گزیده تحلیلهای مطبوعاتی ۲۹ دی
از حضور کماندوهای اسرائیلی تا سوال سخت از جامعه اطلاعاتی
مسئله مذاکره یا عدم مذاکره با آمریکا، ابعاد دخالت خارجی در ناآرامیهای اخیر و شرایط ایران در حوزه سیاست خارجی، محور تحلیلهای امروز روزنامههای شاخص کشور بود.
فرارو- با فاصله گرفتن از ناآرامیهای هفته گذشته، به مرور زمان سوژههای دیگر نیز به صفحات روزنامههای شاخص کشور راه پیدا میکنند.
به گزارش فرارو، مطبوعات در شمارههای امروز خود در حوزه سیاست خارجی توجه ویژهای به سفر دیروز فواد حسین، وزیر خارجه عراق به ایران، اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه درباره باز بودن کانال تماس ویتکوف – عراقچی، مذاکره با آمریکا، موضوع محاکمه دستگیرشدگان و ابعاد خارجی ناآرامیهای اخیر داشتند.
تمرکز بر سناریوی خارجی در «جوان»
روزنامه جوان امروز بر موضوع نقشآفرینی خارجی در ناآرامیهای اخیر متمرکز شد. این روزنامه در صفحه یک خود، به نقل از فاینشنال تایمز به صورت مستقیم نقل کرد که کماندوهای اسرائیلی در تجمعات تهران حضور داشتند. در گزارش این روزنامه آمده است: «وال استریت ژورنال و فایننشال تایمز در گزارشهایی اعتراف کردند کماندوهای دستآموز امریکا و اسرائیل دوشادوش تروریستها در خیابانهای ایران حضور داشتند و مردم را برای پیوستن به آشوبگران تحریک میکردند.
![]()
[...] روزنامه فایننشال تایمز روز شنبه در گزارشی در این باره نوشت که یک شاهد عینی در غرب تهران به این روزنامه گفت که ۱۲ مرد ورزیده را دیده که «شبیه کماندوها» به نظر میرسیدند و همگی لباسهای سیاه مشابهی به تن داشتند، در منطقه میدویدند و مردم را به ترک خانههایشان و پیوستن به اعتراضات فرا میخواندند. به گفته یکی از شاهدان، این افراد یک سطل آشغال را آتش میزدند و بلافاصله به سمت هدف بعدی میرفتند. این شاهدان گفتهاند که این افراد آموزش دیده بودند.» یادداشتهای سیاست، بینالملل و رسانه این روزنامه هم به ابعاد مختلف این ناآرامیها به خصوص از بعد خارجی آن و موضوع جنگ شناختی اختصاص داشت.
نگاه «کیهان»
روزنامه کیهان در شماره ۲۹ دی خود، ناآرامیهای هفته گذشته را به صورت تحلیلی و خبری مورد توجه قرار داد. این روزنامه در یادداشت روز خود به قلم سعدالله زارعی، کارشناس مسائل بینالملل به تشریح سناریوی چهار ضلعی «عظیم ۷ تا ۲۲ دی و به عبارتی ۱۸ تا ۲۲ دی» که به شکست انجامید. بر اساس این یادداشت، سناریوی مذکور چهار ضلع داشت: «اعمال حداکثر خشونت خیابانی، از میان برداشتن نیروهای مردمی حامی جمهوری اسلامی و نیروهای نظامی و انتظامی، بلوف حمله نظامی ناتو به ایران و ایجاد اختلاف در ارکان نظام.»
