كتابخانههاي شبانه روزي و قرائتخانههای شبانه
مسئولان ما در جهت ارتقاي فرهنگ كتاب و كتابخواني تلاشهاي زيادي كرده اند. بعضي از اين تلاشها به بار نشسته است. بعضيها با شرايط واقعي جامعه و وضعيت نشر هماهنگ نبوده و بعضي ديگر در حال رسيدن به نتيجه است.
ساخت كتابخانه و تجهيزات آن، نيروي انساني كارآمد، افزايش سالنهاي مجهز، افزايش خريد كتابهاي مناسب براي كتابخانهها و... يكي از راههايي است كه هنوز براي آن مي كوشند و هنوز هم قشر كتابخوان از وضعيت كتابخانهها رضايت چنداني ندارند.
از چند سال پيش بحث كتابخانههاي شبانه روزي مطرح شد كه پس از تصويب طرح تعدادي از كتابخانههاي شهر كه شرايط اجراي اين طرح را داشتند، معرفي شدند اما امروز كه به اين همان ليست معرفي شده كتابخانهها مراجعه مي كنيم، ديگر طرح شبانه روزي شدن براي بيشترشان منتفي شده است و اين طرح فقط براي چند ماه در كتابخانهها اجرايي شده بود.
به همين جهت سراغ چند كتابخانه شبانه روزي كه ديگر امروز شبانه روزي نيستند و كاربرانشان رفتم تا علت اجرايي نشدن هميشگي طرح را پيدا كنم. گفته مي شود كه سياست شهرداري مبني بر ايجاد كتابخانههاي شبانه روزي است. چيزي كه بسياري از اهل فرهنگ از آن استقبال مي كنند، براي شبهايي كه بيخوابي به سرشان مي زند و دلشان مي خواهد فقط كتاب بخوانند، براي گروهي كه نياز به مطالعات مستمر دارند ولي فضاي منزلشان مناسب نيست و... در عين حال بعضي از كتابداران به شدت با اجرايي شدن اين طرح مخالفند.
اين طرح براي مدتي در كتابخانه لويزان واقع در منطقه لويزان عملي شده بود. خورشيدي در اين باره مي گويد: تعداد مراجعين ما در طول روز بسيار زياد است اما در آن زمان حتي اگر در دوران مطالعه افراد براي كنكورهاي مختلف بود، تعداد مراجعه كنندگان براي استفاده از خدمات نيمه شبها بسيار كم مي شد. شايد از هر 100 مراجع فقط يك يا 2 نفر براي مطالعه شبانه در كتابخانه حضور مي يافتند كه گاهي اوقات آنها نيز به طور طبيعي دو يا سه ساعت از وقت شب را در حال مطالعه به خواب مي رفتند.
با اين شرايط ما بايد 90 لامپ مهتابي، وسايل گرمايشي و سرمايشي را روشن نگه مي داشتيم. علاوه بر آن يك نيروي نگهبان و يك نيروي مسئول در امور سالنها و كتابخانه را نيز در شيفت شب براي كار دعوت مي كرديم تا فقط 2 نفر به مطالعه بپردازند. از اين جهت هزينه بسيار زيادي مي شد اما فايده آن به نسبت كم بود.
شايد ما بايد براي جاانداختن فرهنگ استفاده شبانه از كتابخانهها پيش از هر چيز به سراغ اوضاع نشر و ارتقاي فرهنگ كتابخواني در كشور برويم تا وقتي طرحهايي به خوبي كتابخانههاي شبانه روزي را عملي ميكنيم، بتوانيم به بهترين نتيجههاي دلخواه برسيم. مثلا كتابخانه لويزان تا ساعت 11 شب در ايام كنكور و تا ساعت 9 شب در ايام ركود استفاده از كتابخانه، به مراجعينش كه حدود 4 هزار نفر هستند، خدمات مي دهد.
مسلما باز بودن كتابخانه تا اين ساعتها براي مراجعين نيز رضايتبخش است اما بعضي از كتابخانههاي خصوصي يا كتابخانههاي وزارت ارشاد و مراكزي مثل كتابخانه مجلس شوراي اسلامي يا كتابخانه ملي خدمات دهي اش به مراجعه كنندگان تا اين اندازه نيست. حتي در كتابخانه ملي كه بيش از هر چيز به مركز مناسبي براي قرائتخانه تبديل شده است و حتي براي اين امر نيز سالانه مبلغ بالايي را به عنوان حق عضويت دريافت مي كند.
