تحلیل روزنامههای راست و چپ از وضعیت کشور
روزنامههای شاخص کشور در شمارههای امروز خود، نقشآفرینی خارجی در اعتراضات اخیر و به خشونت کشیدن آن، مذاکره با آمریکا، آسیبشناسی اعتراضات در جامعه ایران و خاموشی اینترنت در پنج روز گذشته را زیر ذرهبین بردند.
فرارو – روزنامههای شاخص کشور در تحلیلهای ارائه شده در شمارههای امروز خود، مسائل روز را بررسی کردند.
به گزارش فرارو، نقشآفرینی خارجی در اعتراضات اخیر و به خشونت کشیدن آن، مذاکره با آمریکا، آسیبشناسی اعتراضات در جامعه ایران و خاموشی اینترنت در پنج روز گذشته مورد توجه این رسانهها قرار گرفت و هر کدام با توجه به ماهیت و سازوکار خود، به این موضوعات پرداختند.
ادامه خط «کیهان»
روزنامه کیهان در شماره امروز خود، خطی که از چند روز قبل برای نسبت دادن اقدامات خشونتبار و تخریبها به برخی رسانههای داخلی آغاز کرده بود را ادامه داد. این روزنامه در ستون خبر ویژه امروز خود، بار دیگر به دو روزنامه اعتماد و هممیهن پرداخت. کیهان درباره گزارشهای روزنامه هممیهن و پیگیری موضوع بازداشتشدگان نوشت: «این روزنامه، دیروز هم به روال گذشته، جنایات وحشیانه و سازمانیافته اغتشاشگران اشرار مسلح را سانسور کرد و در عوض، در تیتر دوم نوشت: آخرین وضعیت بازداشتشدگان/ بازداشتیها کجا هستند؟ ادبیات نویسنده متن را با دقت مرور کنید که هیچ اثری از جنایات اغتشاشگران و اشرار نیست: تعداد بازداشتیها زیاد است، بیشتر آنها نوجواناند. از آغاز اعتراضات دیماه، خبرهایی غیررسمی مبنی بر بازداشت معترضان منتشر شده اما مسئولان قضائی و انتظامی با وجود اعلام جداگانه بعضی افراد به عنوان «لیدر»، هنوز آماری رسمی از تعداد بازداشتیها اعلام نکردهاند. بررسیهای «هممیهن» نشان میدهد تعداد بازداشتیها در شهرهای مختلف زیاد است، تعدادی از آنها توانستهاند تماسهای کوتاهی با خانوادههایشان داشته باشند، به بعضی از آنها اتهامهای تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی تفهیم شده، برای بعضی از بازداشتشدگان قرارهای وثیقه سنگین تعیین شده و محل بازداشت تعداد زیادی از بازداشتیها مشخص نیست. دایی یکی از معترضان بازداشتشده میگوید: به خانوادهها اجازه داده نمیشود که به بازداشتگاه لباس منتقل کنند، حق دسترسی به وکیل محدود شده و پروندهها در دادسرا با تاخیر ثبت میشود تا وکلا نتوانند اعلام وکالت کنند. علاوه بر این دلایل اتهامی هم به وکیل و خانوادهها اعلام نمیشود.
روزنامه متعلق به کرباسچی، تیتر اول خود را به گفتوگوی تلویزیونی رئیسجمهور اختصاص داد اما با تحریف فحوای کلی اظهارات رئیسجمهور، اینگونه تیتر زد: «با تشریح شرایط کشور و انتقاد از کشیده شدن اعتراضات به خشونت و تخریب/ پزشکیان: به مردم حق میدهم.» تیتر القا میکند که آنچه در حال وقوع است، اعتراضات بهحق مردم است (نه پروژه آمریکایی اغتشاش و آشوب) و این در حالی است که مرور سخنان رئیسجمهور نشان میدهد که بخش مهمی از این اظهارات، محکومیت اغتشاشات و شرارت علیه مردم است.»
تاکید بر نقشآفرینی مطلق خارجی
روزنامه همشهری امروز هم در یادداشتهای مختلف، موضوع اعتراضات و رخدادهای امنیتی اخیر را از زاویه نگاه خود بررسی کرد.
