ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۱۰۲۰

هفتمین روز خاموشی ارتباطات اجتماعی/ انسداد ارتباطات شکاف را عمیق‌تر می‌کند

هفتمین روز خاموشی ارتباطات اجتماعی/ انسداد ارتباطات شکاف را عمیق‌تر می‌کند

تمام کانال‌های ارتباطی جامعه یکسویه شده‌اند و از هر شیوه ارتباطی که بتواند فردها را به یکدیگر متصل کند، جلوگیری شده است. این اتفاق تبعات بسیار خطرناکی از نظر روانی و حتی جسمی بر تک‌تک افراد یک جامعه دارد.

تبلیغات
تبلیغات

سعید ارکان‌زاده‌یزدی در اعتماد نوشت:  امروز هفتمین روز خاموشی ارتباطات اجتماعی و فردی در ایران است که آن را باید بسیار فراتر از مقوله قطع اینترنت در نظر گرفت. جامعه ۹۰ میلیون نفری ایران با قطع ارتباطات، تبدیل به مجموعه‌ای از فردهای منزوی و اتم‌های انسانی از هم‌گسیخته‌ای شده است که تلاش می‌شود با وسایل ارتباط جمعی بسیار سنتی و با روش‌های ارتباطی بسیار ابتدایی آن‌ها را به هم پیوند زنند.

در این یک هفته، تمام کانال‌های ارتباطی جامعه یکسویه شده‌اند و از هر شیوه ارتباطی که بتواند فردها را به یکدیگر متصل کند، جلوگیری شده است. این اتفاق تبعات بسیار خطرناکی از نظر روانی و حتی جسمی بر تک‌تک افراد یک جامعه دارد و انزوای مهلک ارتباطی بی‌سابقه‌ای است که هر چه بیشتر ادامه یابد، آثار میان‌مدت و بلندمدتش عمیق‌تر خواهد شد. 

در این بین، روزنامه‌نگاری حرفه‌ای ایران هم به محاق رفته است. مطبوعات و وب‌سایت‌های خبری‌ای که همچنان در شبکه داخلی کشور در دسترس هستند و معمولا نگاهی غیر از نگاه‌های رسمی به رخدادها دارند، تقریبا عین همان سخنان و روایت‌هایی را تکرار می‌کنند که رسانه‌های رسمی و وابسته به نظام حکمرانی منتشر کرده‌اند.

مردم ایران سوالات متعددی درباره اتفاقات یک هفته اخیر دارند که در رسانه‌های رسمی پاسخی برای آن‌ها وجود ندارد. روزنامه‌نگاران حرفه‌ای دست‌شان از نوشتن گزارش‌های میدانی کوتاه است. در نبود رسانه‌های اجتماعی و انسداد اینترنت و ناممکن بودن رفتن به میدان حوادث، روزنامه‌نگاری حرفه‌ای نمی‌تواند به روایت‌هایی ورای روایت‌های رسمی که از بالا به پایین منتشر می‌شوند، دست یابد.

بنابراین رسانه‌های حرفه‌ای توان رفع نیاز مردم را ندارند و مخاطبان به تنها منبع خبری که روایت‌هایی غیر از روایت‌های رسمی را منتشر می‌کنند، سوق داده می‌شوند: تلویزیون‌های ماهواره‌ای. این تلویزیون‌ها نیز چون ارتباط‌شان با جامعه قطع است، امکان رفع کامل نیازهای مخاطبان را ندارند. 

سال‌هاست که ایده‌پردازان رسمی نظام حکمرانی نظریاتی همچون جنگ روایت‌ها را مطرح کرده‌اند، اما در تجربه یک هفته اخیر، در عمل تنها یک روایت خبری از اتفاقات تولید شده و در اختیار مخاطبان گذاشته شده و انسداد کامل ارتباطات فردی و اجتماعی جامعه مانع دسترسی به روایت‌های دیگر درباره اتفاقات روز شده‌اند.

اما علوم ارتباطات نشان داده است اثرگذاری با ابزار رسانه و تاثیرگذاری بر مخاطبانی که تجربه‌های ریز و درشتی را در کشوری مثل ایران از سر گذرانده‌اند، به همین راحتی نیست. اگر قطع ارتباطات ادامه یابد، تمام روایت‌های تولید شده و در دسترس مخاطبان می‌تواند به یک کلان روایت ببازد: چرایی انسداد ارتباطات جامعه ایران.

مخاطبان بیش از اینکه به محتوای روزنامه‌نگاری رسمی گوش فرا دهند و بخواهند اخبار بسیار رسمی و قالب‌گیری شده را مصرف کنند، به این فکر خواهند کرد که چرا پیامک‌هایشان قطع شده، چرا اینترنت ندارند، چرا حتی در پیام‌رسان‌های داخلی هم نمی‌توانند برای یکدیگر پیام بفرستند، چرا نمی‌توانند به عزیزان خود در خارج از کشور زنگ بزنند، چرا حتی تلفن داخلی کشور در برخی ساعات شبانه‌روز قطع می‌شود؟ روایت چرایی انسداد ارتباطات در جامعه ایران تمام آنچه روزنامه‌نگاری رسمی تولید کرده است را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. 

صد سال پیش در اوایل قرن بیستم، نظریات علوم ارتباطات می‌گفتند پیام به محض اینکه به مخاطب برسد، مثل یک گلوله جادویی اثر خود را خواهد گذاشت و مخاطب آن را خواهد پذیرفت، اما حالا روشن شده است هرگز چنین نیست و در جریان رسیدن پیام رسانه‌ای به مخاطب و اثرگذاری بر او، اتفاقات بسیار پیچیده اجتماعی و فردی رخ می‌دهد. پیام‌های رسانه‌ای برای اینکه بر مخاطب اثر بگذارند باید با یکدیگر رقابت و مخاطب را اقناع کنند. 

این‌طور نیست که فرضا مخاطبان تلویزیون را روشن کنند و تمام محتوای آن را بپذیرند. با بستن دست‌های روزنامه‌نگاری حرفه‌ای و انسداد کامل ارتباطات فردی و اجتماعی جامعه، ورق می‌تواند برگردد و بخش چشمگیری از مخاطبان ممکن است مقاومت کنند و محتوای تلویزیون را نپذیرند یا حتی آن را خاموش کنند تا پیام به آن‌ها نرسد.

در این مواقع اثرگذاری ارتباطات چهره به چهره گروه‌های کوچک مقیاس مردم که با یکدیگر در ارتباط انسانی هستند، می‌تواند پررنگ‌تر شود و مردم به شکل شفاهی با آمیختن شایعات راست و ناراستی که شنیده‌اند به تفسیر و تحلیل اتفاقات بپردازند.

نتیجه‌گیری از این بحث‌های شفاهی در بین مردم می‌تواند متفاوت از تفاسیر رسانه‌های رسمی باشد و به جایگزینی برای روایت‌های رسمی تبدیل شود. بنابراین در وضعیت فعلی جامعه ایران، هر چه امکان کار برای روزنامه‌نگاری حرفه‌ای دیرتر فراهم شود و انسداد ارتباطات دیرتر پایان یاید، این امکان وجود دارد که ناباوری به روزنامه‌نگاری رسمی و دولتی عمیق‌تر شود و مردم سراغ معدود رسانه‌های جمعی باقیمانده یا گروه‌های غیررسمی در دسترس خود بروند. وقت برای تصمیم‌گیران به سرعت می‌گذرد و هر روزی که ارتباطات قطع باشد شرایط برای کارآمدی نظام رسانه‌ای ایران سخت‌تر می‌شود.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات