گزارشی از داروهایی که به دست بیمار نمیرسند
حذفِ خاموش و خودخواسته دارو از نسخه درمان بیمار
روزانه صدها هزار نسخه الکترونیک صادر میشود، اما همه این نسخهها به مرحله مصرف کامل نمیرسند. بخشی از نسخهها اصلاً در داروخانه نهایی نمیشوند و بخشی دیگر، هرچند ثبت میشوند، اما با حذف یک یا چند قلم دارو همراهاند.
نسخهها در سامانهها ثبت میشوند و آمار نسخهپیچی بالا مانده، اما بخش قابلتوجهی از داروها هرگز به مصرف نمیرسند. یا دارو در داروخانه پیدا نمیشود، یا آنقدر گران است که بیمار از خریدش منصرف میشود. آنچه حذف میشود، نه فقط یک قلم دارو، بلکه بخشی از درمان است؛ پدیدهای که در آمار رسمی کمتر دیده میشود، اما دادههای معتبر داخلی و جهانی آن را تأیید میکنند.
نسخههایی که فقط پیچیده میشوند
به گزارش اقتصادنیوز، این مسئله فقط یک برداشت میدانی نیست. دادههای رسمی نسخهپیچی الکترونیک نشان میدهد حدود یکپنجم نسخهها به مرحله تأیید نهایی داروخانهای نمیرسند. اما حتی در نسخههایی که «تأیید» میشوند، این پرسش بیپاسخ مانده که آیا همه داروهای نسخه واقعاً تحویل و مصرف شدهاند یا نه.
آمارهای رسمی نسخهپیچی الکترونیک در ایران نشان میدهد روزانه حدود ۷۰۰ هزار نسخه الکترونیک صادر میشود، اما نزدیک به ۱۸ تا ۲۰ درصد این نسخهها هرگز به مرحله تأیید نهایی در داروخانهها نمیرسند. بخشی از این فاصله به مشکلات سیستمی و زیرساختی بازمیگردد، اما به گفته داروسازان، کمبود دارو و انصراف بیماران از خرید بهدلیل قیمتهای بالا نیز نقش تعیینکنندهای در این آمار دارد.
حتی در میان نسخههایی که در سامانهها تأیید میشوند، تضمینی برای تکمیل نسخه وجود ندارد؛ چرا که حذف یک یا چند قلم دارو معمولاً بهصورت شفاف ثبت نمیشود و نسخه، کامل در سیستم دیده میشود، اما ناقص به دست بیمار میرسد.
سازمان بهداشت جهانی درباره «دسترسی واقعی» چه میگوید؟
پژوهشی با عنوان «دسترسپذیری و توانپرداخت داروهای منتخب در جمهوری اسلامی ایران» در سازمان بهداشت جهانی و با همکاری شبکه بینالمللی HAI انجام شده است.
این پژوهش نشان میدهد که وضعیت دسترسی به ۶۰ قلم داروی منتخب و پرمصرف چه نتیجهای داشته است؟ میانگین موجودی داروها در داروخانههای ایران کمتر از ۵۰ درصد بوده است. یعنی در بسیاری از نقاط، فقط یکسوم تا حداکثر ۴۴ درصد از داروهای بررسیشده در زمان مراجعه بیمار در دسترس بودهاند.
این وضعیت از نگاه سازمان بهداشت جهانی به معنای دسترسی ناکافی است. یعنی دارو ممکن است در فهرست رسمی وجود داشته باشد، مجوز داشته باشد و حتی قیمتگذاری شده باشد، اما بیمار نتواند آن را در زمان نیاز تهیه کند.
داروهایی که هستند، اما خریده نمیشوند
کمبود دارو، تنها ضلع ماجرا نیست. ضلع دوم، قیمت است. در گزارش تحلیلی مؤسسه Stimson Center درباره بازار داروی ایران، به نکتهای کلیدی اشاره شده است: حدود ۳۰ درصد از مراجعهکنندگان به داروخانهها، پس از اطلاع از قیمت نهایی دارو، از خرید آن منصرف میشوند.