حسین جلالی، نماینده سابق مجلس در همشهری نوشت: «دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا سال گذشته زمانی بر سر کار آمد که ایالات متحده در افول محسوسی قرار داشت. دولتمردان آمریکا میگفتند این کشور دیگر ابرقدرت سابق نیست و خبری از کدخدای سابق نیست. آمریکا درگیر مسائلی در منطقه از جمله در افغانستان، عراق و ایران شده بود که خودش را از دست میداد. با افول آمریکا، چین و روسیه قدرتمند میشدند. آنچه باعث افول قدرت آمریکا میشود به جمهوری اسلامی ایران برمیگردد. ترامپ در شعارهایش اعلام کرد جنگها را تمام میکند، صلح برقرار میکند و جنگها در غزه و اوکراین را به پایان میرساند. ترامپ با ایده بازیابی قدرت از دست رفته آمریکا روی کار آمد، ولی راه بسیار بدی انتخاب کرد. جمهوریخواهان معمولا بیبرنامه و دستپاچه عمل می کنند و میخواهد ره ۱۰۰ ساله را یکشبه طی کنند. آنها حرکاتی انجام دادند که افول آمریکا را شدت بخشید.» او سپس در بخش پایانی یادداشت خود به موضوع تغییر جبهه جنگ علیه ایران پس از جنگ ۱۲ روزه به آشوبهای خیابانی پرداخت.
اصغر زارعی، کارشناس امنیتی نیز در یادداشتی دیگر آورد: «آمریکا و اسرائیل بعد از جنگ ۱۲ روزه تلاش کردند جنگ سخت را به جنگ نرم تبدیل کنند. در فرصت ۶ ماهه پس از جنگ نیروهای اسرائیل و آمریکا تلاش کردند نیروهای خودشان را بسیج کنند، امکاناتشان را به داخل ایران منتقل کنند و با بهکارگیری نیروهای آموزش دیده و سازماندهیای که در این مدت داشتند، انباشت اعتراضات و ناراحتیهای مردم را تبدیل به نیروی کف خیابان کنند. بخش زیادی از ناراحتیهای مردم ناشی از تحریمهای ظالمانه بوده است و فشارهای زیادی بر معیشت مردم وارد کرده است. بر همین اساس نیز بخشهایی از مردم به خیابانها آمدند اما متاسفانه همانطور که پیشبینی میشد آمریکا، اسرائیل و اروپاییها پشت سر اغتشاشات قرار گرفتند و هیچ ابایی هم از حمایت آشکار خودشان داشتند و اعلام کردند که در کنار آشوبگران هستند.»
ریشهیابی اعتراضات در سیاستهای ایران
شرق در شماره ۲۳ دی خود، در سرمقاله و یادداشتها به آسیبشناسی شرایط کشور پرداخت و در گزارش تیتر یک خود تلاش کرد به مسیر پیش روی ایران بپردازد. سرمقاله امروز شرق با تیتر «چه باید کرد؟» توسط کوروش احمدی، دیپلمات بازنشسته و کارشناس سیاست خارجی نوشته شده بود. احمدی در بخشی از سرمقاله تاکید بر این که «نباید کسی منکر وجود انواع تهدیدها علیه کشور و مردم باشد؛ خطر از کنترل خارجشدن اعتراضات خیابانی و تجاوزی دیگر از خارج در این رابطه جدی است.» به ریشههای سیاسی بحران پرداخت. او نوشت: «بستهبودن دایره سیاست در کشور تنها موجب انتقال مرجع رسانهای به خارج نشده، بلکه مرجع سیاستورزی را نیز به خارج منتقل کرده است. اعتراضات پیش از این به شکلی تنها سلبی بود، اما اعتراضات این دوره برخی ابعاد ایجابی نیز همراه با نگاه به خارج یافته است. اگر دایره سیاستورزی در داخل بسته نبود، قطعا چنین نمیشد و اگر از امروز این دایره باز شود و سیاسیون داخلی امکان فعالیت بیابند، مرجع سیاستورزی میتواند به داخل بازگردد. هیچ جامعهای، بهویژه