در بخش پایانی این یادداشت آمده است: «مهار عوامل فتنه و موفقیت میدانی نهادهای نظامی- انتظامی و امنیتی کشور سبب شد که ضلع حمایت نظامی خارجی دچار بحران تصمیمگیری شود. چرا که قرار بود حمله نظامی خارجی باعث گسترش آشوب و روحیهگرفتن فتنهگران مسلح شود اما وقتی ضلع داخلی فتنه دچار بحران شده، حمله نظامی ناتو به مراکز نظامی ایران چه سودی میتوانست برای آنان داشته باشد. حضور مردمی در صحنه از روز شنبه ۲۰ دیماه شروع شد و با تظاهرات عظیم چند ده میلیونی در روز دوشنبه ۲۲ دیماه به اوج خود رسید. این تظاهرات، واقعیت میدانی مردم ایران را به رخ کشید و به تعبیر دقیق رهبر معظم انقلاب اسلامی- دامتبرکاته- کمر فتنه را شکست. و ضمناً نشان داد روایت ایرانی فتنه که عملکرد صداوسیما در این میان بسیار درخشان بود، بر روایت مخدوش خارجی غلبه پیدا کرده و دشمن دیگر نمیتوانست با تصویر کاریکاتوریزه از ایران حرف بزند و از اینرو نماینده روسیه در جلسه شورای امنیت سازمان ملل به درستی این جلسه را «سیرک آمریکا» خواند. در اینجا جا داشت که بهطور خاص به نقش بیبدیل و بسیار درخشان حضرت امام خامنهای- دامتبرکاته- در خنثیسازی این توطئه عظیم بپردازیم اما واقعاً به یادداشتی جداگانه نیاز است.»
![]()
کیهان در صفحه جامعه خود (صفحه ۶) هم مصاحبهای با علی انتظاری، استاد جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبایی داشت. این استاد دانشگاه در مصاحبه خود با کیهان، به موضوع جنگ شناختی دشمن علیه ایران پرداخت و گفت: «متاسفانه ما جنگ شناختی را خیلی دستکم گرفتهایم. اکنون در خانههای ما به وسیله بازیهای موبایلی و کامپیوتری، جنگ شناختی در حال رخدادن است و این بازیها به نوعی در حال تربیت سرباز برای خود از میان نوجوانان و جوانان ما هستند. در اغتشاشات اخیر، میانگین سنی افرادی که در صحنه آشوبها حضور داشتند در سنین نوجوانی و جوانی است. این در حالی است که تورم اقتصادی بیشتر معطوف به سرپرستان خانوار و کسانی است که مسئولیت تامین معیشت خانواده را برعهده دارند، بنابراین یک نوجوان ۱۷ یا ۱۸ ساله مشکل اقتصادی خاص یا دغدغه نرخ ارز، طلا و این موضوعات را ندارد، بلکه یک موضوع شناختی او را به اعتراض و آشوب دعوت کرده است.»
تمرکز «شرق» بر سیاست خارجی
روزنامه شرق در شماره امروز خود، اصل تمرکز را بر موضوع سیاست خارجی گذاشت. در سرمقاله امروز شرق به قلم کوروش احمدی، دیپلمات پیشین ایران در نیویورک، آمده است: «واقعیت این است که در دو، سه سال گذشته تحولات دورانسازی در منطقه و جهان رخ داده که در جهت پرکردن دست ایران و افزودن بر اهرمهای ایران نبوده است. نگارنده همواره بر این واقعیت تأکید کرده که اگر از هر اهرمی دقیقا به وقت مناسب استفاده نشود، معلوم نیست آن اهرم به سرعت از دست نرود. تصور آمریکا و اسرائیل اکنون این است که در موقعیت بهتری قرار دارند و میتوانند مطالبات بیشتری مطرح کنند. اما راه مقابله با این زیادهخواهیها پاپسکشیدن از مذاکره نیست.
در عرف دیپلماتیک، مذاکره میتواند درباره هر موضوعی انجام شود؛ آنچه مهم است، توافق است. کشورها بهطور معمول در ارتباط با هر موضوعی مذاکره میکنند، اما الزاما همیشه توافق در ارتباط با هر موضوعی ممکن و مطلوب نیست. مقامات وزارت خارجه ایران همیشه از مذاکرات عادلانه و محترمانه سخن میگویند، اما مذاکرات عادلانه و محترمانه بیمعنی است؛ مذاکرات تنها میتواند موفق باشد یا نباشد. این توافق است که باید عادلانه و حاکی از احترام طرفین به هم باشد. ایران میتواند مذاکرات مستقیم، جامع و بدون قید و شرط را بپذیرد و در صورت برخورد غیرمنصفانه طرف مقابل مذاکرات را ترک کند. ضمن اینکه میدانیم مواضع علنی کشورها هیچگاه مواضع قطعی و نهایی آنها نیست.»
