رد یک باور قدیمی؛ آیا با افزایش سن خلاقیت کاهش مییابد؟
برخلاف تصور رایج، بزرگسالان در آزمونهای خلاقیت عملکردی بسیار بهتر از کودکان دارند، اما ترس از قضاوت و اضطراب ناشی از رد شدن ایدهها، مانع بروز این پتانسیل ذهنی میشود.
فرارو- سالهاست این باور در فرهنگ عمومی جا افتاده که با گذر از دوران کودکی، چشمه تخیل و خلاقیت انسان میخشکد؛ با این حال، پژوهشها نشان میدهند با افزایش سن خلاقیت از دست نمیرود، بلکه افراد قربانی ترس از شکست میشوند.
به گزارش فرارو به نقل از گاردین، اگر از کودکی پنج ساله بخواهید نقاشی بکشد، او بیدرنگ و بدون کمترین تردیدی قلممو را برمیدارد و غرق در رنگها میشود. اما اگر همین درخواست ساده را از یک فرد بالغ داشته باشید، اغلب با مکث، لبخند معذب و طفره رفتن مواجه خواهید شد. چرا چنین رفتاری رخ میدهد؟
تا مدتها باور عمومی بر این استوار بود که کودکان به طور ذاتی از ذهنی خلاقتر و تخیلی رهاتر برخوردارند. اما پژوهشی نوآورانه که اخیراً در ژورنال علمی معتبر «پلاس وان» منتشر شده، این فرضیه قدیمی را با چالشی جدی روبهرو کرده است. این مطالعه نشان میدهد بزرگسالان در آزمونهای عملیِ خلاقیت عملکرد به مراتب درخشانتری نسبت به کودکان پیشدبستانی ثبت میکنند، اما درست در حین اجرای کار، سطح پایینی از اعتمادبهنفس و اضطراب شدیدی را تجربه مینمایند.
دکتر ماتیاس بندک، استاد دانشگاه گراتس اتریش و پژوهشگر ارشد این مطالعه، علت این خطای ادراکی را اینگونه تشریح میکند: «کودکان دارای چنان انگیزه درونی نیرومندی برای بازی کردن هستند و چنان در فعالیت غرق میشوند که ما به اشتباه شور و اشتیاق کودکانه آنان را توانایی خلاقانه بالاتر برداشت میکنیم.»
در این طرح مطالعاتی که با همکاری دانشگاه گراتس اتریش، دانشگاه لووَن بلژیک و دانشگاه ییل آمریکا به سرانجام رسید، ۹۲ کودک پیشدبستانی بین ۴ تا ۷ سال و ۷۰ فرد بزرگسال عمدتاً در دهه ۲۰ زندگی مورد سنجش مقایسهای قرار گرفتند. هر شرکتکننده میبایست سه مأموریت مشخص را انجام میداد: ۱. در بازه زمانی سه دقیقه، بیشترین کاربردهای نامتعارف و خلاقانه ممکن برای یک قوطی کنسرو خالی را پیشنهاد دهد؛ ۲. بدون هیچ محدودیت زمانی، هر نقاشی آزاد و دلخواهی را روی کاغذ پیاده کند؛ ۳. در مدت هشت دقیقه، یک جانور خیالی و ناشناخته را تصویرسازی نماید.
پس از پایان آزمونها، گروهی از داوران متخصص آثار خلقشده را بر اساس سه معیار کلیدیِ «اصالت و نوآوری»، «کاربردی بودن» و «سطح کلی خلاقیت» ارزشگذاری کردند. همزمان، شرکتکنندگان وضعیت هیجانی خود، میزان لذتبخش بودن فرآیند، درجه انگیزه، سطح اعتمادبهنفس و میزان اضطراب خود در حین اجرای تکالیف را گزارش دادند.
برخلاف انتظارات رایج، ارزیابی داوران حاکی از آن بود که ایدهها و دستاوردهای بزرگسالان در مقایسه با کودکان از اصالت، سودمندی و پیچیدگی بسیار بالاتری برخوردار است؛ بهویژه در مأموریتهایی که چارچوب زمانی و اهداف روشنی برای آن تعیین شده بود. با وجود این برتری فنی، کودکان احساس اطمینان و انگیزه بسیار بیشتری داشتند و تقریباً هیچ تنش و اضطرابی از خود بروز ندادند.
دکتر بندک در تحلیل این شکاف رفتاری تأکید میکند: «بزرگسالان در این آزمونها خروجی بهتری ارائه دادند و پتانسیل خلاقانه بالاتری به نمایش گذاشتند، اما اعتمادبهنفس بسیار اندکی داشتند. پرسش اساسی این است که چه سازوکاری باعث میشود افراد بالغ تا این حد نگران رد شدن و پذیرفته نشدن ایدههای بکر خود توسط دیگران باشند؟»
ریشه این تفاوت به زاویه دید دو گروه نسبت به کار بازمیگردد. کودکان روی خودِ فرآیند کشف و لذت بازی تمرکز میکنند و اشتباهات را جزئی طبیعی از مسیر میدانند. در مقابل، افراد بزرگسال نگاه خود را منحصراً بر هدف نهایی، استانداردهای بیرونی و قضاوت ناظران متمرکز میکنند. همین محافظهکاری باعث میشود بزرگسالان از ترس تمسخر یا اشتباه، ایدههای غیرمعمول و جسورانه خود را پیش از آزمودن سرکوب کنند.
پژوهشگران البته اذعان دارند که این مطالعه محدودیتهایی نیز دارد؛ تکیه بر مقایسه لحظهای میان دو گروه سنی خاص مانع از صدور احکام قطعی درباره کل فرآیند پیری میشود و قضاوت ذهنی کودکان در مقیاسهای امتیازی با سوگیریهایی همراه است. با این حال، نتیجهگیری بنیادین این دانشمندان راهگشاست: این تصور که با ورود به بزرگسالی خلاقیت از میان میرود، خطایی آشکار است. ما قدرت آفرینشگری خود را از دست نمیدهیم، بلکه اعتمادبهنفس به کار بستن آن را در زیر آوار ترس از قضاوت مدفون میکنیم.