این داده، تصویر تازهای از بحران دارو ارائه میدهد. دارو هست، اما بیمار توان خرید ندارد. در چنین شرایطی، حذف دارو نه بهدلیل نبود، بلکه بهدلیل فشار هزینه رخ میدهد. نتیجه یکی است: دارو مصرف نمیشود.
روایت داروخانه؛ حذف دارو به انتخاب بیمار
داروسازان میگویند این حذف، رفتاری روزمره شده است. یکی از داروسازان شاغل در داروخانهای پرتردد در تهران توضیح میدهد: «خیلی وقتها بیمار نسخه را کامل میآورد، اما خودش شروع میکند به حذف. اول میگوید این مکمل را نمیخواهم، بعد داروی گرانتر را میگذارد کنار. بعضیها میگویند فعلاً یکی از اینها را بدهید، بعداً بقیه را میخرم؛ که معمولاً آن بعداً هیچوقت نمیرسد.»
به گفته او، اگر داروی تحت پوشش بیمه ناموجود باشد، کمتر از نیمی از بیماران حاضرند همان دارو را آزاد تهیه کنند. در دهکهای پایینتر، این نسبت بهمراتب کمتر است. نسخه در سامانه بسته میشود، اما درمان ناقص میماند.
حذف، جایگزینی و مصرف ناقص؛ سه انحراف در روند درمان
پژوهشهای سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد واکنش بیماران به کمبود یا گرانی دارو معمولاً در سه مسیر بروز میکند: حذف کامل دارو، جایگزینی غیراستاندارد، یا مصرف ناقص. این الگو فقط مختص ایران نیست، اما در کشورهایی که تورم بالا و پوشش بیمهای ضعیفتری دارند، شدت بیشتری پیدا میکند.
در ایران، این الگو بهویژه در بیماران مزمن خطرناک است. کاهش دوز، مصرف یکدرمیان یا قطع زودهنگام درمان، در کوتاهمدت هزینه را کم میکند، اما در بلندمدت به تشدید بیماری و افزایش هزینههای درمانی منجر میشود؛ هزینهای که نهایتاً به نظام سلامت تحمیل خواهد شد.
کیفیت؛ مسئلهای که پشت کمبود پنهان میشود
در کنار نبود و گرانی دارو، مسئله کیفیت نیز بهتدریج خود را نشان میدهد. وقتی داروی اصلی در دسترس نیست، بیمار یا داروساز به گزینههای جایگزین روی میآورد؛ گزینههایی که لزوماً از نظر اثربخشی، معادل داروی اصلی نیستند. این افت کیفیت، در آمار رسمی کمبود ثبت نمیشود، اما در تجربه بیماران محسوس است.
ایران در مقایسه جهانی؛ فاصله با استاندارد توصیهشده
در نسخههای جهانی گزارشهای WHO، دسترسی قابل قبول به داروهای اساسی معمولاً حداقل ۸۰ درصد تعریف میشود. در بسیاری از کشورهای با درآمد متوسط، این عدد به استاندارد نزدیک شده است. اما در کشورهایی که با شوکهای اقتصادی، محدودیتهای ارزی یا افزایش ناگهانی قیمت دارو مواجهاند، سطح دسترسی به زیر ۵۰ درصد سقوط میکند. دادههای مربوط به ایران نشان میدهد وضعیت دسترسی دارویی کشور به این گروه دوم نزدیکتر است؛ یعنی فاصلهای معنادار با استاندارد توصیهشده جهانی.
بحران دارو، بحران مصرف و…
آنچه از کنار هم گذاشتن این دادهها به دست میآید، تصویری فراتر از «کمبود دارو» است. مسئله اصلی، کاهش مصرف مؤثر دارو است. دارویی که نوشته میشود، اما پیدا نمیشود؛ دارویی که پیدا میشود، اما خریده نمیشود؛ و دارویی که خریده میشود، اما کامل مصرف نمیشود.
نسخهها در آمارها دیده میشوند، اما درمان کامل نه. این همان شکاف پنهانی است که اگر به رسمیت شناخته نشود، هزینهاش دیر یا زود، هم به بیمار و هم به نظام سلامت بازخواهد گشت.