رسول یونان: شعر آينهي محروميت است
رسول يونان معتقد است: شعر آينهي محروميت است؛ اين شعار نيست. اين همه اندوه وجود دارد. وقتي اندوه زياد باشد، استقبال از شعر هم زياد ميشود؛ اما اميد كه هيچ اندوهي نباشد و شعر هم ديگر آينهي اندوه نباشد؛ ولي رويكرد مخاطب به شعر به اين دليل است كه اندوه زياد است.
اين شاعر و مترجم شعر در گفتوگو با ايسنا، در ارزيابي شعر دههي 80، به گفتهاي از بيژن جلالي اشاره و اظهار كرد: خدابيامرز بيژن جلالي يك بار دربارهي دهههاي شعري حرف جالبي زد. گفت، سروته شعر ما يك دهه محسوب نميشود و تفكيك اين دههها را نميشود انجام داد.
يونان افزود: من خود فكر ميكنم حق با ايشان است و تفكيك دهههاي شعري سودي براي ما ندارد. به نظر من، ما بايد بيشتر به شعر بپردازيم تا به تاريخ آن. عموما در كشور ما به تاريخ اهميت ميدهند. من با بد يا خوب آن كار ندارم؛ اما تاريخ گاه ما را وادار به بيانصافي يا بيعدالتي ميكند.
وقتي ما به تاريخسازي دست ميزنيم، هرجا كه كم ميآوريم، سعي ميكنيم چيزهايي را از ذهن خود به آن بيفزاييم. با اين اوصاف، وقتي در زمينهي شعر هم اين كار را ميكنيم، خواه ناخواه اين اتفاق ميافتد؛ برخي قهرمان ميشوند و برخي شكست ميخورند. حال آنكه من اينگونه فكر نميكنم و معتقدم كساني كه قلم به دست ميگيرند، قابل احترام و تحسين هستند.
او با اشاره به رويدادهاي دههي 80، افزود: دههي 80 نيز ادامهي طبيعي سير دههي قبل بود، با تمام معايب و محاسنش. و حالا آيا در اين دهه اتفاق خاصي افتاده است يا نه، به نظر من، افتاده است. اتفاق خاص اينكه جواناني وارد عرصهي شعر شدند و شعر آفريدند. چه چيزي زيباتر از اين؟
يونان همچنين گفت: مهمترين چيزي كه گذر زمان به ما ثابت ميكند، اين است كه شعر ملك خصوصي كسي نيست. همه ميتوانند به اين باغ تشريف بياورند و گل بكارند و گل بچينند. شعر يك رسمالخط رسمي نيست كه همه مجبور باشند از آن پيروي كنند و هر تلاشي كه در محدودهي خارج از آن صورت بگيرد، به بيشعري و آماتور بودن متهم شود.
اين شاعر با اشاره به مخالفت خود با تفكيك دههها، اذعان كرد: من با تفكيك دههها مخالفام؛ ما بايد بيش از آنكه به تاريخسازي در ادبيات بپردازيم، به بارور شدن آن بينديشيم. دربارهي دههي 70، مقالات و مطالب زيادي نوشته شده؛ اما آنها به درد كسي نخورده است و آن چيزي كه ميماند، شعر و ادبيات است.
يونان با اظهار اميدواري نسبت به نپرداختن به حاشيهها عنوان كرد: اميدوارم ما بيشتر به اصل بپردازيم؛ نه به حاشيهها. سيدجواد ترابي، شاعر ترك، شعري دارد كه ميگويد: «بياييد به جاي آنكه حرف شعر را بزنيم، خود شعر را بگوييم». من فكر ميكنم حق با اوست. من هميشه اين حرف او را آويزهي گوشم ميكنم.
اين مترجم شعر دربارهي رويكرد مخاطبان به ترجمهي شعر در دههي 80، گفت: در دهههاي پيش نيز اين موضوع مطرح بوده است و به نظر من، در دههي 80، بيشتر از گذشته نبوده؛ اما اين بسيار خوب است كه ما بتوانيم با آراي شعري ديگر سرزمينها هم آشنا بشويم. وقتي جديدترين موبايلها، فرداي توليد در بازار ايران توزيع ميشوند، چرا شعر و داستان اينگونه نباشد؟
او افزود: كاش ادبيات ما هم به زبانهاي ديگر ترجمه ميشد؛ چرا كه اين به دوستيها و باروري ميافزايد.
يونان با اشاره به توجه بيشتر مخاطبان به شعر، عنوان كرد: شعر آينهي محروميت است؛ اين شعار نيست. اين همه اندوه وجود دارد. وقتي اندوه زياد باشد، استقبال از شعر هم زياد ميشود؛ اما اميد كه هيچ اندوهي نباشد و شعر هم ديگر آينهي اندوه نباشد؛ ولي رويكرد مخاطب به شعر به اين دليل است كه اندوه زياد است. من دوست دارم شاعران و خودم از اميد و شادي زيادتر حرف بزنيم؛ چون اندوه بازدارندگي دارد و همينطور عقبماندگي.