جامعهای جنبشی مانند ایران، نمیتواند عاری از سیاستورزی اصیل باشد. با بستن دایره سیاستورزی در داخل، خود به خود نگاهها متوجه خارج شده است. ایجاد تحولی جدی در صداوسیما نیز نهتنها میتواند در جهت بازگشت مرجع رسانه به داخل کمک کند، بلکه به رونق سیاستورزی در داخل نیز مدد خواهد رساند و نقش مهمی در کاهش نارضایتیها خواهد داشت. سیاست خارجی نیز محتاج توجهی ویژه است. تحریم در دو دهه مانع سرمایهگذاری در زیرساختها و صنایع شده و کشور را به مرحله آسیب ساختاری رسانده است. تحریم همچنین به این خاطر که موجب اخلال در چرخه تأمین کالا و تأمین ارز خارجی و کسر بودجه مزمن میشود، پدیدهای شدیدا تورمزاست و دورزدن تحریمها که مستلزم مخفیکاری است، موجب فساد مضاعف. تحریم قطعا هیچ برکاتی ندارد و لغو آن باید در رأس اهداف سیاست خارجی باشد. لازمه حرکت در این جهت، کنارگذاشتن تمهایی مانند نبرد دائمی با جهان سلطه و مدیریت تخاصم است که تنها از وزارت خارجه دولت چهاردهم شنیده شده است.»
روزنامه شرق در گزارش اصلی خود این موضوع را مد نظر قرار داد که شرایط فعلی قابلیت تداوم ندارد و کشور باید راهی برای خروج از این وضعیت پیدا کند.
توجه به خاموشی اینترنت
هممیهن در یکی از یادداشتهای امروز خود به قلم احمد زیدآبادی با تیتر «چراغی رو به خاموشی» موضوع قطع دسترسی مردم و اصحاب رسانه به اینترنت بینالمللی را مد نظر قرار داد. در بخشی از یادداشت زیدآبادی آمده است: «مسئولان مختلف اعلام کردهاند که قطع اینترنت به دلایل «امنیتی» صورت گرفته است. این نخستین بار نیست که به دلایل امنیتی جامعه ایرانی از ارتباط عادی با جهان بیرون محروم میشود. این قطع ارتباط، فشار عصبی زیادی به مردم وارد میکند. درست به همین علت، قطع دورهای اینترنت، چارهساز امنیت نیست بلکه زمینهساز روانی آن در آینده است.
هر حکومتی برای تأمین امنیت پایدار به ناچار باید با لوازم و عوارضِ تکنولوژی ارتباطی کنار آید و خود را با آن تطبیق دهد. حتی اگر به فرض، قطع دسترسی جامعه به تکنولوژی ارتباطی برای ساعاتی نیز قابل توجیه و پذیرش باشد، قطع مستمر و چندروزه آن مثل قطع شریان آب شهری به دلیل نگرانی از رها کردن آن در کوچه و خیابان از سوی برخی از شهروندان به قصد اخلال در ترافیک شهر است! در این وضعیت جهانی، تأمین امنیت در کنارِ حفظ دسترسی شهروندان به اینترنت جهانی وظیفه دولتهاست وگرنه با قطع این دسترسی و مختل کردن امور زندگی شمار بسیاری از کاربران، امنیت پایدار به دست نمیآید.»
پالسهای مذاکراتی میان ایران و آمریکا
روزنامه آرمان ملی گزارش اصلی خود را به تبادل پالسهای مذاکراتی میان ایران و آمریکا اختصاص داد. پس از سفر وزیر خارجه عمان به ایران در ابتدای هفته جاری، ادعای یک رسانه آمریکایی درباره تبادل پیام میان عراقچی و ویتکاف، اظهارات ترامپ درباره تمایل ایران به گفتگو، صحبتهای وزیر خارجه ایران درباره آمادگی برای مذاکره منصفانه و شرافتمندانه در سفرش به بیروت و در نهایت تائید طرح ایدههایی برای مذاکرات ایران و آمریکا از سوی سخنگوی وزارت خارجه، این موضوع امروز تا حدی مورد توجه رسانهها قرار گرفت.
