ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۰۶۳۳

حکمرانی ایرانی و معمای آینده؛ چه باید کرد؟

حکمرانی ایرانی و معمای آینده؛ چه باید کرد؟

واقعیت این است که به نظر می‌رسد افراد و گروه‌های که به نام تراستی‌ها فعال هستند؛ اگرچه عامل نظام حکمرانی در مثلاً فروش نفت هستند با این حال گویی حدی از کنش‌گری مستقل را برای خود قائل هستند. این معادله سبب شده تا در روند بازگشت ارز حاصل از صادرات به اقتصاد ایران چالش‌های جدی ایجاد شود و نوسانات اقتصادی چشمگیری رخ دهد.

فرارو- نگرانی و اعتراض مردم به گرانی و فشارهای اقتصادی موضوعی منطقی است و دولت هم آن را پذیرفته و به رسمیت شناخته است. در مواجه با این امر، نظام حکمرانی با یک سوال مهم رو به رو است و آن هم این است که چشم اندازهای آتی چه هستند؟

به گزارش فرارو؛  به بیان ساده تر؛ نظام حکمرانی در ایران باید به سمت چه اقداماتی حرکت کند تا بتواند چشم اندازه‌ای روشنی را ترسیم کند و از شکل گیری چرخه مکرر ناامنی جلوگیری کند؟ به نظر می رسد در این رابطه باید ۳ نکته مهم را مد نظر داشت. 

۱. معمای تراستی‌ها و دست‌های پنهان در اقتصاد

در مدت اخیر بسیار در مورد تراستی‌ها یا همان افراد و گروه‌هایی که اقدام به فروش نفت و سایر اقلام صادراتی ایران و دور زدن تحریم‌ها علیه ایران می‌کنند و ارز وارد چرخه اقتصاد ایران می‌کنند؛ گفته و شنیده شده است. واقعیت این است که افراد و طیف‌هایی که در این منظومه فعال هستند اگرچه عامل نظام حکمرانی در مثلاً فروش نفت هستند با این حال؛ گویی حدی از کنشگری مستقل را برای خود قائل هستند. این معادله سبب شده تا در روند بازگشت ارز حاصل از صادرات به اقتصاد ایران چالش‌های جدی ایجاد شود و نوسانات اقتصادی چشمگیری رخ دهد. 

قدرت گیری این جریان‌ها؛ یک سم مهلک  برای کشور است. تراستی‌ها و دیگر بازیگران پنهان در اقتصاد ایران که در روند ورود ارز به کشور فعال هستند باید خود را ذیل جریان حکمرانی ببینند.

برخی هشدار می دهند که وقتی بازیگرانی ذینفع با امکان دسترسی به ثروت قابل توجه در بخش صادرات ایران شکل می‌گیرند؛ خود آنها به اهرم فشار تبدیل می‌شوند که این مسأله با تبعات منفی اقتصادی و اجتماعی و امنیتی همراه است. از این رو؛ روندهای معیوب در این حوزه باید به صورت جدی بازنگری و اصلاح شوند. 

۲. ضرورت تغییر یک مسیر غلط

اینکه دولت‌های مختلف سال‌ها و دهه‌های اخیر در ایران و تیم‌های اقتصادی آنها از هزینه دادن در رابطه با اصلاح روندهای معیوب گذشته خودداری کرده‌اند و سال به سال به تشدید مشکلات و انبوه شدن آنها کمک کرده‌اند خود عامل اصلی شکل گیری بحران های بزرگ فعلی به ویژه در حوزه اقتصاد ایران است. در وضعیتی کنونی باید این اجماع حاصل شود که تغییر ریل اقتصادی یک ضرورت است.

دولت‌های مختلف باید بدانند که در نتیجه رویکردهای انفعالی آنها؛ این مردم هستند که باید هزینه‌های سنگینی را بپردازند. مردمی که سال‌ها تحت فشار اقتصادی و تحریم بوده‌اند و اکنون در عرصه اقتصادی به وضعیتی رسیده‌اند که تحمل بار بیشتر برای آنها امکان ندارد. نظام حکمرانی به معنای واقعی کلمه باید یک چشم انداز روشن به مردم نشان دهد. 

۳. جایگاه مردم کجاست؟ 

مردم به معنی واقعی کلمه ولی نعمتان حقیقی در کشور هستند. همین مردم در حوزه‌های مختلف از کشور حراست کرده و موجب قدرت‌گیری آن در عرصه‌های مختلف شده‌اند. اینکه برخی با مردم طوری حرف می‌زنند که انگار آنها نمی‌فهمند و یا نقش آنها صرفا اطاعت‌کننده است؛ به هیچ وجه درست نیست. 

باید بدانیم که یکی از دلایل اصلی سربلندی کشور در جریان جنگ ۱۲ روزه؛ در صحنه بودن مردم و حمایت آن‌ها از کشورشان بود. اینکه اصل اعتراض مردم با محوریت مسایل اقتصادی را بپذیریم خوب است اما کافی نیست. نظام حکمرانی و دولت باید برای مردم توضیح دهند که مثلاً در ماه‌های آتی و آینده چه اتفاقاتی رخ خواهد داد که بار زندگی را برای مردم سبک‌تر و بهتر خواهد کرد. 

مردم باید واقعا تصور کنند که دولت خادم و غمخوار آنها است. بنابراین ضروری است که  از سیاست‌های اعلامی در حمایت از مردم به سمت اقدامات میدانی حرکت کنیم. 

ارسال نظرات
خط داغ