يكي ديگر از مسائلي كه براي شبانه روزي شدن كتابخانهها بايد در نظر گرفت استخدام نيرو است. اگر كتابخانه اي فضاي مناسب و نيرو هم داشته باشد، بايد به سازمان فرهنگي هنري شهرداري اعلام آمادگي كند و در صورت كسب اجازه و امكانات سازمان براي پرداخت حقوق، اقدام به شبانه روزي كردن كتابخانه خود كند.
قرائتخانه، بستري براي مطالعه بيشتر
يكي از اتفاقهاي خوش يمن در زمينه ترويج كتابخواني و آمادهسازي فضاي مناسب براي مطالعه، ساخت قرائتخانههاست. تاسيس كتابخانه به هزينههاي زيادي براي تهيه منابع، محل مناسب و تامين نيروي انساني آموزش ديده نياز دارد كه با وجود تمام مسائل و مشكلاتي كه در بخش فرهنگي وجود دارد، گاهي اين مهم دير به تحقق مي رسد اما مسئولان غافل نبوده اند از ديگر قشرهاي مختلف جامعه از جمله دانش آموز و دانشجو و ديگر كتابدوستاني كه فقط نياز به فضاي مناسب براي مطالعه دارند؛ محلي آرام، با سيستم گرمايشي و سرمايشي مناسب، بدون سر و صدا و امنيت كافي. اين چيزي است كه مثلا در قرائتخانه شريعتي واقع در پارك شريعتي فراهم شده است. مهمترين اشكال اين مراكز اين است كه 3 روز در هفته را به خانمها و سه روز را به آقايان اختصاص ميدهد. يكي از كاربران قرائتخانه مي گفت: ما هم مي دانيم كه گاهي اوقات افراد ناشايست موجب ميشوند تا كساني كه به طور جدي به كاري مشغولند، از هدف اصلي شان دور بمانند. در كتابخانهها و سالنهاي مطالعه نيز از اين قاعده مستثنا نيستيم. يكي از دلايل شهرداري براي دوسالنه كردن قرائتخانهها در اين است كه خانمها و آقايان در يك زمان مشخص
با يكديگر در سالنهاي مطالعه جداگانه حضور داشته باشند، شهرداري مي تواند در هر پارك كه فضايش را دارد يك قرائتخانه بسازد و هر قرائتخانه مخصوص يك گروه باشد تا ديگر از چنين مشكلات احتمالي دور باشيم. از طرفي در طي تمام روزهاي هفته بتوانيم از قرائتخانه استفاده كنيم. قرائتخانهها حتي براي دانش آموزان بسيار مفيد است. زيرا به راحتي مي توانند پس از تعطيل شدن مدارس در قرائتخانهها به درس خواندن مشغول شوند. از طرفي براي هر شهروندي كه زماني را مجبور است به بطالت در خيابان بگذراند تا به ديگر كارهايش برسد، بهترين فضا براي مطالعه در همين مراكز فراهم مي شود.
چنين پيشنهادهايي براي رشد فرهنگ كتابخانه و ايجاد فضاي مطمئن بسيار مناسب است حتي اگر هزينهها و استخدام نيروها دقيقا دو برابر بشود. يكي از اشكال قرائتخانهها در اين است كه در ايام تعطيل آنها هم تعطيل مي كنند تا عدالت بين دو گروه خانمها ، آقايان برقرار شود. در غير اين صورت همواره بحث و جدل بر سر نوبتي بودن حضور اعضا در قرائتخانه ايجاد مي شد اما از يك طرف تعطيليهاي مكرر در كشور ما همان فرصتهاي سه روزه را نيز از علاقهمندان كتابخواني دريغ مي كند.
شبانه روزي شدن كتابخانهها جاي بحث طولاني دارد. آيا درست است كه فرهنگ بيرون ماندن از خانه حتي در شب در كشور تبليغ شود؟ آيا هر كسي كه با كارت عضويت و به بهانه رفتن به كتابخانه از منزل خارج مي شود، زمانش را فقط صرف مطالعه مي كند؟ اين سوال مهمي است كه در وهله اول به نظر مي رسد اما براي فرهنگسازي و ترغيب مردم به مطالعه و مناسب كردن بستر براي علاقهمندان ايجاد كتابخانه هاي شبانه روزي اهميت زيادي دارد. شايد بايد بخش نخست اين سوالات را به فرهنگسازي هايي در زمينه هاي ديگر ارجاع داد. در هر صورت اين درست است كه كتابخانه ها در ساعات طولاني با امكانات مناسب بدون دريافت هزينه يا با حداقل حق عضويت در اختيار علاقهمندان به مطالعه قرار گيرد.