![]()
شرق همچنین در گزارشی، به تکاپوهای دیپلماتیک در روزهای اخیر با محوریت ایران پرداخت. این روزنامه با جلب توجه به سفر وزرای خارجه عراق و عمان به ایران طی روزهای اخیر، تماس عراقچی و ویتکاف که خبر آن منتشر شد، تماسهای دیپلماتیک ایران با کشورهای منطقه و تماس کشورهای عربی با آمریکا، روند معادلات حاکم بر سیاست خارجی را بررسی کرد. شرق در جمعبندی این گزارش آورد: «همه تلاشهای میانجیگرانه منطقهای و نیز سفر مقامات عمانی و عراقی به تهران شاید پیشزمینهای برای حصول موفقیت در کاهش تنش بین تهران و واشنگتن، آن هم در آستانه دیدار ویتکاف و عراقچی باشد. چراکه اگر طبق خبرها، شاهد دیدار این دو (عراقچی و ویتکاف) در داووس باشیم، میتواند تعیینکننده مسیر پیشروی ایران و ایالات متحده باشد، مشروط بر آنکه دو طرف و بهویژه آمریکاییها بدون پیشفرض و پیششرط به دنبال راهحل باشند. اما اگر نماینده ترامپ در امور خاورمیانه با چهار شرط خود به دنبال دیدار با عراقچی باشد، نهتنها امیدی به خروجی مثبت از دیدار این دو نخواهد بود، که میتواند تنش را به نقطه غیرقابل مدیریت سوق دهد.»
چهار شرط مورد اشاره، به گفته ویتکاف از این قرار است: «یک توافق دیپلماتیک شامل چهار موضوع توقف غنیسازی هستهای، کاهش موجودی موشکی، مواد هستهای موجود در ایران و نیروهای نیابتی است.» ادعاهایی که با واکنش تند وزارت خارجه در نشست سخنگویی این هفته مواجه شد.
تحلیل موسویان از شرایط روابط ایران و آمریکا
شرق همچنین تحلیل ۸ بندی سیدحسین موسویان، دیپلمات پیشین و استاد بازنشسته دانشگاه پرینستون را نیز در گزارش مذکور بازنشر کرد: «۱. اوضاع داخلی ایران آرام و نیروهای امنیتی کنترل کشور را به دست گرفته و زندگی مردم نسبتا به روال عادی بازگشته است.
۲. احتمال حمله نظامی آمریکا بسیار ضعیفتر شده و خویشتنداری حکومت ایران در مورد اعدام افراد دستگیرشده، به رئیسجمهور آمریکا این فرصت را داد که حداقل در این مقطع حمله دوم را منتفی اعلام کند.
۳. واشینگتن در مورد «استراتژی فروپاشی ایران از طریق سازماندهی شورش و بیثباتی و جنگ داخلی در ایران» ناامید شده یا حداقل بهشدت مردد شده است. هزینههای میلیارد دلاری برای موفقیت این استراتژی بر باد رفت ضمن اینکه توهم خلق یک آلترناتیو خارجنشین برای رهبری تظاهرات در داخل ایران نیز شکست خورد.
۴. در عین حال مشکلات مردم ایران، جدی، واقعی و نهتنها همچنان به قوت خود باقی است، بلکه بعد از حوادث اخیر بیشتر هم شده. ضمن اینکه خون بیگناهان زیادی نیز ریخته شد.
