میراث بوش برای رئیس جمهور آینده آمریکا
"به رغم پافشاري بوش بر تشكيل كشور مستقل و صاحب حاكميت فلسطين تا پيش از پايان دورهي رياست جمهورياش، تمامي شواهد حاكي از آن است كه اين روياي او نيز مانند ديگر اهداف و آرمانهايش در منطقه تحقق نخواهد يافت و او با انجام سفر به خاورميانه و ديدار با سران اسراييل و فلسطين با هدف تشويق آنها به ايجاد توافقنامهي صلح نهايي تنها سعي دارد زمان باقي مانده از حكومتش را با فريب دادن تشكيلات خودگردان فلسطين و همگام با اهداف و خواستههاي اسراييل پيش ببرد."
به گزارش ايسنا روزنامهي البيان -چاپ امارات متحده عربي- در تحليلي به ارزيابي حقايق موجود در 12 ماه باقي مانده از دورهي رياست جمهوري بوش با توجه به پيچيدگي پروندههاي پرتنش او در منطقه پرداخته است.
در اين تحليل آمده است: "كشور مستقل و صاحب حاكميت فلسطين طي 12 ماه باقي مانده از عمر حكومت بوش هرگز تشكيل نخواهد شد و تنها مشكل بوش اين است كه اين مدت باقي مانده را چگونه در جهت فريب دادن تشكيلات خودگردان فلسطين و اعطاي فرصتهاي بيشتر به اسرييل جهت ادامه سياستهاي سلطه جويانهاش بگذارند."
البيان مينويسد: "پرونده فلسطين تنها پروندهاي نيست كه بوش بايد آن را براي جانشينش باز بگذارد زيرا پروندهي عراق، افغانستان، پاكستان و هم چنين پروندههاي هستهيي ايران و كرهي شمالي را نيز بايد به آنها افزود و چنانچه مسايل داخلي همچون مشكل بحران اقتصاد آمريكا را نيز به اين مشكلات بيفزاييم در مييابيم كه بوش يك جدول كاري پيچيده و شلوغ را براي جانشينش به ارث ميگذارد اما با اين وجود مسالهي فلسطين آسانترين پرونده از ديدگاه دولت جديد آمريكا خواهد بود، زيرا اين پرونده محكوم به اصول و ارزشهاي شناخته شده و تثبيت شدهي آمريكا است كه از زمان روساي جمهور گذشتهي اين كشور تاكنون متدوال بوده است."
در ادامه اين تحليل آمده است: "با توجه به اين واقعيت رييس جمهور آيندهي آمريكا هرگز نميتواند برگهي تضمينهاي را كه بوش رسما به دولت آريل شارون، نخست وزير سابق اسراييل داده لغو كند؛ تضمينهايي كه بر اساس آن آمريكا متعهد شده است مناطق يهودي نشين در اراضي فلسطيني را جزو لاينفك كشور آيندهي اسراييل بداند و آن را به رسميت بشناسد.
اما طبيعتا برترين و اولين اصل در سياستهاي آمريكا در قبال روند صلح را بايد اينگونه تشريح كرد كه اين كشور به هيچ وجه با تشكيل كشور مستقل فلسطين جز مطابق با معيارهاي دولت اسراييل موافقت نخواهد كرد."
البيان ميافزايد: "درخصوص پروندهي عراق نيز رييس جمهور آيندهي آمريكا بايد تصميم جدي و سختي را در خصوص حضور نيروهاي آمريكايي در خاك عراق و يا عقب نشيني از آن اتخاذ كند و اين تصميمي است كه جورج بوش در تلاش است تا در ماههاي باقي مانده از حكومتش در كاخ سفيد از آن فرار كند و با اين كه عقب نشيني نيروهاي آمريكايي از عراق يك درخواست مردمي در آمريكا محسوب ميشود اما انجام و يا عدم انجام آن امر آساني نيست زيرا حضور در عراق به منزلهي افزايش تعداد سربازان آمريكايي كشته شده بدون تحقق پيروزي جدي آمريكا در عراق است و عقب نشيني از آن نيز پيامدهاي نامناسب ديگري را به همراه خواهد داشت."
اين تحليل اينچنين ادامه مييابد: "وضعيت مذكور درخصوص اوضاع بحران زدهي افغانستان نيز صدق ميكند، نيروهاي سازمان آتلانتيك شمالي ناتو به رهبري آمريكا در افغانستان با حضور و يا عقب نشيني از اين كشور در شرايطي خطرناك و برابر قرار ميگيرند و در هر دو مورد وضعيت به سود گروه طالبان است به خصوص اين كه پيچيدگي امور افغانستان به دليل ايجاد بحران در پاكستان نيز افزايش يافته است."
در ادامه تحليل البيان آمده است: "از سوي ديگر اوضاع داخلي پاكستان نيز با بحراني مضاعف روبرو شده و آيندهي حكومت اين كشور بويژه در كنترل بخشهاي قبيلهنشين با خطراتي هم چون سيطرهي نظامي رهبران اين مناطق رو به رو است كه اين خطر تنها از گروه طالبان و عناصر آن پاكستان را تهديد نمي كند بلكه گروه جديدي موسوم به 'طالبان پاكستان' را نيزبايد معضلي جديد براي اين كشور دانست. اما اكنون سرگرداني دولت بوش از اين است كه چگونه بايد با بحران پيچيدهي افغانستان و پاكستان برخورد كند و بدون شك چارهاي ندارد جز اينكه اين پرونده را نيز بدون دست كاري به دولت آيندهي آمريكا واگذار ميكند."
در ادامه اين تحليل آمده است: "درخصوص پروندهي هستهيي ايران و كرهي شمالي نيز بايد گفت كه دولت بوش در هر اين پروندهها شكست خورده و به رغم اعمال فشارهاي آمريكا عليه ايران جهت تعليق غني سازي اورانيوم توسط اين كشور ايران به شكلي قاطع و مصمم در برابر اعمال فشارها ايستاده و دولت بوش حتي از طريق تحريمها نيز نتوانسته در اين پرونده به موفقيت برسد به طوري كه اخيرا حتي از اعمال گزينهي نظامي عليه ايران نيز عقب نشيني كرده است.
در خصوص پروندهي كرهي شمالي نيز شاهد هستيم كه اين كشور از تعهداتش در خصوص پايان دادن به برنامههاي نظامي هستهيياش صرفنظر كرده است."
در پايان اين تحليل آمده است: "از تمامي اين مسايل ميتوان نتيجه گرفت كه رييس جمهور آينده آمريكا به اين واقعيت دست خواهد يافت كه نفوذ و قدرت حكومتهاي سابق كاخ سفيد در عرصهي بينالمللي با كاهش چشمگيري روبه رو بوده است."