كتابفروشي
آنها كه اهل كتاب و كتابخواني هستند هر روز دلمشغوليهاي زيادي را در سر ميگذرانند كه حوزه نشر و چاپ و فروش كتاب هم بالطبع بخشي از اين بازيهاي لذت بخش ذهني را تشكيل ميدهند و امان از اين دايره تخيلهاي بيپايان ذهن كه تا كجاها كه پر نميگيرد! اين كه اولين كتابفروشي ايران را چه كسي،كي و كجا راهاندازي كرد؟ يا اينكه فروش كتابهاي دست دوم اولين بار از كجاي تاريخ ايرانزمين شروع شد؟ حتي لذت حدس زدن محبوب ترين كتاب فروشي ايران نيز خودش عالمي دارد. زنده ياد ايرج افشار اما در طول زندگي پر بار خود هميشه وراي تخيل و خيال گام برميداشت. افشار اولين كسي بود كه به بهانه فوت نا بهنگام پسرش بابك افشار كتابي تخصصي را درباره كتابفروشي و مسائل پيرامون آن تدوين و منتشر كرد. تاريخ کتابفروشي اما موضوعي شده است که نياز به بررسي و مرور دارد. در قديم وراقها اين کار را برعهده داشتند و دکانهايي براي کاغذ فروشي و کتابفروشي وجود داشت اما روشن است که بسان امروز نبوده که انبوه کتابها چاپ مي شود و نياز است تا کسي در هر شهري به کار فروش آن بپردازد. اين فروشندگي هم مثل ساير کاسبيها تحولاتي را پشت سر گذاشته و در شکلها و صورتهاي
مختلفي بروز کرده است. يکي از کارهاي ابتکاري در تهران درست کردن يک کتابفروشي موضوعي بود که شايد براي نخستين مرتبه بابک افشار دست به ايجاد آن زد، کتابفروشي خود را در ساختمان آلومينيومي خيابان انقلاب روبهروي پمپبنزين وصال به عنوان کتابفروشي تاريخ نامگذاري کرد. هر کسي که علاقهمند به اين حوزه مطالعاتي بود بدانجا سري مي زد و آنچه را مي خواست تقريبا مي يافت. كتابفروشي مجموعه اي از مقالات است كه در بيش از هفتصد صفحه به چاپ رسانيده و به عنوان يادنماي بابک افشار منتشر شده است. اين هم خود نكته آموزندهاي است كه زندهياد ايرج افشار از خود به يادگار گذاشته است. در اين مجموعه تعداد زيادي از اهل کتاب بخصوص آنان که با کار نشر و کتابفروشي مربوط بودهاند خاطرات خود را از اين تجارت و کاسبي بيان کرده اند و بدين ترتيب برگي از تاريخ کتابفروشي را که خود ميتواند گوشه از تاريخ و فرهنگ را نشان دهد در ميان برگهاي تاريخ ثبت کردهاند.
مدير خانه كتاب در گفتوگو با تهرانامروز
امروزه شهرت فوتباليستها بيشتر از نويسندگان است
علي شجاعي صائين مدير خانه كتاب در گفتوگو با تهران امروز ضمن تاييد و تاكيد سخنان مقام معظم رهبري گفت: به نظر من ايشان دقيق و كاملا درست در رابطه با وضعيت كتابخواني صحبت كردند. ايشان در سخنانشان به رغم عناوين منتشر شده دقيق اشاره كردند و از ضعف و مشكلات كتاب به درستي سخن گفتند. همانطور كه ايشان فرمودند يكي ديگر از ضعفهاي ما افزايش كتابهاي زرد در بازار، رونويسي آثار، محتواي تكراري آنهاست، همچنين خلاقيت در آثار كاهش يافته و نويسندگان كمتر به دنبال موضوعات نو و جديد ميروند. وي افزود: تيراژ نسبت به جمعيت حال حاضر كشور پايين است. با توجه به جمعيت 75 ميليوني كشور بايد تيراژ كتابها بالا برود. همچنين امروزه سطح سواد مردم نسبت به قبل از انقلاب بالا رفته و كشور با توسعه ملي در سطح فرهنگي بالاتر نسبت به قبل قرار دارد، به همين دليل ضعف بالايي نسبت به تيراژ كتاب حس ميشود.مسئولان بايد براي رفع اين مشكل بكوشند و بايد برنامههاي متنوعي تدارك ديده شود. اين برنامه بايد در بلندمدت انجام گيرد و ريشه اصلي اين معضل بايد در فرهنگ كشور جستوجو شود.