۵. بازگشت آرامش نسبی فعلی، فرصتی برای حاکمیت ایران است که اقدامات اساسی برای حل مشکلات ساختاری و بهبود حکمرانی به عمل آورد؛ از جمله: بهبود شرایط اقتصادی کشور، رفع فقر و فساد و بیکاری و حذف مدیران ناکارآمد یا نفوذی.
۶. بزرگترین چالش سیاست خارجی و امنیت ملی ایران، «تشنج در روابط با آمریکا» است. برای پرزیدنت ترامپ نیز یکی از پیچیدهترین موضوعات روابط خارجی، «رفع تشنج با ایران» است. برای حل این معضل هر دو پایتخت نیازمند تصمیمات بزرگ هستند.
۷. حمله نظامی محدود و هدفمند آمریکا هیچ نتیجهای بهجز تشدید خصومت نداشته و نخواهد داشت و اقدام نظامی گسترده علیه ایران نیز قطعا ثبات کل منطقه را به خطر میاندازد و شرکای ایالات متحده در سراسر خاورمیانه را تهدید میکند. لذا آمریکا باید گزینههای نظامی را از روی میز بردارد، چون هزینهها و ریسکهای قابل توجهی برای ایالات متحده، ایران و کل منطقه به همراه دارد.
۸. دیپلماسی تنها مسیر صلح است. واشینگتن و تهران نیازمند یک گفتوگوی مستقیم، معنیدار و جامع هستند بهشرطی که نتیجه آن برای هر دو پایتخت آبرومندانه باشد». حال باید دید با توجه به معادلات داخلی در ایران، شرایط منطقه و نیز تحولات بینالمللی، ریل مناسبات ایران و آمریکا در راستای کاهش تنش خواهد بود یا تصاعد بحران. پاسخ به این سؤال منوط به در نظر گرفتن پارامترهای بسیار زیادی است که دائما در حال تغییر است. لذا روزهای پیشرو آبستن اتفاقات تعیینکنندهای برای تهران، واشنگتن و کل منطقه غرب آسیا خواهد بود.»
سوال سخت «هممیهن»
روزنامه هممیهن در شماره امروز خود، موضوع دخالت خارجی را از زاویهای دیگر مورد توجه قرار داد. در یکی از یادداشتهای شماره ۲۹ دی این روزنامه آمده است: «ما در روایت رسمی با عناوینی مثل شبکه تروریستی، تروریستهای مسلح سازماندهیشده و ساماندهیشده مواجه هستیم. درست است که این عبارات به صورت مکرر در رسانههایی مانند صداوسیما یا تریبونهای رسمی تکرار میشود اما باید به این نکته توجه کرد که چنین پدیدهای در فضای خلأ و بدون برخی مقدمات به وجود نمیآید. طبیعتاً ساخت یک شبکه یا سلولهای متفرق تروریستی، نیازمند نشان کردن عناصر مطلوب، جلب همکاری، ارتباطات، آموزش و احتمالاً لجستیک است؛ روندی که محصول یک روز و دو روز نیست. سوال مهم این است که روند مذکور چرا از چشم جامعه اطلاعاتی ایران پنهان مانده است؟ بهطور طبیعی و در یک سازوکار سیاسی مطلوب، در حال حاضر نهادهای مسئول باید در مقام پاسخگویی باشند.
تقریباً هفت ماه از جنگ ۱۲ روزه میگذرد. در همان زمان هم این موضوع مورد توجه قرار گرفت که کشور به صورت مشخص با شرایط بغرنج در حوزههای حفاظت اطلاعات، ضدجاسوسی و حفاظت شخصیتها روبهروست. مسئلهای که مورد توجه و تاکید خبرگان این حوزه و مقامات رسمی هم قرار گرفت و خود را در ابعاد مختلف این جنگ نشان داد. صحنهای که امروز مقابل چشمان جامعه قرار دارد، نشان میدهد در فاصلهای کوتاه از همان جنگ، ناکامی مشابه تکرار شده است. با این تفاوت که این بار در چند روز، تلفاتی بیشتر از ۱۲ روز جنگ با رژیم اسرائیل و آمریکا بر جای گذاشت.»