بسیاری موارد غیرممکن است.
راهکارهای مقابله با فرونشست زمین، عمدتا بر مدیریت منابع آب متمرکز هستند و دو حوزه اصلی مدیریت مصرف آب و مدیریت تامین آب را شامل میشود. مدیریت مصرف تنها به آب شرب محدود نمیشود، بلکه مصرف کشاورزی، صنعتی، باغبانی و حتی خدمات شهری را نیز در بر میگیرد. تغییر الگوی کشت به محصولات کمآببر، استفاده از روشهای نوین آبیاری مانند آبیاری زیرسطحی، قطرهای و بارانی، کاهش برداشت بیرویه و کنترل مصرف، نقش موثری در کاهش فشار بر آبخوانها دارد. مدیریت تامین آب نیز شامل کنترل چاههای غیرمجاز، نصب کنتورهای هوشمند و محدودیت در حجم برداشت آب است. برآورد میشود که نزدیک به ۳۰۰ هزار حلقه چاه غیرمجاز در کشور فعال هستند و برداشت بیرویه این چاهها آسیب قابلتوجهی به منابع زیرزمینی وارد میکند. چاههای مجاز که از نظر برداشت نظارت کافی ندارند، اثر مخرب بیشتری نسبت به چاههای غیرمجاز دارند. علاوه بر این، تغذیه مصنوعی آبخوانها در فصولی که مصرف کشاورزی پایین است، میتواند نقش حیاتی در بازسازی منابع آب زیرزمینی و کاهش نرخ فرونشست زمین ایفا کند.
نمونهای شاخص از پیامدهای فرونشست، وضعیت استان اصفهان است. علاوه بر کاهش منابع آب زیرزمینی مشابه سایر مناطق کشور، قطع جریان دائمی زایندهرود از اواسط دهه ۹۰ موجب تشدید فرونشست شد. عوامل متعددی از جمله کاهش بارشها، تغییر شکل نزولات جوی، توسعه باغات در ارتفاعات غربی و انتقال آب به سایر مناطق، منابع تامین آب اصفهان را تحت فشار قرار دادند. زایندهرود نقش مهمی در تغذیه سفرههای آب زیرزمینی دشت اصفهان داشت و قطع جریان آن، کاهش سطح آبهای زیرزمینی و افزایش نرخ فرونشست را تشدید کرد. برآورد میشود که ۳میلیون نفر از جمعیت استان در مناطق فرونشستی زندگی میکنند و بیش از ۶۰درصد مساحت بافتهای فرسوده شهری اصفهان در پهنههای فرونشستی قرار دارد. این وضعیت علاوه بر تهدیدهای زیستمحیطی، خطر جدی برای میراث فرهنگی و ساختمانهای تاریخی ایجاد کرده است.
تهدیدهای فرونشست محدود به آثار شهری و زیرساختها نیست؛ آثار تاریخی و فرهنگی استان اصفهان، به دلیل نشست نامتقارن زمین دچار ترکخوردگی شدهاند و در صورت وقوع زلزله حتی با شدت متوسط، امکان تخریب کامل برخی از این آثار وجود دارد. بنابراین، کنترل و مدیریت این پدیده یک ضرورت حیاتی است و نیازمند سیاستگذاریهای بلندمدت و مقررات ملی است که پهنههای فرونشستی را به صورت ویژه تحت نظارت قرار دهند. تجربیات جهانی نشان میدهد که مدیریت منابع آب، در کنار اقدامات مهندسی و بازسازی سفرههای آب زیرزمینی، میتواند روند فرونشست زمین را کند یا حتی متوقف کند. از جمله این اقدامات میتوان به تغییر الگوی مصرف در کشاورزی، استفاده از روشهای نوین آبیاری، کاهش برداشت بیرویه، کنترل چاههای غیرمجاز و تغذیه مصنوعی آبخوانها اشاره کرد. اجرای این سیاستها نه تنها کاهش فرونشست را تضمین میکند، بلکه میتواند امنیت زیستمحیطی، حفظ حاصلخیزی سرزمین و محافظت از میراث فرهنگی را نیز به همراه داشته باشد.
در کنار مدیریت مصرف و تامین، کاهش فشار جمعیتی در مناطق فرونشستی اهمیت ویژهای دارد. تمرکز جمعیت در کلانشهرها و زونهای پرخطر باعث افزایش تقاضا برای آب، فشار مضاعف بر آبخوانها و تشدید فرونشست میشود. سیاستگذاریهای شهرسازی و توسعه متوازن جمعیتی، به همراه مدیریت منابع آب، میتواند از شدت خسارات اقتصادی و زیستمحیطی بکاهد. مکانیابی صنایع پرمصرف آب، برنامهریزی کشاورزی مبتنی بر کمآبی و آگاهیبخشی به جامعه نسبت به اهمیت مدیریت منابع آب، از جمله اقداماتی هستند که میتوانند تاثیر بسزایی در کاهش نرخ فرونشست زمین داشته باشند. به عنوان مثال، تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که تغذیه مصنوعی آبخوانها و مدیریت مصرف در کشاورزی، حتی در مناطق بحرانی، توانسته است روند فرونشست را به شکل قابلتوجهی کاهش دهد.
مجموعه این اقدامات، اگر به صورت یکپارچه و با رعایت اولویتها اجرایی شود، میتواند از آسیبهای غیرقابل جبران فرونشست زمین جلوگیری کند. توقف افت سطح آبهای زیرزمینی، کاهش برداشت بیرویه، توسعه آبیاری نوین، تغییر الگوی کشت و کنترل چاههای غیرمجاز، همگی در کنار هم به کاهش شدت فرونشست کمک میکنند و امنیت زیستمحیطی و اقتصادی کشور را تضمین میکنند. به طور خلاصه، فرونشست زمین یک پدیده پیچیده و چندوجهی است که ناشی از ترکیب عوامل طبیعی و انسانی است.
در کشور ما، عامل اصلی این پدیده کاهش سطح آبهای زیرزمینی و برداشت بیرویه آب است که به دلیل رشد جمعیت، توسعه شهرها، کشاورزی پرمصرف و صنایع آببر تشدید شده است. پیامدهای فرونشست شامل کاهش توان آبخوانها، تهدید زیرساختها، تخریب ساختمانها، آسیب به میراث فرهنگی و کاهش حاصلخیزی زمین است. راهکارهای مقابله با فرونشست زمین، مبتنی بر مدیریت منابع آب، کنترل مصرف و تامین، تغذیه مصنوعی آبخوانها، تغییر الگوی کشت و توسعه آبیاری نوین است و اجرای آنها نیازمند سیاستگذاریهای ملی و نظارت بر پهنههای فرونشستی است. استان اصفهان نمونهای روشن از پیامدهای وخیم فرونشست است که ترکیب برداشت بیرویه آب و قطع جریان دائمی زایندهرود، موجب تهدید گستردهای برای جمعیت، زیرساختها و میراث فرهنگی شده است.
در نهایت میتوان گفت، جلوگیری از فرونشست زمین نیازمند رویکردی جامع و یکپارچه است؛ ترکیبی از مدیریت منابع آب، سیاستگذاریهای جمعیتی و توسعه پایدار که بتواند به حفاظت از محیط زیست، امنیت زیستی و میراث فرهنگی کشور منجر شود. اگر این اقدامات اجرایی نشوند، آسیبهای فرونشست نه تنها به نسل حاضر، بلکه به نسلهای آینده نیز منتقل خواهد شد و اثرات آن ممکن است برگشتناپذیر باشد.