شجاعي صائين افزود: از ديگر مشكلات ما در اين زمينه بيتوجهي به ارزشهاي نويسندگان است. امروزه ارزش به شهرت و ثروت بازيگران و ورزشكاران محدود شده و كمتر به ارزش فرهنگي نويسندگان توجه ميشود در حالي كه نويسندگان در راه رشد آگاهي و دانايي ملت تلاش ميكنند و آگاهي و دانايي نقش بزرگي در بالا بردن سطح فرهنگ كشور ايفا ميكنند. اگر سطح فرهنگ كشور بالا رود و خانوادهها همانطور كه براي تحصيلات فرزندانشان هزينه ميكنند براي كتابخواني و كتابخوان كردن آنها تلاش كنند، اين امر در جامعه نهادينه ميشود و سرانه مطالعه بالا ميرود. در ادامه مدير خانه كتاب درباره علت پايين بودن سرانه كتاب گفت: به نظر من بزرگترين علت اين امر اين است كه ما در زمينه كتاب و كتابخواني برنامه مدون و هماهنگي نداريم. ما بايد برنامههاي پنج سالهاي را تدارك ببينيم و در آن با پژوهشهاي لازم و علتيابي پايين بودن سرانه مطالعه سعي در ارتقاي آن داشته باشيم. شجاعي صائين يكي ديگر از عوامل و مشكلات را در دسترس نبودن كتاب دانست و افزود: اطلاعرساني در زمينه كتاب و كتابخواني ضعيف است و كتابها در دسترس مردم نيستند. مردم نميدانند كتابهاي تازه و جديد چيست
و فقط چند كتابفروشي آن هم در شهر بزرگي مثل تهران وجود دارد كه ميتواند اين اطلاعات را به مردم بدهد. بايد كتاب را به ميان مردم بياوريم و راهكارهايي براي معرفي آثار و اطلاعرساني در باره كتابها پيدا كنيم. يكي از اين راهكارها معرفي آثار در مجامع عمومي است، مثلا ائمه جمعه در مساجد ميتوانند بعد از نماز در كنار خواندن قرآن كتابي را به مردم معرفي كنند. همچنين فروش كتاب در سوپرماركتها، فروشگاههاي زنجيرهاي و بيمارستانها موثر است.
راضيه تجار: كتاب در دسترس نيست
راضيه تجار يكي از راههايي كه ميتوان كتابخواني را در كشور رونق بخشيد، تغيير و تحول در قطع كتابها دانست، وي گفت: اگر بتوانيم كتابهاي جيبي با موضوعات مختلف توليد كنيم ميتوانيم از وقت و زمان مردم كه بيهوده مصرف ميشوند استفاده كنيم. وي يكي ديگر از موارد موثر در ارتقاي سطح كتابخواني را تبليغ كتاب در سينماها دانست. تجار همچنين گفت: مردم به كتابخواندن علاقه دارند اما كتاب به راحتي در دسترسشان قرار نميگيرد ما ميتوانيم با افزايش مراكز توزيع به پيشرفت كتابخواني بهبود ببخشيم. وي افزود:همچنين رسانه ملي فعاليت خوبي در زمينه معرفي كتاب و بالا بردن فرهنگ كتابخواني انجام داده است اما هنوز جاي مانور بيشتري در اين زمينه وجود دارد، اين فراگير كردن كتابخواني در كشور باعث پيشرفتهاي ديگري نيز ميشود. راديو هم نقش موثري در اين زمينه ايفا كرده و ميكند اما تاثير تلويزيون بيشتر است و بهتر است زمينه تبليغ و معرفي آثار در تلويزيون بيشتر فراهم شود.