آرمان ملی در بخش پایان گزارش خود با مرور این وقایع نوشت: «در نهایت به نظر میرسد هم ایران و هم آمریکاییها نیمنگاهی به میز مذاکره دارند خصوصا اینکه اگر مبنا را بر اساس ادعای وزیر خارجه بر دست داشتن آمریکا در حوادث اخیر بگذاریم با فروکش کردن این حوادث عملا پلن آمریکاییها برای تحول در نظام سیاسی بههم خورده و آمریکاییها دریافتهاند که تنها از طریق مذاکره میتوانند با ایران به تفاهم برسند حال باید دید عزم آمریکاییها برای رسیدن به یک توافق برد- برد تا چه میزان جدی است؟» برخی رسانهها نیز در حد کلی، موضع عراقچی درباره نفی حمله پیشدستانه ایران را مد نظر قرار دادند.
ریشههای تبدیل اعتراض به اغتشاش
روزنامه پیام ما در گزارش امروز خود، سراغ جامعهشناسان رفت و نظر آنان را درباره لزوم پژواک صدای اعتراض در جامعه جویا شد.
شیرین احمدنیا، رئیس انجمن جامعهشناسی ایران درباره این پدیده میگوید که جوانان ما آیندهای روشن را برای خود متصور نیستند و بهجای پیشرفت مدام پسرفت میکنند: «ما در جامعهای هستیم که نابرابری بسیار گسترده است و یک جوان احساس میکند از راه مشروع به اهداف خود نمیرسد. لذا ناراضی میشود و این نارضایتی منجر به این میشود که علیه خود اقدامی را انجام دهد؛ مثلاً خودکشی کند، درگیر آسیبهایی مانند اعتیاد شود و یا خود را ناگزیر به مهاجرت ببیند تا شاید در جامعه دیگر به نیازهایش پاسخ داده شود. جوانانی که امکان مهاجرت ندارند، برای پاسخگویی به نیازهایشان حق اعتراض برای خود قائل میشوند.»
این جامعهشناس همچنین در رابطه با پیشبینی خود درباره تدوام یا پایان اعتراضات نیز میگوید: «ما در سالهای قبل هم شاهد اعتراضهایی بودهایم. این اعتراضها توسط دولت سرکوب میشود و پس از مدتی غلیان احساسات موجب میشود مردم دوباره فکر کنند شاید گوش شنوایی برای بیان دغدغههای خود دارند و دوباره دست به اعتراض میزنند. تا زمانی که جامعه با ناکامی در پیگیری خواستههای خود مواجه شود، دوباره این اعتراضها بلند میشوند. بیتوجهی به حق اعتراض مردم و تأمین زندگی آنها، باعث میشود هر دو طرف متضرر شوند.»
سعید معیدفر، استاد بازنشسته دانشگاه و جامعهشناس هم با بیان اینکه دولت اصولاً اعتراض را به رسمیت نمیشناسد، میگوید: «دولت میخواهد تمام مردم حرف او را تکرار کنند. در چنین وضعیتی اعتراض و حق آن، محلی از اعراب ندارند. تنها به یکسری افراد رانتهایی داده میشود تا آنها را پشت سر خود به راه اندازند و در موقعیتهای مختلف کارهایی را انجام دهند و شعارهایی را تکرار کنند. در نظر این افراد، منافع ملی بیاهمیت است.» او با بیان اینکه آنچه «اغتشاش» خوانده میشود، محصول عملکرد دولت است، توضیح میدهد: «زمانی یک اعتراض تبدیل به اغتشاش میشود که دولت هیچ مشروعیتی برای مردم قائل نیست. مجموعه دولت یک ایدئولوژی دارد که در آن مردم به رسمیت شناخته نمیشوند و سیاهیلشکرهایی هستند که باید پیرو این ایدئولوژی باشند. وقتی چنین تفکری در دولت وجود دارد، اساساً اعتراض معنی ندارد.»