واکنش زیدآبادی به قطعی اینترنت: با ادامه این وضع امنیت پایدار به دست نمیآید
تأمین امنیت در کنارِ حفظ دسترسی شهروندان به اینترنت جهانی وظیفه دولتهاست وگرنه با قطع این دسترسی و مختل کردن امور زندگی شمار بسیاری از کاربران، امنیت پایدار به دست نمیآید.
احمد زیدآبادی، روزنامهنگار در هممیهن نوشت: ماده اصلی تحلیلگری، دسترسی به منابع خبری معتبر و مکتوب است و در این زمانه، تنها ابزار دسترسی به منابع خبری معتبر، اینترنت بینالمللی است.
بدون دسترسی به اینترنت بینالمللی، اطلاع از رویدادهای جهانی و تحلیل و تفسیر آنها، امری غیرممکن است و در یک جهان بههمپیوسته، حتی دسترسی کامل به خبرهای داخلی از طریق آنچه اینترنت «ملی» خوانده میشود، به فهم درست دادهها و پیوند دادن منطقی آنها به یکدیگر، منجر نمیشود. در این روزگار، فهم و تحلیل حرفهای تحولات داخلی نیز صرفاً در پرتو اطلاع دقیق از تحولات جهانی امکانپذیر است و این نیز به نوبه خود نیازمند دسترسی آزاد به اینترنت بینالمللی است.
بهعبارت واضحتر، در غیاب دسترسی به اینترنت بینالمللی، ادعای تحلیل و تفسیر رویدادها در هر دو سطح خارجی و داخلی آن، امری یاوه و مضحک است و تنها به کار فریب و گمراه کردن مخاطب میآید! چنین ادعایی از سوی هر فردی، شبیه تهیه کردن بورانی از سرگین شتر طبق روایت مرحوم عبید زاکانی از خواب دیدن مردی بینواست! از این جهت، فارغ از علایق و توهمات برخی محافل، تردیدی نیست که همه راههای فهم تحولات داخل و خارج یک جامعه، به اینترنت بینالمللی ختم میشود.
بر این اساس، در غیاب دسترسی به اینترنت بینالمللی، انتشار روزنامه هم به امری تکلفآمیز و نمایشی تبدیل میشود و متأسفانه این بلیهای است که هرازچندی با قطع دسترسی به اینترنت جهانی گریبان مطبوعات داخلی ایران را میگیرد.
اینک نزدیک یک هفته است که روزنامهنگاران همچون دیگر اقشار و طبقات اجتماعی هیچ نوع دسترسی بلاواسطه به منابع خبری مکتوب جهانی ندارند و به همین دلیل امکان راستیآزمایی خبرهای سایتهای داخلی از طریق مقایسه با منابع معتبر دیگر، برایشان مقدور نیست.
مسئولان مختلف اعلام کردهاند که قطع اینترنت به دلایل «امنیتی» صورت گرفته است. این نخستین بار نیست که به «دلایل امنیتی» جامعه ایرانی از ارتباط عادی با جهان بیرون محروم میشود. این قطع ارتباط، فشار عصبی زیادی به مردم وارد میکند. درست به همین علت، قطع دورهای اینترنت، چارهساز امنیت نیست بلکه زمینهساز روانی آن در آینده است.
هر حکومتی برای تأمین امنیت پایدار به ناچار باید با لوازم و عوارضِ تکنولوژی ارتباطی کنار آید و خود را با آن تطبیق دهد. حتی اگر به فرض، قطع دسترسی جامعه به تکنولوژی ارتباطی برای ساعاتی نیز قابل توجیه و پذیرش باشد، قطع مستمر و چندروزه آن مثل قطع شریان آب شهری به دلیل نگرانی از رها کردن آن در کوچه و خیابان از سوی برخی از شهروندان به قصد اخلال در ترافیک شهر است!
در این وضعیت جهانی، تأمین امنیت در کنارِ حفظ دسترسی شهروندان به اینترنت جهانی وظیفه دولتهاست وگرنه با قطع این دسترسی و مختل کردن امور زندگی شمار بسیاری از کاربران، امنیت پایدار به دست نمیآید. شاید برای بسیاری از خوانندگان این پرسش پیش آید که اگر انتشار روزنامه مشروط به دسترسی به اینترنت جهانی است، پس اصحاب مطبوعات پیش از پدید آمدن اینترنت چگونه منتشر میشدند؟
پیش از وجود اینترنت، شماری خبرگزاری فراگیر بینالمللی مانند فرانسپرس، یونایتدپرس، آسوشیتدپرس، رویترز و غیره وجود داشت که روزنامهها اخبار و گزارشهای آنها را از طریق تلکس دریافت میکردند. در واقع راه اتصال مطبوعات داخلی با دنیای خارج عمدتاً از طریق دستگاه تلکس بود.
امروزه با پیشرفت تکنولوژی ارتباطی و گسترش فضای مجازی، استفاده از تلکس منسوخ شده است و امکان بازگشت به آن وجود ندارد. بنابراین، وقتی که راه دسترسی به اینترنت مسدود میشود، شرایط کار روزنامهنگاری به دوران قبل از پدید آمدن اینترنت بازنمیگردد، بلکه بسیار سختتر و شاقتر از آن میشود.
در چند دهه پیش، مردم روستاهای ایران از آب قنات برای شرب و هر نوع مصرف دیگری استفاده میکردند. با حفر چاههای عمیق و لولهکشی دهات، قناتها نیز یکی پس از دیگری خشکیدند و اصطلاحاً تافیه شدند.
اکنون اگر آب لولهکشی روستاها قطع شود، دیگر راه استفاده از آب قنات باز نیست چون اصلاً در بسیاری از روستاها قناتی جاری نیست. نتیجه قطع آب لولهکشی، تشنگی است و تشنگی هم مردم را از پا در میآورد! عین این مثال در مورد اینترنت جهانی و ضرورت دسترسی به آن بخصوص از سوی مطبوعات مصداق دارد.
با قطع دسترسی به اینترنت جهانی، علاوه بر مشکلات انبوهی که برای عموم اقشار جامعه پدید آمده، چراغ روزنامهها نیز رو به خاموشی گذاشته است. این خاموشی با هیچ ابزار دیگری قابل جلوگیری نیست.